آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ مرداد ۱۳۹۳

سپنتا پرهام

اجتماع


سایه‌ها می‌دانند


“ظهر تابستان است، سایه‌ها می‌دانند که چه تابستانی است، سایه‌های بی‌لک، گوشه روشن و پاک کودکان احساس جای بازی اینجاست.”… “بیشینه دما امروز در تهران ۳۸ درجه سانتیگرادخواهد بود.”

سایهedited
رودخانه دز، دزفول، عکس از: روزبه فکری، ایسنا

‌‌
همان طوری که در ردیف شال‌های رنگی به دنبال شال نازک آبی رنگ هستم؛ این شعر سهراب سپهری را زیر لب زمزمه می‌کنم و صدای کار‌شناس هوا‌شناسی را می‌شنوم که در اخبار از روزی گرم در تهران خبر می‌دهد. روزی مثل همه روزهای تابستان‌های دشت چهارفصل تهران. شال را روی سرم می‌اندازم و باز تکرار می‌کنم: “سایه‌ها می‌دانند که چه تابستانی است….”
ما ایرانی‌ها همیشه به چهارفصل بودن این سرزمین آریایی افتخار می‌کنیم. چهار فصلی که در بیشتر مناطق آن تنها دو فصلِ قابل تحمل دارد بهار و پاییز. در تهران این دو فصل به دو ماه تقلیل پیدا می‌کند و یک ماه از بهار یعنی اردیبهشت و یک ماه از پاییز یعنی پاییزی که می‌شود هوای معتدلی را تجربه کرد. اما امان از وقتی که از خرداد گذر می‌کنیم و به سمت تیر ماه می‌رویم. هوا هر روز بیشتر از دیروز گرم می‌شود و آفتاب نورش را مستقیم تر می‌تابد و گرمایش چند برابر می‌شود. گرما در تهران بنا به گفته هوا‌شناسی در گرم‌ترین روزهای تابستان از مرز ۴۴ درجه فرا‌تر نمی‌رود. اما در شهرهایی چون بندرعباس و اهواز این گرما به نزدیک ۵۰ درجه هم می‌رسد. گرمایی که طاقت فرسا و گاهی غیر قابل تحمل است.
**
باز به ردیف مانتو‌هایم نگاه می‌کنم. مانتوی آبی روشنی از جنس وال نازک را انتخاب می‌کنم. این باید برای امروز مناسب باشد. کنار مانتو پیراهنی سفید با گل‌های صورتی به چوب لباسی است. این لباس را پارسال همین موقع که برای سفری به استانبول رفته بودم خریدم. هوای استانبول هم این موقع سال دست کمی از تهران ندارد. اما برعکس تهران ناگزیر به انتخاب محدود لباس نیستی برای اینکه حجاب در تنها چند کشور اسلامی اجباری است و ایران یکی از آن چند کشور.
**

هرچند که زمزمه‌های حجاب اجباری از نیمه سال ۵۸ با محدود کردن زنان از حضور در برخی از ادارات دولتی و بعد اماکن عمومی آغاز شد اما در سال ۶۰ طبق بیانیه‌ای که از سوی آیت الله خمینی منتشر شد به زنان ایرانی دستور دادند تا براساس شریعت اسلام که علمای شیعه آن را تفسیر کرده بودند حجاب اسلامی برتن کنند.

