آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۷ خرداد ۱۳۹۳

سوده راد

اجتماع


“تصحیح اشتباه طبیعت” یا تغییر باورهای دیرینه؟


نقطۀ عطفی در درک ترانس‌جنسیت

TIME

الیزا گری
تلخیص و ترجمه : سوده راد
عکس‌ها از جیلیان لب برای تایم


(در این مقاله، مطابق با سبک و سیاق تایم، ما از نام‌هایی استفاده خواهیم کرد که افراد خودشان ترجیح می‌دادند به آن نام خوانده شوند.)

نزدیک به یک سال پس از اینکه دادگاه عالی ایالات متحدۀ امریکا ازدواج همجنسگرایان را قانونی اعلام کرد، جنبش اجتماعی دیگری خود را برای به چالش کشیدن باورهای فرهنگی دیرینه آماده می‌کند. این روزها ترانس‌جندر یا ترانس‌جنسیتی‌ها، یعنی افرادی که خود را با جنسیتی غیر از جنسی که در بدو تولد به آنها “اختصاص داده شده” می‌شناسند، برای جایگاهی برابر در جامعه تلاش می‌کنند. این مبارزۀ آشکارا برای سیاست‌گذاری‌هایی نوین، بی‌تردید زندگی اقلیتی را که برای مدت‌ها درک نشده‌بودند، بهتر و آسان‌تر می‌کند.

نزدیک به یک سال پس از اینکه دادگاه عالی ایالات متحدۀ امریکا ازدواج همجنسگرایان را قانونی اعلام کرد، جنبش اجتماعی دیگری خود را برای به چالش کشیدن باورهای فرهنگی دیرینه آماده می‌کند. این روزها ترانس‌جندر یا ترانس‌جنسیتی‌ها، یعنی افرادی که خود را با جنسیتی غیر از جنسی که در بدو تولد به آنها “اختصاص داده شده” می‌شناسند، برای جایگاهی برابر در جامعه تلاش می‌کنند. این مبارزۀ آشکارا برای سیاست‌گذاری‌هایی نوین، بی‌تردید زندگی اقلیتی را که برای مدت‌ها درک نشده‌بودند، بهتر و آسان‌تر می‌کند. دامنۀ تلاش‌های ترانس‌جنسیتی‌ها و حامیانشان، مدارس، بیمارستان‌ها، سازمان‌ها و اداره‌ها، زندان‌ها و ارتش را هم دربرمی‌گیرد.

انقلاب ترانس‌جنسیتی همچنان راه درازی در پیش دارد. در امریکا ترانس‌ها از سویی نسبت به باقی مردم بیشتر در معرض خطر فقر، بیکاری و خودکشی قرار دارند و از سوی دیگر با توجه به تعداد کم جمعیت‌شان – تقریباً نیم‌درصد کل جمعیت – پذیرفته شدنشان در جامعه سخت‌تر است. در پژوهشی که اخیراً توسط انستیتوی عمومی پژوهش دینی صورت گرفته است، ۶۵٪ امریکایی‌ها گفته‌اند دوستی نزدیک یا عضوی از خانواده‌شان همجنسگراست اما تنها ۹٪ گفته‌اند کسی در میان اطرافیانشان ترانس‌جندر است. وقتی جنبش ترانس‌ کمی پیش رفت، مخالفان زیادی از میان محافظه‌کاران سنتی پیدا کرد که پیش‌تر برای مخالفت با ازدواج همجنسگرایان فهرست‌های طولانی آدرس‌های ایمیل را نامه‌باران کرده‌بودند. اما شاید بزرگترین مشکلی که ترانس‌ها در دنیا دارند، زندگی بر بنیاد تعریف “دوتایی” جنسیت است. در بسیاری از جاها، ترانس‌ها نه در توالت‌های مردانه پذیرفته می‌شوند، نه در توالت‌های زنانه. کمترین اثری که این پدیده دارد این است که دائماً به آنها یادآوری می‌شود که به این دسته، به زنان یا مردان تعلق ندارند.

