آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۹ تیر ۱۳۹۳

آرش کمانگیر

پادکست


امنیت سایبری با آرش کمانگیر | قسمت ششم | ما که فروشندگان پاره‌وقت حریم شخصی خود هستیم


ناشناسی، موهبت و خطر بزرگ وب است. در وضعیتی مشابه، حریم شخصی، مایه‌ی رونق فضای شبکه‌های اجتماعی است و در عین حال، راه دادن دیگران به زندگی شخصی، ما را در خطر می‌اندازد. از یک سو، ما می‌خواهیم آزاد از نگاه تیزبین ِ ناظران همیشه حاضر، به اطلاعات مورد نیازمان دسترسی پیدا کنیم و نگران این نباشیم که خواننده‌ی یادداشتی که مخفیانه در فیس‌بوک نوشته‌ایم به هویت نویسنده پی خواهد برد. از طرف دیگر، وقتی یک حساب کاربری در اینستاگرام، تصاویر خصوصی ما را منتشر می‌کند، حق خود می‌دانیم که هویت گرداننده‌ی حساب را بدانیم و او را مجبور کنیم که حریم شخصی ما را تاراج نکند. برای ما مهم است که مالکیت‌مان بر اطلاعات شخصی‌مان به خطر نیافتد، و از طرف دیگر، حضور در وب مستلزم انتشار این اطلاعات است.
یک ادعای آشنا این است که «کسی که چیزی برای مخفی کردن ندارد، نیازی به ناشناس‌ماندن نیز ندارد»، اما کمی دقیق شدن در این ادعا، نادرستی آن را نشان می‌دهد. ناشناسی یک خواسته‌ی گزاف نیست و، هرچند افراد حق دارند، اگر ترجیح می‌دهند، جزییات زندگی خصوصی خود را منتشر کنند، اما این یک حق اساسی است که کسی بخواهد بخش‌های مختلف زندگی‌اش را تنها با افرادی که می‌خواهد به اشتراک بگذارد.
رابطه‌ی ما با حریم شخصی‌مان در دنیای اینترنت، رابطه‌ای پیچیده و چند وجهی است. از یک سو، شرکت‌های بزرگی مانند فیس‌بوک، توییتر، و گوگل، به ما خدمات رایگان ارایه می‌کنند، دقیقا به این دلیل که ما به آن‌ها اجازه می‌دهیم که از علایق و رفتارهای ما اطلاع داشته باشند و بدانند که چه چیزهایی را دوست داریم، با چه کسانی دوست هستیم و با دوستانمان چه می‌کنیم و چه می‌گوییم. ما عکس‌های خصوصی‌مان، گفتگوی دو نفره و چند نفره‌مان و پیغام و محتویات تقویم‌مان را در اختیار این شرکت‌ها می‌گذاریم، اما همین اطلاعات برای ما خصوصی محسوب می‌شود و اگر دیگران به آن‌ها دسترسی پیدا کنند مضطرب می‌شویم و احساس به خطرافتادن می‌کنیم. به این دلیل، ما دقت می‌کنیم که اسم رمز محکمی انتخاب کنیم و حساب‌های کاربری خودمان را با اتصال به تلفن همراه امن کنیم.
اما شرکت‌های بزرگ و نهادهای حکومتی تنها موجودیت‌هایی نیستند که اجزا زندگی ما در فضای آنلاین را به هم وصل می‌کنند و به عوالم شخصی ما نفوذ می‌کنند. ما جزییات زندگی شخصی و علایقمان را، مستقیم و غیرمستقیم، دراختیار دوستان و آشنایان‌مان در شبکه‌های اجتماعی می‌گذاریم. به‌تعبیری، یکی از انگیزه‌های اصلی برای دنبال‌کردن دیگران در شبکه‌های اجتماعی، دعوت‌شدن به حریم شخصی آن‌ها و تماشای زندگی آنهاست. و همین‌جاست که دوستان ِ دیروز می‌توانند تاراج کنندگان حریم شخصی فردا باشند. وقتی بعد از پایان یک رابطه، عکس‌های خصوصی از فیس‌بوک سردرمی‌آورند، متوجه می‌شویم که اگرچه چند ماه پیش دعوت دیگری به زندگی خصوصی دیجیتال کار درستی به‌نظر می‌رسید، اما حالا به درد و آزار آن نمی‌ارزد.
چه باید کرد؟ در بازه‌ی بین محرمانگی مطلق و انتشار بی‌محابای جزییات زندگی خصوصی، نقطه‌ی امن کجاست؟
بعنوان یک اصل کلی، محتوایی که انتشار عمومی آن ممکن است برای شما آزارنده باشد را هرگز بدون قفل و بست مناسب منتشر نکنید. ساده‌ترین روش برای محصور کردن اطلاعات شخصی و خصوصی، تنظیمات حریم شخصی در شبکه‌های اجتماعی است. و البته می‌دانیم که این تنظیمات تغییر می‌کنند و همیشه احتمال نشت اتفاقی یا عامدانه‌ی آن‌ها وجود دارد. روش بهتر این است که از محیطی استفاده کنید که رمزگذاری شده‌است و اختیار کامل برای حذف محتوا را در اختیار شما می‌گذارد.
چنین محیط‌هایی، اگر چه کمتر آشنا هستند، اما وجود دارند. برای مثال، برای چت کردن از Surespot یا Textsecure استفاده کنید. گفتگوی متنی در این محیط‌ها رمزگذاری می‌شود و از طریق سرور مرکزی نیز قابل دسترسی نیست. علاوه بر این، در Surespot شما این امکان را دارید که پس از پایان مکالمه، جملات و تصاویر منتقل شده را از روی تلفن همراه خودتان و طرف مقابل پاک کنید. قابلیت کلیدی دیگر این اپلیکیشن این است که شما می‌توانید این امکان را از مخاطب بگیرید که تصاویری که برای او می‌فرستید را جایی ذخیره کند.
حضور در وب مستلزم این است که به شرکت‌های بزرگ، نهادهای نظارتی، و دوستان و آشنایان‌مان این امکان را بدهیم که به فضاهای شخصی ما سرک بکشند. این وضعیت به‌خودی خود، موقعیت نامناسبی نیست، اما حضور آگاهانه‌تر در فضای وب را ایجاب می‌کند. ما در وب، فروشندگان پاره‌وقت حریم شخصی خودمان هستیم. برای موفقیت در این تجارت، باید این فضا و ابزارهای موجود در آن را بهتر بشناسیم.