آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۱ بهمن ۱۳۹۲

حسین قاضیان

اجتماع


چرا ما مثل انگلیسی‌ها “هپی” نیستیم!؟


England Football Fans Doug Kington, Hugh walton,Chris richardson, Tom Beresford in Kiev Today-929620edited

برش اول

“حالا از زندگی با مسعود خوشحال هستی؟” این سؤالی بود که لیلا از دوستش پرسید وقتی داشت با او چت می‌کرد. مثل خیلی از ما‌ها، لیلاهم در حین چت کردن داشت صفحات وبسایت‌ها را از زیر نگاهش رد می‌کرد. در سایت مورد علاقه‌اش به این خبر برخورد که کارلو آنجلوتی، مربی رئال مادرید، گفته است ژابی آلونسو بازیکنی کلیدی در رئال است و امیدوار است که “ژابی هم از بودن در رئال مادرید خوشحال باشد.”
حواس لیلا اگر جمع بود می‌توانست خوشحال باشد از اینکه او هم دارد از واژۀ “خوشحال” درست مثل رسانهٔ مورد علاقه‌اش استفاده می‌کند. البته احتمالاً لیلا آن قدر مشغول این صفحه و آن صفحه رفتن بود که از خودش نپرسید آیا سالهای قبل هم من از دوستم همین طور در مورد زندگیش سؤال می‌کردم؟ آیا مثلا از پشت گوشی تلفن خانه، به جای اینکه به او بگویم:”حالا از زندگی با مسعود خوشحال هستی؟” نمی‌پرسیدم که :”حالا از زندگی با مسعود راضی هستی؟” یا نمی‌پرسیدم:”حالا با مسعود احساس خوشبختی می‌کنی؟”

برش دوم

خوشحال بودم که از فلان رادیوی معتبر زنگ زده‌اند تا در بارۀ “شادی” با من مصاحبه کنند. اما در‌‌ همان دقایق اولی که به حرفهای خبرنگار گوش می‌دهم متوجه می‌شوم که او هم مثل لیلا خیلی “امروزی” حرف می‌زند. با آب و تاب می‌گوید که گزارش جهانی رتبه بندی کشور‌ها بر اساس شادی منتشر شده و ایران رتبه‌اش فلانُم است و نسبت به گذشته پایین‌تر رفته. و بلافاصله می‌پرسد:” چرا ما ایرانی‌ها شاد نیستیم؟”
خبرنگارخبر اصلی را درست خوانده اما شاید نادرست متوجه شده است. گزارش جهانیِ شادی که دو سالی است منتشر می‌شود عنوانش به انگلیسی این است” World Happiness Report” اما اگر حواسمان نباشد ممکن است بلافاصله فکر کنیم که منظور از Happiness در اینجا یعنی شادی و خوشحالی. و نتیجه بگیریم که پس این گزارش در بارۀ رتبۀ شادی و خوشحالی کشورهاست. اما شروع غمگین کنندۀ اشتباه از همین جاست. این گزارش در بارۀ احساس رضایت از زندگی یا‌‌ همان احساس خوشبختی یا سعادت است نه در بارۀ شادی یا خوشحالی.


برش سوم

در زبان انگلیسی Happiness دست کم به دو معنای اصلی به کار می‌رود. این دو معنا در همین زبان هم گاهی ابهام آفرین است.
اولین معنا بیانگر نوعی احساس است؛ احساس خوشایندی که ما آن را در فارسی با کلماتی مثل شادی، خوشی، خوشحالی، شادکامی، سرخوشی، شعف و مانند آن‌ها بیان می‌کنیم. این احساس، واکنشی است هیجانی – عاطفی به اتفاق خوشایندی که برای ما رخ داده یا احساسی است که به هر دلیل در درون خود تجربه می‌کنیم. این احساس از لحظه‌ای که در ما پدید می‌آید به مرور شدتش تغییر می‌کند و اغلب رو به کاهش می‌رود به طوری که ما به تدریج از نظر هیجانی – عاطفی به سطح پیش از احساس خوشحالی می‌رسیم. شادی و خوشحالی در این معنا در مقابل غم و ناراحتی قرار می‌گیرد.
معنای دوم مربوط به یک احساس آنی نیست، مربوط به برش کوتاهی از احساسات ما در آن لحظه نیست، مربوط است به ارزیابی کلی ما از زندگی خودمان. مربوط است به میزان رضایتی که از زندگی خود داریم، و اینکه تا چه میزان خود را خوشبخت یا سعادتمند می‌دانیم. همین معنای دوم است که در سنجش میزان خوشبختی مردم جهان سنجیده می‌شود. اما چون در اینجا هم از واژۀ happiness استفاده می‌شود این گمان به وجود می‌آید که گویی شادی و خوشحالی مردم سنجیده شده است. در این معنا خوشبختی مفهومی است در تضاد با بدبختی.


