آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۳

بهرام میلانی

اجتماع


گزارش اختصاصی از قهرمانی ایران در برزیل


I wanna rock DJ fasanghari

DJ
مراسم اهدای کاپ جام جهانی، ساعت پنج صبح به وقت تهران:
دوربین از روی جام زوم اوت می‌کند و در لانگ شات، کاپیتان نکونام، پَرچَم پیچ در انتظار است. تماشاچیان برزیلی مغموم و شکست خورده‌اند. درست عین فینال جام جهانی ۱۹۵۰ که بعد از شکست برزیل یکی جلوی چشم همه خود را به ضرب گلوله کشت. پلیس اما امروز همه چیز را زیر نظر دارد. البته با نیم نگاهی به بازیکنان سفید پوش که می‌خواهند با فریاد جام را بالای سر ببرند. آنها جام می‌خواهند و در ایران ملت مشغول سرکشیدن جام؛ نوشیدنی کم خطری که با سیراب و شیردان دم صبح، خداست!
ورزشگاه ساکت است اما بیست – سی نفری که پولشان تمام نشده و تا آخر در برزیل دوام آورده‌اند، حنجره پاره می‌کنند و مدام بیک‌زاده را در آغوش می‌کشند. دوربین سوییچ می‌شود روی جایگاه ویژه. علی اکبر استاد اسدی وفرناندا لیما مجری برنامهٔ قرعه کشی جام جهانی با هم خوش و بش می‌کنند. استاد، مهمان ویژۀ فینال جام جهانی است. بازیکنی که ویدئوی گل به خودی‌اش به عابدزاده توسط یک خبرنگار برزیلی کشف شده و یوتیوب را ترکانده است…
دوربین بالا، زمین سبز را نشان می‌دهد. بازیکنان برزیل بهت زده یکدیگر را نگاه می‌کنند. استاد مشایخی میان جمعشان می‌رود و همه‌شان را می‌بوسد و از تک تکشان عذرخواهی می‌کند و در ‌‌نهایت یک طاق شال ترمه به نیمار می‌دهد، همبازی لیونل مسی در بارسا که کاربران در روزهای جام جهانی فیسبوک او را هک کردند واز این طریق به ایرینا شایک دوست دختر رونالدو پیغام‌های عاشقانه فرستادند. مشایخی اما عقیده دارد آنها ایرانی نبودند. 
در این لحظه، تلویزیون ایران وارد استودیو می‌شود و جواد خیابانی را نشان می‌دهد؛ جواد سرش را روی شانه کار‌شناس برنامه محمد غرضی گذاشته و گریه می‌کند و لابه لا عوامل پشت صحنه را با نام بردن تک تک بازیکنان تیم ملی به خصوص بیک‌زاده به تشویق کردن وا می‌دارد. دوربین سیاری در خانهٔ دی جی حسین فسنقری در سبزوار گذاشته‌اند تا عکس العمل‌های این سرمایۀ ملی را در لحظه ثبت کنند. می‌خواند و بالا پایین می‌پرد که شراره شراره…
دقیقۀ صد و نوزدهم بازی- وقتهای تلف شده – ساعت چهار و چهل دقیقهٔ صبح به وقت تهران
نیمار همه را دریبل می‌زند و تک به تک می‌شود. توپ را می‌زند. به تیر می‌خورد. توپ می‌افتد جلوی پای نکونام توپ را پاس می‌کند برای هاشم بیک‌زاده. هاشم معطل نمی‌کند و می‌گذارد زیر توپ. دروازه‌بان برزیل عقب عقب می‌دود توپ دارد می‌رود پشت سرش درون دروازه. تاریخی‌ترین لحظهٔ جام جهانی در حال اتفاق است. بله… گل. هاشم، ایران را مقابل برزیل یک بر صفر جلو می‌اندازد. مزدک میرزایی که به عنوان گزارشگر به برزیل رفته، پشت میکروفن اعلام می‌کند این بازی خداحافظی او از گزارشگری است و از بچه‌های حاضر در برنامۀ “آقای گزارشگر” حلالیت می‌طلبد. بازیکنان سمت هاشم می‌دوند. هاشم خیلی خونسرد آنها را کنار می‌زند و می‌گوید شادی نکنند، بعد می‌رود جایگاه ویژه سمت پله و دست او را بالا می‌برد… 
