آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۳ مرداد ۱۳۹۳

لیلا ملک محمدی

اجتماع


زنان و تجربه‌های تازه‌ی در راه


لیلا

یک دکتر جامعه‌شناس اهل نروژ، پژوهشی انجام داده که نتایج‌اش می‌تواند زنان را به تنها سفر کردن و تجربه کردن جهان تشویق کند. بر مبنای این پژوهش، در سفر انفرادی می‌توان احساس آزادی، اعتماد به نفس، آموزش و تجربه‌های مثبت بسیاری کسب کرد.
خانم بِنته هَیمتون معتقد است به طور کلی سفر، چه به تنهایی چه با جمع، می‌تواند از تجربه سرشار باشد اما تفاوت اساسی سفر انفرادی با سفر گروهی در این است که در تنهایی، تو هر لحظه از سفر باید خودت را مدیریت کنی و برای برقراری رابطه‌ها و انتخاب مکان‌های اقامت، استراحت یا تفریح سریع‌ترین و درست‌ترین تصمیم‌ها را بگیری و همین انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها برای بسیاری چالش ایجاد می‌کند.
او زیر عنوان «یک شوک» به نخستین سفر انفرادی خود اشاره می‌کند. بنته به ترکیه سفر کرده است، کشوری با فرهنگی متفاوت از سرزمین او. احساسات عجیب و غریب و تنهایی، به شدت آزاردهنده است و او فکر می‌کند نباید شب‌ها تا دیروقت بیرون بماند و رفتن به رستوران و بار برای او طاقت‌فرسا خواهد بود. او همان‌جا تصمیم می‌گیرد سفر انفرادی زنان را به عنوان موضوع پایان‌نامۀ دکتری خود انتخاب کند و این موضوع را با سایر جامعه‌شناسان و کارشناسان گردشگری در میان بگذارد. چرا تنها سفر کردن برای زنان می‌تواند با ترس و ناآرامی‌ روحی همراه شود؟ آیا این احساسات ربطی به جنسیت، مقصد و هدف سفر دارد؟ و برای کاستن از این احساسات و لذت بردن از سفر چه باید کرد؟


تجربه‌های ناامن زنان شرق و غرب

هرچند بنته به هراس زنانی از کشورهای اسکاندیناوی یا اروپای مرکزی اشاره می‌کند اما تجربه‌های برخی از زنان کشور ما هم نشان می‌دهد که بسیاری تمایل ندارند تنها سفر کنند. نتیجۀ پژوهش یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، دلیل بی‌علاقه‌گی زنان به سفرهای انفرادی در ایران را نبود امنیت فضایی – اجتماعی و احساس عدم امنیت زنان از پلیس و نیروی انتظامی عنوان می‌کند. در حالی‌که به طور طبیعی حضور پلیس باید امنیت به دنبال داشته باشد اما شاید برخوردها با مسئلۀ حجاب یا به رسمیت نشناختن سفر زنان تنها از سوی نیروهای امنیتی ایران، برای برخی زنان ایرانی احساس ناامنی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش دلیل دیگر بی‌تمایلی زنان ایران به سفر انفرادی، مشکلات اقتصادی و وابستگی مالی به خانواده عنوان شده است.
در مورد سفرهای خارج از ایران مشکل گرفتن رضایت‌نامه از سرپرست مرد برای اخذ پاسپورت و تسلط نداشتن به زبان خارجی را نیز باید به دو عامل بالا اضافه کرد.

اولین بار که می‌خواستم برم خارج از ایران، برای گرفتن پاسپورت به امضای همسرم نیاز داشتم. او اجازه داد و مشکلی پیش نیومد، اما احساس خوبی نداشتم. همه‌ش فکر می‌کردم چرا باید اجازه سفر من در دست مردی همسن‌ و سال خودم باشد؟ اما خب انگار ما زن‌ها این قضیه رو پذیرفتیم و باهاش کنار اومدیم متأسفانه

یک پزشک عمومی دربارۀ تجربۀ گرفتن رضایت‌نامه از همسرش می‌گوید:‌ «اولین بار که می‌خواستم برم خارج از ایران، برای گرفتن پاسپورت به امضای همسرم نیاز داشتم. او اجازه داد و مشکلی پیش نیومد، اما احساس خوبی نداشتم. همه‌ش فکر می‌کردم چرا باید اجازه سفر من در دست مردی همسن‌ و سال خودم باشد؟ اما خب انگار ما زن‌ها این قضیه رو پذیرفتیم و باهاش کنار اومدیم متأسفانه؛ برای زنان از اجبار حجاب که وحشتناک‌تر نداریم. اون رو هم پذیرفتیم دیگه.»
او دربارۀ احساس ناامنی در سفرهایش می‌گوید: «اولین سفرم به استرالیا بود. وقتی رسیدم انقدر دچار اضطراب شده بودم که می‌خواستم از همون فرودگاه برگردم. بیشترین دلیل این اضطراب هم ناآشنایی من با زبان انگلیسی بود. »
تجربۀ سفر این پزشک ایرانی با بنته هیمتون از دو زاویه متفاوت است؛ یکی احساس امنیت در خیابان‌های استرالیا، فنلاند، سنگاپور و چند کشور دیگری که میزبان او بودند در پیاده‌روی‌های شبانه و دیگری نداشتن علاقه به برقراری ارتباط با دیگران. او می‌گوید: «من سال‌هاست از همسرم جدا شدم و تنها زندگی می‌کنم. به خاطر این‌که تنها زندگی می‌کنم و می‌تونم از پس این تنهایی بر بیام، مدام دیگران در محیط کار برام مشکل درست می‌کنن و جالب این‌جاست که این مشکلات هم بیشتر از طرف زنان آب می‌خوره. برای این‌که بتونم زندگی کنم و کارم رو از دست ندم صبح تا شب در حال مبارزه با دیگرانم و به همین دلیل هم در سفرهام ترجیح می‌دم تنها باشم و فقط استراحت کنم.»
یافته‌های یک روزنامه‌نگار ایرانی که ۱۲ سال است با گروه یا به تنهایی سفر می‌کند به یافته‌های بنته شبیه‌تر است.

