آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۲۵ بهمن ۱۳۹۲

صابر راستی

اجتماع


تهران به وقت عشق


گزارشی از برگزاری روز ولنتاین در تهران

این‏جا کافه‏ای است که اغلب قرارهای دونفره‏‌مان را در آن می‏گذاریم. اما امشب برای من و نگین ماجرا کمی فرق می‌کند؛ «ولنتاین» است و روز عشق؛ روزی که دلداده‌ها با دادن کادوهای مخصوص به هم ابراز عشق می‌کنند. روزی که در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می‌شود اما در ایران، حال‌و‌هوای متفاوت‌تری دارد. جشنی است که حکومت آن را غرب‌زدگی و ضد ارزش‌های اسلامی می‌داند و بسیاری هم بنا به رسمی دیرینه، می‌خواهند روز ایرانی‌اش را جایگزین ولنتاین کنند. با همه این‌ها، ولنتاین (مصادف با ۱۴ فوریه) هر سال در عمده شهرهای بزرگ ایران برگزار و بازار فروش کادوها و کارت‌پستال‌های مخصوص این روز هم هر سال داغ‌تر از سال قبل می‌شود.

قرمز نشانه عشق است

نگین با پاکتی در دست وارد کافه می‌شود. کافه‌ای در حوالی میدان «هفت‌تیر» تهران که اگر زودتر نمی‌ آمدیم، جایی برای نشستن پیدا نمی‌شد. حال و هوای امروز کافه، تفاوت زیادی با روزهای پیش دارد؛ هم شلوغ‏تر است و هم دونفره‏تر. عکس‏ها و تابلوهای روی دیوار هم عوض شده‏اند. حتی روی شیشه ویترین کافه هم کاغذی چسبانده‏اند که رویش نوشته امروز چه روزی است و این‏ها یعنی دیگر مثل سال‏های پیش، ماجرا پنهانی برگزار نمی‏شود.
از پاکت در دست نگین، حدس می‌زنم که کادوی من یک جعبه شکلات است. کادوهای این روز محدودند. فقط کافی است سری به خیابان‌های اصلی شهر بزنید تا بفهمید که چه چیزهایی می‌توان برای ولنتاین خرید.
من امروز برای خرید به «ونک» رفته بودم، جایی که ویترین مغازه‏هایش پر بود از عروسک و بوی انواع عطرها هم به مشام می‌رسید؛ جلوی بعضی از فروشگاه‌ها، آقا یا خانم‌هایی با اتیکت‏هایی بودار در دست، عابران را دعوت می‏کردند تا پس از بو کردن آنها، سری هم به داخل مغازه بزنند.

n00104797-r-b-010
بازار دستفروش‏ها هم گرم بود و بعضی از آنها برای امروز شکلات در بساط خود گذاشته بودند؛ بسته‌های مختلف شکلات از تلخ گرفته تا مخلوط‏های جذاب. البته به توصیه یکی از فروشنده‏ها امروز نباید از آن تلخ‏ها خرید چراکه روز، روز شیرینی است.
دستفروش‌های دیگری هم در خیابان «برزیل» ونک بساط کرده‌ بودند؛ عده‌ای گلدان‏های کوچک با گل های رز قرمز می‏فروختند و عده‌ای هم بساط‌شان پر بود از عروسک‌های پارچه‌ای انواع جانوران و قلب‌هایی در شکل‌های متفاوت. البته همه‌شان به رنگ قرمز.

«ولنتاین است و رنگ قرمز هم نماد عشق.» این را فروشنده‌ای به من می‌گوید.

«ولنتاین است و رنگ قرمز هم نماد عشق.» این را فروشنده‌ای به من می‌گوید.
کتابفروشی‌ها هم امروز کم‌رونق نبودند، البته نه برای فروش کتاب یا لوازم‌التحریر که این روزها مهم‌ترین منبع درآمدشان شده، بلکه برای عرضه کارت‌پستال‌هایی قرمزرنگ با تصویر قلب‌های درهم‏تنیده روی آن.
فروش اینترنی هم بیش از سال‌های گذشته رونق پیدا کرده. یکی‌ از سایت‌ها، «بالن عشق» را به قیمت چهار هزار تومان برای فروش گذاشته؛ بالن قلب‌شکل کوچکی که وقتی پنبه زیرش را آتش بزنی به هوا می‌رود. «دماسنج عشق» هم یکی از کادوهای عجیبی است که سایتی دیگر برای خرید پیشنهاد داده. البته توضیحش را هم همان‌جا نوشته: «آشکار کننده میزان عشق بر اساس حرارت بدن شما» البته من به خرید یک عروسک، کارت‌پستال قرمز و شاخه گلی رز اکتفا می‌کنم.

