آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۸ فروردین ۱۳۹۳

محمود فرجامی

اجتماع


تاًملاتی کوچک درباب چیزهایی بزرگ


تامل

مهاجرت
“مهاجرت” واژه‌ای ‌است که بیشترین معادل‌ها را در بیشترین زبان‌ها دارد. در زبان عربی ۱۲۸ معادل برای آن وجود دارد که با توجه به اینکه صنعت معادل‌سازی، همواره یکی از صنایع دستی اعراب محسوب می‌شده چندان عجیب نیست (اعراب برای “شتر” هم ۲۳۶ معادل دارند که همگی بار می‌برند و در مواقع نیاز و فشار قابل جمع و جماع هستند). در زبان فارسی ۳۸ معادل برای “مهاجرت” وجود دارد که بعضی از آنها دارای ریشۀ عربی، بعضی دارای ریشۀ پارسی، چندتایی دارای ریشۀ ترکی، بعضی مغولی و مابقی سغدی، هندی، یونانی، روسی، انگلیسی و ونزوئلایی هستند. از لحاظ زبان‌شناسی این امر نشان می‌دهد ایرانی‌ها چقدر به مهاجرت علاقه داشته‌اند و از آن مهم‌تر چقدر سایرین به مهاجرت به ایران و یا از طریق ایران علاقه داشته‌اند؛ مثل مغولان که هم به ایران و هم از طریق ایران به سایر جا‌ها مهاجرت‌های خونینی کردند. یا ایرانیان که مهاجرت مشابهی به هند داشتند. البته تفاوت مهاجرت مغولان و ایرانی‌ها در این بود که “چنگیز” آدم وحشی خونخواری بود اما در عوض “نادر” سردار وطن‌دوست شجاعی بود!
در زبان اسکیمویی هم ۳۸ واژه برای نامیدن “مهاجرت” وجود دارد که در حدود ۳۰ تای آنها به چیزهای دیگری اشاره دارد اما بنا به ضرورت شعری می‌توانند در غزل و چارپاره به جای “مهاجرت” بنشینند. البته اینکه چه موقع این اقوام زحمت‌کش و بَرفبَر (بر وزن رنجبر) با غزل و چارپاره آشنا خواهند شد بیشتر مسئله‌ای سیاسی است تا ادبی و اجتماعی.‌ ای بسا با برداشته شدن تحریم‌ها، سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد صدرا، دفتر شعر و ادب حوزۀ هنری و امثال این قبیل ارگان‌ها با ایجاد دفا‌تر مناسب و نان‌رسان در قطب شمال، اسکیمو‌ها را با ادب فارسی، بخصوص از آن نوعی که در شبهای شعری که در خدمت “آقا” برگزار می‌شود، به اندازۀ کافی آشنا کنند.

آدمها به دلایل مختلفی مهاجرت می‌کنند. در واقع آدمها هر کاری را نه به یک دلیل خاص بلکه به دلایل مختلفی انجام می‌دهند، بجز سکس که فقط به یک دلیل انجام می‌شود: به‌خاطر لذتش، یا به‌خاطر پولش، یا به‌خاطر تولید مثل و یا به دلایل دیگر.

