آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۳

بهرام میلانی

اجتماع


بعد از جام جهانی؛ کدام قله – کدام اوج؟


سوت پایان بازی با بوسنی احتمالاً آخرین لحظاتی خواهد بود که ما در جام جهانی حضور خواهیم داشت. و نتیجه‌ای که برای ایران رقم خورده هر اندازه آبرومندانه باشد یا نباشد در ادامهٔ مسیر فوتبال ایران تاًثیری نخواهد داشت. سه رکن فوتبال ایران یعنی باشگاه‌ها، فدراسیون و تیم ملی به مسیر سابق خود ادامه خواهند داد. نگاه‌ها تغییری نمی‌کند؛ اگرچه طبیعتا نیت ما این است که از شکست پل پیروزی بسازیم. اما عمراً نمی‌توانیم…

کدام


فدراسیون فوتبال
:
بعید است مدیر چندان بهتری از کفاشیان به خود ببیند و هنوز درگیر ایرادات اساسنامه‌ای خواهد ماند. حاضر نخواهند بود قدرت ادارهٔ فوتبال حرفه‌ای را به باشگاه و شکل رسمی آن یعنی خود باشگاه‌ها بسپارند چون از منافع مادی و معنوی آن بی‌نصیب خواهند ماند. این ناتوانی در ساختارسازی همیشه روی فدراسیون خواهد ماند جوری که در نوشتن بودجهٔ سالانه هم عاجز خواهد بود و این زوال مدیریتی فدراسیون را به وزارت ورزش برای تامین بودجه‌اش وابسته‌تر خواهد کرد و این یعنی پایان استقلال کاری و در نظر گرفتن ناخودآگاه اوامر بالادستی برای اینکه حساب فدراسیون چک برگشتی نداشته باشد. با این حال مربی بعدی تیم ملی هم مانند کی روش همیشه از وضعیت آماده سازی تیم ملی و برنامه ریزی‌ها عصبانی خواهد بود و همواره بهانه‌هایی برای نتیجه نگرفتن خواهد داشت. البته این موضوع به شکل بازی‌های تیم ملی در جام جهانی هم مربوط است. اگر ما بد ببازیم، احتمال بازگشت محمد دادکان به فوتبال هست و مدیری که با یک باخت نه چندان بد از فوتبال ایران بیرون شد.

باشگاه‌ها
:
پویایی فوتبال در یک کشور به گردش صحیح فوتبال حرفه‌ای بر می‌گردد. باشگاه‌ها مهم‌ترین رکن فوتبال حرفه‌ای به شمار می‌آیند. مدیریت جدید ورزش در وزارتخانه برای تحول آمده اما به جای اینکه با نظرات کار‌شناسی همراه شود دلش را به عامهٔ مردم سپرده و مشکل فوتبال را در هزینه‌های گزاف تشخیص داده.

فوتبال ایران دچار روزمرگی است. وامدار نگاه و تسلط دولتی که اجازهٔ قد کشیدن را به آن نمی‌دهد و فقط با تزریق نقدینگی چاق ترش می‌کند و نفس کشیدن و حرکت را برایش سخت‌تر. حضور در جام جهانی یا حضور نیافتن در آن ربطی به پویایی فوتبال ندارد. ایران در جام جهانی هست و ترکیه نیست. گرث بیل نیست، هاشم بیک‌زاده هست. هیدینک نیست و کی روش هست. پس فعلاً به امید همین نسل تازه، تا خدا چه بخواهد…

وزارت ورزش به عنوان ناظر بر عملی شدن سیاست‌های کلان ورزشی و‌گاه مجری آن باید برای بازگشت فضای عادلانه به فوتبال ایران تلاش می‌کرد. فضای عادلانه مقدم بر فضای اقتصادی است. تا وقتی که فضای عادلانه حاکم نشود فوتبال باشگاهی چه در محتوا و چه در نیروی انسانی صرفاً به مصرف گرایی روی خواهد آورد و استعداد ذاتی تیم‌ها برای جذب درآمد نادیده گرفته خواهد شد. وقتی درآمد زایی معنی خودش را از دست بدهد به اقتصادی شدن ماجرا هم نمی‌شود امیدوار بود. و در نبود فضای اقتصادی حضور بخش خصوصی در فوتبال سلامت خود را از دست خواهد داد. تصدی‌گری دولت، جای خود باقی خواهد ماند و این بقای سیستماتیک بلاتکلیفی را در جوهرهٔ فوتبال نگه می‌دارد. حیف سرمایه در بلاتکلیفی و تصمیم گیری سست اتفاق می‌افتد و دقیقاً یکی از اهدافی که وزارتخانه برایش تلاش می‌کند شکست خواهد خورد. و در پی حیف‌ها، میل‌ها هم اتفاق می‌افتد. بعد از جام جهانی این روند تا دو سه سال دیگر ادامه پیدا خواهد کرد تا به شکست برسد و باشگاه‌ها به لحاظ تولید نیروی انسانی در درجهٔ اول فرقی با قبل نخواهند کرد. باشگاه‌های بی‌شماری مصرف کننده باقی خواهند ماند و مصرف فراگیر فوتبال را نیمه جان می‌کند.


تیم ملی
:
این مسابقات احتمالا آخرین تجربیات ملی کی روش در ایران را رقم می‌زند و تیم ملی در جام ملتها با مربی دیگری شرکت خواهد کرد. شاید چند بازیکن جوان ایران در صورت بازی در جام جهانی توانسته باشند و استفاده از این ویترین بین المللی لژیونر شوند و این می‌تواند اتفاق خوشایندی باشد اگرچه با ترکیب احتمالی تیم ملی در جام جهانی که ترکیبی از دورگه‌ها و لژیونر‌ها و بازیکنان با تجربه خواهد بود امیدوار بودن به لژیونر جدید داشتن سخت است. بازیکنانی مثل نکونام و بیک‌زاده و حیدری و آندو و شجاعی احتمالا خودشان دیگر بازی نخواهند کرد و اگر بخواهند ادامه دهند قبول درخواستشان از سوی مربی تیم ملی تصمیم اشتباهی بزرگ خواهد بود. جام ملتهای آسیا اولین رویداد بعد از جام جهانی خواهد بود که مربی جدید، گارد جدید فوتبال ایران را در آن معرفی خواهد کرد. تیمی که از تغییر تدریجی غافل بوده به انقلاب نزدیک خواهد شد و در ابتدای مسیر با نواساناتی روبرو خواهد بود. با این حال بچه جوان‌های امروز فوتبال ایران بارقه‌هایی از امید را در دل ما روشن می‌کنند. مثل همیشه که بالاًخره آن جلو یکی بوده که جور مصطفوی و مایلی و کفاشیان را بکشد!
فوتبال ایران دچار روزمرگی است. وامدار نگاه و تسلط دولتی که اجازهٔ قد کشیدن را به آن نمی‌دهد و فقط با تزریق نقدینگی چاق ترش می‌کند و نفس کشیدن و حرکت را برایش سخت‌تر. حضور در جام جهانی یا حضور نیافتن در آن ربطی به پویایی فوتبال ندارد. ایران در جام جهانی هست و ترکیه نیست. گرث بیل نیست، هاشم بیک‌زاده هست. هیدینک نیست و کی روش هست. پس فعلاً به امید همین نسل تازه، تا خدا چه بخواهد…