آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ آبان ۱۳۹۳

نفیسه مطلق

عکس


پدر‌ها، پدرهای نازنین ما | مجموعه عکس | نفیسه مطلق


جامعهٔ من از قوانین مردسالارانه، از مقررات اجتماعی و رسم و رسوم‌های مردمحور رنج می‌برد. شمار زیادی از زنان و دختران با پیگیری‌های پر هزینه تلاش می‌کنند تا حقوق نادیده گرفته شدهٔ نیمی از جامعه را مطالبه کنند؛ به امید برقراری عدالت و برابری حقوق انسان. در این سال‌ها زنان بیش از گذشته خواسته‌اند و توانسته‌اند در زمینه‌های مختلف اجتماعی ظاهر شوند و با تمام مشکلات، آوازهٔ موفقیت‌هایشان در عرصه‌های مختلف روز به روز از گوشه و کنار کشور و جهان شنیده می‌شود. به نظر من واقعیت این است که در پس و پشت بسیاری از این موفقیت‌ها یک پدر ایرانی ست که در خلوت خود و در سکوتی غیرمتظاهرانه تابوهای زیادی را در خود شکسته است. او در میان‌سالی در گفتگویی درونی به مقابله با افکار پدری، آموخته‌های مادری و فشارهای پنهان اجتماع‌اش رفته و تلاش می‌کند دختر جوان‌اش را در مسیری جدید در جامعه هدایت و حمایت کند. مردانی که نباید به راحتی از کنارشان گذشت؛ پدران نازنین بسیاری از ما. این مجموعه نگاهی دارد به جامعهٔ متکثر و متنوع ایران با پدران و دخترانشان در قشرهای مختلف با زمینه‌های قومی، فرهنگی و مذهبی متفاوت. یادآوری کوچکی ست برای ما که گاهی خودمان را در کنار هم ببینیم…
* * * * *
F01

پدر نیوشا مهندس است. “پدر من پنج روز از هفته را برای کار دور از خانه است. بیشتر در زمان تعطیلات و آخر هفته ها با هم هستیم.”
* * * * *
F02

پدر زهرا کارمند است. “او پدر خوبی است، نمی دانم چه چیزی اضافه کنم.”
* * * * *
F03

پدر شادی تاجر است. “یک پسر لجوج درون او وجود دارد که باید بدانی چطور با او برخورد کنی.”
* * * * *
F04
پدر کتایون بازنشسته ارتش است.”دوستانم می‌گویند او بیش از حد مراقب من است اما از نظر من او بهترین حامی زندگی‌ام است.”
* * * * *
F05
پدر فاطمه کتابدار یک مسجد است. “مردم تصور می‌کنند چون پدر من روحانی ست من در زندگی‌ام آزادی ندارم در صورتیکه او به من اجازه داد در سن ۱۵سالگی با دوستانم به نمایشگاه کتاب بروم.”
* * * * *
F06
پدر شیما و لینا مدیر پروژه‌های عمرانی ست. “از آنجایی که پدر ما در اروپا تحصیل کرده است به ما همه آزادی‌هایی که جوانان غربی در زندگیشان دارند داده است.”
* * * * *
F07
پدر زهرا بیکار است. “من نمی‌دانم دربارهٔ او چه بگویم. واقعن نمی‌دانم!”
* * * * *
F08
پدر آرزو فرش فروش است. “او مرد شوخ طبعی ست و با حرف‌ها و کار‌هایش همه را در مهمانی‌های خانوادگی می‌خنداند.”
* * * * *
F09
پدر فاطمه کشاورز است. “پدرم خیلی کار می‌کند. او زیاد از حد کار می‌کند.”
* * * * *
F10
پدر مهسا جانباز جنگ است. “او همیشه برای من یک قهرمان است اما آرزو می‌کنم‌ای کاش دوباره شبیه گذشته‌ها شاد و امیدوار باشد.”