آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳

حسن سربخشیان

اجتماع


جایزه‌ای برای مرگ | حسن سربخشیان


خاطراتی که انسان معاصر با کمک عکاسی و ثبت تصویر از لحظات مرگ اجباری افراد در ذهن خود دارد برای همیشه با او خواهد بود.

عکس1عکس: مالکوم براون

 

پنجاه و یک سال پیش در روز یازدهم جون ۱۹۶۳ “تیک کوآنگ دوک” که یک راهب بودایی بود، در یک محل پر رفت و آمد در شهر سایگون در اعتراض به آزار و اذیت بودایی‌ها توسط دولت ویتنام جنوبی خود را به آتش کشید و جان‌اش را از دست داد. “مالکوم براون” عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس، توانست عکسی از راهب بوداییِ در حال سوختن بگیرد. این عکس سال بعد جایزه اول مسابقه ورلد پرس فتو را برای او به ارمغان داشت.

سال ۱۹۶۴ جایزه پولیتزر به عکس ترور “لی هاروی اوزوالد” متهم به قتل “جان اف کندی” رییس جمهور امریکا تعلق گرفت.
باب جکسون ۲۹ ساله، این عکس را درست زمانی که “جک رابی مالک” یک کلوب شبانه با اسلحه خود اوزوالد را هدف گرفت، ثبت کرد.

“هورست فاس” عکاس آلمانی‌تبار خبرگزاری آسوشیتدپرس، در جنوب ویتنام، تصویر پدری را ثبت کرد که پیکر بی‌جان فرزندش را درآغوش داشت، در حالی که سربازان ویتنامی روی یک خودروی نظامی به او نگاه می‌کردند. همین عکس‌ِ هورست فاس سال بعد برنده جایزه پولیتزر شد. او بار دوم در سال ۱۹۷۲ برای عکسی از خشونتهای بنگلادش ‪مشهور به “مرگ در داکا” این جایزه را تصاحب کرد. ‬

عکس از هورست فاس

عکس از هورست فاس

 

 

“ادی آدامز” عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس روز اول فوریه سال ۱۹۶۸ عکسی را به ثبت رساند که تا سالها به یاد خواهد ماند. این عکس، ثبت لحظه اعدام یک جنگجوی ویت کنگی توسط ژنرال لوآن بود. در این عکس ژنرال با خونسردی تمام در مقابل دوربین ادی “عدالت” را به اجرا در می‌آورد.

vietnam1

عکس: ادی آدامز

 

صرفنظر از اینکه شما از این عکس خوشتان بیاید یا نه، این عکس بی‌‌‌نهایت قدرتمند است و البته تاثیر گذار.
لحظه قطعی مرگ که آنی دیگر اتفاق خواهد افتاد، در این عکس ثبت شده است. حتی صدای عجز و ناله قربانی را نیز می‌توان تصور کرد. کلت روورور ژنرال شقیقه قربانی را نشانه گرفته است و در نقطه طلایی کادر تمام توجه بیننده را متوجه خود ساخته است. این عکس بدل به نماد جنگ ویتنام شد و به گروه‌های ضد جنگ کمک زیادی کرد. ادی آدامزهم یک سال بعد به خاطر این عکس برنده جایزه معتبر پولیتزر شد.
ادی که در سال ۲۰۰۴ و در سن ۷۱ سالگی در گذشت در یک اظهار نظر در باره ژنرال گفته بود:” ژنرال، آن ویت کنگی را کشت، من ژنرال را با دوربینم کشتم. هنوز عکس‌ها قدرتمند‌ترین سلاح در دنیا به شمار می‌روند. مردم عکس‌ها را باور دارند، اما آنها بعضی اوقات دروغ می‌گویند حتی بدون دست بردن در اصل عکس‌ها. آنها فقط نیمه حقیقت را به نمایش می‌گذارند… ”

در سال ۱۹۷۷ عکسی از “نیل یولیویچ” برنده پولیتزر شد که در بانکوک از خشونتی که بر یک فرد اعدام شده در ملا عام رخ داده عکاسی کرده است.

این روز‌ها اما کم نیستند تصاویر ویدیویی که بین مردم از صحنه‌های اعدام توسط بلوتوث یا ایمیل رد و بدل می‌شوند. ثبت آخرین لحظات مرگ افراد خصوصا در اعدام‌ها را پایانی نیست، از اعدام صدام حسین که فقط ویدیویی از آن منتشر شد که با گوشی تلفن همراه ضبط شده بود تا تیرباران دسته جمعی سربازان پاکستانی توسط افراد وابسته با القاعده در افغانستان، و نیز اعدام‌های خیابانی در ایران که در برابر چشم هزاران نفر انجام می‌گیرد تا همگان با گوشی‌های تلفن همراه‌شان تصاویر فرد اعدامی را ثبت کنند.

