آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۵ اسفند ۱۳۹۲

ناما جعفری

اجتماع


ده ترانۀ عاشقانه


ترانه هاى عاشقانه کم نیستند. ترانه یا عاشقانه است یا عاشقانه: ترانۀ اعتراضى عاشقانه، ترانۀ سیاسى عاشقانه، ترانۀ اجتماعى عاشقانه، ترانۀ کوچه بازارى عاشقانه، ساعت به ساعتِ زندگى ما پر از ترانه هاى عاشقانه است که ما در آنها، عاشقانه‌هایمان را دنبال می‌کنیم، انگار در زمان حرکت می‌کنیم و خاطره می‌شویم. کدام ما، هنگام ِ شنیدن صداى داریوش وقتى از گلویش، یاور همیشه مؤمن مى زند بیرون، به سرانگشتان باد نمى گوییم دلتنگیم. کدام ما، وقتى فریدون فروغى، من نیازم تو رو هر روز دیدنه، را فریاد مى زند، پاییز قلبمان، ساکت و سرد نمی‌شود.

آن روز شهیار قنبری نوشت:
ما را به یک خانهٔ امنیتی، در خیابان بیست و پنجم شهریور سلطنت‌آباد، فرا خواندند. بازجویی. نخستین سین، جیم. بازپرس کسی بود که با نام مستعار “تجویدی”. همیشه در یک شرکت تولید کنندهٔ صفحه و نوار، به دور خود می‌چرخید و همه را “استاد” می‌نامید. آقای تجویدی قلابی به ما گفت که: “آقایان به شدت از ترانهٔ نماز آزرده خاطر شده‌اند”. پرسیدم: “کدام آقایان؟” گفت: “طبقهٔ روحانی. این ترانه، آرامش شهر قم را برهم زده است”. بازپرس آنگاه به مذهب تهیه‌کنندۀ صفحه اشاره کرد و گفت: “انگار یهودیان خواسته‌اند به دست شما، بر دین اسلام ضربه وارد کنند!…”. یک شوخی غم‌انگیز با یک ترانهٔ عاشقانه! کدام ما، وقتى معین با غمِ کلامش، “مسافر” را می‌خواند، دلمان مى خواهد بزنیم به جاده و تا ناکجاى این جهان برویم. “اگه یه روز بری سفر” فرامرز اصلانی را گوش بدهید تا تپش‌های بی‌‌‌نهایت رفتن در رگ‌هایتان جریان پیدا کند. ما تشنه لبانِ ترانه هاى عاشقانه ‌ایم.

………….

“بردی از یادم” با صدای دلکش و ویگن
آهنگساز: گرگین‌زاده
خواننده: دلکش و ویگن
ترانه سرا: پرویز خطیبی

ویگن

ویگن: (‌زاده ۲ آذر ۱۳۰۷ – درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۲. ) خواننده و هنرپیشهٔ ایرانی ارمنی تباربود. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو چهرۀ تازه‌ای در صحنۀ موسیقی ایران عرضه کرد. نوع موسیقی او که از ملودی‌های ارمنی و ترکی و‌گاه اروپایی بهره می‌برد به “جاز ایرانی” معروف شد و به او لقب “سلطان جاز” ایران دادند؛ گرچه موسیقی او ارتباطی باموسیقی جاز نداشت. او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود. با چند تن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش، پوران و هایده ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده می‌شود.