لاورن کاکس که خود را با افتخار یک “زن ترانس امریکایی افریقایی تبار” معرفی می‌کند، در کودکی به خاطر رفتارهای دخترانه‌اش در شهر زادگاهش مورد تمسخر قرار می‌گرفت و بعدها با بازی در “نارنجی نام جدید سیاه است” به عنوان یکی از نمادهای جنبش ترانس‌جندر شناخته شد. کاکس به تایمز می‌گوید:” حالا ما جایی در زمان ایستاده‌ایم که ترانس‌های بیشتر و بیشتری می‌خواهند قدم پیش بگذارند و بگویند این منم، همین‌طور که هستم و داستان زندگی‌شان را تعریف کنند. هر روز تعداد بیشتری از ترانس‌جندرها آشکارا همان‌طور که هستند زندگی می‌کنند و رؤیاهایشان را دنبال می‌کنند. به این ترتیب تعداد بیشتری از مردم می‌توانند بگویند “من هم کسی را می‌شناسم که ترانس است”. وقتی مردم برای مفاهیمی که برایشان آشناست یک مرجع و نمونۀ انسانی هم بشناسند، خیلی چیزها عوض می‌شود. او در طول یکی از سخنرانی هایش یادآوری می‌کند که چگونه در کودکی مجبور شده به تراپی‌ تن بدهد تا رفتارهای دخترانه‌اش تصحیح شود، در خیابان مورد فحاشی و توهین رهگذران قرار گرفته و از مدرسه اخراج شده است. او حتی از خوردن یک شیشه قرص در کلاس ششم، برای رهایی از افکار “ناپاک” می‌گوید و بعد از کسانی که در نتیجۀ خشونت حاصل از باور دیگران ویا خودشان به “بیمار” بودن ترانس‌ها، هرگز از خواب بیدار نشدند. کاکس می‌گوید: “بعضی افراد، واقعاً آگاهی ندارند و باید ما را به عنوان انسان به رسمیت بشناسند. بعضی دیگر هم همیشه با هرچیزی مخالفند. اما من به انسانیت مردم و ظرفیت آنها در عشق و تغییر ایمان دارم.”


تصحیح اشتباه طبیعت

تاریخ پراست از داستان زندگی افرادی که در چارچوب تعاریف جامعه از جنسیت نمی‌گنجیده‌اند. ماجرای دنیای مدرن امریکا، بعد از جنگ جهانی دوم و با داستان زنی به نام کریستین یورگنسن آغاز می‌شود: سرباز سابق، تبدیل به زن بلوند زیبایی می‌شود. “عمل‌های جراحی، جوان برانکسی را دگرگون کردند” سرتیتر روزنامۀ “نیویورک دیلی” در روز اول دسامبر ۱۹۵۲ شد . روزنامه به داستان سربازی پرداخته ‌بود که “جرج” به دنیا آمده ‌بود و بعد از اینکه خدمت سربازی‌اش در دانمارک پایان یافت، به کشور بازگشته تا دنبال جراحی بگردد که بدن او را از یک مرد به یک زن تبدیل کند. یورگنسن در نامۀ سرگشاده‌ای که منتشر شد نوشت: ” طبیعت اشتباهی کرد و من تصحیحش کردم.” این – به گفتۀ “تایم” در سال ۱۹۵۳- “زن بلوند با پاهایی زیبا و لبخندی جذاب”، موجب شد برای بسیاری از امریکایی‌ها در سرتاسر کشور پرسش‌هایی در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی مرد را مرد می‌کند و آیا یک مرد، می‌تواند زن باشد، بوجود آورد. در آن زمان هنوز کلمه ترانس‌جندر یا ترانس‌جنسیتی استفاده نمی‌شد. در عوض، امریکا یورگنسن را “ترانس وِستایت” یا کسی که لباس جنسیت مخالف را می‌پوشد ( ترانس برای اشاره به میان ‌دو چیز و وست برای اشاره به پوشش) خواند، در حالی‌که امروز این افراد، ترانس‌سکسوال یا ترانس‌جنسی (یا دوجنسی)‌ خوانده می‌شوند. روزنامه‌نگاران می‌خواستند بدانند آیا یورگنسن می‌توانست “درمان شود” یا نه و در دهه‌های بعد، مراکز پزشکی متعددی ترانس‌جنس بودن را – درست مانند همجنسگرایی – بیماری قابل درمانی تلقی می‌کردند. در سال ۱۹۸۰، هفت سال بعد از این‌که همجنسگرایی از فهرست اختلالات و بیماری‌های روانی انجمن روانشناسی امریکا خارج شد، ترانس‌جنسی اضافه شد. بعدها این مورد ثبت شده، جای خود را به اختلال هویت جنسیتی داد و در سال ۲۰۱۳ حذف گردید. این حذف موجب خوشحالی بسیاری در جامعه ترانس شد. از طرفی بسیاری نگران بودند که مبادا این موضوع موجب بروز مشکلاتی در دسترسی به خدمات پزشکی برای افرادی که نیاز به هورمون‌درمانی دارند شود. الیزابت ریس، استاد رشتۀ مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه اورگان می گوید :” بسیاری از مردم با جنسیتی که با آن رشد کرده و تربیت شده‌اند راحت اند و هر روز با این سؤال از خواب بیدار نمی‌شوند که آیا مذکراند یا مؤنث؟”

