آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲ بهمن ۱۳۹۲

بهداد بردبار

اجتماع


مشکلات لوکس شاد‌ترین مردم جهان!


لوکس
عکس: جواد مقیمی

بر اساس تحقیق منتشر شده از سوی سازمان ملل، مردم اسکاندیناوی شاد‌ترین مردم جهان هستند. این تحقیق که توسط موسسۀ زمین در دانشگاه کلمبیا در بین ۱۵۶ کشور انجام شده ، ایالات متحدۀ آمریکا رادر رتبۀ هفدهم قرارداده است.
محققین با بررسی وضعیت روانی پاسخ دهندگان و رضایت عمومی آنها از وضعیت زندگیشان متوجه شدند که شش عامل به شادی و رضایت آنها کمک می‌کند: درآمد سرانه، امید به زندگی (یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است)، دوستان، امکان دست و دلبازی، نبود فساد دولتی و در ‌‌نهایت، امکان ایجاد تغییردرزندگی.

چه چیز مردم نروژ را شاد می‌کند؟

نروژی‌ها می‌گویند متولد شدن در این کشور مثل بردن جایزۀ بخت‌آزمایی است. در حالی که خیلی از نوزادان دنیا از زمان تولد بدهکار هستند، دولت نروژ میلیارد‌ها دلار در صندوقی برای آیندگان ذخیره کرده است.
نروژ یکی از قوی‌ترین اقتصادهای جهان را دارد. رشد اقتصادی مناسب، بیکاری در حد دو تا سه درصد و تورم در حدود دو درصد. اما این تمام ماجرا نیست. پس از جنگ جهانی دوم، نخست‌ وزیر این کشور، اینار گارهاردسن، از حزب کارگر مجموعۀ اصلاحاتی را آغاز کرد تا فقر را در این کشور از بین ببرد و ثروت به شکلی عادلانه تقسیم شود. او برای رسیدن به این اهداف، حداقلی را به عنوان حق بازنشستگی عمومی در نظر گرفت (در آن زمان بسیاری از زنان، خانه‌دار بودند و وارد بازار کار نشده بودند و حقوق بازنشستگی دریافت نمی‌کردند)، درمان عمومی ارزان قیمت و در ‌‌نهایت حقوق بیکاری برای از کارافتادگان را به تصویب مجلس رساند. این اصلاحات در کنار تلاشهای زنان برای از بین بردن تبعیض جنسیتی در جامعه، منجر به ورود زنان به مشاغل تخصصی شد.
کاری بیرلاند روانشناس و دبیر دبیرستان است. از او در مورد رمز شادی مردم نروژ می‌پرسم.

سیاست‌های دولت نروژ برای شادی عمومی چیست؟

دولت بیشتر از این نظر به ماجرا نگاه می‌کند که افسردگی، جرم، اعتیاد به مواد مخدر و الکل موجب از کارافتادگی زودهنگام می‌شود و درمان آنها هزینه دارد. پس دولت برای اینکه جلوی از کارافتادگی نیروی کار را بگیرد، در زمینۀ ورزش و سلامت و سر گرمی، سرمایه گذاری می‌کند.
یعنی دولت برای ساخت ورزشگاه‌ها و کلوبهای سرگرمی برای نوجوانان سرمایه گذاری می‌کند تا هزینۀ گذراندن اوقات فراغت و ورزش را ارزان و قابل دسترس کند؟
بله سلامت و شادی، امری همگانی است و قرار نیست که تنها یک اقلیت ثروتمند از امکانات تفریحی استفاده کنند. اگر دقت کنی در شرق اسلو که محله‌های مهاجرنشین وجود دارد و شهروندان کم در‌آمد هستند امکانات تفریحی و ورزشی بیشتری هست. تقریبا شهرهای کوچک،امکاناتی مشابه شهرهای بزرگ دارند و اهالی شهرهای کوچک احساس نمی‌کنند که مورد بی‌توجهی دولت هستند و مراکز ورزشی، فرهنگی و سالنهای سینما در شهرهای کوچک وجود دارد.


