آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۲ فروردین ۱۳۹۳

نیکو پاینده

اجتماع


عیدمبارکی با وب‌کم


عید مبارک
طبق آمار غیر رسمی‌، در حدود سه میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی‌ می‌‌کنند. در حالی‌که این‌روزها مهاجرت امری آشنا در میا‌ن ایرانیان است اما پیشینۀ این مهاجرت‌ها به نیمۀ دهۀ ۵۰ باز می‌گردد. پیش از این دوره، تنها عده‌ای از جوانان ایرانی برای تحصیل به خارج از ایران سفر می‌‌کردند و معمولاً پس از دوران تحصیل به کشور بازمی‌گشتند. این روند با رخداد انقلاب و جنگ تغییر ماهوی پیدا کرد و خروج از کشور برای یافتن امکان زندگی بهتر در خارج از مرزهای جغرافیایی وطن برای جمعی از ایرانیان به یک گزینهٔ مهم تبدیل شد.

هنوز هستند ایرانیان خارج از کشوری که به ایرانی بودن خود پایبند هستند و سنت‌های فرهنگی‌ و شاید حتی برخی‌ از سنت‌های مذهبی‌ را، در زندگی‌ خود می‌‌گنجانند. عید نوروز یکی از شاخص‌ترین سنت‌های ایرانی است.
چهل سال پیش یک ایرانی ساکن کانادا، آمریکا یا اروپا اگر می‌خواست سفرۀ هفت سینی بچیند با مشکلات زیادی مواجه می‌‌شد. سنجد و سمنو در سوپرمارکت‌های محل پیدا نمی‌‌شدند و حس و هوای عید در هیچ شهر و کشورغیرایرانی وجود نداشت. اما این روز‌ها تقریبا در همۀ شهرهای بزرگِ جهان، یک ایرانی می‌‌تواند اسباب هفت‌سین خود را در هفته‌های آخر ماه مارس خریداری کند.

آنچه بیش از همه بر سر سفره‌های هفت سین ایرانیان مهاجر جا داشت، قاب عکس‌هایی‌ حاوی عکس‌های مادر، پدر، خواهر، برادر، مادر بزرگ و پدر بزرگ بود. سفرۀ هفت سینِ “خانه” هم در ایران، عکس عزیزِ “خارج رفته” را به نمایش می‌گذاشت. در لحظۀ تحویل سال، همه به این عکس‌ها خیره می‌شدند

اما آنچه بیش از همه بر سر سفره‌های هفت سین ایرانیان مهاجر جا داشت، قاب عکس‌هایی‌ حاوی عکس‌های مادر، پدر، خواهر، برادر، مادر بزرگ و پدر بزرگ بود. سفرۀ هفت سینِ “خانه” هم در ایران، عکس عزیزِ “خارج رفته” را به نمایش می‌گذاشت. در لحظۀ تحویل سال، همه به این عکس‌ها خیره می‌شدند و ایرانی مهاجر سعی‌ می‌‌کرد سفرۀ هفت‌ سینِ خانه را، که مادر و پدر بر سر آن‌ نشسته‌اند، تصور کند. دسترسی‌ به خانواده ساده نبود، مخصوصاً در سالهای انقلاب ایران و در دوران جنگ ایران و عراق. در آن‌ روز‌ها غایت امکان این بود که خانوادهٔ ساکن ایران به تلفنخانه برود و به عزیز در غربت تلفن بزند…. “خانوم کیانی کابین ۳!”
در آستانۀ نوروز ۹۳ در شهر تورنتو، بازار‌های نوروزی متعددی بر پا بودند و مغازه‌های ایرانی هر یک بخشی از فضای خود را به اسباب هفت سین اختصاص دادند. در میا‌ن این وسایل فیزیکی/خوراکی، وسایل الکترونیکی‌ نیز سفرۀ هفت سینِ خانۀ مهاجران ایرانی در تورنتو، لوس آنجلس و لندن را مزین می‌کنند. آنها لپ‌تاپ‌‌ها، تبلت‌ها و تلفن‌های هوشمندِ ساکنین آن‌ خانه‌اند.