برای بسیاری از ترانس‌ها بدنی که با آن به دنیا آمده‌اند، به مثابه لباسی است که نمی‌توانند آن را از تن درآورند.

برای بسیاری از ترانس‌ها بدنی که با آن به دنیا آمده‌اند، به مثابه لباسی است که نمی‌توانند آن را از تن درآورند. سوزان سترایکر ۵۲ ساله، استاد مطالعات زنان و جنسیت دانشگاه آریزونا که ۲۲ سال پیش تغییر جنسیت داده است می‌گوید:” احساس می‌کردم کسی که هستم آن کسی نبود که دیگران می‌دیدند و این موجب می‌شد عمیقاً خود را تنها حس کنم. احساس می‌کردم در اتاقی تاریک با چشم‌های بسته و گوش‌ها و زبان بریده زندانی شده‌ام و نمی‌توانستم با آنچه در درونم می‌گذشت با جهان بیرونی ارتباط برقرار کنم.”
درک دلیل وجود این احساس، نیازمند درک تفاوت بین جنس و جنسیت به عنوان دو مفهوم متفاوت است :‌ جنس، بیولوژیک و مربوط به ظاهر فیزیکی فرد در بدو تولد است؛ اما جنسیت، مفهومی فرهنگی و مجموعه رفتارهایی است که در تعامل با انسان‌ها آموخته می‌شود. اشتون لی، ۱۷ ساله از کالیفرنیا می‌گوید:” پوشیدن پیراهن دخترانه به من احساس خوبی نمی‌داد. وقتی در مهدکودک و کودکستان بودم، صف دخترها و پسرها جدا بود و من همیشه در انتخاب صف سردرگم بودم چون خودم را یک دختر احساس نمی‌کردم، شبیه پسرها هم نبودم.”

از طرفی گرایش جنسی افراد، موضوعی کاملاً مستقل است و هیچ ارتباط معنی‌داری بین هویت جنسیتی و گرایش جنسی وجود ندارد. زنی دگرجنسگرا برای مثال ممکن است زندگی‌اش را به عنوان یک مرد شروع کند و همچنان به مردها تمایل جنسی داشته باشد. گرایش جنسی مشخص می‌کند می‌خواهید با چه کسی رابطۀ جنسی داشته باشید و هویت جنسیتی تعیین‌کنندۀ این است که می‌خواهید در رابطۀ جنسی به عنوان چه کسی نقش ایفا کنید.
این پیچیدگی، یکی از دلایلی است که برخی ترانس‌ها هر گونه برچسبی را رد می‌کنند و جنسیت را یک طیف می‌دانند (و نه یک جفت زن یا مرد‌) با انتخاب‌هایی متعدد. کلمۀ ترانس‌جندر یا ترانس‌جنسیتی که در سال‌های ۱۹۹۰ بعد از استفادۀ مقامات رسمی حوزۀ سلامت از آن، جای خود را بیشتر و بیشتر باز کرد، معمولاً به عنوان چتری دربرگیرندۀ تمام هنجارشکنی‌ها استفاده می‌شود؛ چه برای کسانی که لباس جنس دیگری جز جنس تعیین شده در بدو تولدشان را می‌پوشند و چه برای ترانس‌سکسوال‌هایی مثل یورگنسن.

