آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱ بهمن ۱۳۹۲

محمود فرجامی

اجتماع


طنز مطبوعاتی در ایران، یک مرور سریع


گل اقا
صنعت چاپ را میرزا صالح شیرازی، یکی از نخستین محصلان ایرانی که با حمایت شاهزاده عباس‌میرزا برای تحصیل علوم و فنون جدیده به اروپا رفته بودند پس از بازگشت از انگلیس در دوران محمد شاه قاجار در سال ۱۲۱۶ (خورشیدی) بنیان گذاشت. اما تا چند دهه پس از انتشار “کاغذ اخبار”، روزنامه به معنای واقعی، یعنی جریده‌ای که حاوی اخبار روز، گزارش، انتقاد و سرگرمی باشد در ایران وجود نداشت. نخستین نشانه‌های سرگرمی (و شاید شوخ‌طبعی) در مطبوعات را می‌توان از اوایل دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار یافت. به نوشتهٔ لیدی شِیل، همسر سفیر کبیر وقت بریتانیا در تهران یک بولتن (به تعبیر امروزی) حاوی شایعات و خبرهای سرگرم‌کننده که از مطبوعات خارجی ترجمه می‌شد در این دوران برای استفادۀ شخصی شاه و شاید چند نفر از نزدیکانش در دربار منتشر می‌شد.
البته سلیقهٔ شاه در باب مطبوعات فارسی زبان متفاوت بود. اعتماد السلطنه در خاطرات خود از خشم عمیق شاه گزارش می‌دهد وقتی که جراید “مشتمل بر طعن طریقی یا قدح فریقی یا هجاء شخصی و یا هزل فاحش بود.” همو گزارش می‌دهد که وقتی “رسالۀ هجو شیخ هاشم شیرازی” که در بمبئی چاپ شده بود در حضور خوانده شد چنان باعث خشم و آشفتگی شاه (همان شاهی که دلقکانی چون کریم شیره‌ای و شیخ شیپور به دربارش رفت و آمد داشتند) شد که نهایتاً دستور به تاًسیس ادارۀ سانسور داد.
اما با وجود ادارۀ سانسور، بسیار زود طنز اصیل اجتماعی و سیاسی در مطبوعات فارسی‌زبان مستقل (که تقریبا همگی خارج از مرزهای ایران چاپ می‌شدند) هویدا شد. تنها سه سال بعد از تاًسیس ادارۀ سانسور، یک نشریهٔ تماماً طنزآمیز فارسی به نام “شاهسون” که به احتمال زیاد توسط میرزا عبدالرحیم طالبوف و همکارانش در قفقاز تهیه شده بود، به ایران رسید. شگفت‌آور آنکه در آن زمان و حتی تا چند دهه بعد، مفاهیم جدیدی چون انتقاد، حق شهروندی، مشارکت سیاسی و آزادی بیان که طنز به مفهوم تازهٔ خود بر آنها استوار است حتی برای نخبه‌گان ایرانی چندان شناخته و واضح نبودند.
در همین دوران بود که انتقاد سیاسی و اجتماعی، به مفهوم مدرن آن، سوار بر طنز و فکاهی آثار نویسندگان بزرگی چون آخوندزاده، طالبوف و مراغه‌ای (هر سه ایرانی‌الاصل و اهل سرزمین‌هایی که در دوران فتحعلی‌شاه قاجار ضمیمۀ روسیه شدند) به ایران آمد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. تا پیش از انقلاب مشروطه نیز در چند نشریۀ چاپ داخل، نمونه‌هایی از طنز و کاریکاتور ظاهر شده بود اما انفجار طنز مطبوعاتی پس از انقلاب مشروطه و همزمان با انتشار مطبوعات آزاد و مستقل در ایران صورت گرفت. از این زمان بود که طنز و فکاهی در نشریاتی چون “آذربایجان”، “شبنامه”، “حشرات الارض”، “استبداد”، “جنگل مولا”، “جارچی ملت”، “شیدا” و “نسیم شمال” پیدا شد. طنزی که بیشتر انقلابی، احساسی و خشم آلود بود تا مفرح و شادی‌بخش و با استفاده از آزادی بی‌نظیری که فراهم شده بود، از فحاشی نیز ابا نداشت.
احتمالاً بهترین و اثرگذار‌ترین اتفاق مطبوعاتی در آن ایام، انتشار مجلهٔ طنزآمیز و بسیار خوش‌کیفیت “ملانصرالدین” در خارج از ایران بود که هر چند به زبان ترکی منتشر می‌شد اما توجه ویژه‌ای به مسائل ایران داشت و سرمشق نویسندگان و روزنامه‌نگاران ایرانی شد. از جمله علی‌اکبر دهخدا، نویسندهٔ جوان روزنامهٔ “صوراسرافیل” با اقتباس از طنزنوشته‌های جلیل‌ محمدقلی‌زاده در ملانصرالدین، ستون طنزآمیز “چرند و پرند” را می‌نوشت که سنگ بنای طنز فاخر سیاسی و ارزشمند در مطبوعات ایران شد. سید اشرف الدین (نسیم شمال) نیز با اقتباس و بعضاً ترجمۀ منظوم اشعار علی‌اکبر صابر، طنز سیاسی و اجتماعی در زمینۀ مسائل جاری ایران می‌سرود و به شهرت و محبوبیت رسید.

