آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ آذر ۱۳۹۳

بهرام میلانی

اجتماع


بزرگان طنز و هزل پارسی


نوشتن طنز در ایران نه تنها سخت است بلکه خطر بالایی هم دارد. کافی است نوشته‌ات یک مقدار گزنده باشد تا مردم با بیل و چماق بریزند دم خانه‌ات و از تو بخواهند که دیگر ننویسی. اما خب ترس بیل و چماق مردم باعث نشده همه ساکت بمانند؛ هر از چند گاهی فردی در این میان بوده است که جرأت داشته آینه را در برابر جامعه بگیرد و زشتی‌های‌اش را نشان‌اش دهد. همین شجاعت این اشخاص هم باعث شد تا ما برای ابراز احترام به این زنان و مردان بزرگ نام چند تن از طنزپردازان بزرگ کشور را روی کاغذ بیاوریم تا یادآوری این باشد که حتا در تاریک‌ترین ایام نیز افرادی وجود دارند که می‌توانند شما را بخندانند و به فکر فرو برند.


عبید زاکانی

قبول دارم، عبید زاکانی را همه‌ی شما می‌شناسید و در امتحان ادبیات فارسی نیز امتحان‌اش را پس داده‌اید. ولی خب خیلی سخت است که بخواهی راجع به طنازان ایرانی بنویسی و اسم عبید زاکانی را نیاوری، مخصوصاً وقتی که خواندن شعر‌های جنسی‌اش در دوران دبیرستان باعث خنده و شادی‌ات شده است. البته عبید زاکانی فقط به خاطر نوشتن شعر از زبان آلت‌های جنسی مردانه و زنانه معروف نیست، و بیشتر به عنوان یکی از پیشگامان طنز سیاسی و هجو شهرت دارد. اشعار جدی عبید زاکانی نیز از نظر ادبی جایگاه بالایی دارند. اگر دل‌تان می‌خواهد دوباره به دوران دبیرستان بازگردید، خوب است که رساله‌ی دلگشا یا منظومه‌ی موش و گربه‌ی این نویسنده‌ی عالی‌قدر را بخوانید.
* * *
download
ایرج میرزا
راجع به ایرج میرزا نوشتن خیلی سخت است چون او حتا در همین ایام نیز دشمنان زیادی دارد و حتا افرادی که از او تقدیر می‌کنند هم بدشان نمی‌آید یک‌بار مشتی حواله‌ی صورت‌اش کنند. ایرج میرزا، برخلاف شاعران هم‌دوره‌اش، ایرادی در استفاده از ادبیات کوچه و خیابان در شعرهای‌اش نمی‌دید و برای این که پیام‌اش را به مردم عادی بهتر برساند از کاربرد اصطلاحات خیابانی ابایی نداشت. همین قانون‌شکنی او باعث شده بود شاعران بسیاری از دست او ناراحت باشند. البته هیچ‌چیز جامعه‌ی ایران را بیشتر از «عارف‌نامه»‌ی او، که در آن به تمسخر عارف قزوینی و پلیدی‌های آن روزهای جامعه پرداخته، عصبانی نکرد. همین به سخره گرفتن عارف باعث گیس و گیس‌کشی‌های فراوانی در زمان ایرج میرزا شد که البته او با قدرت بالایی که در فن سخن داشت تمام حملات را یک‌تنه پاسخ گفت. افکار ایرج میرزا خالی از ایراد نبود، اما او همچنان به عنوان یکی از افراد پیشروی زمان خود شناخته می‌شود و اشعار انتقادی او به طرز غریبی حتا با حال‌وهوای این روزهای ما نیز همخوانی دارد.