TIME1edited
برای اکثر کسانی که جنسیت را تنها زن و مرد می دانند، درک مفهوم جنسیت به عنوان یک طیف، بسیار دشوار است. در کالیفرنیا، قانونی تصویب شد که بر اساس آن بچه‌ها در مدارس می‌توانند از توالت‌های دخترانه یا پسرانه، بر اساس هویت جنسیتی‌شان استفاده کنند و مجبور نیستند پیرو جنسی که در بدو تولد برایشان تعیین شده‌است از سرویس‌های بهداشتی استفاده کنند. فرانک شوبرت، کسی که سعی داشت در حرکتی سیاسی این قانون را حذف کند می‌گوید:” جنسیت یک واقعیت است، شما یا مرد هستید یا زن هستید، حالا این تعریف جدید هویت جنسیتی که نمی‌دانم چه هست را معرفی کرده‌اند. آیا ممکن است شما یک هویت نژادی را با توجه به احساس درونی‌تان یا جامعه‌ای که در آن رشد کرده‌اید، از آن خود کنید؟ آیا فرضاً من می‌توانم بگویم که یک آمریکایی آفریقایی‌تبار هستم چون این‌طوری احساس می‌کنم؟” شوبرت یک سفیدپوست است.

بسیاری از ترانس‌ها نهایتاُ هورمون‌درمانی را انتخاب می‌کنند که موجب رشد ریش برای آنهایی که از نظر بیولوژیکی زن هستند و رشد پستان برای آنهایی که از نظر بیولوژیکی مرد هستند، می‌شود. بعضی حتی فراتر می‌روند و جراحی‌های صورت و گفتاردرمانی را هم پیش می‌گیرند تا صدایشان نازک‌تر یا کلفت‌تر شود.

بسیاری از ترانس‌ها نهایتاُ هورمون‌درمانی را انتخاب می‌کنند که موجب رشد ریش برای آنهایی که از نظر بیولوژیکی زن هستند و رشد پستان برای آنهایی که از نظر بیولوژیکی مرد هستند، می‌شود. بعضی حتی فراتر می‌روند و جراحی‌های صورت و گفتاردرمانی را هم پیش می‌گیرند تا صدایشان نازک‌تر یا کلفت‌تر شود. بر اساس یک پژوهش، نزدیک به دو سوم این افراد به نوعی از درمان‌های پزشکی بهره می‌برند و یک سوم آنها جراحی می‌کنند. عموماً در مورد “بالاتنه” و “پایین‌تنۀ” سابق فرد ترانس سؤال می‌کنند، در حالی‌که این انتخاب‌ها عمیقاً شخصی هستند و به شرایط اقتصادی و یا میل به داشتن فرزند هم بستگی دارد. مستقل از آناتومی و ساختار فیزیکی، ترانس‌جندرها می‌خواهند مطابق با احساساتشان زندگی کرده و شناخته شوند یعنی بتوانند بدون توجه به این‌که والدینشان یا پرستارها در بدو تولد چه جنسی برای آنها مشخص کرده‌اند، لباس زنانه یا مردانه بپوشند. مارا کیسلینگ، مدیر اجرایی مرکز ملی برابری ترانس‌جندر می‌گوید: ” این تمرکز بر اینکه زیر شلوار افراد ترنس چه هست و چه نیست، دیوانه‌کننده است. موضوعی که شما به آن فکر می‌کنید لزوماً جالب‌ترین چیز در مورد ما نیست.” با وجود اینکه به نظر می‌رسد در بین جامعۀ ترانس،‌ تغییر مرد به زن، نسبت به تغییر زن به مرد بیشتر است، کارشناسان تأکید می‌کنند که آمار دقیقی در دست نیست.


