آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ دی ۱۳۹۲

جلیل فتوحی نیا

اجتماع


کات برای همیشه


سال ۱۳۷۲
برای صحنه‌ای در فیلمی باید انفجاری خیابانی ترتیب می‌دادیم. اما منبع مکتوبی برای یافتن راه حلی علمی در کتابخانه دانشکده هنرهای زیبا وجود نداشت. در کتاب جلوه‌های ویژه بصری ترجمه خسرو سینایی هم آن‌چه را می‌خواستم پیدا نکردم، از خودش کمک خواستم. خسرو سینایی، کتابی به زبان آلمانی به من معرفی کرد که توصیه‌هایی برای صحنه سازی مشابه داشت. کتاب پر از عکس بود ولی زحمت چند صفحه ترجمه‌اش را هم دوستی بر عهده گرفت. ماجرا را با مسئول جلوه‌های ویژه فیلم در میان گذاشتم و او هم استقبال کرد.

حالا کاملا با استایل آلمانی، اتوبوسی اسقاطی را از پارکینگ شرکت واحد گرفتیم. در دیواره آن با ماژیک چند خط با یک نقطه تلاقی کشیدیم و برش و جاگذاری چاشنی‌های انفجاری طبق دستور کتاب و جوش نقطه‌ای و بتونه و رنگ مجدد… همه چیز طبق نقشه!

خارجی، روز، خیابان
اتوبوس در محل فیلمبرداری قرار گرفت. طبق نقشه چند آدمک به عنوان مسافر در درون اتوبوس جاداده شدند. چند بدلکار هم در پشت اتوبوس با لباس ضد حریق پنهان شدند. سه دوربین در محل‌های مناسب قرار گرفتند و بازیگر و هنرور هم نیز…
صدا، دوربین، حرکت: انفجار، بدلکاران در حالی که آتش گرفته بودند از پشت اتوبوس بیرون آمدند. آدمک‌ها، مسافران آتش گرفته بدلی و انبوه آتش و دود… کات.
ماشین آتش نشانی همه چیز را ظرف چند دقیقه خاموش کرد. گروه، خوشحال کف زدند و جمعیت ناظر هم. از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش رفت و بدون هیچ مشکلی به مقصود رسیدیم در پوست خود نمی‌گنجیدیم.
فردای آن روز برای دیدن راش‌های فیلم به استودیو رفتیم. همه چیز خوب بود، انفجار عالی انجام شده بود و بدلکاران خوب عمل کرده بودند اما تیم فیلمبرداری به اندازه لازم وزنه روی پایه دوربین‌ها نگذاشته بودند، در نتیجه موج انفجار، هر سه دوربین را تکان داده بود و ….
سکانس بعد، خارجی، مقابل در خروجی استودیو: کارگردان که تهیه کننده هم بود فیلمبردار و دستیارش را به‌دلیل غیر قابل استفاده بودن راش‌ها به فحش کشید و سوار ماشین شد و رفت!

سال ۱۳۷۳
سکانس داخلی، شب
صدا، دوربین، حرکت: در می‌زنند. بازیگر زن مسن در را باز می‌کند. فرد پشت در که زنی چادری است به داخل می‌آید. از زیر چادر خود کلتی را بیرون می‌کشد و شلیک…
بازیگر زن در حالی که پیراهن و چارقد سفیدش رنگ خون به خود می‌گیرد بر زمین می‌افتد و کات!
بازیگر حرکت نمی‌کند، همه به تکاپو می‌افتند، چاشنی انفجاری درست عمل کرده. بازیگر زن هیچ آسیب جسمی ندید اما بر اثر شوک ناشی از انفجار چاشنی بدل از گلوله که زیر لباسش جاگذاری شده بود، از حال رفته بود.

صحنه ای از فیلم سینمایی معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی

چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲
لوکیشن: شهرک سینمایی دفاع مقدس
روز، خارجی

بر اثر انفجار تی ان تی در هنگام آماده سازی آخرین صحنه‌های فیلم معراجی‌ها، شش نفر از جمله جواد شریفی مدیر جلوه‌های فیلم پروژه، دستیار وی و علی اکبر رنجبر مدیر شهرک سینمایی دفاع مقدس کشته و ۱۲ نفر زخمی ‌شدند.

 

بر اثر انفجار تی ان تی در هنگام آماده سازی آخرین صحنه‌های فیلم معراجی‌ها، شش نفر از جمله جواد شریفی مدیر جلوه‌های فیلم پروژه، دستیار وی و علی اکبر رنجبر مدیر شهرک سینمایی دفاع مقدس کشته و ۱۲ نفر زخمی ‌شدند.

 

کات تا همیشه…
اعضای انجمن جلوه‌های ویژه که از فعال‌ترین اعضای اصناف سینما به‌شمار می‌روند، کاری پرخطر دارند و‌گاه جان خود را بر سر این کار می‌گذارند ولی یک مسئله همیشه باقی است، “پذیرفتن مسئولیت” در این کار فقط بحث حرفه‌ای آنان نیست چراکه کوچک‌ترین اشتباهی می‌تواند به قیمت جان چند نفر تمام شود. از سوی دیگر، کار طراحان جلوه‌های ویژه تنها زمانی درست و بی‌نقص خواهد بود که تمامی اعضای یک گروه فیلمسازی کار خود را درست و بی‌نقص انجام دهند.

