آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱ بهمن ۱۳۹۲

ونوس امیدوار

اجتماع


شادی‌های دیروز کجا، شادی‌های امروز کجا!


شادی دیروز
یادش به خیر! خوشی‌های دوران کودکی و نوجوانی، هیاهوی بازی با همسن و سال‌ها تو کوچه‌ها و شیطنت‌هاش. گاهی هم پیچوندن گوشمون به دست بابا که می‌گفت:” از بازی کردن خسته نشدی؟ آخه خودتون اگه خسته نمی‌شین لااقل رعایت حال همسایه‌ها رو بکنین.”
بزرگ‌تر هم که شدیم، راه طولانی خونه تا مدرسه رو پیاده با دوستامون می‌رفتیم و تو راه کلی از مهمونی‌های شب قبل و بازی و شیطنت با دخترخاله‌ها، پسر خاله‌ها و بقیۀ بچه‌های فامیل حرف می‌زدیم. و یا از رؤیا‌ها و آرزوهامون برای خرید‌های شب عید می‌گفتیم.
آخه اون موقع‌ها معمولاً بهترین خریدهامونُ شب عید انجام می‌دادیم. مسافرت هم معمولا تابستونا می‌رفتیم. بقیۀ سال هم هر وقت تعطیل می‌شدیم با چند تا دیگه ازاعضای فامیل قرار می‌ذاشیتم، می‌رفتیم ییلاقات اطراف شهر و صبح تا عصر کلی بازی می‌کردیم و خوش می‌گذروندیم.
خلاصه غصه برامون غریب بود. اصلاً وقتی دیگران راجع به غصه صحبت می‌کردن درک درستی ازش نداشتیم.
بزرگ‌تر هم که شدیم بازم زندگی لذت و خوشی‌های خودش رو داشت. دانشگاه رفتن، عاشق شدن، ازدواج کردن، مامان و بابا شدن، حتی مامان‌بزرگ و بابابزرگ شدن، هر کدومش یه عالمه حس خوشحالی بود.
دوازده روز عید همش می‌رفتیم دید و بازدید؛ اصلا هم نق نمی‌زدیم که این چه کار تکراریِ که یک عده رو چندین بار باید ببینی. روز سیزده بدر هم که باز با همۀ اونا جمع می‌شدیم می‌رفتیم یک گوشه‌ای خارج از شهر بازم کلی خوش می‌گذروندیم.
چهارشنبه سوری‌ها و شبِ ‌چله‌هامونم که هر سال به راه بود. بدون ترس از اینکه الان میان آتیش‌ِمونُ جمع می‌کنن، تا نیمه شب آتیش بازی می‌کردیم و شاد بودیم.
از همون دوران بچگی تو مدرسه و تا بزرگسالی تو مهمونی‌ها، همیشه بودن کسایی که ماشینشون بهتر از ما بود، بهتر از ما هم لباس می‌پوشیدن و بیشتر از ما هم مسافرت می‌رفتن. اتفاقاً گاهی اوقات خیلی با هم دوست می‌شدیم و اصلاً این تفاوت‌ها به چشممون نمی‌اومد. شاید به این دلیل بود که ما هم برای خودمون کلی خوش بودیم و شادی می‌کردیم.
ناهید زن ۵۵ساله‌ای است که مهندسی عمران خونده و شخصیت مذهبی داره. از اون دانشجویان پیرو خط امام اول انقلاب هم بوده که نوجوانی و بخشی از جوونیش رو قبل از انقلاب گذرونده.
وقتی با این سؤال زو به رو می شه که شادی‌های مردم امروز رو در مقایسه با مردم دیروز چطور می‌بینی؟ اشک تو چشاش جمع می‌شه و می‌گه دلم خیلی برای جوونهای امروز می‌سوزه! اصلاً خنده، شادی و لذت یادشون رفته.
او به دوران جوونی خودش اشاره می‌کنه و می‌گه ازدواج که کردم تازه دانشگاه قبول شده بودم. مهندسی عمران می‌خوندم. دو تا از سه تا پسرام رو هم تو دوران تحصیل به دنیا آوردم. اما همیشه هم خوش و خرم بودیم و از هر چی دور و برمون بود لذت می‌بردیم.
از اینکه با حداقل امکانات خانواده تشکیل می‌دادیم و در ادامۀ مسیر ، با همدیگه همه‌چیزرو به دست می‌آوردیم خیلی هم خوشحال بودیم. با وجود اینکه من و همسرم هر دو شاغل بودیم تا ۱۸ سال بعد از ازدواجمون خونۀ شخصی نداشتیم. اما این اصلاً برامون مهم نبود.
همۀ لذت و آرامشمون به خاطر این بود که ما احساس امنیت می‌کردیم. این ترس از فردایی که امروز بین همۀ جوون‌ها هست اون موقع‌ نبود. زندگی می‌کردیم برای همون روز. دغدغۀ معیشت فردا و ترس از قحطی، جنگ و جیره بندی، تورم و تحریم نداشتیم.
شادی امروز
او با اشاره به اینکه زندگی جوونهای امروز در مقایسه با زندگی نسل اونها بی‌معنیِ می‌گه: بازم وقتی نگاه می‌کنم آرامش و امید به زندگی در هم‌نسل‌های من بیشتربود.
ناهید، نمونۀ نسلیِ که معتقدند همه چی عوض شده. زندگی صنعتی و ورود به دنیای مدرن و عصر ابزار هوشمند و یا هزار جور مشکل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موجب شده جنس شادی‌های امروز با دیروز فرق داشته باشه.