شکاف بین نسل‌ها

اینترنت ابزار مهمی برای جامعۀ ترانس بوده و هست. درحالی‌که نسل‌های قبلی جایی برای طرح پرسش‌هایشان نداشته‌اند، این نسل می‌تواند از اینترنت برای پیداکردن پاسخ سؤال‌هایش استفاده کرده و به جامعۀ افراد شبیه خود و حامیان، دسترسی پیدا کند. دنیای دیجیتال امکان “خود بودن” را بیش‌ از دنیای واقعی به دست می‌دهد. اینترنت همچنین امکان تعامل با فرهنگ‌های متفاوت را برای ترانس‌جندرها فراهم کرده‌است. نقشی که کاکس در “نارنجی” بازی کرد نه تنها موجب شهرت او شد که مردم را بیشتر و بیشتر با مفهوم کلمۀ ترانس‌جندر آشنا کرد. این آگاهی و دسترسی همگانی به اطلاعات، امکانات گسترده‌تری برای جامعۀ ترانس مهیا می‌کند که تا چند دهه قبل حتی وجود نداشت. پاییز امسال، دانش‌آموزان هانتینگ بیچ در کالیفرنیا، کسیدی لین، یک دختر ۱۷ سالۀ ترانس‌جندر را به عنوان “ملکه” (نماینده تشریفاتی) خود انتخاب کردند. این انتخاب، هرساله بر اساس فعالیت‌های فردی و حضور فرد در حوزه‌های متفاوت و کارهای گروهی صورت می‌گیرد. این انتخاب برای او، دوستانش، ترانس‌ها و حامیانشان مؤفقیت بزرگی بود، اما مخالفت‌های بسیاری را هم برانگیخت چرا که بسیاری ادعا کردند او یک “دختر واقعی” نیست و لذا انتخابش بی‌معنی است. این حمله‌ها، کسیدی را برای مدت کوتاهی دچار افسردگی و ناامیدی شدیدی کرد.
آمار و ارقام هم این واقعیت را تأیید می‌کند. مطالعه‌ای ملی در مورد تبعیض علیه ترانس‌جندرها در سال ۲۰۱۱ نشان می‌دهد از میان نزدیک به ۶۵۰۰ ترانس از تمام ایالت‌ها، نزدیک به ۸۰٪ ترانس‌های جوان تجربۀ آزار جنسی در مدرسه را دارند؛ ۹۰٪ شاغلان، در محل کار، این تجربه را داشته‌اند. نزدیک به ۲۰٪ ابراز کردند که از محل زندگی‌ خود طرد شده‌اند و تقریباً ۵۰٪ تجربه اخراج، استخدام نشدن و یا عدم ترفیع را تنها به واسطۀ ترانس‌جندر بودنشان داشته‌اند. ۴۱٪ خودکشی نامؤفق داشته‌اند، درحالی‌که این رقم در جمعیت کل امریکا ۱/۶٪ است.

کارکنان مرکز حقوقی ترانس‌جندر در اوکلند کالیفرنیا به ما می‌گویند مدتی است سؤالات تلفنی تغییر کرده‌اند. ایلونا ترنر، مدیر حقوق این مرکز می‌گوید:” در نسل‌های قبل، بچه‌هایی که می‌دانستند ترانس هستند وقتی به والدینشان می‌گفتند من دخترم یا پسرم ، خانواده‌هایشان نمی‌دانستند چه بگویند و معمولاً جواب می‌دادند نه! این حرفها درست نیست؛ بس کن!‌” درحالی‌که در سال‌های اخیر والدینی با ما تماس می‌گیرند تا بدانند چه باید بکنند و چطور باید از بچه‌هایشان حمایت کنند.

