آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ آبان ۱۳۹۳

آرام شبرنگ

اجتماع


شبکه‌های اجتماعی در جامعه‌ای در حال گذار


Social-Networking-Overloadedited

زندگی متفاوت “ز” از وقتی شروع شد که شمارهٔ مرد را ذخیره کرد، به وایبر اضافه‌اش کرد و ارتباطشان از به اشتراک گذاشتن جوکها به حرفهای جدی‌ رسید. سه سالی از ازدواج‌اش می‌گذشت که یک روز بهاری مرد را دید، از احساس عجیب درون‌اش بی‌تفاوت گذشت، شماره‌ای را که مرد روی کاغذ نوشته بود دور انداخت و همچون سابق به زندگی ادامه داد. دیدار دوم اما شکل دیگری گرفت، رابطهٔ تازه‌ای را تجربه می‌کرد که روزهای متفاوتی را برایش رقم می‌زد؛ دل باخت و به باور‌هایش پشت پا زد. حالا می‌گوید دیگر از خودش راضی نیست و میان صحبت‌ها بار‌ها اعتقادش به تعهد و صداقت را گوشزد می‌کند. پایانی برای این وضعیت متصور نیست: زندگی‌اش را دوست دارد، شوهرش را مرد محترم و معقولی توصیف می‌کند، اما ارادهٔ دل کندن از رابطهٔ جدید را هم ندارد.
موقعیت “ز” را نمی‌توان به کل جامعه تعمیم داد اما رد پای آن را می‌توان در گوشه‌های پنهان شهر‌ها و روستا‌ها یافت،‌‌ همان روندی که از آن با عنوان “انقلاب جنسی” در ایران یاد می‌‌شود و شکل‌های مختلفی به خود گرفته است: کاهش نرخ تولد، افزایش سن ازدواج، افزایش نرخ طلاق، طلاق‌های عاطفی و خیانت. تازه‌ترین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نیز مهر تأییدی بر این موضوع می‌زند. براساس این گزارش، ۷۴ درصد دانش‌آموزان با جنس مخالف خود ارتباط جنسی داشته‌اند و بیش از هفده درصد آنها نیز گرایش‌های همجنس‌خواهانه را تجربه کرده‌اند. این گزارش و گزارش‌های دیگری که از سوی نهادی دولتی ارائه می‌شوند، آماری از روابط موازی در زندگی زناشویی ارائه نمی‌دهند؛ با این همه، بعضاً در سخنان مقامات و گزارش‌های نهادهای مسئول اشاراتی دیده می‌شود: از جمله آنکه خیانت از دلایل مهم طلاق در ایران به شمار می‌رود.
در عین حال، این “انقلاب جنسی” با افزایش استقبال از شبکه‌های اجتماعی در میان ایرانیان همزمان شده است: جدید‌ترین آمار ارائه ‌شده در سامانهٔ “مدیریت ضریب نفوذ اینترنت” در تیرماه امسال نشان می‌دهد که تعداد کاربران اینترنت در ایران به مرز ۳۷ میلیون نفر رسیده و ضریب نفوذ آن نیز بیش از ۴۹ درصد برآورد شده است. همچنین براساس برآوردهای غیررسمی، بیش از ۸۵ درصد از این کاربران به عضویت شبکه‌های اجتماعی نظیر فیسبوک درآمده‌اند. چنین استفاده‌ای از اینترنت نمی‌تواند بی‌تاًثیر بر جامعه باشد. مساًله اما اینجاست که این تأثیر چگونه و به چه نحوی روی می‌دهد؟
حسین قاضیان، جامعه‌شناس، معتقد است که مضامین و نحوهٔ استفاده از شبکه‌های اجتماعی از اوضاع واحوال بیرون از این شبکه‌ها خبر می‌دهد. او به کمرنگ شدن حضور سیاسی ایرانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی در برخی دوره‌ها اشاره می‌کند و آن را ناشی از تغییر اوضاع و احوال جامعه می‌داند و فضای سیاسی شبکه‌های اجتماعی در اوج جنبش سبز یا انتخابات و فضای ورزشی در جام جهانی را به عنوان شاهد مثال مطرح می‌کند. این جامعه‌شناس البته “رواج نوشتن از زندگی شخصی (چیزی که با وبلاگ‌ها شروع شد و در شبکه‌های اجتماعی ادامه پیدا کرده) را از جمله نشانه‌های رشد فردیت” به حساب می‌آورد، فردیتی که به زعم او به دلیل
عدم امکان بروز در زندگی روزمره به شبکه‌های اجتماعی محدود می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی امکان دیگری را هم پیش روی کاربرانش می‌گذارد: امکان دوست‌یابی، مسئله‌ای که نه فقط در ایران که در سرتاسر جهان دیده می‌شود.

