آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۸ مهر ۱۳۹۳

جلیل فتوحی نیا

اجتماع


دین در قاب تصویر


gab1
سریال مختارنامه، عکس از مسعود پاکدل

بازیگر، خنجر را در دستش حرکت می‌دهد. فیلمبردار یک‌بار دیگر موقعیت دوربین را کنترل می‌کند تا برق خنجر از نگاه بیننده دور نماند. عوامل برای چندمین بار فورگراند و بک گراند را چک می‌کنند. کارگردان برای آخرین بار موقعیت سه دوربین نصب شده در زوایای مختلف را بررسی می‌کند. نفس در سینۀ عوامل حبس شده است. همه چیز باید بدون عیب و نقص پیش برود چرا که برداشت دومی در کار نیست. صدای به هم خوردن و برق شمشیر‌های آخته در بک گراند، صحنه را در بر می‌گیرد. بازیگر چانۀ مرد قربانی را در دست دارد. خنجر حرکت می‌کند. خون فواره می‌زند و کارگردان فریاد می‌زند: کات.

در طول قریب به ده سال طراحی صحنۀ سریال‌های مذهبی، بار‌ها و بار‌ها در آماده سازی مقدمات چنین پلان‌هایی برای کارگردان‌های سریال‌های مذهبی سهیم بوده‌ام. اما شاید حتی خود آن کارگردان‌ها هم هرگز تصور نمی‌کردند جلوه‌های ویژه‌شان در شتک زدن قطرات خون در طبیعی‌ترین سکانس‌های کشتار و خون‌ریزی جنگ‌های مذهبی افراطیون نوظهور، روزی این‌گونه واقعی، بدون جلوه‌های ویژه بر صفحۀ گیرندگان مخاطبان ظاهر شود.

* * *
دین و آمیزه‌های دینی در ساخته‌های کارگردانان ایرانی از آغاز تولید محصولات سینمایی درایران مشاهده می‌شد. اما چگونگی نمایه و بروز آن، ‌گاه چنان گل درشت است که در تمام فیلم وصله‌ای است که به هیچ کجای آن نمی‌چسبد و‌گاه به ظرافت هرچه تمام‌تر بر دل مخاطب می‌نشیند. در میان سازندگان فیلم‌ها، بسته به نوع دینداری و نگرش‌شان به مذهب، گاهی نگاهی تواًم با حجب و حیای سنتی مذهبی مستولی است که رگه‌های خوشایند دینداری را می‌نمایاند. چنانکه بیننده با هر دین و مذهبی با خشنودی آن اثر را به پایان می‌رساند. نمونه‌های مشهود این آثار، کارهای مرحوم علی حاتمی مانند سوته دلان است. در آثار متاًخر، به کارهای ابراهیم حاتمی کیا مانند آژانس شیشه‌ای یا ساخته‌های رضا میرکریمی می‌توان اشاره داشت. کمال تبریزی نیز از این مهم بی‌بهره نیست، هرچند با نگاه طنزخویش، حاج رضا مارمولک فیلم خود را مایۀ خنداندن تماشاگر کند، اما با ظرافت هرچه تمام‌تر بار مذهبی کلامی فیلمش را بر دوش و ذهن بیننده می‌اندازد و او را بی‌بهره نمی‌گذارد تا با کمی تاًمل و تفکر از سالن سینما خارج شود.

gab2
آنتونی کوئین در فیلم محمد رسول الله


سینمای دینی وارداتی

وقتی صحبت از سینمای دینی می‌شود اولین جرقۀ ذهنی، سالهای نه چندان دور، پخش چندین بارۀ فیلم “پیغام” یا “الرساله” یا نسخۀ ایرانی آن “محمد رسول الله” ساختۀ مصطفی عقاد در اعیاد مذهبی اسلامی از تلویزیون است. البته دیگر ساختۀ مصطفی عقاد، فیلم شیر صحرا یا عمر مختار با بازی خوب آنتونی کوئین را نیز باید به این لیست افزود، که به مناسبت‌های مختلف پخش می‌شد که هم مذهبی بود و هم به زعم پخش‌کنندگان آن “ضد استعماری”.
در مناسبت‌های غیر اسلامی همچون سال نو مسیحی و گاهی هم شب کریسمس، فیلم “آهنگ برنادت” زینت بخش تلویزیون بود. ‌‌‌ همان فیلم که توسط هنری کینگ بر اساس سرگذشت راهبه‌ای مسیحی به نام برنادت سوبیرو بر اساس رمان آوای برنادت ساخته شده است.