عصمت باقرپور بابُلی بانام هنری دلکش (زادۀ ۷ اسفند ۱۳۰۳ برابر با ۲۶ فوریه ۱۹۲۵ – درگذشتۀ ۱۱ شهریور ١٣٨٣ برابر با ۱ سپتامبر ۲۰۰۴).
خوانندۀ ممتاز موسیقی کلاسیک ایرانی است که آوازۀ بلندش، مرزسه نسل از ایرانیان را درنوردیده. وی از معدود خوانندگان زن صاحب سبک ایرانی بود که صدا و شیوهٔ خواندنش بیش از چهار دهه معیار و سنجۀ عمومی ارزیابی دیگر خوانندگان به شمار می‌رفت و تا زمانی که می‌خواند کسی در صدد رقابت با او برنیامد. هنوز سالها پس از خاموشی دلکش، بدون کمترین اغراقی، بخش مهمی از آثار وی نمونه‌های بی‌نقص آواز ایرانی محسوب می‌شوند. اما قطع نظر از صدای بسیار پر قدرت، توانایی‌های تکنیکی منحصربه‌فرد و ذوق درخشانش در اجرای آواز‌ها و قطعات موسیقی گوناگون، این شخصیت هنری و اجتماعی دلکش بود که با درهم آمیختن افتادگی و وقار و پرهیز از آلودن دامن هنر به سیاست، او را طی چندین دهۀ پیاپی به خوانندهٔ مورد ستایش تمامی طیفهای فرهنگی جامعۀ ایرانی، و به نوعی “خواننده ملی” بدل ساخته بود. بر خلاف بسیاری از همکاران همدوره‌اش، نه پیش و نه پس از انقلاب، دلکش زبان آوازش را به مدح نگشود اما هرگز از اجرای قطعآتی که هدفشان تهییج روحیۀ ملی و میهن دوستی بود دریغ نورزید. مارش “سرباز وطن” که اثری است از انوشیروان روحانی نمونه‌ای است از این قطعات.
http://www.iransong.com/g.htm?id=8699 بشنوید:
متن آهنگ:
دلکش:
بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم

ویگن:
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم

دلکش:
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم بخند

ویگن:
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن‌همه پیمان، که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

دلکش:
کی آیی به برم،‌ای شمع سحرم
در بزمم نفسی، بنشین تاج سرم، تا از جان گذرم

ویگن:
پا به سرم نه، جان به تنم ده
چون به سر آمد، عمر بی‌ثمرم
نشسته بر دل غبار غم، زآنکه من در دیار غم
گشته‌ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی، رفته راه خطا تویی
آفت جان ما تویی

هر دو:
بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

………….

“شانه‌هایت” با صدای هایده

شاعر: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زولاند
تنظیم: منوچهر چشم آذر

هایده
“معصومه دده بالا” با نام هنری هایده،( ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ – ۳۰ دی ۱۳۶۸) خواننده ای با صدای کنترآلتو که بیست ویک سال در زمینۀ موسیقی دستگاهی وموسیقی پاپ ایرانی فعالیت داشت. خواهر کوچک‌تر او، مهستی نیز از خوانندگان معروف ایران است که حدود سه سال پیش از هایده خوانندگی را آغاز کرد. هایده، آن گونه که خود به کرات در چندین مصاحبه متذکر شده است، تحت تاًثیر صدای پر قدرت و شیوۀ آوازخوانی دلکش، خوانندۀ صاحب سبک و بلند آوازۀ آن دوران، روی به عالم موسیقی آورد. وی در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانۀ “آزاده” اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سرودۀ رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای ترانۀ “آزاده” با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران، آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی و دیگر آهنگسازان بنام، از جمله همایون خرم، در برنامۀ گلها، از نخستین سالهای دهۀ ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ علاقه‌مند شد که بیشتر از ساخته‌های فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.
هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب ایران را به مقصد بریتانیا ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ‌ترین خاطرۀ زندگی خود یاد می‌کرد.
هایده از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. یکی از نخستین برنامه‌های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (یو. سی. ال.‌ای) همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی بود.
در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ آثار هایده در ایران به صورت صفحۀ گرامافون و نوار کاست منتشر شد. بیشتر این آثار و همچنین کارهایی که هایده در دهۀ ۱۹۸۰ در آمریکا خواند، در دهۀ ۱۹۹۰ و همچنین ۲۰۰۰ از نو روی سی‌دی منتشر شدند. قرار دادن ترانه‌های او در سی‌دی‌ها، اغلب از نظم ویژه‌ای پیروی نمی‌کند.
دو آلبوم پایانی هایده “ای زندگی سلام” و “سوگند” رسماً به شکل آلبوم روی نوار و سی‌دی منتشر شده‌اند.
http://www.iransong.com/g.htm?id=4490 بشنوید:
متن آهنگ:

سر به روی شانه‌های مهربانت می‌گذارم
عقدهٔ دل می‌گشاید، گریهٔ بی‌اختیارم

از غم نامردمی‌ها بغض‌ها در سینه دارم
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم
بی‌تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم، دوست دارم
خالی از خودخواهی من، بر‌تر از آلایش تن
من تو را بالا‌تر از تن، بر‌تر از من دوست دارم
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم

عشق صد‌ها چهره دارد، عشق تو آیینه دارد
عشق را در چهرهٔ آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را، قصه‌ها و گفتگو هاست
من تو را درجذبهٔ محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالا‌تر از تن، بر‌تر از من دوست دارم
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم
بی‌تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم، دوست دارم

در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سر گردان ابرم، قلهٔ آرامشم تو
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم
من تو را بالا‌تر از تن، بر‌تر از من دوست دارم
شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم
بی‌تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم، دوست دارم

شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم
دوست دارم، دوست دارم

………….

“چشم من” با صدای داریوش
شاعر: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم: حسن شماعی‌زاده

داری
داریوش اقبالی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران) معروف به داریوش. خواننده، بازیگر و فعّال اجتماعی. استفاده از ترانه‌ها و اشعار افرادی نظیر اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطایی، شهیار قنبری، سیمین بهبهانی، مینا جلالی، هما میر افشار، زویا زاکاریان و بزرگانی چون مولانا و حافظ شیرازی. پرداختن به موسیقی اجتماعی، خواندن ترانه‌هایی که بار اعتراضی نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران از جمله فقر، آزادی و اعتیاد را دارد و نیز برخورداری از صدایی خاص، وی را به یکی از پرطرفدار‌ترین و محبوب‌ترین خوانندگان ایرانی تبدیل کرده ‌است.

http://www.iransong.com/g.htm?id=1953 بشنوید:
متن آهنگ:

چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می‌شه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اونکه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تمومِ ابرای آسمونا
کاشکی می‌داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اونکه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
قصۀ گذشته‌های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تاقیامت اشک حسرت ببارم
دل هیشکی مث من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمِ
چرا چشمام اشکشو کم میاره؟
خورشیده روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگه سیاهِ ماتمِ
فرصت موندنمون خیلی کمِ
اون‌که رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
سرنوشت، چشاش کوره نمی‌بینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته، سینۀ غرقِ به خون
قصۀ موندن آدم همینه
اونک‌ه رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

………….

“قصر یخى” با صدای سیاوش شمس
ترانه سرا: سیاوش شمس، مسعود
آهنگساز: منصور
تنظیم: فرهاد معرفی

1382689194757438edited
سیاوش شمس- معروف به سیاوش صحنه- (زاده ۶ بهمن سال ۱۳۴۲، اهواز، ایران) خواننده، ترانه‌سرا، آهنگساز و تهیه‌کننده ایرانی است. سیاوش در اهواز به‌دنیا آمد. پدر سیاوش، ابراهیم شمس، اهل فرخ شهر در چهار محال و بختیاری و مادر سیاوش خانم خدیجه دهقان اهل رامهرمز در خوزستان هستند. او تا سن پنج سالگی در اهواز و در محله امانیه بود و بعد از آن به همراه خانواده‌اش به تهران رفت و در آن‌جا تحصیلات ابتدایی را آغاز کرد. سیاوش زمانی که تحصیلات ابتدایی را تمام کرد، در سن ۱۳ سالگی به همراه برادر بزرگترش سیامک، به ایالت کالیفرنیا در آمریکا رفت و در سن دیگو ساکن شد. سیاوش پس از پایان دبیرستان وارد دانشگاه کالیفرنیا شده و در رشته موسیقی و کامپیو‌تر به تحصیل می‌پردازد.
http://www.wikiseda.com/play?id=17899&bitrate=default بشنوید:
متن آهنگ:

حالا تو قصر یخی بی‌تو من منتظرم
توی بهت لحظه‌ها از تو من بی‌خبرم
خورشید روشنیا دیگه نوری نداره
نمی‌تابه آخه اون بی‌تو که جونی نداره