تأثیر شبکه‌های اجتماعی اما به این دو جنبه محدود نمی‌شود. این دستاورد نوین امکان دیگری را هم پیش روی کاربرانش می‌گذارد: امکان دوست‌یابی، مسئله‌ای که نه فقط در ایران که در سرتاسر جهان دیده می‌شود. از حسین قاضیان دربارهٔ وسعت این مساًله در ایران می‌پرسم و او “محدودیت‌های اجتماعی و محدودیت‌های ناشی از سیاست‌های کنترلی حاکمیت” را از جمله دلایلی می‌داند که ممکن است موجب رواج افراط ‌گونهٔ دوست یابی در ایران شده باشد.

علم جامعه‌شناسی هرگونه استقبال، بیزاری و واکنش‌های وسیع اجتماعی را نشانه‌ای از گرایش‌ها و تحولات جاری در جامعه می‌داند، نشانه‌ای که وجه دیگری از جامعه را به تصویر می‌کشد: جامعه‌ای در حال گذار. از نگاهِ حسین قاضیانِ جامعه‌شناس هم این پدیده، دوست‌یابی در فضای مجازی، نشانه‌ای از تغییر تعیین سبک زندگی در جامعهٔ جوان ایران است. او که اساس سبک زندگی را تأکید بر “بُعد انتخاب‌گرانهٔ انسان معاصر” می‌داند، به ارتباط تنگاتنگ آن با مفهوم فردیت اشاره می‌کند. به باور این جامعه‌شناس، ” فردیت یکی از جنبه‌های مهم گذاراست و یکی از ابعاد آن، بازسازی هویت بر مبنای عناصری است که هر شخص از محیط فرهنگی و اجتماعی پیرامونش انتخاب می‌کند. دوست‌یابی هم بخشی از این سبک زندگی است چرا که انسان معاصر (مفهوم انسان معاصر با فردی که در جهان معاصر زندگی می‌کند، فرق دارد) دوست خود را بر مبنای گرایش‌های فردی و نه بر مبنای شبکه‌هایی که از آغاز در آن به دنیا آمده است، انتخاب می‌کند.”
Social-Media-Manageedited
تغییر رفتار‌ها و عادت‌های جنسی ایرانیان را می‌توان به عواملی همچون افزایش سطح ارتباطات وآموزش، حضور زنان در جامعه، گسترش زندگی شهری و شرایط اقتصادی مرتبط دانست. در میان این عوامل اما آنچه بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای است، دو گزینه‌ای که از قضا همزمان در ایران گسترش یافته‌اند: ظهور شبکه‌های اجتماعی از یک‌سو و آغاز پخش سریال‌ از شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای واکنش‌های زیادی را در جامعهٔ ایران، به ویژه در میان محافظه‌کاران برانگیخته است. این هر دو اما تا چه اندازه روی جامعهٔ ایران به ویژه زنان تأثیرگذار بوده‌اند؟
حسین قاضیان، با تکیه بر شهود اجتماعی و با توجه به فقدان تحقیقات گسترده در این باره، یادآور می‌شود که ” تیپ و موقعیت اجتماعی بینندگان جدی سریال‌های ماهواره‌ای و کاربران جدی شبکه‌های اجتماعی تا حدی متفاوت است: زنان بیشتر از مردان بییندهٔ سریال‌ها هستند اما در شبکه‌های اجتماعی نوعی تعادل وجود دارد. سطح تحصیلات بییندگان جدی این سریال‌ها از سطح تحصیلات کاربران جدی شبکه‌های اجتماعی پایین‌تر است و از نظر شغلی هم خانه‌دار‌ها بیشتر از افراد شاغل به سریال‌های تلویزیونی علاقه نشان می‌دهند. به این ترتیب، ممکن است اثر تجمعی یا سینرژیک این دو منبع متفاوت بر روی زنان تنها به آن گروهی اختصاص داشته باشد که همزمان کاربر جدی هر‌دو باشند.”