هرچند که زمزمه‌های حجاب اجباری از نیمه سال ۵۸ با محدود کردن زنان از حضور در برخی از ادارات دولتی و بعد اماکن عمومی آغاز شد اما در سال ۶۰ طبق بیانیه‌ای که از سوی آیت الله خمینی منتشر شد به زنان ایرانی دستور دادند تا براساس شریعت اسلام که علمای شیعه آن را تفسیر کرده بودند حجاب اسلامی برتن کنند. اما این حجاب چیزی فرا‌تر از حجابی بود که در برخی از کشورهای اسلامی آن را رعایت می‌کردند. دستور العمل پوشش از سوی نهادهای نظامی و امنیتی صادر شد. مردان نوع پوشش زنان را انتخاب می‌کردند. از دید آنها حجاب، مانتوهای بلند ترجیجا با رنگ‌های تیره و روسری‌ها و مقنعه‌هایی بلندی متناسب با رنگ مانتو‌ها بود. همۀ مو‌ها باید زیر این مقنعه‌ها پنهان می‌شد.
کمیته و بعد‌ها گشت ارشاد و در چند سال اخیر گشت امنیت اخلاقی ناظر بر این بودند که زنان از این دستورالعمل‌ها سرپیچی نکنند. ناظرانی که از نیمه خرداد با گرم شدن هوا تعدادشان بیشتر و حضورشان در خیابان‌های شهر‌ها پررنگ‌تر می‌شد. با این همه در این سال‌ها کمتر زنان و دختران جوان زیر بار دستور العمل دولتی برای رعایت پوششی که از سوی نهادهای حکومتی به عنوان حجاب بر‌تر معرفی می‌شد نرفتند و بخصوص در فصل تابستان برای گریز از گرما راه‌های میان‌بر و مستقیم را یافتند.
**
چادر مشکی را با زحمت روی سرش می‌کشد و با یک دست بادبزن توری‌اش را تند تند تکان می‌دهد. اما گرما سمج‌تر از بادبزن‌اش است. به نظر کلافه‌ می‌رسد. در کنارش دختر ده دوازده‌ساله‌ای نشسته‌است. صورت چاق دختر در قاب چادر ملی و مقنعه سفیدش گر گرفته. لبانش هم خشک شده است و تند تند نفس می‌کشد. انگار روزه دارد. می‌گویم: “خوب در این هوای گرم چادر و روسری و مانتوی مشکی، به اندازه کافی آب می‌خوری؟” در حالی که همانطور کلافه خودش را باد می‌زند؛ نگاهی تند می‌اندازد و به جای دخترک می‌گوید: “روزه است.” می‌پرسم: “توی این گرما و این ساعات طولانی اذیت نمی‌شه؟”
نگاهی به سراپایم می‌اندازد و می‌گوید:” همه که نمی‌تونن مثل شما لباس بپوشند. خدا واجب کرده طاقتشم می‌ده.” به صورت گل انداخته دخترک نگاه می‌کنم و حس می‌کنم گرما بیشتر آزارم می‌ دهد.

**
تابستان ۹۳ کمی با تابستان سال‌های قبل متفاوت است. این تفاوت تنها به خاطر هشدارهای پی در پی وزارت نیرو برای کمبود و جیره بندی آب نیست. این تابستانی است که در هشتمین روزش ماه رمضان آغاز شده. روزه داری در گرمای ۳۹ و ۴۰ درجه درروزهایی که گاهی طولشان به ۱۵ ساعت می‌رسد کار سختی نیست؛ اساسا نشدنی است. اما خیلی از خانواده‌های مذهبی نه تنها خودشان که فرزندانشان را هم مجبور به روزه گرفتن می‌کنند. شاید همین دلیلی شده که اگر کسی دلیلی برای بیرون آمدن ندارد همۀ روز در خانه می‌ماند. اما برای آن‌هایی که حتی روزه نیستند هم رفت و آمد در شهر‌ها سخت است. چرا که فشار نیروهای گشت امنیت اجتماعی بیشتر شده است. از سال گذشته که دولت معتدل حسن روحانی بر سر کار آمد، زمزمه‌های زیادی مبنی بر جمع شدن گشت ارشاد شنیده ‌شد. چند ماهی هم خبری از ون‌های سبز رنگ و پلیس‌های زن چادر مشکی پوش در خیابان‌ها نبود. بیشتر این ماشین‌ها در ایستگاه حیاط ساختمان نیروی انتظامی در خیابان وزرا که مرکز اصلی پلیس امنیت اجتماعی است پارک بودند. اما با نزدیک‌تر شدن به تابستان و گرم شدن روز به روزِ هوا بار دیگر سر و کله این گشت‌ها در تهران زیاد شد و این یعنی که زنان از پوشیدن لباس‌هایی که چند سالی است برای تابستان طراحی شده دست بردارند.
**
سایه1
مانتو مهرنوش، عکس از فیس بوک

بیست و پنج ساله است و چند سالی است که در کنار خواهرش یک مزون را اداره می‌کند. مزونی که طرح‌های جدید و مدرنی برای مانتوهای زنانه ارائه کرده است. آنها از شیوه‌های جدید بازاریابی هم استفاده می‌کنند. از طرح‌ها عکاسی می‌کنند و آنها را در اینترنت به نمایش می‌گذارند.

می‌گوید این ازمدل‌های امسال است. با ساپورت باید بپوشی. می‌پرسم: جنس این پارچه چادری است؟ می‌خندد و می‌گوید: “حالا دقیقا همونی که گفتی نیست اما شبیه همون هاست و از روی ایده مادربزرگ‌ها برداشتیم.

