آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۸ مهر ۱۳۹۳

بهرام میلانی

اجتماع


آجری دیگر در دیوار


ajor
فصل تابستان تمام شده است و وقت آن رسیده تا برای فرزند دلبندتان کتاب‌های تقویتی بخرید چون می‌خواهید از همین حالا او را برای امتحان بهترین مدارس شهر آماده کنید. شاید در این میان نام‌های بزرگی مانند انرژی اتمی و فرزانگان به چشمتان بخورد ولی شما آنقدر‌ها هم ذوق این مدارس را ندارید چون هر کسی از ناکجا آباد می‌تواند وارد این مدارس شود. شما بیشتر از این دلتان می‌خواهد تا فرزندتان در میان افرادی باشد که او را از گزند جامعه کثیف و آلوده اطراف دور نگه دارند و او را فردی درستکار و نیک بار آورند.
از دوستانتان نام مدرسه علوی و یا مشابه را شنیده‌اید و فهمیده‌اید که پسر وزیر و دختر فلان شخصیت مهم به آنجا می‌رود. فکر می‌کنید که اینجا دقیقا مکانی‌ست که فرزندتان باید در آن درس بخواند هم کنکورش در آینده تضمین می‌شود و هم سلامت اخلاقیش. شما شنیده‌اید که این مدارس بسیار مذهبی هستند ولی خب اشکالی ندارد اگر مذهب چیزی باشد که بتواند فرزندتان را سالم نگه دارد شما برای پذیرفتن تمام مشکلاتش آمادگی دارید.
تمام این دلایل باعث می‌شوند تا شما از همین حالا به فکر تهیه شهریه سرسام آور این مدارس باشید، اما بگذارید قبل از اینکه با دست خودتان وارد چاه قرض و وام شوید چند مورد پنهان در مورد این مدارس به شما بگویم. این مراکز فرهنگی آموزشی شاید فرزندتان را سالم تحویل جامعه دهند (که البته سوال اصلی این است که فرد سالم چه فردی ست؟) ولی خب شاید او را در این چرخه تبدیل به موجودات دیگری هم بکنند که برای شما آنقدر‌ها هم جذاب نخواهد بود!


۱- فرزندتان تبدیل به آدم فضایی می‌شود.

بله درست شنیدید فرزندتان در هنگام فارغ التحصیلی یک آدم فضایی تمام عیار خواهد شد. کودک گرانقدرتان پس از اینکه از مدرسه مورد نظرتان بیرون بیاید تمام آنچه را که روابط اجتماعی می‌نامند فراموش خواهد کرد. البته نمی‌دانم آیا وقتی فرزندتان را به جایی می‌فرستید که او را از ساعت شش صبح تا شش عصر در یک چهار دیواری زندانی می‌کنند باید انتظاری دیگر داشته باشید یا خیر؟ اولین قابلیتی که این مدارس از فرزندتان می‌گیرند قابلیت برقراری ارتباط با دیگر موجودات زنده است.

مدیر و معلمین مدرسه فراموش نمی‌کنند که به او بگویند که او منحصر به فرد است و بقیه افراد جامعه از او پایین‌تر هستند. برای اثبات این موضوع هم به فیلترهای نخبه پذیر مدرسه‌شان اشاره می‌کنند.

چون این مدارس بعد از یک پروسه شش هزار مرحله‌ای و کلی مصاحبه فرزندتان را به خدمت می‌گیرند، خود به خود کودکتان احساس می‌کند که او یک انسان گلچین شده است و از هر کس دیگری که در این مدرسه درس نمی‌خواند بهتر است. حتی اگر او این حس را نداشته باشد، مدیر و معلمین مدرسه فراموش نمی‌کنند که به او بگویند که او منحصر به فرد است و بقیه افراد جامعه از او پایین‌تر هستند. برای اثبات این موضوع هم به فیلترهای نخبه پذیر مدرسه‌شان اشاره می‌کنند. همین موضوع کافی است تا باعث شود فرزندتان که تحت تاثیر هزار هورمون مختلف است، خود به خود احساس کند که از دماغ فیل سقوط کرده و دیگر انسان‌های روی زمین وجود دارند تا او را به هدف والایش برسانند.
در عین حال وقتی فرزندتان در این مدارس به اصطلاح حبس شده‌ است دیگر نخواهد توانست با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند. او نخواهد توانست دوستی در میان همسایگان پیدا کند. جنس مونث برای او تبدیل به یک معما می‌شود که جوابش را فقط می‌تواند در سایت‌های پورن پیدا کند و در مجموع نخواهد فهمید انسان‌های دیگر هم انسان هستند و ارتباط با آن‌ها مهم است.
البته نباید فراموش کنیم که شما فرزندتان را در مرحله اول به این مدارس فرستادید تا از شر محیط اطراف در امان باشد، ولی شما یک موضوع کوچک را نادیده گرفته‌اید و آنهم این است که چه بخواهید چه نخواهید فرزندتان فردا به دانشگاه می‌رود و آنوقت است که جامعه او را قورت می‌دهد. بهتر است به جای شانه خالی کردن از بار مسئولیت آموزش روابط اجتماعی به فرزندتان با فرستادن او به یک زندان، همین امروز او را آرام آرام با انسان‌های دیگر آشنا کنید و اجازه بدهید که او هم بتواند جامعه را از همین ابتدا لمس کند.


۲-فرزندتان آفتاب پرست می‌شود

نه اینکه آفتاب را می‌پرستد، منظور این است که او تبدیل به موجودی می‌شود که بر اساس محیط رنگ عوض می‌کند. همانطور که می‌دانید نوجوانی بسیار دوره بیخود و چرتی است. هیچ انسانی در شرایط عادی نمی‌خواهد به دوران نوجوانی بازگردد چون در این سال‌هاست که شخصیت انسان شکل می‌گیرد و این شکل گرفتن شخصیت حتی در بهترین شرایط نیز بسیار بسیار دردناک و عذاب آور است. شما هم دقیقا در این شرایط به جای اینکه به او بگویید راه صحیح زندگی چیست و ارزش‌های واقعی کدامند بد‌تر او را در شرایطی قرار دهید که نتواند خوب را از بد و فلان را از بیسار تشخیص دهد.
حتما می‌گویید چگونه شما باعث چنین بحرانی می‌شوید؟ جواب ساده است شما به احتمال زیاد مذهبی نیستید یا اگر هستید اعتقادتان به شیعه و اسلام به‌‌ همان روزه ماه رمضان و جوشن کبیر شب قدر ختم می‌شود. من نمی‌دانم چه چیزی برای مسلمان بودن کافی‌ست ولی این را می‌دانم که شما کیلومتر‌ها و فرسنگ‌ها با آنچه که در مدارس مذهبی ایران مسلمان شناخته می‌شود فاصله دارید. شاید پیش خودتان بگویید ولی آن روز که بعد از هزار سال نوری چادر به سر کردید مسئولین مدرسه کاملا باور کرده‌اند که شما خانواده‌ای دیندار و معتقد هستید اما آنچه که شما نمی‌دانید این است که مشاور مدرسه بعدا با تمام دانش‌آموزان مصاحبه شخصی برگزار می‌کند و به خاطر تجربه بالایش حتی می‌تواند به شما بگوید که چندبار آن نماهنگ گوگوش که راجع به همجنسگرایان بود در خانه‌تان پخش شده است.
آنچه این وسط مشکل ایجاد می‌کند این است که ارزش‌های خانواده با آنچه در مدرسه به کودکان آموخته می‌شود یکی نیست و همین هم باعث می‌شود که فرزند عزیزتان مجبور شود تا در هر لحظه برای خوشایند دیگران به ساز آن‌ها برقصد. سازی که بعد‌ها شخصیت او را بسیار ناکوک می‌کند.


۳- فرزندتان یکی از سربازان داعش می‌شود

حالا نه داعش، ولی خب اوضاع از آنچه که فکر می‌کنید خراب‌تر است. بذارید از‌‌ همان اول با شما روراست باشم فرزندتان شاید در هنگام ورود به مدرسه مورد نظر یک فرد سکسیت نژادپرست با ذهنی کاملا بسته نباشد ولی می‌توانید با تقریب زیادی مطمئن باشید که خیلی از این موارد پس از خروجش در او نهادینه شده باشد.
در این مدارس تا آنجا که می‌توانند سعی می‌کنند بچه شما را بد ترکیب کنند و لباس‌هایی تن دانش‌آموزان می‌کنند که مرد هفتاد ساله هم فکر می‌کند این لباس‌ها او را پیر نشان می‌دهد. حالا مثلا می‌گوییم اینکه بچه را سعی می‌کنند در جوانی پیر کنند مهم نیست، آنچه مهم‌تر است ذهن کودک شما با چیزهایی آشنا می‌شود که از دید شما پنهان خواهد بود. اولین موردی که در مدارس مذهبی یاد داده می‌شود این است که شیعه قهرمان جهان است و هر کسی که شیعه نیست اگر بمیرد هم نباید مهم باشد چون آن‌ها در برابر خدا از سگ هم کمتر هستند.