ولنتاین فرنگی، سپندارمذگان ایرانی

533373_wQB5qTsi

کافه، دیگر جای سوزن انداختن هم نیست. روی میزها پر شده از کاغذ کادوهای مچاله یا پاره شده. نگین، عروسکش را گرفته و من هم جعبه شکلاتم را؛ نشانه‌هایی از دوست داشتن یکدیگر در روزی مخصوص به آن. گرچه ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. چهار روز دیگر، دوباره باید روز عشق دیگری را جشن بگیریم. البته این‌بار روز عشق ایرانی را.

کافه، دیگر جای سوزن انداختن هم نیست. روی میزها پر شده از کاغذ کادوهای مچاله یا پاره شده. نگین، عروسکش را گرفته و من هم جعبه شکلاتم را؛ نشانه‌هایی از دوست داشتن یکدیگر در روزی مخصوص به آن. گرچه ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. چهار روز دیگر، دوباره باید روز عشق دیگری را جشن بگیریم. البته این‌بار روز عشق ایرانی را.

واقعیت این است که گرچه داستان اعدام «ولنتاین» (کشیش رومی) در زمان امپراتوری «کلادیوس دوم»، آن هم به این‌خاطر که ازدواج سربازان ممنوع بود و کشیش هم وقعی به این محدودیت نمی‌گذاشت بسیار جذاب است و بهانه خوبی برای برگزاری روز عشق در ۱۴ فوریه یعنی ۲۵ بهمن‌ماه (در سال کبیسه ۲۶ بهمن) شده. اما در ایران، به‌خصوص در سال‌های اخیر، هیچ‌چیز برای بخش عظیمی از جامعه، جذاب‌تر از ایرانی بودن و بازگشت به آئین‌های باستانی ایران جذاب نیست. بازگشتی که شاید تحت تاثیر روز ولنتاین و تلاشی برای ایرانی کردن آن باشد.
عده‌ای بر این باورند که ایرانیان باستان روزی را به همین مناسبت داشته‌اند؛ روزی به نام «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» که «اسفندگان» هم خوانده می‌شود و جشن زمین و گرامیداشت عشق بوده است. می‌گویند با فرا رسیدن این روز در ایران، زنان به شوهران خود هدیه‌ می‌دادند و مردان هم زنان و دختران را بر جایگاه رفیع خانه می‌نشاندند و آن روز را از آنها اطاعت می‌کردند. گرچه امروزه مشابه برگزاری چنین سنتی (اگر کاملا درست باشد) در ایران به چشم می‌خورد؛ رسمی که در روستای «آب‌اسک» مازندران و در اوایل بهار برگزار می‌شود و «برف‌چال» یا «زن‌شاهی» نام دارد. در این روز، تمام روستا تحت اختیار زنان و به فرمانروایی آنان می‌گذرد.

جدای از این رسم کهن، زرتشتیان در ایران همچنان و طبق تقویم زرتشتی، روز پنجم اسفندماه را به پاسداشت سپندارمذگان جشن می‌گیرند. گرچه تقویم جدید ایرانی فرق‌هایی اساسی با تقویم آنان دارد.
در ایران باستان و طبق تقویم زرنشتیان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و علاوه بر اینکه هر ماه نامی مخصوص به خود داشت، هریک از روزها هم نامی داشته‌اند. طبق تقویم زرتشتی، روز پنجم از ماه اسفند «سپندارمذ» بوده و جشن آن هم سپندارمذگان نام گرفته. اما در تقویم جدید ایرانی که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب می‌شود، این روز مصادف می‌شود با ۲۹ بهمن‌ماه، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی.
ایرانی کردن ولنتاین، موضوع ساده‌ای نیست که بتوان بی‌تفاوت از کنارش گذشت. بعضی‌ها مثل دوست من «پیمان» ولنتاین را غربزدگی نمی‌دانند: «ولنتاین بهانه است. به ما چه که غربیه. مهم اینه که در این روز آدم‏هایی که همدیگر رو دوست دارند، یادی از هم می‏کنند».
بعضی‌ها هم مثل «نگار» که خبرنگار است و از مدافعان سرسخت سپندارمذگان، برگزاری ولنتاین را خیانت به ایرانی بودن ما می‌داند: «ما تمدنی بسیار غنی داریم. اگر اهل روم از قرن سوم پس از میلاد ولنتاین دارند، ما از ۲۰ قرن پیش از میلاد روزی برای عشق داشته‏ایم.» نگار صفحه‌ای هم در فیس‌بوک به راه انداخته به نام «سپندارمذگان» که روی کاور آن با حروف درشت نوشته «نه به ولنتاین، آری به روز عشق ایرانی».