ببین خورشید خانوم، تو غم خوابیده
دل تو و منو از هم بریده
هنوزم یاد تو چراغ خونست
نباشی زندگی بی‌تو بهونست

بیا تا قصر یخی، چیکه چیکه آب بشه
دیوار فاصله‌ها، بینمون خراب بشه
بیا تا قصر یخی، با تب دستای ما
خورشیدو بیدار کنه واسۀ فردای ما

اگه روزی روزگاری واسه من نورو بیاری
دست پاکت رو دوباره توی دست من بذاری
واسمون می‌شه سکوتِ قصۀ تلخ جدایی
دوباره، قصر سیاهی، می‌شه قصر روشنایی

ببین خورشید خانوم تو غم خوابیده
دل تو و منو از هم بریده
هنوزم یاد تو چراغ خونست
نباشی زندگی بی‌تو بهونست

بیا تا قصر یخی، چیکه چیکه آب بشه
دیوار فاصله‌ها، بینمون خراب بشه
بیا تا قصر یخی، با تب دستای ما
خورشیدو بیدار کنه میون فردای ما

………….

“دو ماهی” با صدای گوگوش
شاعر: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم: واروژان

گوگوش
فائقهٔ آتشین معروف به گوگوش (متولد ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران.) خواننده و هنرپیشهٔ مشهور ایرانی است. وی از محبوب‌ترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران به شمار رفته و در سایر کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه نیز هواخواهان بسیاری دارد. در سالهای دههٔ هفتاد میلادی و پیش از انقلاب ایران، وی را “شاه‌ماهی موسیقی ایران” می‌نامیدند. این لقب بعد از بازگشت وی به آمریکا دوباره بر سر زبانها افتاد و در تبلیغات رادیو تلویزیونی تور بازگشت، از این نام بسیار استفاده شد.
http://www.iransong.com/g.htm?id=4360 بشنوید:
متن آهنگ:

ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشک‌های شور، از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ، روزامون خوب و قشنگ
آسمونمون یکی، خونمون یه قلوه سنگ

خنده مون موجا رو تا ابرا می‌برد
وقتی دلگیر بودم اون غصه می‌خورد
تورای ماهیگیرا وا نمی‌شد
عاشقی تو دریا تنها نمی‌شد
خوابمون مثل صدف پر مروارید نور
پر شد این قصهٔ ما، توی دریاهای دور

همیشه توک می‌زدیم، به حبابهای درشت
تا که مرغ ماهیخوار اومد و جفتمو کشت
دلش آتیش بگیره، دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه، سایه‌ش افتاده رو آب

بعد ما نوبت جفتای دیگه ست
روز مرگ زشت دلهای دیگه ست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره

نمی‌خوام تنها باشم
ماهی دریا باشم
دوست دارم که بعداز این
توی قصه‌ها باشم
………….

“ستاره‌های سربی” با صدای ابی
شاعر: ایرج جنتی عطائی
آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم: استیو

ابی1
ابراهیم حامدی (زادهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۲۸ در تهران) مشهور به ابی. خوانندۀ موسیقی پاپ . او دارای صدایی از جنس باریتون است و در سبک‌های مختلف موسیقی صاحب اثر است: بالاد‌، موسیقی فولکلور، پاپ تهرانجلس، دنس و اخیراً هاوس و ترنس. ابی تحت تأثیر خوانندگانی چون فرهاد مهراد، جنسیس، جیم موریسون، یوتو، کلدپلی و پر گسله بوده است. برخی او را با تام جونز خوانندهٔ سر‌شناس بریتانیایی مقایسه کرده‌اند، با این تفاوت که ابی را بر خلاف تام جونز دارای تمایلات سیاسی می‌دانند. بسیاری از طرفدارانش او را “آقای صدا” در حوزۀ موسیقی پاپ فارسی می‌دانند.
http://www.iransong.com/g.htm?id=59736 بشنوید:
متن آهنگ:

ستاره‌های سربی
فانوسک‌های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش

تو بال و پر گرفتی
به چیدن ستاره
دادی منو به خاکِ
این غربت دوباره

دقیقه‌های بی‌تو
پرنده‌های خسته ن
آیینه‌های خالی
دروازه‌های بسته ن

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمی‌برد
پرنده پر نمی‌سوخت
آینه چین نمی‌خورد

اگه نرفته بودیُ
اگه نرفته بودی

شبانه‌های بی‌تو
یعنی حضور گریه
با من نبودن تو
یعنی وفور گریه

از تو به آینه گفتم
از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ
تو رو نفس کشیدم

از رفتن تو گفتم
ستاره دربدر شد
شبنم به گریه افتاد
پروانه شعله ور شد

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمی‌برد
پرنده پر نمی‌سوخت
آینه چین نمی‌خورد

اگه نرفته بودیُ
اگه نرفته بودی

ستاره‌های سربی
فانوسک‌های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش…
………….

“تقدیر” با صدای شادمهرعقیلی
آهنگساز: شادمهر عقیلی
خواننده: شادمهر عقیلی
ترانه سرا: مونا برزویی

شادمهر
شادمهر عقیلی-(زادهٔ ۷ بهمن ۱۳۵۱، تهران)- خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده، نوازنده، ترانه سرا و بازیگر که با انتشار چند آلبوم موسیقی در ایران کار خود را آغاز کرد. وی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد. اما او پیش از آن ، از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شده و در آنجا مشغول به کار شد ولی کار‌هایش برای کسب مجوز مشکل داشتند. به‌عنوان اولین کار “معبود” و سپس “فصل آشنایی” را اجرا کردو بعد از آن آلبوم “بهار من” اولین کاست او بود. “بهار من” کاست بدون کلامی شامل ترانه‌های قدیمی مانند “گل گندم” و “بهار من”، “جان مریم” و… بود که شادمهر نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن به عهده داشت. او در آلبومی به نام “فصل آشنایی” که کارهای دیگر خوانندگان پاپ آن روزگار در ایران هم در آن جای داشت، سه آهنگ به نامهای “باغ زندگی” به همراهی علیرضا عصار، “معبود” و “فصل آشنایی” را ارائه کرد. سپس در آلبومی به نام “نازنین” باز هم به همراهی دیگر خوانندگان، دو آهنگ “قفس” و “تو بی‌‌‌نهایت شب” را ارائه کرد.
کاست دوم شادمهر عقیلی به نام “مسافر” توسط شرکت فرهنگی هنری “پیغام سحر” به بازار آمد که با استقبال روبه رو شد. “دهاتی” آلبوم بعدی عقیلی بود که توسط شرکت فرهنگی هنری “فارس نوا” منتشر شد. شرکت پخش کنندۀ آلبوم دهاتی برای گرفتن مجوز با موانعی از سوی وزارت ارشاد روبه رو شد به طوری که شادمهر بار‌ها مجبور شد ترانه‌های این کار را بازخوانی و اصلاح کند. این آلبوم موفق شد تحولی بزرگ در موسیقی پاپ ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایجاد کند.
http://www.iransong.com/g.htm?id=38005 بشنوید:
متن آهنگ:
باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر، بی‌تقصیر نیست

با اینکه بی‌تاب منی بازم منو خط می‌زنی
باید تورو پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من می‌تونه آرومت کنه
اون لحظه‌های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دل گیرم از این شهر سرد این کوچه‌های بی‌عبور
وقتی به من فکر می‌کنی حس می‌کنم از راه دور

آخر یه شب این گریه‌ها سوی چشامو می‌بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می‌پره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها‌تر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی‌تقصیر نیست

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها‌تر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

………….