تنها سفر کردن اعتماد به نفس زنان را افزایش می‌دهد و باعث آشنایی نزدیک با زنان دیگر و فرهنگ‌ها و آداب و رسوم می‌شود.

او می‌گوید:‌ «فکر می‌کنم قبل از سفر باید در مورد امنیت مقصد، اطلاعات کاملی داشته باشیم و در طول سفر هم توصیه‌های افراد بومی رو کاملاً رعایت کنیم. مثلاً خود من در کشورهای ترکیه و هندوستان سعی می‌کردم تا دیروقت بیرون نباشم.» او که ۱۵ سال پیش از همسرش جدا شده و تنها زندگی می‌کند معتقد است تنها سفر کردن اعتماد به نفس زنان را افزایش می‌دهد و باعث آشنایی نزدیک با زنان دیگر و فرهنگ‌ها و آداب و رسوم می‌شود. این روزنامه‌نگار می‌گوید:‌ «در سفرهای داخلی، به ویژه در روستاها، احساس امنیت داشتم اما وقتی افراد محلی می‌پرسند که آیا شوهرم با سفرهای من مخالفتی نداره، مجبور می‌شم به دروغ بگم که نداره و نمی‌تونم بگم که من از همسرم جدا شدم و تنها زندگی می‌کنم، اما این اتفاق در سفرهای خارج از ایران نمی‌افته و من مجبور نمی‌شم دروغ بگم.»

لیلا1
تجربه‌های هر سه زنی که در این گزارش نقش دارند به علاوۀ تجربه‌های زنان وبلاگ نویسی از ایالات متحده یا برخی کشورهای اروپایی نشان می‌دهد مردم روستایی و محلی در مناطقی چون خاورمیانه، آمریکای لاتین یا آسیای جنوب شرقی با زنان تنهای مسافر بسیار مهربان اند و به آن‌ها کمک می‌کنند، اما اغلب این زنان از شهرهای بزرگ این مناطق تجربه‌های ناخوشایندی داشته‌اند. یک روزنامه‌نگار فرانسوی می‌گفت در سفرش به یکی از پایتخت‌های آمریکای لاتین با مزاحمت یک پلیس روبه‌رو شده و پلیس به بهانۀ کمک و حفظ او از شر مزاحمان می‌خواسته به اتاق خواب‌اش نیز وارد شود. یا دیگری نوشته در برخی خیابان‌های شهرهای بزرگ ممکن است به مسافران زن تنها پیشنهاد هم‌خوابگی نیز داده شود و به همین دلیل بهتر است زنان از پیش دربارۀ مکان‌های مختلف شهر مقصد اطلاعاتی جمع‌آوری کنند.


شنیدن کی بود مانند دیدن

بخشی از پژوهش خانم هَیمتون به شرح مزایای سفر انفرادی اختصاص دارد. او می‌گوید در ترکیه با احساسات آزاردهنده روبه‌رو شده بود به این دلیل که به یکی از شهرهای جنوبی و ساحلی ترکیه سفر کرده بود که به نظر می‌رسید امکانات آن شهر بیشتر در خدمت گردشگرانی بود که با خانواده یا در گروه دوستان به این مکان‌ها سفر می‌کنند.

وقتی تو به کشورهایی سفر می‌کنی که پیشتر دربارۀ ناامنی و مشکلات آن‌ها خوانده‌ای، با چهره‌ای متفاوت و گاه متضاد با شنیده‌هایت مواجه می‌شوی و می‌توانی درک درستی از گوشه و کنار جهان داشته باشی.

همچنین به نظر می‌رسید فرهنگ کشور میزبان، زنان تنها و انتخاب‌هایشان را به رسمیت نمی‌شناسد. او به تجربه‌های زنانی اشاره می‌کند که در جنوب اروپا یا کشورهای دیگر، با نگاه‌های جنسی مواجه می‌شوند و می‌نویسد دلیل این برخوردها شاید به خاطر قدرت دین و آزادی نوپای زنان در این کشورها باشد. به نوشتۀ هیمتون، این مهم‌ترین دلیل اجتناب زنان از سفرهای انفرادی به سرزمین‌های ناشناخته است؛ چراکه آنان به ایمنی در سفر به عنوان نخستین ضرورت فکر می‌کنند، اما او می‌گوید داشتن برنامه‌ریزی دقیق و جست‌وجو کردن و دانستن دربارۀ مقصد می‌تواند تا حدود زیادی ضامن ایمنی در سفر باشد و این ترس‌ها مانع از رسیدن به تجربه‌های شگفت‌انگیز و به یادماندنی خواهد بود. تجربه‌های بنته نشان داده است شنیده‌ها دربارۀ خطرات تنها سفر کردن می‌تواند از جسارت و شجاعت زنان بکاهد. وقتی تو به کشورهایی سفر می‌کنی که پیشتر دربارۀ ناامنی و مشکلات آن‌ها خوانده‌ای، با چهره‌ای متفاوت و گاه متضاد با شنیده‌هایت مواجه می‌شوی و می‌توانی درک درستی از گوشه و کنار جهان داشته باشی. به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن.