آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ شهریور ۱۳۹۳

سوده راد

اجتماع


سارا


soude

حال و هوای یک لزبین ایرانی در پاریس چطور حال و هواییست؟‌
“سارا” داستان دختر دانشجوی ۲۴ ساله‌ٔ ایرانی است که چند سالیست در فرانسه زندگی می‌کند. با این‌که سالهاست من و سارا در یک شهر زندگی می‌کنیم،‌ تا پیش از این مصاحبه هم‌دیگر را ندیده‌بودیم. او دوستان ایرانی زیادی در پاریس ندارد شاید به این دلیل که هم‌جنس‌گراست و بدین ترتیب هم‌زمان در سه گروه اقلیت جنسی ، مذهبی و مهاجر قرار می‌گیرد.
سارا در این مصاحبه به ما می‌گوید چطور بعد از ترک ایران و درحالی‌که دست به گریبان مشکلات مهاجرت بوده، گرایش جنسی‌اش را کشف و باور کرده و چطور به جای حس گناه و بیماری، با آن کنار آمده‌است و خود را همان‌طور که هست پذیرفته است . سارا تا مدت‌ها فکر می‌کرده تمایلات جنسی و عشق‌ورزی‌اش به یکی از هم‌کلاسی‌هایش در مدرسه، اثر دوران بلوغ و نوجوانیست و از آن‌ مهم‌تر، نقش محدودیت‌هایی را که در ایران برای روابط دختر و پسر وجود دارد، بسیار پر‌رنگ می‌دانسته. “اولین آدم هموفوبی که دیده‌ام، خودم بودم!” این جمله‌ای است که سارا با لبخندی نه از سر شادی که با افسوس به زبان می‌آورد.
در این ویدیوی کوتاه ما محل زندگی سارا را می‌بینیم، در خیابان‌های پاریس با هم قدم می‌زنیم، روبروی نقاشی بزرگ دالی می‌نشینیم و گپ می‌زنیم، با هم به یک بار مخصوص لزبین‌ها می‌رویم و از دلهره‌ها و امیدهای سارا، از گذشته‌ها و این‌که چطور برای اولین بار عاشقی را حس کرده می‌شنویم، اما هرگز چهره او را نمی‌بینیم. او نمی‌تواند – یا نمی‌خواهد – چهره‌اش را به ما نشان بدهد. می‌گوید ” می‌ترسد” از شناخته شدن، طرد شدن، تنها ماندن وهرگز به ایران بازنگشتن و… “این ترس، درد دارد” ولی زندگی هرروز بهتر می‌شود و آدم‌ها مهربان‌تر. همین هم سارا را به روزی که دیگر گرایش جنسی بخش عمده‌ای از هویت انسان‌ها نباشد، که اقلیت و اکثریتی برای آن تعریف شود، امیدوار می‌کند.

برای دیدن ویدئو کلیک کنید