“کوه دماوند” با صدای شاهرخ
ترانه سرا: هما میر افشار
آهنگساز: کاظم عالمی
تنظیم: کاظم عالمی

شاهرخ
شاهرخ شاهید (دهم آذر ماه ۱۳۳۲ در شهر تهران به دنیا آمد.) پدرش عیسی و مادرش نرگس نام داشت و نام خانوادگی‌اش نیز شاهید است. شاهرخ در سن ۱۲ سالگی به استخدام تالار رودکی تهران و گروه کر ملی ایران که توسط آلفرد مالرویان رهبری می‌شد و همچنین در اپرا مشغول به فعالیت هنری شد. شاهرخ در سن ۱۱ سالگی مادر جوانش را در بستر بیماری از دست می‌دهد و سه سال بعد نیز پدر نیز مرحوم می‌شود. شاهرخ در‌‌ همان دوران نوجوانی در دامان خواهر نه چندان بزرگ‌تر خود تربیت و پرورش یافت و از سن نوجوانی فراگیری نت و سلفژ را آغاز کرد و زیر نظر استاد ‌پورتراب در هنرستان ملی موسیقی ایران آموزش دید. همچنین به مدت ۵ سال زیر نظر استاد کازاتو که معلم لوچیانو پاوارتی -خوانندۀ جهانی اوپرا- آموزش اپرا دید. شاهرخ که یکی از سولیستهای موسیقی اپرا و صدای او تنور باریتون (زیر یا نازک و بم یاکلفت) است، قطعات بزرگ دنیا را توسط سلیستهای بزرگ دنیا که به ایران دعوت می‌شدند در فرهنگ و هنر اجرا کرد. شاهرخ در سن ۱۴ سالگی ترانه “دوستت دارم” را به دنیای موسیقی پاپ ارائه داد که مورد تشویق و حمایت جوانان و مردم قرار گرفت. نام دومین ترانۀ او “شبا بی‌تو” و بعدی نیز “راه بیفت” نام داشت و در سریال “غریبه” ترانه‌ای به همین نام اجرا کرد که به مدت ۲ سال هر شب از شبکۀ یک تلویزیون ملی ایران پخش می‌شد و بدین ترتیب با استقبال مردم از ترانه‌هایش، وی در‌‌ همان سنین جوانی به یکی از خوانندگان مطرح موسیقی ایران تبدیل شد..
http://www.iransong.com/g.htm?id=74776 بشنوید:
متن آهنگ:
گفتم که پابندم
کوه دماوندم
گفتم که پابندم
کوه دماوندم
می‌رفتی و از تو
من دل نمی‌کندم
رفتی و من تنها
با یاد تو ماندم

تا جان به تن دارم
بهر تو می‌مانم
روزی تو می‌آیی
ای رفته می‌دانم

خندیدی و گفتی
این هم سرابی بود
این آمدن رفتن
یک لحظه خوابی بود

گفتم که پابندم
کوه دماوندم
می‌رفتی و از تو
من دل نمی‌کندم
رفتی و من تنها
با یاد تو ماندم

رفتی و عطر تو
در بسترم مانده
تنها ز تو نامی
در دفترم مانده

روزی که برگردی
ای نازنین من
کنج قفس بی‌تو
مشتی پرم مانده

گفتم که پابندم
کوه دماوندم
می‌رفتی و از تو
من دل نمی‌کندم
رفتی و من تنها
با یاد تو ماندم

………….

“شد خزان” با صدای جواد بدیع‌زاده
ترانه سرا: رهی معیری
آهنگساز: جواد بدیع‌زاده
تنظیم: جواد بدیع‌زاده

بدیعی
جواد بدیع زاده، تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ “تدین” و دورۀ متوسطه را در مدرسۀ “آلیانس” فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد. بدیع‌زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز شهرت دارد. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه‌پرکنی “هیز مسترزویس” به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نمایندۀ خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع‌زاده به عنوان نخستین خوانندۀ مرد، با معرفی و توصیۀ عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان “جلوه گل” روانۀ بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‌های خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع‌زاده ۲۴ تصنیف ساخت که همه روی صفحه ضبط شده‌است. او در سالهای بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قارۀ هند، بر شمار ضبط آهنگ‌های خود افزوده ‌است. از میان آفریده‌های معروف او می‌توان از سرود “ایران، کشور داریوش” و ترانه‌های جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و خزان عشق یاد کرد. خزان عشق که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از رهی معیری ساخته شده‌است. بدیع‌زاده با افتتاح رادیو به جمع هیاًت ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار هنرمندانی چون حسین تهرانی، مرتضی نی داوود، حبیب سماعی و استاد ابوالحسن صبا، آثار مشهوری را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. بدیع‌زاده سالها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود. جواد بدیع‌زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکتۀ مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: ۸ ردیف: ۲ شماره: ۲۶) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده‌است.