Screen shot 2014-01-28 at 9.05

روی جلد مجلۀ ملانصرالدین، اواخر سال ۱۲۸۹ خورشیدی. ملایان شیعه، از پشت پرده، مجلس شورای ملی و مشروطیت را به دار کشیده‌اند. آزادی‌ستیزی و تحجر ملایان یکی از موضوعات ثابتی بود که ملانصرالدین جسورانه به آن می‌پرداخت.
با قدرت گرفتن رضاخان که در پی کودتای ۱۲۹۹ ابتدا سردار سپه و سپس صدراعظم شد، آزادی اندک اندک از مطبوعات ایران رخت برمی‌بست و مجال طنز سیاسی کمتر و کمتر می‌شد؛ اما قدرت تاًثیرگذاری آن همچنان پابرجا بود. وقتی طرح رضاخان مبنی بر تغییر نظام سلطنتی به جمهوری مطرح شد و جنجال‌های بسیار برانگیخت، یک شعر طنزآمیز به نام جمهوری‌نامه که به میرزاده عشقی منسوب بود در فروردین سال۱۳۰۳ چنان مشهور شد و دست به دست گشت که گفته می‌شود کاری‌ترین ضربه را در افکار عمومی به جمهوری‌خواهی رضاخان وارد کرد. چند ماه بعد وقتی‌‌ همان میرزاده عشقی هجو رضاخان را در روزنامه‌اش “قرن بیستم” پی گرفت با چند گلوله در روز روشن به کارش خاتمه داده شد.
با چنین آغازی، وقتی اندکی بعد رضاخان شاه شد و قدرت مطلقه را در دست گرفت قابل انتظار بود که طنز و شوخ‌طبعی انتقادی در مطبوعات تحمل نشود و شوخ‌طبعی‌ها از حد سرگرمی و یا مسائل بی‌خطر اجتماعی و خانوادگی جلو‌تر نروند. در عوض وقتی در سال ۱۳۲۰ ایران توسط متفقین اشغال، و ولیعهد جوانی که در اروپا تحصیل کرده بود به جای پدر نظامی خودکامه‌اش نشست، طنز مطبوعاتی (که آن زمان فکاهی خوانده می‌شد) به سرعت و با شدت مطبوعات ایران را فراگرفت و به جبران خفقان قبلی، تا حد تمسخر دربار و خانوادۀ سلطنتی جلو رفت. “توفیق”، “چلنگر”، “باباشمل” و “حاجی بابا” از جمله نشریات فکاهی مشهور دهۀ ۲۰ و اوایل سی بودند که اغلب، تمایلات چپگرایانه داشتند اما با بالا گرفتن جنگ قدرت بین شاه و نخست وزیر، بیشتر طرف دولت ملی‌گرای مصدق را گرفتند و بعضا مطالب بسیار تندی علیه طرفداران و حتی خود شاه منتشر کردند. بساط همگی با کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق برچیده شد.
tofigh
روی جلد مجلهٔ توفیق در سال ۱۳۳۲. تمسخر زیاده‌خواهی شاه و مماشات نخست‌وزیر با اشاره به ضرب‌المثلی ایرانی. به ‌رغم محتوای بسیار تند توفیق علیه شاه و توقیف آن پس از کودتای ۲۸ مرداد، این مجله توانست شش سال بعد مجوز انتشار دوباره بدست آورد.
در اسفند سال ۱۳۳۶، هنگامی که هنوز خفقان و سرکوب دوران پس از کودتا ادامه داشت، هفته‌نامۀ فکاهی “توفیق” دوباره به روی دکه‌ها آمد و توانست به سرعت به محبوبیت برسد. این هفته‌نامه را حسن، حسین و عباس توفیق، سه برادر که خواهرزادۀ بنیانگذار توفیق (در سال ۱۳۰۱ و به عنوان یک نشریۀ ادبی) بودند پس از انتقال مالکیت آن منتشر کردند؛ ابتدا با پرهیز از مسائل سیاسی و حتی نام توفیق و سپس به عنوان روزنامه فکاهی توفیق که تا هجو مستقیم و مستمر نخست وزیران (علم و به ویژه هویدا) پیش رفت و البته حجم قابل توجهی از آن هم به فکاهیات جنسی و امثال آن اختصاص