آنها امسال تابستان با جدید‌ترین مدل‌های خود تابستان را آغاز کردند. رنگ مانتو‌ها روشن است و از پارچه‌های نازک و ساده استفاده شده است. در عکس‌هایی که روی دیوار زده، می‌شود مدل‌ها را بیشتر دید. یک مانتوی عبا مانند گشاد را با طرح گلدار بر می‌دارم. جنسش شبیه پارچه‌های چیت چادر نمازی است. می‌گوید این ازمدل‌های امسال است. با ساپورت باید بپوشی. می‌پرسم: جنس این پارچه چادری است؟ می‌خندد و می‌گوید: “حالا دقیقا همونی که گفتی نیست اما شبیه همون هاست و از روی ایده مادربزرگ‌ها برداشتیم.” بعد توضیح می‌دهد: “براساس صحبت‌هایی که ما از برخی از خانم‌های مسن شنیدیم تابستون‌ها برای اینکه هوا گرم و غیر قابل تحمل بوده از این پارچه‌ها که در عین خنک بودن کلفت بودند و بدن را می‌پوشاندند استفاده می‌کردند.” البته همه پارچه‌هایی که استفاده کرده از این جنس نیست. لابه لای کار‌ها مانتوهای وال و پارچه‌های نخی هم هست. اما این مانتوی گلدار جنس لطیفی دارد و به نظر خنک می‌آید. درباره طرح‌های تابستانی می‌پرسم. می‌گوید: “راستش یکی دوساله که بیشتر خانم‌ها تمایل به مانتوهایی آزاد و بدون دکمه یا با اصطلاح عبایی در تابستان کرده‌اند. اوایل البته با توجه به اینکه مدل مانتو‌ها خیلی گشاد بود گشت ارشاد کمتر گیر می‌داد اما خوب این مدل‌ها به دلیل استفاده از رنگ‌های روشن و باز بودن جلویش و البته ست کردنش با ساپورت، گشت ارشاد پسند شده. اما این باعث نشده که ما مشتری هامونو از دست بدیم. این مدل‌ها به دلیل سبک بودن جنس و زیبا بودن پارچه‌اش و البته قیمتش طرفدار داره. بخصوص این مدل‌هایی که کمی کار سنتی هم شده.” به سمت یکی از مدل‌ها می‌رود که جلینگ جلینگ النگو‌ها و گردنبند فلزی‌اش را می‌شنوم. می‌پرسم: “چقدر النگو؟” می‌خندد و می‌گوید: “می‌دانستی که فلز در تابستان باعث می‌شود تا کمی از حرارت بدن کم شود؟” نمی‌دانستم. این هم باید به دفترچه معلوماتم اضافه کنم.
**
یکی از مهم‌ترین مزایای نور آفتاب، فعال کردن مقدار زیادی ویتامین دی در بدن است؛ یکی از ویتامین‌هایی که بدن احتیاج زیادی به آن دارد. و به رشد و استحکام استخوان‌ها از طریق کنترل تعادل کلسیم و فسفر کمک می‌کند. این ویتامین با ایجاد افزایش جذب فسفر و کلسیم از روده‌ها و کاهش دفع از کلیه به متابولیسم استخوان‌ها کمک می‌کند و همچنین از طریق ترجمه ژنهای هسته سلول به رشد سلول کمک می‌کند. در کتاب‌های پزشکی آمده است که منبع اصلی دریافت این ویتامین بجز منابع گیاهی مثل غلات و حیوانی مثل ماهی ساردین و شیر، نور آفتاب است. بطوری که ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ماندن در زیر نور آفتاب، نیاز روزانه بدن انسان به این ویتامین را تامین می‌کند. اما تازه‌ترین تحقیقات پزشکی در ایران می‌گوید که شیوع کمبود ویتامین دی در زنان و کودکان ایرانی بین ۵۰ تا ۸۰ درصد است.
**
برخلاف هوای گرم بیرون مطب خانم دکتر هوای خوب و قابل تحملی را دارد. نه خیلی سرد است و نه خیلی گرم. روی صندلی سفید کنار میز دکتر می‌نشینم تا او که برای شستن دست‌هایش به دستشویی رفته برگردد. دکتر بهار را سال هاست که می‌شناسم. همسن و سال هستیم و او در دانشگاه بعد از پایان دکترایش در رشته تخصصی زنان و زایمان فارغ التحصیل شد. مانند تابستان دو سال گذشته از نیمه خرداد حرارتی غیر قابل تحمل در بدنم هست که هیچ گونه خنک کننده‌ای نمی‌تواند آن را کم کند. وضعیت عادت ماهانه‌ام هم تغییر کرده و در ماه دو بار پریود می‌شوم. بهار می‌گوید: “بدن برخی از خانم‌ها در تابستان دچار بهم ریختگی هورمونی می‌شود. تو هم از‌‌ همان برخی‌هایی.” این را آزمایش‌ها هم تایید کرده؛ البته بهم ریختگی هورمونی را. دکتر پشت میزش می‌نشنید. بلوز نخی با رنگ‌های روشن و دامن به تن دارد. مطب شخصی است و وقتی مریض غریبه ندارد روسری هم سرش نمی‌کند. می‌پرسم: “از کمبود ویتامین دی نیست؟”‌‌ همان طور که برگه آزمایش را نگاه می‌کند، می‌گوید:” بهم ریختگی هورمونی؟ نه در مورد تو نه. هر کسی نسبت به گرمای محیط واکنش خودش را دارد. تو چون خیلی عرق نمی‌کنی دمای بدنت پایین نمی‌آید و باعث گر گرفتگی می‌شه.» از او درباره آمار بالای کمبود ویتامین دی می‌پرسم. می‌گوید: “دلیل اصلی‌اش تغذیه نامناسب زنها و بچه‌هاست…” و من ادامه می‌دهم:” و اینکه بدنشان کمتر در معرض نور آفتاب قرار می‌گیرد؟” دکتر خیلی موافق این نظریه و اینکه همین امر باعث ریزش موهای خانم هاست نیست. او می‌گوید: “درست است که زن‌ها و دخترهای ایرانی کمتر در معرض نور آفتاب هستند اما این علت خوبی برای ریزش مو و کمبود ویتامین دی نیست. خیلی از پزشکان پوست به بیمارشان توصیه می‌کنند که زیر تابش مستقیم نور خورشید نباشند چون معایب تابش مستقیم نور خورشید از مزایایش بیشتر است.” دکتر نسخه نمی‌نویسد. می‌گوید: “مشکل تو با پوشیدن لباس‌هایی که حرارت بدنت را بالا نمی‌برد حل شدنی است.” راه حلش لباس‌های پنبه‌ای و نخی است که چند سالی است فروشگاه‌های زیادی برای عرضه آن باز شده است.
**
لباس‌های پنبه‌ای زنانه و مردانه لباس‌هایی هستند که در ظاهر خیلی خنک به نظر نمی‌آیند اما بعد از پوشیدن متوجه می‌شوید که این لباس‌ها بدن باعث جذب انرژی گرمایی خورشید هستند و در تابستان برای کم شدن گرما کمک می‌کنند. هر چند که این‌ها هم راه حل فرار از گرما نیست. با این همه چند سالی است که بِرندهای مختلفی از این لباس‌ها که طرح‌ها و نقش‌های سنتی هم دارد زیاد شده و طرفداران بسیاری هم دارد.
**
سایه2edited
عکس از مرضیه سلیمانی، ایرنا