http://www.iransong.com/g.htm?id=24672 بشنوید:
متن آهنگ:

شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من‌ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی
نو گل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت آه

دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می‌پرستم
تا هستم

تو مست از می‌به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می‌
من ز فراغت ناله کنم تا کِی

تو و می چون باده کشیدن‌ها
من و گل چون جامه دریدن‌ها
ز رقیبان خواری دیدن‌ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی

برو‌ای از مهر و وفا عاری
برو‌ای عاری ز وفاداری
بشکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی

نمی‌کنی‌ای گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم

تا.. کی.. بی.. تو بود
از.. غم.. خون.. دل من
آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن‌ای گل با من
هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت می‌سوزم باز

………….

“کویر دل ” با صدای مرجان
شاعر: اردلان سرفراز
آهنگساز: تورج شعبانخانی
تنظیم: تورج شعبانخانی

مرجان
شهلا صافی ضمیر-مرجان- در سال ۱۳۲۷ در تهران متولد شد. او پس از اتمام تحصیلات متوسطه با مهدی علی محمدی
– گویندۀ رادیو و دوبلور ازدواج کرد. وی در سن ۲۱ سالگی برای نخستین بار در فیلم دنیای پر امید به کارگردانی احمد شیرازی بر پردۀ سینما ظاهر شد. او پس از جدایی از همسر خود با فریدون ژورک ازدواج کرد. در آن زمان چون شهلا ریاحی با نام شهلا معروف شده بود، نام هنری مرجان را برای خود برگزید. مرجان از هنرمندانی است که در آغاز، بازیگر سینما بوده و در فیلم‌های بسیاری بازی کرده‌است. در آن زمان خواننده‌هایی چون عهدیه در فیلم‌ها به جای وی ترانه می‌خواندند. مرجان متوجه صدای خوب خود می‌شود و با خواندن ترانه “کویر دل” که پیشتر “آژدا پکان” آن را به ترکی اجرا کرده بود، بسیار معروف شد و با شرکت در شوهای تلویزیونی محبوبیت و معروفیت وی صد چندان شد. وی پس از خواننده شدن، سینما را‌‌ رها کرد و در فیلمی بازی نکرد. پس از انقلاب تا سال ۱۳۶۹ در زندان اوین در ایران ماند و در ‌‌نهایت با گذشت چند سال از ایران خارج شد. مرجان از خواننده‌های ایرانی دورۀ پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است که پس از ۲۶ سال بعد از انقلاب برای نخستین بار با اجرای برنامۀ هنری در اجتماع بزرگ کنگرۀ ایرانیان در واشنگتن حضور پیدا کرد. مرجان آهنگی به نام “رهایی” دربارۀ خیزش‌های مردمی در ایران خوانده است. ملودی این آهنگ توسط مرجان، ترانه توسط همسرش فریدون ژورک و تنظیم توسط پرویز رحمان پناه انجام شده است.
http://www.iransong.com/g.htm?id=5860 بشنوید:
متن آهنگ:
رفتی و بی‌تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می‌گفتم محرمه با من
کاشکی می‌دیدی بی‌تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی‌تو کویری بی‌شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی‌تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم
بی‌تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمۀ روشن
بی‌تو یه جاده‌م که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی‌تو کویری بی‌شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی‌تو اسیری در دامم من

چشمۀ اشکم بی‌تو سرابه
خونۀ عشقم بی‌تو خراب
شادیا بی‌تو مثل حبابه
سایۀ آهه نقش بر آب

رفتی و بی‌تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده

………….
منابع:
– دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، ص. ۵۸ .
– “از دختر لر تا فرهاد مهراد ؛ نگاهی به روایت او غایب در سینمای ایران” ؛ ناما جعفری .
– “ایران سونیگ” وبسایت متن و آهنگ ایرانی.
-ویکی پدیای فارسی.