به فرهنگ مردم اسکاندیناوی بپردازیم. فرهنگ مدرن اسکاندیناوی تحت تاًثیر اندیشه‌های آکسل ساندموس و قانون معروف به “ینته” قرار دارد. بر اساس این باور کسی نباید خود را بر‌تر از سایر مردم تصور کند. یعنی کسی به دلیل تعلق به خانواده‌ای اشرافی یا ثروتمند نباید احساس غرور کند و جامعه هم این احساس را به ثروتمندان نمی‌دهد که آنها به دلیل ثروت و یا تعلق داشتن به خانواده‌ای مرفه نسبت به سایرین برتری دارند. آیا فکر می‌کنی که این باور، به شادی عمومی کمک می‌کند؟

قوانین ده گانۀ “ینته” بیشتر به این می‌پردازد که تو نباید خود را بر‌تر از سایرین تصور کنی. بله این باور به جامعه آرامش می‌دهد. مثلا جامعۀ آمریکا که در آن دستاوردهای فردی بسیار پر رنگ است و در آن رقابت بالایی وجود دارد، این موضوع باعث استرس بسیار زیادی هم می‌شود. درآمریکا شما اگر دستاوردی دارید باید به خودتان افتخار کنید و مدام در مورد موفقیت‌های خود با بقیه صحبت کنید. وقتی که جامعه از فرد انتظار دارد که موفقیت‌های زیادی کسب کند این انتظار موجب اضطراب می‌شود.

دربارۀ محیط کار در نروژ چه نظری داری؟ آیا محیط کار در نروژ در شاد بودن مردم تاثیر دارد؟

در محیط کار می‌توان از مرخصی‌های استعلاجی متعدد استفاده کرد. همین‌طور می‌توان برای بیماری کودکان هم از مرخصی استعلاجی بهره گرفت. علاوه بر این نروژ یکی از طولانی‌ترین مرخصی‌های بعد از زایمان را برای زنان دارد. همچنین مردان هم می‌توانند از این مرخصی استفاده کنند و مدتی را در خانه به بچه داری بپردازند. همینطور وقتی بچه کوچک دارید مثلا می‌توانید بگویید من فقط می‌خواهم ۸۰ درصد کار کنم و در این شرایط دولت اگر ببیند خرج و دخل شما با هم نمی‌خواند به شما کمک هزینه می‌دهد.

لوکس2
عکس: جواد مقیمی

من فکر می‌کنم که نروژی‌ها مردمی راضی هستند. یعنی از داشته‌های خود راضی هستند و این موضوع به احساس شادی آنها کمک می‌کند. نظر تو چیست؟

نسلی که بعد از جنگ جهانی دوم در این کشور بزرگ شده، با سختی و فقر نسبی آشناست. ما پیش از اکتشاف نفت، اقتصاد ضعیفی داشتیم. هر چند که در‌‌ همان زمان هم بیمۀ‌ از کارافتادگی وجود داشت ولی مردم از داشتن غذای گرم بر سر میزشان احساس خوشحالی می‌کردند.
به علاوه، مردمان نروژ دعوا کردن و شکایت کردن در فضای عمومی را دوست ندارند و مثلا اگر کسی در صف جلوی آنها بزند ممکن است فقط سری تکان بدهند. خیلی کم پیش می‌آید که برای چنین مسائلی با کسی درگیر بشوند. مردم نروژ از درگیری پرهیز می‌کنند.

و این پرهیز از درگیری برای جامعه مفید است یا مضر؟

خب خیلی وقتها وقتی مردم باید اعتراض کنند این کار را نمی‌کنند. مثلا اگر شاهد رفتاری نژادپرستانه یا مزاحمت آمیز باشند از کنار آن می‌گذرند ولی از طرفی هم این درگیر نشدن به معنی خشونت کمتر در جامعه است. یعنی کمتر شاهد دعوا و داد و فریاد در این جامعه هستیم.

کمی هم به مشکلات نروژ بپردازیم، جوان‌ها و نوجوان‌های نروژ با چه مسائلی درگیرند که آنها را غمگین می‌کند

مشکلات کم نیست. آمار طلاق بالاست و خیلی از بچه‌ها مدام بین دو خانه در رفت و آمدند و بعضی از والدین وقت کمی برای تربیت بچه‌ها اختصاص می‌دهند و وقتی می‌خواهند این کمبود را با پول جبران کنند مشکلات جدیدی پیش می‌آید و نوجوان‌ها با این پول ممکن است مشروبات الکلی و مواد مخدر تهیه کنند.
موضوع دیگری که نوجوان‌ها با آن درگیر هستند فیسبوک و سایر شبکه‌های اجتماعی است. اگر پیش‌تر محیط زندگی مردم همسایه‌ها و همکلاسی‌ها بود، الان نوجوان‌ها دوستانی مجازی دارند در سراسر جهان و تلاش می‌کنند تصویری خوب از خود به نمایش بگذارند و برایشان مهم است که دیگران چگونه در مورد آنها قضاوت می‌کنند. ولی ادبیاتی که نوجوان‌ها در فضای مجازی استفاده می‌کنند خیلی مخرب است. خیلی‌ها کامنت‌های بی‌رحمانه می‌گذارند و ظاهر یکدیگر را تمسخر می‌کنند؛ حضور در فضای مجازی موجب اضطراب نوجوان‌ها می‌شود.