مهاجری که در نوروز ۶۹ یا ۷۰، سالِ خود را پایِ تلفن با خانواده ا‌ش در اصفهان “تحویل کرد”، امسال روی اسکایپ یا اُوُو سال را تحویل می‌کند و اولین عید مبارکی‌های خود را از طریق وایبر، وی‌چت یا واتس‌آپ می‌فرستد

مهاجری که در نوروز ۶۹ یا ۷۰، سالِ خود را پایِ تلفن با خانواده ا‌ش در اصفهان “تحویل کرد”، امسال روی اسکایپ یا اُوُو سال را تحویل می‌کند و اولین عید مبارکی‌های خود را از طریق وایبر، وی‌چت یا واتس‌آپ می‌فرستد. این روز‌ها دیگر کمتر کسی‌ کارت تبریک نوروز برای عزیزانش می‌فرستد. حتی کسانی‌ که اصرار بر حفظ سنت دارند، در ‌‌نهایت، ایمیلی با عکسی‌ از هفت سین می‌فرستند. این افراد نیز انگشت‌شمارند. ما به ارتباط لحظه‌ای‌ عادت کرده‌ایم و ترجیح افراد بر روش‌های آنی‌ِ ارتباط است. پیامک، پیغام وایبر و وی‌چت در لحظه به گیرنده می‌‌رسند و امکان مکالمۀ زنده را نیز فراهم می‌‌کنند.
در ده سال اخیر، شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های ارتباطی‌، جنبه‌های مختلف زندگی‌ ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند. زندگی‌ حرفه‌ای افراد، فارغ از رشته کاری آنها، تحت تاًثیر ارتباطات لحظه‌ای هستند و انتظار اتصال دائم با دفتر کار و پاسخ‌گویی به مشتری از ارمغانهای تلفنهای هوشمند است. تفریحات و رابطه‌های شخصی ما نیز از تکنولوژی اثر می‌‌پذیرند، از هماهنگی‌ برای جشن‌ها و مهمانی‌ها گرفته تا پیدا کردن سئانس سینما، اپلیکیشنی برایش وجود دارد. به این دلیل اسباب تعجب نیستد که این ارتباطات هوشمند به طور خاص در ایجاد، نگهداری و دوام روابط ما با عزیزانی که کیلومتر‌ها از ما فاصله دارند، نقشی مهم ایفا می‌کنند. اینکه امروز ما می‌توانیم لحظۀ تحویل سال را با خانواده‌ای که از ما دور است همزمان جشن بگیریم، از امتیازات تکنولوژی مدرن است.
اما این تنها یک روی سکه است. در عینی که تکنولوژی مدرن در موارد زیادی به کیفیت زندگی‌ ما می‌‌افزاید،‌ گاه همین ابزار مفید مایۀ دردسر و خطر می‌‌شود. عدۀ زیادی این روز‌ها از طریق اینترنت و ابزارهای پیامک و چت با هم آشنا می‌‌شوند و رابطه‌های جدیدی را با کیلومتر‌ها فاصله آغاز می‌‌کنند. اما این آشنایی‌ها همیشه از جنس رابطهٔ کاتلین و جو در فیلم You ve Got Mail نیست. در چند ماه گذشته، داستان غم‌انگیز زندگی‌ ساناز نظامی نمونه‌ای از این پایان‌های دلخراش بود. ساناز از راه دور، و به مدد اینترنت، با شوهرش آشنا شد و به آمریکا مهاجرت کرد تا زندگی‌ مشترک خود را آغاز کند و همزمان در رشتۀ دکترای مطالعات محیط زیست مشغول به تحصیل شود. آرزوهای این رابطه‌، زمانی که در ۹ دسامبر ۲۰۱۳ ساناز به‌دلیل ضایعه مغزی ناشی‌ از ضربه به سرش از دنیا رفت، دست‌نیافتنی شد.
مهاجرت، چه با خانواده، چه به استقبال خانوادۀ آینده، فراز و نشیبهای بسیاری دارد. ریشه‌کن کردن خود از وطن و آنچه آشناست و به کشور و فرهنگی‌ جدید پیوستن تواًم با بیم و امیدهای فراوانی است. یکی‌ از امیدهای مهاجرین در قرن ۲۱اُم این است که حداقل به مدد تکنولوژی و ارتباطات مدرن، انزوا و غربتِ مهاجر امروز به نسبت، کمتر از آنچه است که مهاجر ۳۰ سال پیش با آن مواجه بود، اما نباید فراموش کرد که گاهی همین ابزار تسکینِ غربت و انزوا می‌تواند علیه مهاجر عمل کند.