آدمها به دلایل مختلفی مهاجرت می‌کنند. در واقع آدمها هر کاری را نه به یک دلیل خاص بلکه به دلایل مختلفی انجام می‌دهند، بجز سکس که فقط به یک دلیل انجام می‌شود: به‌خاطر لذتش، یا به‌خاطر پولش، یا به‌خاطر تولید مثل و یا به دلایل دیگر.
آدمیان نخستین از آفریقا به سمت جاهای دیگر کرهٔ زمین مهاجرت کردند و باعث شدند تا اخلافشان در صد‌ها هزارسال بعد توفیق زندگی در خارج از آفریقا را داشته‌ باشند. چند صد سال قبل نیز عده‌ای از همین اخلاف، به قارۀ تازه کشف شدهٔ آمریکا مهاجرت کردند و میلیون‌ها آفریقایی را به عنوان برده به‌ کار گرفتند. شاید اگر آفریقایی‌های نخستین از اول به فکر مهاجرت نمی‌افتادند آفریقایی‌های متاًخر به دردسر بردگی دچار نمی‌شدند. به این ترتیب تا امروز همه چیز در آفریقا خلاصه شده بود و همه به میزان کافی از برکات امثال عیدی‌امین، معمر قذافی، موسی چمبه و بوکو حرام، بهره‌مند می‌شدند تا انرژی و انگیزۀ لازم برای مهاجرت به کرۀ ماه را هم داشته باشند.
یافتن چراگاه، غذا و زمین از مهم‌ترین دلایل مهاجرت پیشینیان بود. آدمها گرسنه می‌شدند و غذای کافی نمی‌یافتند پس به سرزمینهای دیگر مهاجرت می‌کردند و در جای مناسبی مستقر می‌شدند. در این مسیر اگر لازم می‌شد از بیرون کردن آدمهایی که قبلاً در جاهای مناسب مستقر شده بودند دریغ نمی‌شد و مستقر شدگان جدید تا زمانی که مهاجران بعدی برسند و آنها را بیرون یا قتل عام کنند فرصت داشتند که در سرزمین جدید بمانند. این یک قاعدۀ عادلانه بود که تا زمان تاًسیس اسرائیل به دست مهاجران یهودی وجود داشت. پس از آن مقرر شد هر کس هر جا را گرفته نوش جانش باشد.

مهاجرت برای زندگی در آزادی و دموکراسی یکی از انگیزه‌هایی است که در دوران معاصر رواج یافته است. به این ترتیب جمعیت عظیمی از کشورهای جهان سوم و یا تحت ستم به آمریکا، استرالیا و اروپا مهاجرت می‌کنند تا در شرایط بهتر و انسانی‌تری زندگی کنند و از آزادی بیان بیشتری بهره‌مند باشند

مهاجرت برای زندگی در آزادی و دموکراسی یکی از انگیزه‌هایی است که در دوران معاصر رواج یافته است. به این ترتیب جمعیت عظیمی از کشورهای جهان سوم و یا تحت ستم به آمریکا، استرالیا و اروپا مهاجرت می‌کنند تا در شرایط بهتر و انسانی‌تری زندگی کنند و از آزادی بیان بیشتری بهره‌مند باشند. یکی از مزایای این آزادی بیان بیشتر برای این مهاجرانِ معمولا دانشگاهی و روشنفکر، انتقاد دائمی از مدرنیسم و فرهنگ غربی است. اینکه چرا برخی مهاجران تا سر حد تنفر از جایی که به آن مهاجرت کرده‌اند انتقاد می‌کنند و اگر این‌طور است چرا به‌‌ همان جایی که از آن آمده بودند باز نمی‌گردند، سؤالی است که پژوهشگران دانشگاه کلمبیا سالها به دنبال آن بودند و سرانجام منجر به انتشار مقالهٔ علمی بسیار مشهور “کرم از خودِ درخته” شد.
آدمها احساسات گوناگونی در برابر مهاجرت دارند که از ذوق‌مرگ شدن اولیه تا نوستالژی‌-ناله‌های بعدی متغیر است. این امر بستگی دارد که آیا آنها در کشور خودشان باشند و تازه ویزا گرفته باشند یا به کشوری رسیده باشند که سالها رؤیای رسیدن به آن را می‌دیده‌اند اما در عمل تمام روز‌هایش تعطیل نیست و باید کار کرد و مالیات داد و دیسکو و نایت کلاب رفتن هم هزینه دارد.
برخی با کمک قاچاقچیان انسان، مهاجرت می‌کنند. قاچاقچیانِ انسان کسانی هستند که مخفیانه آدمهایی که جانشان در خطر است (یا این‌طور وانمود می‌کنند) را از جایی به جای دیگر هجرت می‌دهند. بعضی از این مهاجرت‌ها چنان مهم است که می‌تواند مبداً تاریخ قرار گیرد اما عموماً گسترهٔ اهمیت و زیان آنها محدود است.