برش چهارم

همین تصورات اشتباه است که باعث می‌شود وبسایت‌ها تیتر بزنند:”رتبه ۸۴ ایران در رده‌بندی کشورهای خوشحال” یا روزنامه‌ها بنویسند که “صدویکمین جایگاه بین کشورهای خوشحال دنیا به ایران رسید.”
پس لیلا تقصیری نداشت وقتی که داشت از دوستش می‌پرسید که :”حالا از زندگی با مسعود خوشحال هستی؟” احتمالاً بدون اینکه بداند، زیر تاًثیر همین فضای استفاده از کلمۀ “هپی” مشغول چت بود، بدون اینکه به دو معنای مختلف happy توجه داشته باشد.
لیلا، نویسندۀ خبر آن وبسایت‌ها، و آن روزنامه، همه، به یک شکل اشتباه کرده بودند. خبرنگار رادیو هم وقتی به من زنگ زد مرتکب‌‌ همان اشتباه شده بود اما در جهت عکس. انگار همه دست به دست هم داده‌اند که به لیلا بگویند غضه نخورد، چون همۀ ما با هم تلاش مجدانه‌ای می‌کنیم تا این اشتباه را جا بیندازیم.


برش پنجم

حالا تفاوت شادی و خوشبختی به کنار، مردم ما بالاخره چقدر خوشبخت‌اند و چقدر شاد؟ یا چقدر بدبخت‌اند و چقدر غمگین؟
در‌‌ همان اندازه گیری‌های جهانی خوشبختی یا رضایت از زندگی، از یک مقیاس ده درجه‌ای استفاده می‌شود. اگر مردم کشوری درهمۀ جنبه‌های زندگی در بیشترین حد ممکن، خود را خوشبخت احساس کنند (یعنی‌‌ همان “شیری که خدا هم نافرید”)، نمرۀ خوشبختی آن کشور ۱۰ خواهد بود، و برعکس آن یک که بیانگر کمترین میزان احساس خوشبختی است.
بنا به گزارش سال ۲۰۱۳، دانمارکی‌ها با نمره‌ای معادل ۷. ۸ خود را بیش از سایر مردم جهان خوشبخت احساس می‌کرده‌اند. ایران با نمره‌ای معادل ۴. ۶ در بین ۱۵۶ کشور مورد بررسی در رتبۀ ۱۱۵ بوده است. بعد از دانمارک، نروژ، سوئیس، هلند و سوئد در رتبه‌های بعدی قرار داشته‌اند و بنین و توگو در آخرین مراتب.


برش ششم

گذشته از تفاوت خوشبختی و شادی، و اینکه رتبۀ خوشبختی مردم ما کجاست، وضعیت خود شادی در کشور ما چطور است؟ بالاخره مردم ما چقدر شاد یا مثل انگلیسی زبانان هپی هستند؟
اتفاقاً بر خلاف آن تحقیقاتِ معمولاً مورد اشاره که تصور می‌شود در مورد شادی است، در ایران تحقیقی سراسری شده که واقعا در بارۀ شادی و شادکامی است، اما با‌‌ همان خلط تعجب برانگیز مفهوم رضایت و شادی در مقدمۀ تحقیق. در این تحقیقِ کشوری، در سال ۱۳۸۸، با نمونه‌ای نزدیک به ۲۸ هزار نفر، از مردم سؤال شده است که “آیا فردی با نشاط و شاداب هستید؟” این مطالعه نشان می‌دهد که مطابق انتظار مردم ما خیلی شاد نیستند. تنها سه درصد از مردم خود را خیلی شاد و بانشاط دانسته‌اند در حالی که در مقابل، حدود ۳۵ درصد خود را کم یا خیلی کم شاد می‌دانسته‌اند.
همین تحقیق نشان می‌دهد که در سطح استانی زنجانی‌ها شاد‌ترین مردم بوده‌اند و یزدی‌ها از کمترین سطح شادکامی برخوردار بوده‌اند.


برش هفتم

مردم ممکن است احساس خوشبختی و سعادت کنند اما هپی، یعنی شاد و خوشحال، نباشند. همین طور مردمی ممکن است شاد و خوشحال باشند اما از زندگی خود هپی، یعنی راضی، نباشند. شادی و رضایت دو مقولۀ جدا و البته مرتبط با همدیگرند.
مردم ایران هم ممکن است در ردۀ احساس خوشبختی، بالا و پایین بروند. وقتی مثلاً رتبۀ ۱۱۵ احساس خوشبختی ایرانی‌ها را با مردم کشورهای انگلیسی زبانی مثل کانادایی‌ها (رتبه شش)، استرالیایی‌ها (۱۰) و آمریکایی‌ها (۱۷) مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم ایرانی‌ها به اندازۀ آنان احساس خوشبختی نمی‌کنند. حتی خود انگلیسی‌ها هم با این که زبانشان ما را در استفاده از کلمۀ هپی به اشتباه انداخته، رتبه‌شان (۲۶) از ما جلو‌تر است.
خب، معلوم است که به این ترتیب ما مثل انگلیسی‌ها از زندگی خود هپی نیستم. ولی حالا شاید دست کم روشن شده باشد که این هپی نبودن فقط به این معنی است که مثل آنها از زندگی خود راضی نیستیم، ولی آیا ما مثل انگلیسی‌ها خوشحال نیستیم؟ پژوهش‌ها چیزی به ما نمی‌گویند.