زنان ایرانی بیشتر به کنترل شخصی ذهن و بدن خود متمایل شده باشند و در برابر کنترل آن توسط دیگران – اعم از خانواده و دولت – حساسیت بیشتری پیدا کرده باشند، حساسیتی که وجه دیگری از رشد فردیت و البته خودآگاهی جنسیتی است.

تأثیرات اینترنت و ماهواره تنها به ایران محدود نمی‌شود، با این همه اما هرگونه بحران‌ اجتماعی، و هر تغییری در عادات و رفتارهای جنسی و اخلاقی از سوی محافظه‌کاران نتیجهٔ مستقیم این دو شمرده می‌شود. حسین قاضیان دربارهٔ تأثیر این دو معتقد است: “می‌شود حدس زد از طریق سرایت ارزش‌ها و نگرش‌ها و گرایش‌هایی که در هر یک از این دو منبع منتشر می‌شود زنان ایرانی بیشتر به کنترل شخصی ذهن و بدن خود متمایل شده باشند و در برابر کنترل آن توسط دیگران – اعم از خانواده و دولت – حساسیت بیشتری پیدا کرده باشند، حساسیتی که وجه دیگری از رشد فردیت و البته خودآگاهی جنسیتی است.”

به “ز” برگردیم، به زنی که وقتی از خیانت حرف می‌زند بلافاصله پای وایبر و فیسبوک را وسط می‌کشد و با لبخندی بر لب از آن با عنوان “خانه‌خراب‌کن” یاد می‌کند. در این کنایه البته نکته‌ای هست که از توان شبکه‌های اجتماعی حکایت می‌کند: فضایی که از مهم‌ترین نمادهای جهانی شدن به شمار می‌آید و کاربران در این فضا خود را درمقابل انبوهی از اطلاعات گوناگون، و در نتیجه امکانات و انتخاب‌های گوناگون، قرار می‌دهند. حسین قاضیان دربارهٔ هجوم این اطلاعات گسترده به زندگی افراد و تردیدهایی که در مواجهه با فرهنگ‌های گوناگون به وجود می‌آید، به بحران هویت، یک بحران عمومی، که به دوران گذار مربوط می‌شود، اشاره می‌کند. او بخشی از این بحران را ناشی از تماس با منابع دیگری از جهان‌ها، ارزش‌ها و نگرش‌ها می‌داند که یک جامعه پیش‌تر با آن ناآشنا بوده است: “در حال حاضر رسانه‌های نوین، اعم از رسانه‌های همگانی و رسانه‌های اجتماعی، بخشی از کار انتقال ارزش‌ها و نگرش‌های متفاوت و تماس با جهان‌های دیگر را عملاً به عهده گرفته‌اند. به این ترتیب می‌شود گفت که رسانه‌های نوین هم در این بحران و تشدید آن نقش دارند. بخشی از این نقش از طریق تردید در باورهای پیش‌تر مسلمی صورت می‌گیرد که یک جامعه به خاطر تماس نداشتن با جامعه‌های دیگر آنها را مسلم می‌پنداشته است.”

مقامات حکومت ایران اما نگاه دیگری به این ماجرا دارند و در مواجهه با استقبال روزافزون ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی، همچون همیشه سلاح ممنوعیت و محدودیت را به کار می‌برند. با تکیه بر همین دیدگاه است که با اوج گرفتن کاربران وایبر در ایران راه چاره در فیلترینگ جستجو می‌شود و ممنوعیت دسترسی به فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی همچنان پابرجاست. با استناد به آمار ارائه شده در ابتدای مقاله اما به وضوح می‌توان دریافت که ممنوعیت‌هایی از این دست در سرکوب اشتیاق جامعهٔ ایرانی بی‌تاثیر بوده است. حسین قاضیان نیز با صحه گذاشتن بر این موضوع، تأکید می‌کند: خود این مقامات هم می‌دانند که این محدودیت‌ها، و ایجاد فرهنگ گلخانه‌ای، فقط به “ایدز فرهنگی” می‌انجامد و انجامیده است. برای همین است که هر پدیده جدیدی که از طریق این شبکه‌ها پخش می‌شود لرزه بر اندام سیاست‌های کنترلی حکومت می‌اندازد. چون در ‌‌نهایت همه می‌دانند که این ممنوعیت‌ها بیشتر اشتیاق‌ زاست تا انگیزه‌زدا.