آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ مهر ۱۳۹۳

حسن سربخشیان

اجتماع


مصاحبه با دکتر رابرت دسترو|تغییرات بزرگی در راه است



tag1
عکس از حسن سربخشیان

دکتر دسترو از سال ۱۹۸۲ در دانشگاه کاتولیک در شهر واشینگتن دی سی به فعالیت علمی و تحقیقاتی درحوزۀ مسائل مذهبی و حقوقی مشغول است. وی همچنین بمدت ۶ سال از ۱۹۸۳تا ۱۹۸۹ در مقام کمیسردر کمیسیون حقوق مدنی آمریکا بود. دکتر دسترو سفرهای زیادی به ایران برای گفتگو با مقامات ایرانی در بارۀ مسائل مرتبط با مذهب داشته است و هم اکنون استاد حقوق دانشگاه کاتولیک است. با وی در بارۀ اهمیت مذهب در امریکا به گفتگو پرداختم.


تشابهات و تفاوتهای مذاهب و ادیان را در چه می‌دانید؟

خب، اجازه بدهید با ادیان یکتاپرست شروع کنیم: اسلام، یهودیت و مسیحیت. اگر به کتاب‌های مقدس هرسۀ این ادیان نگاه کنید، همگی معتقدند که والا‌ترین مسئولیت انسان در قبال خدا است. عبادت خدا، عشق ورزیدن به خدا، اطاعت از خداو بعد اگر واقعاً اعتقاد داشته باشید و آن‌ گونه که قرآن می‌گوید، از قوانین اطاعت می‌کنید و با یکدیگر با عدالت برخورد می‌کنید. این بزرگ‌ترین وجه اشتراک تمامی ادیان است. هیچ دینی نمی‌گوید شما می‌توانید آدم بکشید، دزدی کنید و… بنابراین دین یکی از چارچوب‌های اصلی جوامع است، به‌ویژه در جوامع دینی و از بنیادهای اصلی آن است.


سالهاست که آمریکایی‌ها در کنار ایرلندی‌ها به عنوان مذهبی‌ترین مردم در میان کشورهای اروپایی و آمریکایی شناخته می‌شوند. آیا در این رده بندی تحول مهمی ایجاد شده است؟

خب من فکر می‌کنم هم وقتی در مورد حکومت‌ها صحبت می‌کنیم و هم وقتی در مورد جامعۀ مدنی و مردم در جوامع صحبت می‌کنیمباید مراقب باشیم. جامعۀ امریکا، که من آنرا به خوبی می‌شناسم، بسیار دین‌دار استو از وقتی که این کشور بوجود آمده و حتی پیش از آن دین‌دار بوده‌است. بسیاری گمان می‌کنند که این کشور سکولار‌تر شده استاما در واقع از بسیاری جهات دین‌دار‌تر شده‌است.
جامعه‌شناسان و روان‌شناسان معمولاً گفته‌اند که وقتی تحصیلات مردم بالا‌تر می‌رود از میزان دین‌داریشان کم می‌شود؛در واقع عکس این موضوع درست است. دین در سرتاسر دنیا در حال گسترش است. اینجا در ایالات متحدۀ امریکا، در اروپا، یقیناً در خاورمیانه و آسیای جنوبی،نوعی بیداری دینی در جریان است، مسیحیت، یهودیت، بودیسم… دین هر روز جایگاه پراهمیت‌تری در عرصۀ جهان از آن خود می‌کند.


اکنون شعار سیاست خارجی امریکا به نقل از جان کری که گفت: ” مذهب مهم است” ، تغییر کرده است. برداشت شما از این جمله چیست؟

این پرسشی‌است که پاسخ به آن سخت است و من مطمئن نیستم منظور چیستاما با توجه به تجربه‌ای که در دنبال کردن کارهای وزارت خارجه دارم و با افرادی که آنجا کار می‌کنند سر و کار داشته‌اممی‌گویم نقش من در وزارت خارجه این بود که آنها را متقاعد کنم دین واقعاً پراهمیت است. اگر شما به کشوری مثل ایران یا عربستان سعودی یا مصریا حتی ایالات متحدۀ امریکا نگاه کنیدیا حتی در مورد کشورهایی که افراد کمی در مورد دین فکر می‌کنند، مثل سوییس، نمی‌توانید به درک درستی از این کشور‌ها و فرهنگشان برسید، مگر اینکه به نقش پراهمیت دین در ساختاری فکری مردم واقف باشید.