Untitled-1

در این بین برخی آژانس‌های گردشگری هم دست به کار شده‌اند تا تورهایی برای روز عشق ایرانی تدارک ببینند. نمونه‌اش «تور جشن اسفندگان» که در اطلاعیه‌‌اش آمده: «بر آن شدیم برای پاسداشت جشن ملی اسفندگان (سپندارمذگان) برنامه‌ای تدارک ببینیم و فرهنگ Valentine را به خودشان بسپاریم و در کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران و عمارت‌های عاشقانه‌اش قدم بزنیم و از عشاق نامدار یادی کنیم.»
گرچه من و نگین مسئله را طور دیگری حل‌ کرده‌ایم و هردوی این روزها را جشن می‌گیریم. دو روزی که هیچ‌کدام توسط حکومت به رسمیت شناخته نمی‌شود.

سال بعد با چهار روز تأخیر

ولنتاین فقط در ایران زنگ خطر را به صدا درنیاورده؛ عربستان سعودی هم چند سالی است که فروش گل رز و هر کالای مرتبط به ولنتاین را در این روز ممنوع کرده. علمای مذهبی مالزی هم بارها از دولت خواسته‏اند جشن گرفتن ولنتاین در کشور را ممنوع اعلام کند. برخی کشورها هم روزهای جایگزین برای ولنتاین پیدا کرده‌اند؛ در چین «شب هفت‌‏ها»، در ژاپن «تاناواتا»، در کره جنوبی «پپرو» و در مصر هم روز چهارم نوامبر به عنوان روز عشق برگزار می‌شود.
در ایران هم بارها سعی شد تا همچون چهارشنبه سوری، جلوی برگزاری این مراسم گرفته شود. تا پیش از امسال، مغازه‌ای به چشم من نخورده بود که روی ویترین‌اش حروف ولنتاین را بنویسند. اما امسال حتی کودکان هم، بیشتر از سال گذشته در جریان ولنتاین قرار گرفته‌اند. یکی از دوستان در اینستاگرام، عکسی از کاردستی دختر کوچکش را گذاشته و نوشته: «در مهدکودک به بچه‌ها یاد داده‌اند که در ولنتاین برای کسانی که دوست دارند کاردستی‌ درست کنند.»
از این نوع عکس‌ها و متن‌ها، در فیس‌بوک و اینستاگرام فراوان دیده می‌شود. اما امسال مشهورترین پیام ولنتاین از آن «بنیامین بهادری» (خواننده مشهور پاپ ایران) بود که همسرش را همین چندماه پیش در حادثه تصادفی از دست داد. او عکسی از خود در اینستاگرام منتشر کرده و زیر آن خطاب به همسر مرحومش نوشته: «روز عشق من و تو، ٢٢ دى ماه ١٣٧٩ ساعت گرگ و میش، درست سیزده سال پیش در چنین ساعتى همین‌جا، حالا من سویشرت سورمه‌اى اون روز تو رو پوشیدم و پایین ولنجک رو‌به‌روى در نمایشگاه منتظر تو ام که بیایى و از کنارم رد شوى و من با تمام معنویت اون سال‌ها تو را بخواهم و…»

Benyamin

همه اینها نشان می‌دهد که گرچه همچون نیمه شعبان، خیابان‌های کشور آذین‌بندی نمی‌شود و دولتمردان سعی دارند این گونه مراسم را نادیده گرفته یا جلوی آن را بگیرند،اما در فضای مجازی و واقعی، ولنتاین باشد یا سپندارمذگان، مردم هرآنچه را که بپسندند و بخواهند اجرا می‌کنند.