دوست نویسنده‌ای دارم که شیوه خاصی را در لباس پوشیدن دارد. خودش در تعریف سبک لباس پوشیدنش می‌گوید زمستان‌ها “لیدی” می‌شوم و تابستان‌ها “کولی”. وقتی برای این گزارش با او قرار می‌گذارم علت اینکه تابستان‌ها خودش را کولی می‌نامد، می‌فهمم. مانتوی روشن گلدار بنفش و آبی فیروزه‌ای با شلوار نخی گشادی که مچش کش دوزی شده برتن دارد. خودش می‌گوید: “این کورتی هندی هاست. با این مانتو‌ها می‌شود تابستان را کمی تحمل کرد.” این “کمی” منظورش منهای روسری است. از او می‌پرسم چرا هندی؟ می‌گوید: “هند از ایران گرم‌تر است و آن‌ها از رنگ‌های روشن و پارچه‌های نازک برای طراحی لباس‌هایشان استفاده می‌کنند. من با این لباس‌ها کمتر گرما می‌خورم.” قرارمان در استخر روبازی است که نزدیکی پل مدیریت است. ظهرهای گرم تابستان خنکای آب استخر می‌چسبد. هر چند که به خاطر ماه رمضان نباید سر را زیر آب کرد. اما لبه استخر می‌شود خوابید و تن گرفت و از نور خورشید استفاده کرد. دوستم حالا دامن لنگی نخی را به دور کمرش بسته و صندل‌های بندی‌اش را با دمپایی ابری عوض کرده است. به قول خودش از شکل یک کولی به کسی که قصد دارد از گرما فرار کند تغییر شکل داده است. دور استخر ردیف زن‌هایی که تنشان را به نور خورشید پایتخت دادند و بدنشان را در اشعه آن می‌سوزانند خوابیده‌اند یا کتاب می‌خوانند. انواع لوسیون‌های برنز کننده به چشم می‌خورد. تنم را به آب آبی استخر می‌سپارم و باز زمزمه می‌کنم: “سایه‌ها می‌دانند که چه تابستانی است….”