داشت. توفیق به زودی با جذب طنزنویسان و سرایندگان قدیمی، نظیر عباس فرات و ابوالقاسم حالت و به کارگیری نسل جوانی از طنزنویسانی که بعداً به شهرت رسیدند (همچون منوچهر محجوبی، هادی خرسندی، کیومرث صابری، کامبیز درمبخش، عمران صلاحی و منوچهر احترامی) در نزدیک به سیزده سال انتشار مداوم و فعالیتی منظم، تاًثیری عمیق در طنز مطبوعاتی ایران گذاشت که به جنبه‌های مثبت و منفی آن باید جداگانه پرداخت. با این حال توفیق و جریانی که توفیق هدایت می‌کرد هرچند غالب بود اما یکه نبود. در‌‌ همان دهۀ ۳۰ ایرج پزشکزاد در عرصۀ طنز مطبوعاتی و سیاسی ایران فعالانه حضور داشت و حتی طنزهایی که با عنوان “آسمون ریسمون” دربارۀ موضوعات فرهنگی و ادبی روز در مجلهٔ فردوسی می‌نوشت چنان جذاب و خوش‌کیفیت بود که پس از گذشت بیش از نیم قرن همچنان مفرح، تاًمل‌برانگیز و خواندنی‌اند. پاورقی طنزآمیز او با عنوان دایی‌جان ناپلئون که بعداً به صورت رمان و یک سریال تلویزیونی درآمد احتمالاً مشهور‌ترین طنز سیاسی تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران است.
مجلاتی همچون “کاریکاتور” (با مدیریت کاریکاتوریست سناتور، محسن دولو) و “کشکیات” (به کوشش منوچهر محجوبی و با همکاری برخی از جداشدگان از توفیق مثل هادی خرسندی) نیز منتشر می‌شدند هر چند که هیچ‌کدام به شهرت و تیراژ توفیق نرسیدند. توفیق در سال ۱۳۵۰ و بدون محاکمه توقیف شد.
هادی
هادی خرسندی
انقلاب بهمن ۵۷ و سرنگونی رژیم، دوباره مهلتی کم‌نظیر برای مطبوعات و به تبع آن طنز مطبوعاتی پدید آورد. هادی خرسندی، در‌‌ همان اسفند سال ۵۷ ستون طنزآمیزش را در روزنامۀ کیهان به راه انداخت و از اوایل سال ۵۸ نشریات طنزآمیز متعددی منتشر شدند که تقریباً همگی، به تبعیت از جَو روز، سیاسی، جنجالی و انقلابی بودند. دولتِ هیچ‌کدام چندان نپایید. بسیار زود موج سرکوب آزادی مطبوعات و در راًس آن طنز مطبوعاتی کشور را فراگرفت. خرسندی که قبلا “خمینی با خدا همراه” را دیده و سروده بود، بسیار زود، در فروردین سال ۵۸ درپی “اعتراضات مردمی”، ستون خود را تعطیل و به انگلستان بازگشت. نشریۀ طنزآمیز محبوب و پر تیراژ “آهنگر”، نخستین قربانی قانون مطبوعات جدیدی بود که دولت موقت بازرگان در مرداد ۵۸ تصویب کرد. رویا صدر از بیش از ۳۰ عنوان نشریهٔ طنزآمیز نام می‌برد که همگی از اسفند ۱۳۵۷ تا شهریور ۱۳۵۸ شروع به انتشار کردند. نشریات طنزآمیز این دوران، با گرایش‌های متفاوتی که داشتند همگی نهایتاً تا ماههای آغازین جنگ ایران و عراق در پاییز ۵۹ توقیف شدند و بسیاری از طنزنویسان آنها مجازات، منزوی یا از ایران خارج شدند. از میان اینان برخی کوشیدند که چراغ طنزسیاسی را با انتشار مطبوعات در خارج از ایران روشن نگه‌دارند. موفق‌ترین آنها هادی خرسندی بود که توانست “اصغرآقا” را بیش از دو دهه در لندن منتشر کند.
yaghoot
روی جلد مجلهٔ یاقوت در سال ۱۳۵۹. با کنایه به ممنوعیت موسیقی و روند اجباری شدن حجاب در رژیم نوبنیاد اسلامی.

