آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ آبان ۱۳۹۳

پروین سعادتی

اجتماع


سفر سخت


‬مجموعه عکسی از روستاهای بدخشان

20140416-_MG_4514

روستای خاروق در راه بدخشان، روستاهای کوهستانی. این مجموعه پرتره و روایتی از زندگی مردم است به دور از همۀ اتفاقات در دنیا؛ به دور از هر خبر خوب و بد. تنها دلخوش سرما و گرمای زندگی، دلخوش محصول خوب و بارش خوب و کنار هم بودن‌‌ همان کسانی که باقی مانده اند. بعضی زنها ، مردشان برای کار به روسیه رفته و دیگر باز نگشتند. در آنجا ماندند و ازدواج دیگر با زنی روس و زنان آنها وقتی می‌پرسی شوهرت کجاست غم بزرگی در چشمانشان هویدا می‌شود اما با لبخندی تلخ می‌گویند مُرده در جنگ یا مریضی یا برای کار رفته…. مردمان این روستا‌ها بوی ناب انسانیت می‌دادند. این سفر برایم سفری سخت اما به یاد ماندنی بود.

این یک حمام روستایی است. پسر بچۀ ۸ ساله که پدر و مادرش هر دو برای کار به روسیه رفته و در آنجا کشته شده اند تنها این زن از اقوام آنها از او مراقبت می‌کند. زنی مهربان که خود صاحب چند فرزند و نوه بود. در این عکس او دارد پسرک را تمیز می‌کند و می‌شوید یک جور حمام کردن. امکانات در این روستا خیلی کم است و اغلب مردم برای تهیۀ آب به رودخانۀ نزدیک روستا می‌روند. شرایط خیلی سخت مخصوصاً در سرمای زمستان، روستای یمگن بدخشان. پامیر
20140418-_MG_5060
20140418-_MG_5064
20140418-_MG_5132_1
20140418-_MG_5099
20140418-_MG_5079
—-

شهر خاروق این خانه در حومۀ شهر بود، خانوادۀ کوچک مهربان. این پیرزن ۶۰ سال داشت و شوهرش مرده بود و این دختر جوان نوه‌اش بود. پدربزرگش بر اثر بیماری مرده بود. پدر و مادرش هر دو کار می‌کردند؛ کشاورزی در زمینهای نزدیک آنجا. در خاروق بیشتر جوان‌ها حتی بچه‌های کوچک به خوبی انگلیسی حرف می‌زنند.
20140416-_MG_4581
20140416-_MG_4572
20140416-_MG_4602
—-

خاروق خانه ای در حومۀ شهر. این زن که کاردر خانه و کشاورزی و دوشیدن شیر گاو و از این قبیل انجام می‌دهد به همراه پدر بیمار و فرزندانش زندگی می‌کند. این دختران جوان از روستاهای کوچک و دور‌تر از سمت پامیر برای خواندن درس در دانشگاه به آنجا امده و نزد این خانواده یک اتاق گرفته و زندگی می‌کند و چون پول ندارد در کار‌ها به آنها کمک می‌کند. دختر روسری سفید دانشجوی رشته شیمی و آنکه کلاه به سر دارد دانشجوی زبان انگلیسی است. شوهر این زن برای کار به روسیه رفته برای آنها پول می‌فرستد اما کفاف زندگیشان را نمی‌دهد.
20140416-_MG_4698
20140416-_MG_4763
20140416-_MG_4841
20140416-_MG_4791
20140416-_MG_4701
20140416-_MG_4865
—-

خاروق یک مغازه نزدیک شهر. این زن تنها زندگی و کار می‌کرد به همراه دخترش و این پسر بچه نوۀ اوست در حال دوچرخه سواری. شوهرش چند سال پیش بر اثر بیماری قند مرده بود.
20140416-_MG_454120140416-_MG_4513
/>
20140416-_MG_4528
—–

روستای درواز در راه خاروق بدخشان. روستای درواز. این زن به همراه پسرش کار کشاورزی می‌کردند. بیشتر مرد‌ها و پسرهای این روستا به روسیه یا شهر دوشنبه برای کار رفته بودند.
20140415-_MG_3849
20140415-_MG_3869
——

روستای درواز در راه بداخشان. یک مدرسه کوچک که از کلاس اول تا پایان دبیرستان همه در یک جا جمع بودند. بیشتر آنها زبان انگلیسی را بلد بودند و کلاس آواز و موسیقی هم داشتند . بعضی شان عضو گروه آواز بودند. این زن که کودکش را می‌بوسد و زن کنار او، هردو شوهرشان به روسیه رفته و دیگر برنگشته اند. البته آنها می‌گویند یا مرده است همسرمان و یا برای کار رفته و می‌‌آید!!
20140415-_MG_4062
20140415-_MG_4058
20140415-_MG_3934
20140415-_MG_3882
—–

روستای یمگن بدخشان. یک خانواده که همه آنها به خاطر ازدواج فامیلی دچار مشکلات ژنتیکی بودند. در این عکس مادر بزرگ و دختر بزرگش که در حال رقص است، و شوهرش در کنار پسرش در حال کشاورزی؛ و دختر کو
_MG_6098_1
_MG_6330_1
20140418-_MG_5036
20140420-_MG_6110
20140420-_MG_6083
——

روستای یمگ بدخشان. زنی جوان که همسرش برای کار به روسیه رفته. او ۲۷ سال داشت و یک فرزند کوچک. شوهرش دیگر بر نگشت. او می‌گفت مرده است . سر نوشت او هم مثل خیلی از زنهای دیگر که شوهرشان برای کار رفته و ازدواج کرده و بدون هیچ خبری زندگی جدید ی در روسیه شروع کرده اند، برای این زنها در روستا و شهرهای کوچکشان تمام است.
20140418-_MG_5506_1
20140418-_MG_5490