در این لحظه داخل استودیو، خیابانی در حال ذکر مصیبت است. غرضی می‌گوید: با اینکه قیمت ارز کنترل نشده و تورم هم، ولی عجب ضربهٔ همه کَس کُشی بود. 
استاد مشایخی شانهٔ اسکولاری را می‌بوسد و عذرخواهی می‌کند. او عقیده دارد “هاشم” ایرانی نیست! 
دی جی حسین در سبزوار می‌خواند شراره شراره. لیما به استاد اسدی نگاه‌های خریدارانه می‌کند و درحال اعتماد سازی است. تا اینجا یک دقیقه به پایان و ایران قهرمان جام جهانی است
دقیقهٔ صد و هیجده بازی- وقتهای تلف شده – ساعت چهار و سی و نه دقیقه به وقت تهران
هیچ اتفاق خاصی در بازی نمی‌افتد. نگاه‌های لیمانه به استاد اسدی برادرانه نیست. استاد مشایخی کسی را پیدا نکرده تا عذرخواهی کند. دی جی فسنقری درگیر شراره است. خیابانی، اشعار حماسی می‌گوید و محمد غرضی کار‌شناس برنامه کمربندش را باز کرده تا راحت‌تر بنشیند.
دقیقهٔ هشتاد و نه بازی- ساعت چهار و بیست دقیقه
داور چهارم وقت اضافی را نشان می‌دهد. سه دقیقه. خیابانی می‌گوید: این یعنی یه بازی جدید. یه بازی سه دقیقه‌ای. غرضی یواشکی در گوش خیابانی می‌گوید: من تورمم کنترل نمی‌شه. می‌شه کمربندمو باز کنم؟ خیابانی: راحت باشین. 
دی جی فسنقری به سمای شراره آمده. شراره شراره. 
در این گیر و دار یک توپ ناغافل می‌خورد به تیر دروازهٔ ایران. استادیوم آه می‌کشد. ایرانی‌ها بی‌جواب نمی‌گذارند. (…) خیلی کشدار. به هر حال اتفاق تازه‌ای نیست ما قبلاً تفاوت فرهنگیمان با برزیلی‌ها را در استخر بهشان نشان داده بودیم. استاد مشایخی می‌ایستد داد می‌زند: شونهٔ همتونو می‌بوسم ببخشید. 
لیما می‌خواهد دست استاد اسدی را بگیرد. استاد طفره می‌رود.
بین دو نیمه ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران
دوربین فقط جایگاه ویژه را نشان می‌دهد. لیما با استاد اسدی گپ می‌زند. انگار دچار شده. این دچار را فقط عابد‌زاده می‌داند یعنی چه. استاد اسدی به حلقه‌اش اشاره می‌کند. غرضی ناگهان وارد استودیو می‌شود و دارد دست‌هایش را خشک می‌کند. خیابانی شاهنامه دستش گرفته و فصل مبارزۀ رستم و سهراب را می‌خواند.
دی جی فسنقری استراحت می‌کند. استاد مشایخی از تدارکات استادیوم بابت ریختن آشغال عذرخواهی می‌کند.
دقیقهٔ پنجم بازی ساعت دو و چهل دقیقه
مردم کله پاچه‌ای‌ها را قرق کرده‌اند. دو توپ پیاپی به تیر دروازهٔ ایرانی می‌خورد. استاد مشایخی به سمت تیر دروازه می‌دود تیر دروازه را می‌بوسد و عذرخواهی می‌کند. دی جی فسنقری در سبزوار هنوز با واحد سیار نتوانسته ارتباط برقرار کند. در جام جم هم ارتباط با مزدک میرزایی برقرار نشده. محمد غرضی هاج و واج نگاه می‌کند و نگران تورم است. لیما تازه تیک زدن با استاد، ستارۀ شبکه‌های اجتماعی را آغاز کرده… و هاشم هنوز نمی‌داند تاریخ را از نو خواهد نوشت.
لحظهٔ ورود بازیکنان به زمین ساعت دو و سی دقیقه
نکونام در گوش بیک‌زاده زمزمه می‌کند: اگر سوتی بدی (…). به هر حال ایرانی‌ها با خودشان هم اختلاف فرهنگی دارند. آی وانا راک دی جی… فسنقری!