بسیاری از سوء تفاهم‌ها درمورد جوامع مسلمان در جهان از همین‌جا سرچشمه می‌گیردکه غرب هنوز نمی‌تواند با جامعۀ مسلمان مراوده داشته باشد. ما هنوز خیلی چیز‌ها در مورد این جوامع باید یاد بگیریم. اینکه مسلمانان در مورد ارتباط دین و جامعه چطور فکر می‌کنند؟ در مورد رابطۀ دین و حکومت چه فکر می‌کنند؟ طرز فکر در این موارد با نقشی که دین در زندگی روزمره ایفا می‌کند متفاوت استو این پرسش مهمی است که ما امریکایی‌ها به خوبی آن‌ را درک نکرده‌ایم. ما می‌دانیم اینجا چه اتفاقی می‌افتد ولی در جاهای دیگر نه!
یک میلیارد مسلمان در سراسرجهان وجود دارد. یک میلیارد مسیحی در جهان زندگی می‌کنند. روش‌های گوناگونی در نگرش به مسیحیت وجود داردهمچنین روش‌های متعددی در نگرش به اسلام وجود دارد. نظر من این است که اگر من به شما به عنوان یک فرد احترام می‌گذارم، به شما به عنوان یک ملت احترام می‌گذارم، وظیفۀ من است که بنشینم و به توضیحات شما در مورد دلیل کارهایی که می‌کنید گوش دهم. در ‌‌نهایت ممکن است با شما مخالف باشماما این احترام به دیگری و گوش دادن به صحبت‌ها و توضیحات دیگری بسیار مهم است. فکر می‌کنم گاهی ایالات متحده و به‌ویژه وزارت امور خارجه به اندازه‌ای که باید گوش نمی‌دهند.


وقتی اهمیت و سرزندگی نسبی مذهب را در زندگی آمریکایی می‌بینیم و آن را مثلاً با اروپای شمالی مقایسه می‌کنیم این سؤال پیش می‌آید که چه شد در آن کشور‌ها مذهب نسبتا رو به افول گذاشته ولی اینجا در امریکا روز به روز پررنگ‌تر می‌شود؟

من می‌توانم در مورد ایالات متحدۀ امریکا به خوبی و با دانش کافی صحبت کنم. دین همیشه بخش مهمی از جامعۀ مدنی ایالات متحده بوده است. مسیحیان روزهای یکشنبه به کلیسا می‌روند، مسلمانان جمعه‌ها به مسجد می‌روند و یهودی‌هایی که برای شبات به کنیسه می‌روند. تعداد امریکایی‌هایی که به مسجد، کنیسه یا کلیسا می‌روند کم استاما این فقط بخش بسیار کوچکی از دین‌داری امریکایی‌هاست، چون این مساجد، کلیسا‌ها و کنیسه‌ها همگی فعالیت‌های متنوع دیگری هم در ارتباط با جوامع دارند. به افراد کمک می‌کنند، به همفکرانشان کمک می‌کنند، برای جبران خسارت حوادث پول جمع می‌کنند…تعداد سازمان‌های وابسته یا مرتبط با مساجد، کلیسا‌ها و کنیسه‌ها در این کشور بسیار بسیار زیاد است. همگی هم کارهای بسیار جالب و خوبی می‌کنند که حکومت‌ نمی‌تواند انجامشان دهد. بنابراین ادیان همیشه برای جامعۀ امریکایی بسیار حیاتی بوده است.
می‌دانید در بدو مهاجرت به امریکا، اولین ساختمانی که در شهرهای تازه تأسیس امریکا ساخته می‌شد، کلیسا و مدرسه بود که هر دو هم در یک ساختمان بودند. به‌این ترتیب مردم حول محور دین کنار هم جمع می‌شدند. الآن هم تنوع ادیان موجود در امریکا گسترده است،بنابراین مشارکت‌ هم متنوع استهمه آنها مشارکت اجتماعی و سیاسی دارند.


حضور مذهب در زندگی سیاسی (به‌ویژه در انتخابات) در این دو سه دهۀ اخیر پررنگ‌تر شده است. به نظر شما چه عواملی در این زمینه نقش داشته‌اند؟

خب قانونی وجود ندارد. وقتی ما به ایران نگاه می‌کنیم و می‌بینیم چه مفهومی پسِ دموکراسی اسلامی ایران است، در واقع ایران خودش را یک دموکراسی اسلامی می‌داند. احمقانه است که از سیاستمداران ایرانی انتظار داشته باشیم که مثل یک مسلمان عمل نکنند.آنها همینی هستند که هستندو این یکی از نعمت‌های ما در زندگی در ایالات متحده استکه اگر من بخواهم برای پستی کاندید شوم، می‌توانم‌‌ همان کسی باشم که هستمو فقط نگران یک چیز باشم: رقیبم. اگر به من بگویند ببین باید از میزان دین‌داری‌ات کم کنییا نمی‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیعکس‌العمل من به چنین درخواستی این است:
“ببخشید ولی من آزادم کسی باشم که می‌خواهم”.


و چشم انداز آیندۀ مذهب را در زندگی انسان معاصر چگونه می‌بینید؟

فکر می‌کنم در زمان تغییرات بزرگ در جهان قرار داریم.فقط برای مثال به انقلاب ارتباطات اشاره می‌کنم. نگاهی به فیسبوک بیندازید، می‌بینید گروه‌های دینی زیادی روی فیسبوک فعال هستندو دین فقط یک شئ نیست. ادیان در قلب‌های پیروانشان زندگی می‌کنندو اگر برای پیروان مهم باشد باید برای ما هم مهم باشد. احساس من این است که دین جایی نمی‌رود، ما باید بپذیریم که این بخش مهمی از جامعۀ ماستو باید تلاش کنیم بفهمیم مردم از کجا می‌آیندچرا که بنیادگراهای دینی زیادی هم وجود دارندو ما به عنوان افراد باایمان نیاز داریم که با هم کار کنیم تا بدانیمبا افرادی که به اسم دین کارهای بد انجام می‌دهند وادعا می‌کنند دین از آنها حمایت می‌کند چطور برخورد کنیم.