صادق هدایت

همه دوست دارند صادق هدایت را به شکل سیاه‌چاله‌ای نشان بدهند که تمام شادی‌ و لبخندهای جهان را به درون خودش می‌کشد و فقط سیاهی مطلق باقی می‌گذارد. خب این تفکر کاملاً اشتباه است. در ابتدا باید توجه داشت که دوران زندگی صادق هدایت به شدت تاریک و سیاه بود. تحولات جنگ جهانی دوم و دوران رضا شاه هم کمکی به بهبود اوضاع نکرد، و همین شرایط وخیم بود که او را روز به روز بیشتر به سمت افسردگی هل داد. با تمام این احوال، صادق هدایت هیچ‌وقت حس طنز و بذله‌گویی‌اش را از دست نداد و همیشه سعی در استفاده از طنز در کتاب‌های‌اش داشت. می‌دانم باور این که صادق هدایت انسان بامزه‌ای بوده سخت است و خواندن بوف کور هم باعث نمی‌شود بعد از یک روز ناراحت‌کننده اوضاع‌تان بهتر شود. ولی خب لازم نیست بروید آن کتاب را بخوانید. اگر می‌خواهید طنز آشکار او را ببینید کافی است تا کتاب‌های وق وق ساهاب یا کاروان اسلام را بخوانید تا متوجه تبحر صادق هدایت در ایجاد لبخند بر روی صورت‌تان بشوید.


پرویز شاپور

آیا می‌دانید کلمه‌ی «کاریکلماتور» به نوشته‌های چه‌کسی اطلاق می‌شود؟ آیا می‌دانید کدام نویسنده اگر در ایام ما زنده بود سلطان توییتر فارسی می‌شد؟ جواب صحیح پرویز شاپور است. پرویز شاپور سلطان طنز یک‌خطی ایران است و هیچ‌کس هم نمی‌تواند این مقام را از او بگیرد. البته شاید شما پرویز شاپور را بیشتر به عنوان همسر فروغ فرخزاد بشناسید، ولی خب پرویز شاپور علاوه بر این که مخاطب آخرین تپش‌های عاشقانه‌ی فروغ بوده است، یکی از افراد صاحب سبک در زمینه‌ی طنز است و با نوشتن همان جملات تک‌خطی توانسته است هشت کتاب بامزه و منحصربه‌فرد تحت عنوان کاریکلماتور چاپ کند. اگر دنبال منبع مناسب برای جملات وایبری‌تان می‌گردید، آثار پرویز شاپور بهترین انتخاب برای شما خواهد بود.
* * *
Iraj-Pezeshzad_5edited
ایرج پزشکزاد
من طنزپرداز نیستم ولی اگر طنزپرداز بودم همیشه و همیشه حسرت می‌خوردم که چرا نمی‌توانم کتاب بامزه و خنده‌داری به خوبی دایی‌جان ناپلئون بنویسم. شک ندارم بعضی شب‌ها خود ایرج پزشکزاد نیز در خانه می‌نشیند و از خودش می‌پرسد چه شد که من بهترین رمان طنز فارسی را نوشتم و نام «دایی‌جان ناپلئون» را در میان شاهکار‌های ادبیات فارسی جاودانه کردم؟ پزشکزاد بعد از این سؤال حتماً می‌گوید خیلی خوب است که من روزنامه‌نگار و محقق خوبی نیز هستم، و همین هم باعث می‌شود برود یک کتاب تحقیقی مانند طنز فاخر سعدی بنویسد. ایرج پزشکزاد که باشی، همیشه به گونه‌ای به فرهنگ کشورت کمک می‌کنی، حتا اگر به زور از کشورت مهاجرت کرده باشی و نتوانی خانه‌ی واقعی‌ات را دوباره ببینی. متأسفانه من و شما ایرج پزشکزاد نیستیم ولی خب می‌توانیم کتاب‌های دیگر این نویسنده مانند حافظ ناشنیده‌پند یا ماشاالله‌خان در دربار هارون‌الرشید را بخوانیم و از ذهن زیبای این نویسنده‌ی بزرگ دوران‌مان لذت ببریم.