اما برای ما ایرانی‌ها تصویر دیگری نیز به‌عنوان ماندگار‌ترین تصویر از مرگ افراد مقابل دوربین وجود دارد. در روز ۵ شهریور ۱۳۵۸ صادق خلخالی حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب دستور تیرباران یازده مخالف کُرد را که یکی از آنها بر روی برانکارد دراز کشیده بود، صادر کرد. “جهانگیر رزمی” عکاس روزنامه اطلاعات که برای پوشش تصویری سفر آیت الله به آنجا رفته بود و در محل اجرای حکم در محوطه فرودگاه سنندج حاضر بود.
رزمی با ثبت تصویری ازتیرباران کردهای ناراضی، برنده جایزه پولیتزر در سال ۱۹۸۰ شد، اما به مدت ۲۶ سال بصورت نا‌شناس باقی ماند تا در دومین سال ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و با موافقت مسولان فرهنگی برای دریافت جایزه خود به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفته و جایزه خود را دریافت کرد.

 

Firing_Squad_in_Iran

عکس: جهانگیر رزمی

 

این عکس که اولین بار در صفحه اول روزنامه اطلاعات و بدون ذکر نام عکاس منتشر شده بود، مردانی را نشان می‌دهد که با چشم بند سفید در لحظه مرگ در برابر جوخه اعدام قرار گرفته‌اند. مجریان حکم اعدام همگی بجز آنکه عکاس در چند قدمی او ایستاده است چهره خود را پوشانده و با اسلحه‌های ژ۳ در فاصله‌ای کمتر از سه متر شلیک کرده‌اند و ناراضیان کُرد در حال افتادن بر زمین‌اند. تنها آن کس که چهره خود را نپوشانده و عکاس از کنار او عکس را گرفته است هنوز شلیک نکرده و فرد روبروی او با چشمانی بسته و چهره‌ای که حتی با وجود چشم بند می‌توان به بی‌تفاوتی او در لحظه اعدام پی برد در انتظار اصابت گلوله بر تن خود است.

این عکس را می‌توان به یک نمای متحرک فیلم تشبیه کرد، نمایی که از عمق آن تصویر حرکتی شروع شده است و بیننده می‌تواند با تمام وجود لحظه مرگ را به تماشا بنشیند و همچون عکس ادی آدامز در انتظار شلیک بر روی سینه فرد اول در تصویر باشد.

عکس3
عکس: گرگ سباستین مارینوویچ

در سال ۱۹۹۱ عکسی از “گرگ سباستین مارینوویچ” برنده جایزه پولیتزر عکس شد. این عکس طرفداران کنگره ملی افریقا را نشان می‌دهد که یک عضو اینکاتا مظنون به جاسوسی را از پای در آورده‌اند.

۲۶ مارس ۱۹۹۳ عکسی در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد که دنیا را تکان داد، در این عکس که با عنوان کودک و لاشخور معروف است کرکسی در انتظار مرگ کودکی رنجور و نحیف نشسته است که از گرسنگی زیاد در حالت نشسته روبه زمین افتاده است و ظاهرا در لحظات آخر عمر خود بسر می‌برد.
“کوین کار‌تر”، که همراه گروهی برای امداد رسانی به قحطی زدگان سودان از سوی سازمان ملل متحد به آنجا سفر کرده بود این عکس را گرفت.
هرچند این عکس نیز سال بعد برنده جایزه پولیتزر عکاسی شد، اما کوین کار‌تر تنها سیزده ماه بعد از عکاسی این عکس خودکشی کرد. فعالان حقوق بشر به او اعتراض کرده‌بودند که چرا به جای تلاش برای نجات جان آن کودک، از او تنها به عنوان سوژه عکاسی‌اش استفاده کرده .
“سنت پترزبورگ تایمز” در فلوریدا دربارهٔ کار‌تر گفت:” او مردی است که لنز دوربین خود را به دقّت تنظیم کرد تا یک تصویر واقعی از درد و رنج کودک را ثبت کند، و از این روی او، به خوبی یک شکارچی یا صیّاد لحظه‌ها عمل کرد، امّا حقیقت این است که او لاشخور دیگری است که در صحنه حضور دارد!”
این روز‌ها اما کم نیستند تصاویر ویدیویی که بین مردم از صحنه‌های اعدام توسط بلوتوث یا ایمیل رد و بدل می‌شوند. ثبت آخرین لحظات مرگ افراد خصوصا در اعدام‌ها را پایانی نیست، از اعدام صدام حسین که فقط ویدیویی از آن منتشر شد که با گوشی تلفن همراه ضبط شده بود تا تیرباران دسته جمعی سربازان پاکستانی توسط افراد وابسته با القاعده در افغانستان، و نیز اعدام‌های خیابانی در ایران که در برابر چشم هزاران نفر انجام می‌گیرد تا همگان با گوشی‌های تلفن همراه‌شان تصاویر فرد اعدامی را ثبت کنند. اما ثبت این تصاویر برای یک شهروند عادی در جامعه‌ای نظیر ایران برای چه منظوری است؟
مرگ دیگران اتفاقی نیست که از آنها با عنوان یادگاری‌های زندگی روزمره مردم نام برد، اما تماشای مداوم این تصاویر ذهن همه ما را دچار کرخی و شاید هم بی‌تفاوتی به آنچه در آن تصاویر در حال وقوع است کرده است.