پانزدهم ماه می، فرماندار مریلند قانونی را امضا کرد که ترانس‌ها را در مقابل خطر اخراج شدن یا امتناع از ارائۀ خدمات به آنها در رستوران‌ها و یا بدرفتاری، در امان می دارد. تصویب این قانون اما شرایط را هنوز برای ترانس‌ها به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت بهتر نکرده ‌است. یکی از ساکنان مریلند که مخالف تصویب این قانون بود، در جلسۀ گفت و شنود در مورد قانون گفت : ” من نمی‌خواهم مردهایی که فکر می‌کنند زن هستند وارد توالت‌ها و رختکن‌های زنانه شوند. من نمی‌خواهم بخشی از این توهم باشم. مرد، مرد است و نمی‌تواند تغییر کند. من اینجا هستم تا از زنان و کودکان و امنیت‌شان دفاع کنم.” این اعتراض برای بسیاری از افرادی که در حوزه LGBT فعالیت می‌کنند آشناست و به گفتۀ آنها از نفی یا ناآگاهی در این حوزه سرچشمه می‌گیرد. حداقل ۱۲ ایالت دیگر در امریکا به دانش‌آموزانی که مربیان مدرسه، رفتارشان را مطابق با جنسیت مقابل تشخیص می‌دهند اجازه می‌دهند در هر تیمی که خودشان فکر می‌کنند با جنسیت‌شان مطابقت دارد بازی کنند. در ارتش، شاید نزدیک به ۱۵۵۰۰ ترانس‌جندر منتظر روزی هستند که بتوانند آشکارا خدمت کنند. یازدهم ماه می، چاک هیگل وزیر دفاع امریکا در سخنرانی‌اش اشاره کرد که قوانینی که افراد را از سربازی و عضویت در ارتش بازمی‌دارد باید دائماً بازنگری شوند و هر آمریکایی که فکر می‌کند از پس این کار برمی‌آید باید بتواند به ارتش بپیوندد. بسیاری از فعالین LGBT این سخنان هیگل را روزنه‌ای امید برای ترانس‌جندرها تلقی می‌کنند، چرا که ارتش یکی از محافظه‌کارترین سازمان‌هاست و “نپرس و نگو” به تازگی در آن شایع شده‌است.

عمل‌های جراحی تغییر جنسیت، بجز در پنج ایالت امریکا عموماً تحت پوشش بیمه‌های درمانی نیستند و فعالان حقوق برابر ترانس‌جندرها تلاش می‌کنند در سایر ایالت‌ها هم شرکت‌های بیمه را مجبور به پوشش این دسته از درمان‌ها کنند.

عمل‌های جراحی تغییر جنسیت، بجز در پنج ایالت امریکا عموماً تحت پوشش بیمه‌های درمانی نیستند و فعالان حقوق برابر ترانس‌جندرها تلاش می‌کنند در سایر ایالت‌ها هم شرکت‌های بیمه را مجبور به پوشش این دسته از درمان‌ها کنند. . حتی اگر تمام این قوانین به نفع ترانس‌جندرها تصویب شود، چالش بزرگ دیگری پیش روست:‌ “چطور می‌توان در مدارک رسمی، مانند گواهینامه، شناسنامه و گذرنامه جنسیت را ثبت کرد؟” نوزده ایالت امریکا در حال اجرای قوانین ضد تبعیض، از‌جمله تبعیض ناشی از هویت جنسیتی هستند. در ماه نوامبر، لایحۀ فدرالی قانون استخدام عاری از تبعیض، برای منع تبعیض علیه شاغلان ترانس‌جندر و همجنسگرایان مورد تصویب سنا – که دموکراسی‌خواهان در آن قدرت دارند- قرار گرفته است اما در مجلس نمایندگان – که قدرت در آن در دست جمهوری‌خواهان است- متوقف شده‌است. به نظر می‌رسد همچنان راه درازی برای رسیدن به برابری و آزادی جنسیتی پیش روست.