آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۹ بهمن ۱۳۹۲

امید کشتکار

اجتماع


گوگوش، کلیشه و دفاع از همجنس‌گرایی


گوگوش - بهشت

گوگوش در ویدیو کلیپ ترانه بهشت

 

 

به تازگی موزیک ویدئویی از خانم گوگوش به نام «بهشت» منتشر شده که سروصدای زیادی حداقل در فضای مجازی به راه انداخته است. این موزیک ویدئو بر روی اثری ساخته شده که شعر آن از روزبه بمانی و آهنگسازی و تنظیمش بر عهده علیرضا افکاری بوده است. این ویدئو قرار است نشان دهد که همجنس‌گرایان در بروز عشق و احساس خود تا چه حد دچار سختی هستند و هم اینکه نشان دهد، عشق از هر نوعی شایسته احترام و البته آزادی است. به شخصه اعتقاد دارم که همجنس‌گرایی شکلی از روابط انسانی است که می‌تواند و باید آزاد باشد. این را گفتم تا بقیه نوشته‌ام تعبیر به مخالفت با همجنس‌گرایان یا محتوایی که قرار است این ویدئو نشان دهد، نشود.

روی سخنم در این یادداشت به صاحب اثر یعنی خانم گوگوش و همینطور کارگردان ویدئو یعنی نوید اخوان است. نوید اخوان بازیگر و خواننده ایرانی است که گرچه در تهران متولد شده اما از خردسالی در کشور آلمان زندگی کرده است. او علاوه بر بازی در چند سریال و فیلم آلمانی به همراه برادرش امید به عنوان خواننده چند آلبوم موسیقی منتشر کرده‌اند. او پیش از این هم چند موزیک ویدئو برای خوانندگان ایرانی از جمله «ابی» کارگردانی کرده است. در دو سه ویدئویی که از ساخته‌های او دیده‌ام مثل این و این می‌توان به وضوح علاقه‌اش برای دادن تم داستانی به موزیک ویدئو را دید، سلیقه و سبکی که می‌تواند دلیل رو آوردن گوگوش به نوید اخوان برای ساختن این اثر باشد.

می‌توان به صراحت گفت که موزیک ویدئو بهشت یکی از آبکی‌ترین، سطحی‌ترین و از نظر تکنیکی بد‌ترین ویدئوهای سال‌های اخیر گوگوش و همینطور دیگر خوانندگان جدی پاپ ایرانی (گفتم جدی تا خوانندگانی مانند جزمین و سعید شایسته را فاکتور بگیرید) است و حیف از موضوعی مانند دفاع از همجنس گرایی که در چنین قالب سطحی و بدی عرضه شده است.

اما می‌توان به صراحت گفت که موزیک ویدئو بهشت یکی از آبکی‌ترین، سطحی‌ترین و از نظر تکنیکی بد‌ترین ویدئوهای سال‌های اخیر گوگوش و همینطور دیگر خوانندگان جدی پاپ ایرانی (گفتم جدی تا خوانندگانی مانند جزمین و سعید شایسته را فاکتور بگیرید) است و حیف از موضوعی مانند دفاع از همجنس گرایی که در چنین قالب سطحی و بدی عرضه شده است. داستان ویدئو بسیار ساده و براساس تکنیکی بنا شده که در سینما به نام «غافلگیری» شناخته می‌شود. در تمام طول ماجرا تنها چهره یکی از دختر‌ها دیده می‌شود و از دختر دیگر تنها دست‌ها دیده می‌شود. قرار است بیننده در انتها با دیدن اینکه زوج مربوطه دختر است شوکه شده و احتمالا بگوید: اوخ. استفاده از کلیشه رایجی که به بد‌ترین شکل ممکن اجرا شده است. به خصوص از آنجا که به وضوح مشخص است دستی که در کادر است از آن یک دختر است و در واقع هیچ جنبه‌ای از غافلگیری برای مخاطب باقی نمی‌ماند. کارگردان پنج دقیقه قرار است مخاطب را با ترفندی به دنبال خود بکشد که از‌‌ همان ابتدا لو رفته است.