“فکاهیون” (در ابتدا با نام توفیقیون) نخستین نشریۀ طنزآمیزی بود که در طول دوران جنگ و خفقان دهۀ ۶۰ منتشر شد. نشریه‌ای که از موضوعات سیاسی داخلی پرهیز می‌کرد، نوآوری چندانی نداشت و بیشتر به مسائل خانوادگی و اجتماعی (از جنگ عروس و مادر شوهر تا گرانی و کاغذبازی اداری) می‌پرداخت، از سال ۶۲ تا ۶۹ منتشر شد و خط مشی‌اش در نشریاتی چون “خورجین” دنبال شد. اما در سال ۶۹، دو سال پس از اتمام جنگ و یک سال پس از درگذشت آیت الله خمینی، دو نشریۀ تماماً طنزآمیز آغاز به انتشار کردند که هر کدام به خوبی نمایندهٔ یک شیوهٔ خاص در طنز مطبوعاتی بودند. یکی “طنز و کاریکاتور” بود که توسط حسین علیزاده منتشر شد و بیشتر به موضوعات اجتماعی، ورزشی، هنری و بعضاً علمی با رویکردی جوان‌پسند و غیرسیاسی می‌پرداخت؛ هیچ‌گاه شهرت و تاًثیرگذاری چندانی نیافت، و تا امروز منتشر می‌شود. دیگری، “گل‌آقا” بود که کیومرث صابری فومنی منتشر کرد؛ سابقۀ‌ او به ستون طنزآمیز “دو کلمه حرف حساب” برمی‌گشت که از سال ۱۳۶۳ در روزنامۀ اطلاعات به قلم “گل‌آقا” منتشر می‌شد و اکنون با استفاده از اعتبار و نفوذ سیاسی‌ صابری، به سراغ موضوعات و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی می‌رفت. گل‌آقا که نفوذ و اهمیت بسیاری یافت از بعضی جهات با توفیق شبیه و قابل مقایسه بود. در طول نزدیک به سیزده سال فعالیت، نسلی از طنزنویسان و کاریکاتوریست‌های جوان را وارد فضای مطبوعاتی ایران کرد که بعضی تا به امروز جزو فعال‌ترین‌ها هستند. تعطیلی ظاهراً خودخواستهٔ هفته‌نامۀ گل‌آقا در سال ۸۱، در حالی‌که در همۀ دولت‌ها هم از کمک‌ و پشتیبانی‌های ویژه برخوردار بود، خود را موافق و دلسوز نظام می‌دانست و دستکم با رهبر و رئیس جمهور وقت روابط نزدیکی داشت، نشان می‌داد که عرصه بر طنز سیاسی و اجتماعی تا چه حد تنگ شده است. البته تغییر ذائقه مخاطبان طنز سیاسی و اجتماعی در پی “بهار مطبوعات” و کیفیت طنز تصویری و مکتوبی که مطبوعات اصلاح‌طلب رواج دادند هم احتمالا در تعطیلی گل‌آقا که دیگر پیشرو و به اندازۀ کافی انتقادی محسوب نمی‌شد بی‌تاًثیر نبود.

