آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۳

آرش بهمنش

اجتماع


کی‌روش بچه‌ی چارصد دستگاه!


چگونه دستیار آلکس فرگوسن به مرور با خلق و خوی ایرانی خو گرفت

کیروش
او با عنوان نامزد بالقوۀ جانشینی آلکس فرگوسن در یونایتد از پرتغال کوبید و آمد اینجا. رقم قراردادش هم کم نبود. خب طبیعی هم بود. او از سرزمین‌های توسعه یافته می‌آمد و شاید فکر می‌کرد یک کشور جهان سومی فکرهایی درجۀ سوم هم دارد یا مربی‌هایی درجۀ سوم یا بازیکن‌هایی درجۀ سوم. حتماً اگر یکی از خود ما هم به اتیوپی برویم خیال می‌کنیم آنجا آدم فهیم وجود ندارد و به “فرد گرایی” رو می‌آوریم و همیشه در تصوراتمان حتماً از بقیه بیشتر می‌فهمیم. ‬

این بود که کی روش شاید اصلاً بازی‌های لیگ ایران را نمی‌دید و بیشتر نگاهش به “هوش تجربی” بازیکنانی بود که حتی به اندک، روزهایی را خارج از ایران در کشورهایی نه چندان معتبر و حاشیۀ خلیجی گذرانده بودند.
او به ما “اعتماد” نداشت؛ نبود اعتماد به نگاه و رفتار آدمهای خاورمیانه‌ای. و همین او را به شدت زیر بار فشار رسانه‌ای و افکار عمومی قرار داد. با این حال کی روش خیال می‌کرد کار درست را انجام می‌دهد. اگرچه با ورود به فضای جدید ناگزیر، کم کم داشت تن به قضا می‌داد؛ چیزی که هر قدر هم در برابر آن مقاومت کنیم برای ما در فضاهای جدید اتفاق می‌افتد. شاید مثل مستشاران آمریکایی و اروپایی که در دوره‌ای مثل قاجار که کشور دچار عقب ماندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بود می‌آمدند و برای تغییر اقتصادی و سیاسی در کشور، شبیه ما می‌شدند و خیلی‌هایشان همین‌جا زندگی می‌کردند و ایرانی‌تر از ما می‌شدند. یکی از آنها حتی در کنار ستارخان و باقرخان برای نهضت مشروطه جنگید و کشته شد. ‬
این یک اصل است: محیط آدم‌ها را “تغییر” می‌دهد. آدمها یاد می‌گیرند شبیه آدمهای محیط جدید فکر کنند، نگاه کنند و رفتار کنند. یاد می‌گیرند دغدغهٔ آنها را داشته باشد. کی روش هم مستثنا نبود. ‬
معلوم است که ما شروع خوبی با کی روش حداقل به لحاظ کیفیت نداشتیم و حتی تا همین قبل از سه بازی آخرمرحلهٔ مقدماتی جام جهانی کی روش شاید اصلا درک نمی‌کرد این عطش ما برای رفتن به جام جهانی از کجا می‌آید، تا آنجا که مثل ما به قضیه نگاه کرد و رفتارش را تغییر داد. ‬
کی

او که بعد از بازی با قطر در دور رفت، درست در روزهایی که ما کیفیت بازیمان مناسب نبود و نتایج‌مان هم روندی سینوسی داشت، گفته بود “من آمدم شما را تغییر دهم اما خودم دچار تغییر می‌شوم.”، وقتی نتیجه گرفت که پیش بینی‌اش درست از آب درآمده بود. شاید کی روش فکر می‌کرد تغییر در او بر روند کاری‌اش اثر منفی بگذارد که می‌توانست این‌طور هم باشد، اما تاًثیر از محیط، همیشه به معنای گرفتن عادت‌های بد یک جامعه نیست، که گاهی تاًثیر از نگاه و دغدغه آدمهای آن جامعه است. ‬

این یک اصل است: محیط آدم‌ها را “تغییر” می‌دهد. آدمها یاد می‌گیرند شبیه آدمهای محیط جدید فکر کنند، نگاه کنند و رفتار کنند. یاد می‌گیرند دغدغهٔ آنها را داشته باشد. کی روش هم مستثنا نبود. ‬

کی روش فهمید چقدر این جام جهانی برای ما مهم است و این آشکارا در رفتارهای کنار زمین‌اش در بازی رفت با کره مشخص بود. همین هم باعث شد مثل یک مربی ایرانی از دست داور ناراحت شود و در استادیوم آزادی از کنار زمین اخراج شود؛ رفتارهایی که اصلاً از او در رئال مادرید یا پرتغال ندیده بودیم. ‬
او بعد از شکست مقابل ازبکستان در تهران تصمیم گرفت برای فرار از مخمصۀ نوسان بنشیند بازی‌های لیگ ایران را ببیند و چاره‌ای پیدا کند تا ایران بی‌حرف و حدیث برود برزیل. انگار که برای کشور خودش فکر می‌کند؛ شاید برای اولین بار. ‬
نشست دید و اعتماد کرد. او غالب ترکیب تیم ملی را از قهرمان لیگ، استقلال، انتخاب کرد و حتی در ایده‌های دفاعی تیمش از این تیم الهام گرفت. البته تضمین مؤفقیت هم وجود داشت و آن هم نتایج مؤفق استقلال در آسیا بود. و فهمید در این جهان سوم هم ایده‌های خوب پیدا می‌شود. ‬
“تغییر” و “اعتماد” چیزی بود که به کی روش برای بردن ایران به جام جهانی کمک کرد و نوسان نتیجه و کیفیت را به حداقل رساند. او آنقدر تغییر کرد و شبیه ما شد که قبل از بازی با کره گفت: “ایران کشور من است و ایرانی‌ها هموطن من هستند.” و شد آنچه باید می‌شد. ما سه بازی آخر را بردیم و بهتر از قبل بازی کردیم و مقتدرانه‌ترین صعودمان را به جام جهانی جشن گرفتیم، با همشهری کی روش که رفت جلوی مربی کره و حرصی که ما از او داشتیم را خالی کرد، درست به شیوۀ خودمان، بی‌سانسور و ایرانی. ‬
تا رسیدیم به بعد از مقدماتی جام جهانی ، آن‌قدر ایرانی شده که بداند وقتی برنده است باید بتازاند. او حالا از حمایت ویژهٔ رسانه‌ها هم برخوردار است. به مربیان و مدیران لیگ برتری حمله می‌کند و کنایه‌های سنگینی نثارشان می‌کند. او ضعف قدرت رییس خود، کفاشیان، را به خوبی درک کرده و از این خلاً اقتدار فدراسیون ، استفادهٔ ویژه‌ای می‌برد. او هیچ‌وقت برای بازگرداندن عقیلی و رحمتی کوتاه نیامد و روی حرف‌هایش ماند. هر‌گاه احساس کرد روند برنامه ریزی لیگ دچار مشکل است ورود کرد. تصمیمات ویژه گرفت و خواست تا برای اردوی آفریقای جنوبی بازیکنان لیگی به اردو بیایند و در مسابقات آسیایی شرکت نکنند. حرفش را هم به کرسی نشاند. او دلش می‌خواهد موفق باشد به صورت خیلی ایرانی و در این میان به منافع دیگران توجهی ندارد شاید هم حق دارد. هر کدام از ما هم جای او بودیم بعید بود تصمیم‌های متفاوتی بگیریم. ‬
نباید از او انتظار رفتار غیر این داشت. او خیلی وقت است ایرانی شده. یکی مثل ما. ‬