از طرف دیگر طرح داستان بیش از حد کلیشه‌ای است. ببینیم برای نشان دادن سختی‌های همجنس گرایان از چه عواملی استفاده شده:
– اول حمله چند جوان به زوج مربوطه که احتمالا قرار است نشان دهنده افرادی از راست افراطی باشند. البته با کمال تعجب یک نفر سیاه‌پوست هم در بینشان هست و شما نسبت میان راست‌های افراطی و رنگین‌پوستان را می‌دانید.
– دوم اخم و دادزدن‌های مضحک پدر یکی از دختر‌ها.
قرار است با این دو نما ما بفهمیم که همجنس‌گرایان زندگی خیلی سختی دارند. برای نشان دادن عشقشان هم باز هم چند نمای کلیشه‌ای از شادی‌های بچه گانه را داریم که به سبک فیلم «لاو استوری» اجرا شده‌اند. در یک نمای واقعا مضحک می‌بینیم که یکی از زوج‌ها به دیگری بلیط کنسرت گوگوش را هدیه می‌دهد و دختر دوم آنچنان بالا و پائین می‌پرد که انگار بلیط بخت‌آزمایی دو میلیون دلاری برده است. فارغ از شکل اجرای بسیار بد، این طور نان قرض دادن به خود توسط فردی مثل خانم گوگوش با این همه هوادار به هیچ‌وجه جذاب نیست. بعید می‌دانم هیچ‌کدام از خوانندگان غربی (که الگوهای خانم گوگوش و نوید اخوان هستند) برای نشان دادن محبوبیتشان از این دست کار‌ها انجام دهند. حداکثرش اینست که نماهایی از کنسرت‌هایشان را (به عنوان تصاویر مستند) نشان می‌دهند که در آن طرفدارانشان بالا پائین می‌پرند، جیغ می‌زنند و شاید هم گریه می‌کنند. اگر شما مورد مشابهی سراغ دارید لطفا به من هم خبر دهید.

از طرف دیگر گوگوش برخلاف دیگر ویدئو‌هایش که تقریبا در تمام آن‌ها کارگردان‌ها «باید» بکوشند او را در جایگاه ملکه نشان دهند، در این ویدئو در حد یک خواننده کافه‌ای پائین آمده.

کارگردان برای نشان دادن اینکه بین عشق‌ها تفاوتی وجود ندارد چند زوج در سن‌های مختلف را در سالن کنار هم نشانده که نقششان اینست که در نماهای خاص با لبخندهای پت و پهن و اغراق‌های بیش از حد تصنعی، عشق و علاقه‌اشان را به هم با گرفتن دست و گذاشتن سر روی شانه نشان دهند. از طرف دیگر گوگوش برخلاف دیگر ویدئو‌هایش که تقریبا در تمام آن‌ها کارگردان‌ها «باید» بکوشند او را در جایگاه ملکه نشان دهند، در این ویدئو در حد یک خواننده کافه‌ای پائین آمده. البته منظورم این نیست که خوانندگان کافه‌ای یا رستورانی شان پائینی دارند. به هیچ وجه. من خیلی وقت‌ها از صدا و ترانه‌های این دسته از هنرمندان بیشتر از کنسرت‌های چند ده یورویی لذت برده‌ام. منظورم این است که لزوما قرار دادن یک خواننده وسط یک سن خالی و سیاه و گرفتن نماهای از پائین، تولید ملکه نمی‌کند. برای ساختن یک ستاره احتیاج به عناصر دیگری مانند «خلاقیت» هست. همچنین با قرار دادن چند سیاهی لشگر خشکِ عصا قورت داده پشت میزهای یک رستوران هم نمی‌شود برای بیننده توهم یک کنسرت ساخت.
نوید اخوان هنوز تازه در ابتدای سی سالگی است و راه درازی در پیش دارد. فکر می‌کنم او اگر به جای اصرار بر قرار دادن سه باره نامش در یک موزیک ویدئو ۵ دقیقه‌ای به عنوان نویسنده و کارگردان، به این فکر می‌کرد که چگونه باید از قدرت خلاقه‌اش استفاده کند، می‌توانست اثر قابل تاملی خلق کند. و از همه این‌ها گذشته افسوس بزرگ اینجاست که چرا باید ویدئویی تا به این حد تابوشکنانه که در موسیقی پاپ برای اولین بار به دفاع از همجنس‌گرایی می‌پردازد، تا به این حد کلیشه‌ای و ناپخته و فارغ از اصول اولیه تصویر، تهیه و تولید شده باشد؟