سمانه، دانشجوی مهندسی برق، خانوادش وضعیت مالی نسبتاً خوبی دارن و با مشکل اقتصادی جدی مواجه نیست اما به نظرش شادی یه چیز گمشده است.
او می‌گه:”خوشی و لذت وجود داره اما برای چند لحظه و یا حداکثر چند روز؛ یعنی همه چیز موقتیِ. مثلا من خیلی دلم می‌خواد گوشی موبایلَمُ عوض کنم. احساس می‌کنم اگه این کارُ بکنم خوشَم، اما همین که گوشی جدیدُ می‌خرم دوباره همه چی برام عادیِ و هیچ حس خوشی ندارم.”
به نظر سمانه یکی از مهم‌ترین چیزایی که باعث شده جوون‌ها و عموم مردم خیلی شاد نباشن اینه که فضای حاکم بر جامعه، فضای غم و اندوه و یاًس شده: “اصلاً کجای دنیا هست که فقط دو ماه کامل، تمام شهرهاش رو سیاه پوش کنن؟ حق مهمونی و جشن گرفتن نداشته باشی؟ هر روزش هم مجلس عزاداری و ذکر مصیبت به راه باشه؟ حالا بماند ماهی دو سه تا عزاداری‌های دیگه. ”
میترا دوست سمانه است که در تاًیید حرف اون می‌گه: “من به این باور رسیدم که مردم ما اینقدر از شادی دور شدن که با همین عزداری‌ها سعی می‌کنن خوش باشن و در واقع خوشی و غم براشون فرقی نداره. زندگی روزمره مون شده دو ماراتن، فقط می‌دویم که از بقیه عقب نمونیم. نمی‌دویم که از دویدن لذت ببریم. ”
او فکر می‌کنه مردم امروز، افسرده تر و سرخورده‌تراند:” مرتب تلاش می‌کنیم زندگی مون بهتر شه. بالاخره چیزایی که می‌خوایم هم به دست می‌یاریم اما نمی‌دونم چرا خوشحال نیستیم. خوشی و شادی ما فقط وقتاییِ که با دوستان و فامیل دور هم جمع می‌شیم و می‌گیم و می‌خندیم. بعدش دوباره همه چی به حالت اول بر می‌گرده. ”
به گفته جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، شادی بیشتر از آنکه به اقتصاد وابسته باشه به نگرش برخاسته از فرهنگ و اجتماع وابسته است. فرهنگی که دولتمردان در به وجود آوردن و یا ضعف و تقویت ابعاد مختلف اون نقش آفرینند.
اگرچه اقتصاد و سطح رفاه یکی از مؤلفه‌های مهم شاد بودن مردم محسوب می شه اما در تاًکید بر اهمیت فرهنگ، همین بس که کشور صنعتی آلمان در رتبه بندی شاد بودن کشور‌ها، بعد از کشورهای ونزوئلا و پاناما قرار داره!
در ایران امروز، فرهنگی حاکمِ که روزهای سیاه و عزای تقویمش چند برابر جشن‌ها و شادی هاش شده. سایۀ جنگ، هر روز تهدیدش می‌کنه. زنانش هنوز گرفتار تبعیض‌های جنسیتی حتی در عالی‌ترین نهاد فرهنگی یعنی دانشگاه هستن. جمعیتش در ۳۵ سال گذشته دو برابر ولی سینما‌هاش تقریبا نصف شده (حدود ۴۳۰ سالن قبل از انقلاب و ۲۶۰ سالن در حال حاضر). برگزاری کنسرت موسیقی مجاز در بسیاری از شهرهاش و یا مثلا آب بازی و شادی جوون‌ها در پارکهاش ممنوعه و با جشن‌های باستانیش مثل چهارشنبه سوری به بهانۀ آتش پرستی مبارزه می‌شه . مضمون بسیاری از ترانه‌هاش نفرت، خیانت و سرکوب عشقِ که همه اینها حاصل تفکر و عملکرد دولتمرداش بوده و هست.
بعضی‌ها دلیل شاد نبودن مردم ایران رو تسلط دین اسلام در این سرزمین می‌دونند اما نگاهی به جایگاه امارات متحده عربی و قطر به عنوان دو کشور اسلامی در رتبه بندی موسسۀ گالوپ نشون می‌ده که این دو کشور به ترتیب رتبۀ شانزدهم و هجدهم شاد بودن رو دارند در حالی که ایران در جایگاه ۸۱ قرار داره.
ارسـطو می‌گه: “اگر از مردم بپـرســیـــم عالیترین خوبی قابل‌دسترس چه چیزی است؟ خواهند گفت شادی.”
شادی یک نیاز اساسی برای انسان‌هاست، به همین‌خاطر اگر افراد در جامعۀ خودشون نتونند این نیاز رو برآورده کنند، رو به جوامع دیگه می‌برن و یا برای شاد شدن از راههای غیر معمول مثل استفاده از قرص‌های روان گردان استفاده می‌کنند.
مقایسۀ شادی‌های امروز با شادی‌های دیروز نشان می‌ده که شادی‌های امروز به گفتۀ روان‌شناسان، خوشی‌های گذاراست. ما بیشتر زمانی احساس شادی و شعف واقعی خواهیم کرد که شادی‌های دیروز رو در ذهن‌ِمون مرور می‌کنیم.