کیومرث صابری فومنی

طنز و کاریکاتور ایران حیات خود را به نوعی مدیون دو فرد بزرگ به نام‌های حسین توفیق (صاحب امتیاز هفته‌نامه‌ی توفیق) و کیومرث صابری فومنی (گل آقا) است. این دو فرد در دو برهه‌ی پیش از انقلاب و پس از انقلاب طنز را به مطبوعات ایران آوردند و به بقیه نیز این جرأت را دادند که به ابروی بالای چشم مسئولان دولتی اشاره کنند. صابری فومنی پیش از انقلاب در مجله‌ی توفیق قلم می‌زد و همین تجربه‌ی باارزش هم باعث شد بتواند مشهورترین ستون طنز فارسی به نام «دو کلمه حرف حساب» را در روزنامه‌ی اطلاعات بنویسد. نوشتن این ستون ابتدای راهی بود که منجر به نشر اولین مجله‌ی فکاهی – انتقادی ایران شد و مؤسسه‌ی «گل آقا» را پدید آورد. درست است که در این روزها تنها سایه‌ای از مجلات گل آقا باقی مانده است، ولی تفکر این مرد بزرگ در تمام ستون‌‌ها و مقالات طنز ایرانی پدیدار است.


ابراهیم نبوی

همه باور دارند که ابراهیم نبوی طنزنویس است، ما هم باور داریم که او طنز می‌نویسد. البته او استند‌آپ کمدی هم اجرا می‌کند که ما ندیده‌ایم ولی آن‌ها که دیده‌اند گفته‌اند استندآپ‌اش بد نیست. ابراهیم نبوی راجع به موسیقی و سینما هم مقاله و کتاب نوشته است. او در وزارت کشور مسئول بوده، در صداوسیما هم سریال ساخته است. ابراهیم نبوی یک‌بار پنج سال پیش نظریه‌ی «اسب تروآ» را داد که حالا ما راجع به آن صحبت نمی‌کنیم. خود این فرد بزرگوار هم ترجیح می‌دهد دیگر به اسب‌ها و کارهایی که می‌شود با آن‌ها انجام داد فکر نکند. آقای نبوی بعضی روزها ترانه هم می‌گوید، و می‌توانید بعضی از ترانه‌های ایشان را در فیلم مکس بشنوید. ابراهیم نبوی خیلی کارهای دیگر هم کرد و می‌کند، ولی خب همچنان بیشتر از همه به عنوان یک طنزپرداز شناخته می‌شود. طنزهای‌اش هم از قضا بسیار خوب هستند و حتماً لبخند را به لبان شما می‌آورند. اگر دل‌تان می‌خواهد ببینید فردی با این همه مشغله راجع به اوضاع امروز جامعه‌ی ما چه فکر می‌کند، کافی است سری به فیسبوک او بزنید و نوشته‌های روزانه‌اش را بخوانید.
* * *
tumblr_mj7hckLjVa1s6is7vo1_500
مرجان ساتراپی
می‌دانم الان می‌گویید: ما این همه نویسنده و طنزپرداز بزرگ داریم، نام مرجان ساتراپی این‎جا چه کار می‌کند؟ نام مرجان ساتراپی در این لیست است چون او با تمام افراد دیگر این لیست تفاوت دارد و کارش منحصر به خود او است. تمام افراد دیگر این لیست کسانی را داشته‌اند که با آن‌ها رقابت کنند و بر نام‌شان سایه بیاندازند، ولی مرجان ساتراپی با کتاب‌ها و فیلم‌های‌اش ژانر مخصوص به خودش را دارد، و آن‌قدر نگاه‌اش خاص و تک است که محال است کتابی از او را بخوانید و با دیگر نویسندگان ایرانی اشتباه‌اش بگیرید. البته این تک بودن او فقط محدود به کتاب‌های مصورش نمی‌شود بلکه فیلم‌های او نیز در بین کارگردانان ایرانی مشابه ندارند. همین منحصربه‌فرد بودن مرجان ساتراپی است که باعث می‌شود نام او در این لیست قرار بگیرد و خواندن کتاب‌ها و دیدن فیلم‌های‌‎اش برای هر ایرانی تبدیل به یک ضرورت بشود، حتا اگر پیدا کردن کتاب پرسپولیس و یا فیلم خورش آلو با مرغ در ایران سخت باشد.