کودک گرانقدر شما از‌‌ همان اول یاد می‌گیرد که شش میلیارد انسان جهان حق زندگی ندارند مگر اینکه دینشان را عوض کنند.

کودک گرانقدر شما از‌‌ همان اول یاد می‌گیرد که شش میلیارد انسان جهان حق زندگی ندارند مگر اینکه دینشان را عوض کنند. نه تنها فرزند شما باید از انسان‌ها به خاطر دینشان دوری کند بلکه جنسیت نیز مسئله بسیار مهمی ست. برای مثال اگر فرزند شما پسر باشد هیچ دلیلی ندارد که او با جنس مونثی صحبت کند یا حتی او را نگاه کند مگر اینکه بخواهد در چند ساعت آینده با آن فرد مونث ازدواج کند. کلا فلسفه وجودی زنان بچه‌آوری ست البته غذای خوشمزه پختن هم ده امتیاز مثبت دارد. دانش‌آموز بار‌ها از معلم‌هایش خواهد شنید که زنان باید در خانه بمانند و دلیلی واقعی برای خروج آن‌ها از خانه وجود ندارد. آهان حتما می‌خواهید بگویید که مگر حضرت فاطمه زن نبود؟ مگر او برای حق همسرش نجنگید؟
اگر شما هم به یک مدرسه مذهبی رفته بودید می‌دانستید که حضرت فاطمه زن نبود بلکه او یک نوع میوه بود و درختشان هم در بهشت موجود است برای همین اینکه شما زن‌های دیگر را با ایشان مقایسه می‌کنید کاملا اشتباه است. البته نگران نباشید فرزند شما به زودی این موضوع را در کلاس دینی یاد خواهد گرفت.
حالا نمی‌خواهم راجع به اینکه هنر در این مدارس جایی ندارد صحبت کنم. ببینید کلاس نقاشی وجود دارد، کلاس نمایشنامه نویسی هم وجود دارد ولی این‌ها به هیچ جا نمی‌روند. هنر همیشه گزینه هفتادم است البته باز به یاد داشته باشید که موسیقی هنر نیست و گناه است. در مجموع دانش‌آموزان همه فن یاد می‌گیرند و هیچ یاد نمی‌گیرند هدف هم همین است چون دنیا اصلا به نقاش و شاعر نیاز ندارد و ما باید بیشتر دکتر‌ها و مهندس‌های متعهد تولید کنیم. مگر نمی‌دانید در ایران چقدر فساد زیاد است باید افراد متعهد از این مدارس بروند و فساد را در تمام نقاط ایران از بین ببرند. بماند که وزیران و مدیران حال حاضر کشور دقیقا از همین مدارس آمده‌اند اما ما خودمان را در این زمینه به کوچه علی چپ خواهیم زد


و اینکه…

اگر بخواهید می‌توانم هزار و نهصد و نود و یک دلیل دیگر هم برای اینکه چرا نباید فرزندتان را به یک مدرسه مذهبی بفرستید بنویسم ولی همین سه دلیل باید کافی باشد تا در فرستادن فرزندتان به این مدارس تجدید نظر کنید. در ظاهر این مدارس عالی هستند ولی بازی روانی که مسئولان این مدرسه در مغز فرزند شما راه می‌اندازند قدرت تفکر را از او می‌گیرد و او را تبدیل به یک ماشین برآورده کردن نیازهای مسئولان مدرسه می‌کند. مدیران مدارس علوی، احسان و دیگر مراکز مشابه در قدم اول دینشان برایشان مهم است و در قدم دوم دانش‌آموزشان. می‌توانید مطمئن باشید آن‌ها برای اینکه به نیازهای دینیشان پاسخ بدهند هیچ ابایی از قربانی کردن فرزند شما ندارند. اگر این مسائل شما را به فکر وانمی دارد آن هزار و نهصد و نود و یک دلیل دیگر هم تغییری در نظرتان ایجاد نخواهد کرد چون اینگونه که به نظر می‌آید این مدارس دقیقا آن چیزی ست که شما می‌خواهید و این نوع تربیت را برای فرزندتان صحیح می‌دانید.