آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۲ خرداد ۱۳۹۳

آرش بهمنش

اجتماع


با اتوبوس در برزیل



این تصور وجود دارد که ایران ضعیف‌ترین تیم حاضر در جام جهانی باشد. تازه نیست، عجیب هم نیست. قبل از جام جهانی نود و هشت هم ایران به عنوان آخرین تیم معجزه آسا به فرانسه رسیده بود و تماشای بازی ایران – استرالیا، رقبا را امیدوار می‌کرد.

در عین حال روند آماده سازی و اتفاقات منجر به اخراج ایویچ- به نظر- به این ضعف دامن می‌زد. اما روند یکسالهٔ آماده سازی تیم ملی تا جام جهانی و البته ظرفیت آن نسل دستکم گرفته شده بود. پس پدراگ میاتوویچ، زنندۀ گل فینال اروپا که فکر می‌کرد در‌‌ همان بازی با ایران، آقای گلی جام جهانی را به نام خودش کند با هیچ شانس گلی روبرو نشد اما مهرداد میناوند مهم‌ترین تک به تک زندگی‌اش را در بازی یوگسلاوی به اوت زد.
سابق

ایران همچنین در نبرد موسوم به نبردِ قرن آمریکا، آمریکا را سورپرایز کرد ودر مسابقۀ سوم با آلمان بزرگ، کلینزمن طوری بعد از گل زدن به ایران خوشحالی می‌کرد انگار با آن تک گل قهرمان جام جهانی شده اند. ما در آن جام جهانی‌ صعود نکردیم ولی از طرف همهٔ آنهایی که ما را ضعیف‌ترین می‌دانستند، تحسین شدیم.

باید شایستهٔ تحسین باشیم از طرف آنهایی که ما را ضعیف‌ترین می‌دانند و برای رسیدن به آن نباید لزوماً قهرمان جام جهانی شویم.

۱۶ سال بعد، پس از بازنشستگی همۀ آن نسل بی‌تکرار، نگاه جهانی به تیم ایران شبیه سال ۹۸ است. رسانه‌ها ما را ضعیف‌ترین تیم جام می‌دانند؛ شاید مثل احساسی که خود ما به کره شمالی در جام جهانی قبلی داشتیم. تیمی دربازی مقابل برزیل با شیوه دفاعی و دوندگی بی‌امان راه‌ها را بست و فضا‌ها را تنگ کرد و با حداقل اختلاف باخت.
خب، حالا ما در جام جهانی چه می‌خواهیم؟ اگر از یک جوان ۱۸ سالۀ ایرانی عشق فوتبال که ۲۴ ساعته پای یوتیوب و تلویزیون است بپرسید، گمراه می‌شوید. در ایران همۀ علاقه مندان فوتبال از همۀ تیم‌ها، بازی زیبا می‌خواهند درحالی‌که با وضعیت موجود در جام جهانی نباید به بازی تهاجمی، فوتبال مالکانه و تیکی تاکا فکر کرد. یک بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران می‌گوید: “حتی روی ضد حملات هم نباید زیاد حساب کنیم”. و توضیح می‌دهد: ” در جام جهانی هر فضای مختصری برای بازیکنان حرفه‌ای حریفان ما فرصت حداکثری به حساب می‌آید.”
الگویی که ایران مقابل کره جنوبی در آخرین بازی خود در مرحلهٔ مقدماتی جام جهانی ارائه داد می‌تواند الگوی ویژهٔ ما در جام جهانی باشد. اتوبوس را مقابل دروازه پارک کنیم و در سایه بایستیم ‬تا کمتر خسته شویم و تمام انرژی خود را صرف انجام وظایف دفاعی و‌‌ رها نشدن یاران حریف در فضاهای حیاتی کنیم. وآن وقت می‌شود امیدوار بود و خوش شانس تا یکی از مدافعین حریف دچار اشتباه شود و توپ را بیندازد جلوی تک مهاجم ما و ایران بتواند گل هم بزند. شاید انتظار اشتباه از بازیکنان حریف انتظار بیهوده‌ای باشد اما اگر روزت باشد استیون جرارد هم توپ را جلوی پای مهاجم تیم تو می‌اندازد!
چند نکته:
*گروه ایران در جام جهانی گروه ساده‌ای نیست. باید برای ارائهٔ هر نوعی از فوتبال آماده بود. حتی بوسنی هم ستارگان زیادی دارد. امکان آن وجود دارد که ایران تمام بازی‌های خود در جام جهانی را ببازد و در بهترین حالت بتواند دو یا سه امتیاز کسب کند. مهم اما این است اگر قرار است بازنده باشیم، شخصیتی از فوتبال ایران به نمایش بگذاریم تا فکر نکنند نقش داور گروه را بازی می‌کنیم. باید شجاع بود و جنگنده و جنگندگی منافی عاقل بودن و تفکر در آنچه درون زمین رقم می‌زنیم نیست.
کنونی

*به نظر، ما به جام جهانی باید به عنوان یک ویترین نگاه کنیم. پس باید جوری بود که در کنار رقبا خیلی توی ذوق نزنیم و بتوانیم از مزیت‌های این دیده شدن استفاده کنیم. ما کمبودهای خود را با جنگندگی جبران خواهیم کرد تا برق بزنیم.
*جای امیدواری هست که کی روش نگاه واقع بینانه تری از ما نسبت به تیم ملی و اوضاع و شرایط دارد و خیلی روی ابرها سیر نمی‌کند و حداقل از سمت نیمکت شاهد تصمیمات کودکانه و احساسی نخواهیم بود. کی روش در زمان مربیگری پرتغال هم اهل ریسک نبود. او می‌داند ما در جام جهانی چه می‌خواهیم. حضوری که اگر واقع بینانه نگاه کنیم باید آبرومندانه باشد و بتواند حداقل در زمینهٔ نیروی انسانی موفق باشد و چند بازیکن ما را بفرستد پیش آنهایی که بازی ما را می‌بینند.
*نیجریه، بوسنی و آرژانتین مسیرهایی به مراتب سخت‌تر از ما را پیموده‌اند و به جام جهانی آمده‌اند و تیمی مثل بوسنی شاید انگیزه‌های بیشتری از ما داشته باشد. آنها قدر موقعیتی که در آن قرار دارند را بیشتر از ما می‌دانند و نباید توقع بی‌جایی از تیم ملی داشت که ستاره‌های چندانی ندارد و وامدار عصر نابسامان فوتبال ایران است که در آن تقریباً هیچ اتفاق خوشایندی جز صعود تیم ملی به جام جهانی نیفتاده. باید واقع بین بود و کم توقع تا جایی برای ذوق کردن باقی بماند. جایی برای اینکه از جنگیدن‌مان لذت ببریم و نه فقط از پیروزی و بردن.
*اینکه ایران در جام جهانی، مثل دورۀ قبلی، سرخوردگی به بار نیاورد خیلی مهم است. خیلی مهم است که باز فضای بعد از باخت آنقدر یک طرفه و امنیتی نشود که تلویزیون رسماً برای خنک کردن دل مردم، دخل یک نفر (مثلا سرمربی تیم ملی) را بیاورد.
* لذت بردن چیز مهمی است. ما در یک مهمانی بزرگ شبانه شرکت کرده‌ایم وبرخلاف بقیه، فراک تنمان نیست. وقتی میزبان هم با ما مهربان است، دلبری از زیبا‌ترین بانوی حاضردر مهمانی، یک هدف حداکثری است که شاید اوضاع را برایمان فاجعه بار کند. پس گیلاسمان را پر ‌کنیم و لذت ببریم، چه بسا آن بانو هم لبخندی مهمانمان کرد.
*باید شایستهٔ تحسین باشیم از طرف آنهایی که ما را ضعیف‌ترین می‌دانند و برای رسیدن به آن نباید لزوماً قهرمان جام جهانی شویم.