آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۳ آبان ۱۳۹۳

محمود فرجامی

اجتماع


تاًملاتی کوچک درباب چیزهایی بزرگ: رابطهٔ جنسی


turn-on-safe-sex-icon2_biggeredited
“رابطه” جوهر انسان امروزی، دیروزی و حتی پریروزی را تشکیل می‌دهد. نخستین رابطه‌های اساطیری برمی‌گردد به رابطهٔ دو جوان نودیست به نام آدم و حوا که به‌علت نداشتن حق انتخاب مجبور به داشتن رابطه‌های مشروع و نامشروع و عاطفی و جنسی و نقدی با همدیگر بودند.
یکی از رابطه‌هایی که آنها کشف کردند بقدری اصیل و لذیذ بود که تا امروز کمابیش به‌‌ همان حالت سنتی حفظ شده است. همین رابطه باعث بوجود آمدن من و شما شده است. دین‌داران البته مدعی‌اند که خواست خدا باعث بوجود آمدن ما و هرچیز دیگری شده است اما همین دین‌داران هم برای بوجود آوردن یکی مثل خودشان، به جای رفتن به جاهایی شبیه معبد و محراب، به جاهایی شبیه اتاق‌خواب و زیر لحاف می‌روند. بدیهی ‌ست که برای اهل ایمان استثنا هم هست و موارد زیادی از جماع با انواع موجودات توسط روحانیون در معبد و محراب وجود دارد.
رابطهٔ جنسی بر چند نوع است: رابطهٔ انسان با انسان و رابطهٔ انسان با حیوان و رابطهٔ حیوان با انسان و رابطهٔ انسان با جماد و رابطهٔ جماد با انسان. اما از میان تمام این روابط، رابطه‌ای رایج‌تر است که از شدت خصوصی و شخصی بودن، نام برده‌ نشد؛ یعنی رابطهٔ انسان با خودش که بی‌خطر‌ترین، ارزان‌ترین و در دسترس‌ترین نوع رابطهٔ جنسی است. با این حال معلوم‌ نیست که چرا بسیاری از اخلاق‌گرایان با این نوع رابطه مشکل دارند. ظاهراً آنها علاقهٔ بسیاری دارند که از میانِ این همه فجایعِ بزرگ اخلاقی و انسانی در دنیا، وقت و انرژی خودشان را صرف مساًله‌ای کنند که حتی یک شاکی هم ندارد. اصولاً چه کسی می‌تواند از خودش شکایت کند؟
رابطهٔ انسان با جماد و رابطهٔ جماد با انسان هم کمابیش از نوع رابطهٔ قبلی محسوب می‌شوند و به‌‌ همان میزان کم مدعی. تا به حال گزارش نشده حتی یک حفره در گوشه‌ای تاریک از حمام یک پادگان نظامی از سربازان دلاور شکایتی داشته باشد چه رسد به لوازم خانگی و بهداشتی. اتفاقا این نوع رابطه در پیوندی خجسته با رابطهٔ قبلی باعث رشد و شکوفایی صنایع وابسته شده است و در چند دههٔ اخیر برای ده‌ها هزار نفر، اعم از طراح و سازنده تا صنایع مرتبطی مثل باتری‌سازی و پُست، اشتغال‌زایی کرده است.
رابطهٔ جنسی انسان با حیوان از معدود روابطی است که از نظر تاریخی مورد مطالعهٔ دقیق علمای اسلام قرار گرفته است. میزان این مداقه به حدی‌ است که فقط در مورد حلال یا حرام بودن گوشت حیوانی که صلات ظهر در مکان مقدس توسط مؤمنی “وطی از دُبُر” می‌شود دویست و شانزده فتوا و اجتهاد مختلف تا کنون صادر شده است. با این حال جای شگفتی دارد که علمای مذکور با آن‌همه دقتِ نظریه و عملیه در باب رابطهٔ انسان با حیوان، چرا در باب رابطهٔ حیوان با انسان سکوت اختیار کرده‌اند. یک احتمال آن است که آنها همواره در مورد مسائل “مبتلابه” دقت نظری و عملی مبذول داشته‌اند. از این رو بعید نیست با باز شدن باب اجتهاد برای زنان، مسائل مبتلابه علمای اسلام وسیع‌تر شود و فتاوای ضروری و روشنگری دربارۀ رابطهٔ حیوان با انسان نیز صادر شود. تا آن موقع ظاهراً باید عرفای مسلمان که از قدیم‌الایام غفلت‌های فقها را رفع و رجوع می‌کرده‌اند، کم‌کاری آنها در این زمینه را هم به دوش بکشند. مولوی بلخی یکی از مشهورترینِ همین‌هاست که این نوع رابطه را مورد توجه قرار داده و در این زمینه دست‌کم یک خاتون “شهید” هم داده است!
رابطهٔ جنسی انسان با انسان پیچیده‌ترین نوع رابطه است. بخشی از این پیچیدگی به‌خاطر آن است که این نوع رابطه با طیف گسترده‌ای از روابط انسانی- مثلا رابطهٔ عاطفی، رابطهٔ کاری، رابطهٔ عاشقانه و حتی رابطه‌ای موسوم به رابطهٔ افلاطونی- گره خورده است، اما تجربه نشان داده همهٔ راه‌ها به رم و یکی از استادیوم‌های هیجان‌آور آن ختم می‌شود! البته رابطهٔ انسان با انسان هم انواع خود را دارد و به دو گونهٔ مهمِ رابطهٔ انسان با همجنس‌اش و با غیر همجنس‌اش تقسیم می‌شود. رابطهٔ انسان با غیرهمجنس‌اش که فتح باب این نوشته (و خیلی باب‌های دیگر!) بوده‌است نیازی به معرفی و توضیح ندارد و به احتمال قریب به یقین شما یا انجامش داده‌اید یا خواهید داد و یا در حال انجامش هستید. در مورد اخیر، ضمن سپاس از وفاداری و توجه شما خوانندهٔ ارجمند، توصیه می‌کنم مطالعهٔ این نوشته را تا اتمام رابطهٔ جنسی خود به تاًخیر بیندازید و شریک خود را با ما دشمن نکنید…
رابطهٔ انسان با همجنس‌اش که همجنس‌گرایی نامیده می‌شود (و الزاماً جنسی هم نیست) نوعی رابطهٔ متاًخر است؛ به این معنی که آدم و حوا با آن آشنا نبودند و به عنوان پدر و مادر اساطیری ما هرگز آن را به‌کار نبستند. بعضی‌ها همین واقعیت را برای غیرطبیعی و غیر اخلاقی دانستن این نوع رابطه دلیل کافی می‌دانند، حال آنکه عده‌ای معتقدند کمبود امکانات در آن زمان را هم باید در نظر داشت. یک شاعر ایرانی در زمینهٔ زیرسؤال بردن این نوع استدلال به کنایه گفته است:
که گفت پیرزن از میوه می‌کند پرهیز؟ دروغ گفت که دستش نمی‌رسد به درخت
همین شاعر شیرین‌سخن البته به شهادت بخش بزرگی از شیرین‌زبانی‌هایش علاقهٔ فراوانی به همجنس، اما از نوع کم‌سن‌و‌سال و نوخطش داشته است. امری که عقلاً و اخلاقاً یکسره مذموم است حتی اگر دین‌داران و اخلاق گرایان هم آن را مذموم بدانند.