آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۱ خرداد ۱۳۹۳

آرش کمانگیر

وبلاگ


پادکست‌های امنیت سایبری همراه با آرش کمانگیر | قسمت اول | درباره‌ی لذت و گفتگو از لذت


این سوال مهمی است که در زمانه‌ای که شبکه‌های اجتماعی بر مجاری الکترونیکی مسلط هستند، چرا من پشت این میکروفن نشسته‌ام و این جملات را می‌گویم. آمار و ارقامی ندارم، اما حدس می‌زنم که احتمالا در این چند سال اخیر، آدمیزاد بیش از هر زمان دیگری محتوی تولید و دست‌به‌دست کرده. هر چند روز یک بار، خبر می‌رسد که یک هش‌تگ جدید همه‌گیر شده و ویدیو، صدا، یا عکس جدیدی، ۱۵ دقیقه‌ی شهرتش را در فیسبوک و توییتر تجربه می‌کند. سوال این ه که در این کوران و بوران محتوی، چه جنونی می‌تواند کسی را به تولید چیزی جز سلفی و check-in وادار کند؟
و مساله‌ی اساسی هم همین است.
برداشت من این است که علی‌رغم این‌که در ظاهر بخشی از جمعیت کره‌ی زمین دارد در سیلی از محتوای الکترونیکی غوطه می‌خورد، اما نگاه کمی دقیق‌تر نشان می‌دهد که اتفاقا حجم زیاد است، اما تنوع چندان گسترده نیست. توضیح می‌دهم، اما اول این نکته را گوشه‌ای یادداشت می‌کنم که این هپروت اینترنتی لزوما همه‌ی کره‌ی زمین را در بر نگرفته. آمار فیسبوک می‌گوید بیشتر از پنج میلیارد نفر در یک ماه گذشته در این شبکه‌ی اجتماعی login نکرده‌اند. این که از این جمعیت چند نفر در یک سال گذشته، یا اساسا هرگز، وارد فیسبوک شده‌اند البته سوال دیگری است. این یعنی اینکه من و رفیقم و احتمالا مادر و پدرم تا گردن در فیسبوک فرو رفته‌ایم، خیلی چیزی را نشان نمی‌دهد.
این، اولین پادکست از مجموعه‌ای است که تابلو منتشر خواهد کرد. می‌خواهم در این پادکست‌ها کمی از خمار این مستی فاصله بگیریم و درباره‌ی این جنون دسته‌جمعی آدمیزاد حرف بزنیم. درباره‌ی این‌که چه کسانی درباره‌ی چه چیزهایی در فضای شبکه‌های اجتماعی حرف می‌زنند و چه چیزهایی در فیسبوک و توییتر رسوب می‌کنند و همه‌گیر نمی‌شوند.
اما این کار چه فایده‌ای دارد؟
تصور من این است که فیسبوک و گوگل+ و توییتر و وایبر و واتس‌اپ و جدیدترین شبکه‌ی اجتماعی که فردا اسمش را خواهیم شنید، اتفاقات لذت‌بخشی هستند. اما نکته‌ی مهم این است که من می‌خواهم از لذت بردن یک قدم جلوتر برویم و درباره‌ی لذت بردن حرف بزنیم. می‌خواهم دلایلی داشته باشیم که بتوانیم ادعا کنیم که این لذت بردن از جنس داستان «خر برفت و خر برفت» نیست.
و البته انتظار هم ندارم که این پادکست خیلی زیاد هم شنیده بشود. حقیقت این است که خمار لایک و share و اسبی که صدای گربه درمی‌آورد و آخرین سلفی اولین آدمی که انگشتش را در کره‌ی ماه فرو کرده است، از این نشستن و حرف زدن وسوسه‌انگیزتر است. این یعنی اگر تا اینجا دوام آوردی من بیشتر از نصفی از کارم را انجام داده‌ام. نصف دیگر را می‌گذارم برای پادکست بعد. همین جا. یک هفته بعد.