سینمای وطنی

در ابتدای سال ۱۳۶۱ فریبرز صالح فیلم “سفیر” را ساخت که به حواشی قیام عاشورا می‌پرداخت. روایت قیس بن مسهرنماینده امام حسین که بنا به نامه سلیمان صرد خزاعی راهی کوفه می‌شودو… ولی زیاد مورد توجه تلویزیون قرار نگرفت. سالها این روند ادامه داشت تا بالاًخره جدی‌ترین ساختۀ مذهبی ایرانی در سال ۱۳۷۳به همت شهرام اسدی تولید شد. “روز واقعه” نام فیلمی بود که توانست با ساختاری خوب، جایگزین مطمئن فیلم‌های قبلی برای پخش چندین بارۀ مناسبت‌های تلویزیون شود.
دهۀ هفتاد آغاز تحولی در عرصۀ ساخت فیلم و سریال مذهبی در تلویزیون بود. چنانکه با سریال امام علی (۱۳۷۰- ۱۳۷۵) ساختۀ داوود میرباقری آغاز شد و با سریال‌های تنها‌ترین سردار (۱۳۷۳- ۱۳۷۵) که در مورد زندگی امام حسن بود و ولایت عشق (۱۳۷۶- ۱۳۷۷) که به زندگانی امام رضا می‌پرداخت، هردو به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده ادامه یافت. فیلم ایوب پیامبر (۱۳۷۲) و سریال مردان آنجلس (۱۳۷۷) ساخته‌های فرج الله سلحشور و فیلم مریم مقدس (۱۳۷۹) به کارگردانی شهریار بحرانی را نیز باید به این لیست اضافه کرد.

سیاست سفارش دهندۀ این گونه آثار اغلب به گونه ایست که نگاه یکسویه و تواًم با دیدگاه غالب مذهبی، در آنها موج می‌زند.

از این زمان به بعد ساخت سریال‌های مذهبی در دستور کار تلویزیون قرار گرفت. سریال‌هایی که بعضاً فیلمی هم از آن استحصال می‌شد. این روند با ساخت سریال‌های معصومیت از دست رفته (۱۳۸۱) که داستان یکی از یاران امام علی را در میانۀ عشق بین دو زن نقل می‌کند و مختارنامه (۱۳۸۲- ۱۳۸۸) به کارگردانی داوود میرباقری و یوسف پیامبر (۱۳۸۲- ۱۳۸۷) ساختۀ فرج الله سلحشور و همچنین فیلم ملک سلیمان (۱۳۸۶) کار شهریار بحرانی ادامه پیدا کرد.
برخی از این سریال‌ها که با صرف رقم‌های هنگفت میلیاردی ساخته شدند، ‌گاه به لحاظ محتوا و‌گاه به لحاظ ساختار، آن‌قدر ضعیف بودند که در میانۀ پخش حتی از سوی خود دست اندرکاران تلویزیون نیز به چالش کشیده شدند. ساخته‌هایی که به دلیل ضعف‌های بنیادی به سرعت دچار ریزش تماشاگرشدندو با‌‌ همان سرعت نیز در ذهن بیننده به فراموشی سپرده شدند.
سیاست سفارش دهندۀ این گونه آثار اغلب به گونه ایست که نگاه یکسویه و تواًم با دیدگاه غالب مذهبی، در آنها موج می‌زند. در میان آنها مواردی هم با توجه به فیلتر ذهن سازنده محل بحث و مناقشۀ صاحب نظران و علمای اسلامی اعم از شیعه و سنی و حتی دیگر ادیان شده است. این اظهار نظر‌ها آن‌قدر تند و تیز و در تضاد بوده‌اند که بعضی آن را “باقیات الصالحات” عوامل فیلم و سریال دانستند و برخی دیگر آن را تکفیر کرده‌اند و راه برگشت به دین سازندگانش را توبه دانسته‌اند.

gab3
رستاخیز به کارگردانی احمدرضا درویش

آخرین ساخته در زمرۀ فیلم‌های مذهبی در ایران، فیلم محمد (ص) ساخته مجید مجیدی است که در سال ۱۳۹۰ با دریافت پروانۀ ساخت، وارد مرحلۀ تولید شد. این پروژه که عنوان پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ فیلم و سینمای ایران را یدک می‌کشد با بهره گیری از عوامل خارجی، به قول سازندگانش قرار است جواب اهانت فیلم‌های ضد دینی دیگر را بدهد. اینکه چقدر در این راه موفق باشد، باید منتظر ماند تا به اکران عمومی و احیاناً پخش خارج از کشور برسد. اما آنچه مهم است اینکه باید دید انگیزۀ سازندگان این کار صرفاً به زعم خودشان جواب دندان شکن به ساخته‌های ضد دینی بوده یا اینکه فیلم را با پارامترهای حرفه‌ای در راستای باورهای مذهبیشان، بدون هرگونه عقاید افراطی ساخته‌اند.