آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۵ شهریور ۱۳۹۳

مجله تابلو

بدون دسته بندی


تاًملاتی کوچک درباب چیزهایی بزرگ:


اقلیت
8684bd2a-d766-4601-b989-41af9d4e643a

وقتی جمعی کوچک در کنار اجتماعی بزرگ قرار می‌گیرد “اقلیت” شکل می‌گیرد. یک تبیین فلسفی‌تر اِشعار می‌دارد کلیۀ اقلیت‌ها باید از احترام و شاًن انسانی، آزادی عمل دینی، حق بیمه، حق تحصیل و حق کار با دستمزد یکسان برخوردار باشند… مشروط به اینکه “از خودمان باشند”. از خودمان بودن ناظر است به مشابهت تام و تمام در موارد معدود و کاملاً قابل درکی نظیر ملیت، قومیت، جنسیت، دین، مذهب و طرز فکر. البته آزمایش‌های دقیق تجربی نشان‌ داده‌اند وقتی چنین چیزی رخ دهد عملاً اقلیت محو و تبدیل به اکثریت می‌شود.

بسیاری از پادشاهان بزرگ تاریخ ایران لطف بسیاری به اقلیت‌ها داشتند و با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر سعی می‌کردند تا با تبدیل آنها به اکثریت، حقوق‌شان را تامین کنند. پادشاهان صفوی به همین طریق سعی در تضمین حقوق سنی‌مذهبان داشتند و از هیچ روشی برای تشویق آنها برای برخورداری از حقوق شیعیان فروگذار نمی‌کردند. شمع‌آجین کردن، چشم‌درآوردن، شقه کردن، سر بریدن و مُثله کردن از رایج‌ترین روش‌های آنان برای این کار بود که البته پیشتر توسط سلاطین سنی مذهب برای اعطای حقوق اکثریت در مورد شیعیان اجرا می‌شد. چند صد سال بعد، شاهان پهلوی‌ که دغدغۀ دین و مذهب نداشتند و مدرن و سکولار بودند با روش‌هایی فرهنگی و متمدنانه – نظیر ممنوعیت آموزش به زبان مادری- با اقلیت‌های غیرفارس زبان ایران برخورد کردند تا آنها را به اکثریت فارس‌زبان وارد کنند. جمهوری اسلامی که با برافتادن نظام پادشاهی برپا شد خوبی‌های صفویان و پهلوی‌ها را یکجا جمع کرد تا هم اقلیت‌های مذهبی و هم اقلیت‌های قومی را به اکثریت و “از خودمان” تبدیل کند.

در فرهنگ مردمانِ پاک‌‌نژاد ایرانی، اقلیت بر دو نوع است: اقلیتی که ما جزو آن هستیم و اقلیتی که اونا جزو آن هستند. حقوق اقلیت هم بر اساس همین دسته‌بندی زبان‌شناسانه شکل می‌گیرد که البته حقوقی عادلانه را برای اقلیت‌ها تبیین می‌کند: وقتی ما در اقلیت هستیم جامعه باید تضمین کند که همه با هم برابرند، همان‌طوری‌که وقتی دیگران در اقلیت هستند جامعه باید تضمین کند همه با هم برابرند اما بعضی‌ برابرترند!

در فرهنگ مردمانِ پاک‌‌نژاد ایرانی، اقلیت بر دو نوع است: اقلیتی که ما جزو آن هستیم و اقلیتی که اونا جزو آن هستند. حقوق اقلیت هم بر اساس همین دسته‌بندی زبان‌شناسانه شکل می‌گیرد که البته حقوقی عادلانه را برای اقلیت‌ها تبیین می‌کند: وقتی ما در اقلیت هستیم جامعه باید تضمین کند که همه با هم برابرند، همان‌طوری‌که وقتی دیگران در اقلیت هستند جامعه باید تضمین کند همه با هم برابرند اما بعضی‌ برابرترند!
بر همین اساس یک کارگر مهاجر ایرانی در آمریکا حق دارد از کارفرمای خود انتظار داشته باشد که کلیۀ حقوق اجتماعی او را مراعات کند همان‌طور که وقتی یک مهاجر افغان در ایران کارگری می‌کند کارفرمای ایرانی حق دارد از کلیۀ حقوق اجتماعی برخوردار باشد! البته این مطلب که آیا در ایران کسی، چه ایرانی و چه غیرایرانی، اصولاً مجاز است به کلیۀ حقوق اجتماعی خود دسترسی داشته باشد یا خیر بحث دیگری است.

c2f91d01-0fa3-4ddb-a65b-08f1b67969e3
اقلیت و اکثریت الزاماً ربطی به جمعیت و کمیت ندارد. اقلیت‌های بسیاری وجود دارند که پرجمعیت‌تر از اکثریت و بر آنها غالب هستند، بطوری‌که ظاهراً جملۀ گهربار “الحق لمن غلبه” به همین واقعیت اشاره دارد. از لوازم غلبه، نفت، نوپو، پنجه بوکس، کفن پوشان ورامین و حزب‌الله-ماشالله است. البته اگر عکس ایشان را هم آتش زدند یا پاره کردند شما سکوت کنید. (گریه شدید حضارِ اقلیت غالب!)