فردگرایی در این جامعه خیلی رشد پیدا کرده و روابط سنتی و خانوادگی در حال کمرنگ شدن است. نروژی‌ها چه راه حلی برای این مشکل دارند؟

ما سنتی داریم به نام “دوگناد” که به معنی همکاری جمعی است. مثلاً والدین کودکان در نظافت و تعمیر مهد‌کودک یا مدرسۀ فرزندانشان همکاری می‌کنند و یا اهالی محل یا کلیسا با هم همکاری می‌کنند. این سنت هنوز اجرا و موجب آشنایی و همکاری همسایه‌ها و اهالی محل می‌شود؛ همین‌طور برای کریسمس و یا مراسم سال نو خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند.

در ایران ما مراسم عزاداری داریم که هر سال تکرار می‌شود ولی در نروژ زمانی که حمله تروریستی دلخراشی اتفاق می‌افتد و ده‌ها نوجوان بی‌گناه در یک روز کشته می‌شوند در مراسم آنها شاهد عزاداری نیستیم. مردم با شاخه‌های گل حضور پیدا می‌کنند و سرود می‌خوانند.

به نکتۀ جالبی اشاره کردی؛ ظاهراً ما فرهنگ عزاداری نداریم و در مراسم قربانیان حملۀ تروریستی بیشتر شاهد پیام اتحاد و همدلی بودیم تا عزاداری. ما پس از مرگ نزدیکانمان عزاداری نمی‌کنیم و فقط مراسم کوچکی به یاد آنها برگزار می‌کنیم.

یکی از شاد‌ترین دوران زندگی بسیاری از نروژی‌های ایام فارغ التحصیلی دبیرستان است. اگر ممکن است در این مورد کمی توضیح بده.

مراسم “روس” برای نوجوان‌ها خیلی مهم است و حداقل سه ماه آخر سال تحصیلی ذهن بچه‌ها درگیر گذراندن این مدت است. دانش آموزانِ سال آخر دبیرستان با پوشیدن لباسهای متحدالشکل از تاریخ اول ماه می ‌تا روز هفدهم که جشن استقلال است به شادی می‌پردازند. در این مدت، شبانه روز در جشنها شرکت می‌کنند و مشروب می‌خورند و با ماشین یا اتوبوس به سفر می‌روند. این مراسم تا حدی شبیه به کاری است که اقلیت آمیش در آمریکا انجام می‌دهند. در این مدت نوجوان‌ها اجازه دارند که خُل بازی در بیاورند و مست شوند و بعد از آن به زندگی روزمرۀ خود بازگردند و مثل افراد بالغ رفتار کنند.

در خیلی از فرهنگ‌ها مراسمی هست که پس از انجام آن کودکان به بزرگسال تبدیل می‌شوند و با کسب اولین تجربۀ جنسی به دنیای بزرگسالان وارد می‌شوند. فکر می‌کنی که این مراسم چنین کارکردی دارد؟

از لحاظ آماری سن اولین تجربۀ جنسی دختران در نروژ ۱۶ سال است و در بین پسر‌ها ۱۸ سال، البته آمار‌ها هر سال کمی تغییر می‌کند.

و با همۀ اینها چرا هنوز در بین نوجوانان و جوان‌های نروژی، افرادی غمگین وجود دارد؟

من به عنوان معلم و روان‌شناس شاهدم که خیلی از نوجوان‌ها و جوانهای نروژ شاد نیستند و فقط می‌توانم امیدوار باشم که وقتی مسن‌تر می‌شوند شاد‌تر بشوند. نوجوان‌ها در زندگی روزمره استرس زیادی دارند. باید اطلاعات زیادی را دریافت کنند و مشکلات خانوادگی معمولا به این استرس اضافه می‌کند. بسیاری از والدین پس از طلاق از هم عصبانی هستند و نمی‌توانند به خوبی همکاری کنند و وارد روابط جدید می‌شوند و این موارد مشکلاتی است که گریبانگیر جوانهای نروژ است.