gol
روی جلد مجلۀ گل‌آقا در سال ۱۳۷۱ در زمان آغاز به کار مجلس چهارم شورای اسلامی، با کنایه‌ای به ثروت‌طلبی و رانت‌خواری نمایندگان مجلس.
از اوایل دهۀ ۷۰ ، چند نشریۀ طنزآمیز از جمله “جوالدوز”، “درنگ”، “طنز فارسی”، “دنیای طنز” و “ملون” منتشر شدند که همگی در طیفی مابین گل‌آقا و طنزوکاریکاتور قرار می‌گرفتند و بجز “کیهان کاریکاتور” که البته نشریه‌ای تخصصی محسوب می‌شد هیچ‌کدام دوام نیافتند. همچنین از دههٔ ۶۰ طنز و شوخ‌طبعی در قالب ستون‌ها و صفحات ویژه در نشریات غیرطنزآمیز حضور داشت که احتمالاً ستون‌های طنزآمیز عمران صلاحی در برخی نشریات ادبی و روشنفکری بهترین نمونه‌های آنها باشد.
داور
سید ابراهیم نبوی
اما اوج این جریان، ستون‌های طنز سیاسی ابراهیم نبوی بود که در دوران اصلاحات و با روزنامهٔ “جامعه” آغاز شد و تا بهار ۱۳۷۹ و برخورد گسترده با مطبوعات که در واقع نقطۀ پایان بهار مطبوعات بود ادامه یافت. اما در همین دوران، طنز و کاریکاتور (کارتون‌های ادیتوریال) در مطبوعات ایران جایگاه خود را یافته بودند و در سراسر دهۀ ۸۰ تا به امروز در فضای مطبوعات حضور داشته‌اند. با این حال هیچ‌کدام از معدود نشریات طنزآمیزی که در این دوران منتشر شده‌اند نتوانسته‌اند محبوبیت و تاثیرگذاری نشریاتی چون گل‌آقا و توفیق را به دست آورند همچنان‌که هیچ‌کدام از طنزنویسان مطبوعاتی نتوانستند به شهرت و اثرگذاری طنزنویسانی چون پزشکزاد، صلاحی، صابری و نبوی برسند. البته در همین زمان، طنز و کاریکاتور فارسی/ایرانی در فضای وب رشدی خیره‌کننده داشته است که بررسی آن مجالی دیگر می‌طلبد.


منابع:

Mary Leonora Woulfe Sheil، Glimpses Of Life And Manners In Persia،
محمد حسن خان صنیع الدوله (اعتماد السلطنه)، الماثر و الآثار
محمد صدر هاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران
رویا صدر، برداشت آخر: نگاهی به طنز امروز ایران


چند نکته:

_انتشار طنز در مطبوعات ارسالی به ایران از دلایل اصلی تشکیل ادارۀ سانسور بود.
_نخستین نشریهٔ تماماً طنزآمیز فارسی که در دسترس است “شاهسون” نام دارد که نخستین (و شاید تنها) شمارۀ آن در سال ۱۲۶۷ خورشیدی منتشر شده است. در این نشریه با مذهبیون نیز شوخی شده است
_نخستین نشریهٔ طنزآمیز مصور که رسماً در داخل ایران چاپ شد “طلوع” نام داشت که در بوشهر و توسط یک ایرانی تحصیلکرده در آکسفورد به نام عبدالحمید خان متین السلطنه در سال ۱۲۷۹ منتشر شد.
_یکی از نخستین ایرانیانی که کاریکاتور در مطبوعات به چاپ رساند، نقاشباشی آستان قدس رضوی بود
_دو کاریکاتوریست آلمانی به نامهای اسکار شیمرلینگ و یوزف رومر که در اوایل قرن بیستم با مجلۀ ملانصرالدین همکاری می‌کردند تاًثیری عمیق بر کاریکاتور در مطبوعات ایران گذاشتند
_ میرزاده عشقی به خاطر چاپ ویژه‌نامهٔ طنزآمیزی که به تندی طرح جمهوری رضاخان را هجو کرده بود ترور شد. این در حالی بود که در زمان انتشار آن ویژه‌نامه، چند ماه بود که رضاخان طرح جمهوری‌خواهی را‌‌ رها کرده بود.
_از زمان کودتای ۱۳۳۲ تا به امروز، طی نزدیک به ۶۰ سال به ندرت مجوز انتشار نشریات طنزآمیز توسط دولتها صادر شده است. البته طی دوران کوتاهی پس از انقلاب بهمن ۵۷ نشریات بسیاری منتشر شدند که بیشتر بدون مجوز بودند و به زودی توقیف شدند.
_ تا اواخر دهۀ ۶۰ شوخی‌طبعی‌های انتقادی مطبوعاتی، اغلب “فکاهی” نامیده می‌شد و به ندرت اصطلاح “طنز” درباره آنها به کار برده می شد.