تاریخچه انجمن جلوه‌های ویژه در بعد از انقلاب، پر از اتفاقات ریز و درشت است. در سال ۱۳۷۳ “سید علی سجادی حسینی” در فیلم جنگی “خط آتش” به کارگردانی خودش سر صحنه فیلم در اطراف اراک، مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله‌ای قرار گرفت که گمان می‌کرد مشقی است.
“محمد رضا شرف الدین” یکی ازقدیمی‌ترین مدیران جلوه‌های ویژه هم انگشتان خود را در همین راه داده است.
در سال ۱۳۸۲ در سر صحنه فیلمبرداری فیلم “خداحافظ رفیق” به کارگردانی “بهزاد بهزادپور”، در اثر انفجار در کنار پلی که بر روی دریاچه‌های شهرک سینمایی دفاع مقدس (محل لوکیشن فیلم) زده بودند، پل معلق شده و چهار هنرور با تمامی تجهیزات جنگی که به آنها بسته شده بود زیر آب رفتند وتلاش برای نجاتشان بی‌فایده بود.
در سال ۱۳۸۸، پیمان ابدی، بدلکار حرفه‌ای دوره دیده در خارج از کشور در اثر آنچه در نهایت “سهل انگاری” خوانده شد، از روی اتومبیل سقوط کرده و کشته ‌شد. سوختگی ناشی از انفجار، شکستگی دست و پا و آسیب‌های جسمی سر صحنه هم که از شمار خارج است…

در سال ۱۳۸۸، پیمان ابدی، بدلکار حرفه‌ای دوره دیده در خارج از کشور در اثر آنچه در نهایت “سهل انگاری” خوانده شد، از روی اتومبیل سقوط کرده و کشته ‌شد. سوختگی ناشی از انفجار، شکستگی دست و پا و آسیب‌های جسمی سر صحنه هم که از شمار خارج است…

با این که از سال ۱۳۷۳ تاکنون درشهرک سینمایی دفاع مقدس بیش از ۲۵۰ فیلم، کلیپ و سریال فیلمبرداری شده اما بعد از قریب به بیست سال، هنوز هم این مکان فقط به عنوان لوکیشن و تامین کننده تجهیزات نظامی مورد نیاز پروژه‌ها انجام وظیفه می‌کند و هیچ امکاناتی برای ایمنی دست‌اندرکاران فراهم نکرده است.

سینمای جنگ، سینمای پرخطر

در بحث جلوه‌های ویژه دو دسته کلی جلوه‌های ویژه مکانیکی و جلوه‌های ویژه دیجیتال را می‌توان مدنظر قرار داد. واقعیت این است که بسیاری از جلوه‌های ویژه مکانیکی مورد استفاده طراحان و مجریان جلوه‌های ویژه ایرانی را می‌توان به‌صورت دیجیتال و کامپیوتری هم انجام داد مانند انواع انفجار‌ها و آتش گرفتن‌های عظیم. اما ضعف تکنیکی در تولید این جلوه‌های ویژه دیجیتالی توسط متخصصان داخلی، عدم شناخت و دانش لازم کارگردان برای در اختیار گرفتن این ابزار و تسلط بر آن‌ها و همچنین هزینه بالای تولید جلوه‌های ویژه کامپیوتری و نداشتن زمان و سرعت کافی برای جایگذاری فریم به فریم آن روی نسخه اصلی فیلم، همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا مدل فیزیکی و مکانیکی آن از سوی کارگردان و البته تیم تولید، مورد استقبال بیشتری قرار گیرد.
با این همه اما استفاده از جلوه‌های ویژه مکانیکی نیز در ایران چندان آسان نیست. یکی از مهم‌ترین مشکلات در دسترس نبودن مواد مخصوص این حرفه است و موادی که یا بودجه لازم برای تامین آن از خارج از کشور اختصاص پیدا نمی کند و هم واردات آن، با مشکلات بسیار زیادی روبرو است.

جلوه‌های ویژه، شاخه‌ای تجربی در سینمای ایران
با وجود اینکه سینمای جنگ یکی از شاخه‌های مهم و تحت حمایت مسئولان سیاسی و سینمایی کشور است، ولی هیج منبع آموزش دانشگاهی در زمینه علوم مربوط به جلوه‌های ویژه در ایران وجود ندارد.
بدین ترتیب متخصصان جلوه‌های ویژه، اکثرا اعضای سابق سپاه و ارتش، بچه‌های جنگ و گروههای تخریب چی بسیج هستند که برای کار خود، به تجربه‌شان تکیه می‌کنند و عمدتا فاقد دانش مدون و تخصصی برای جلوه‌های ویژه سینما و تلویزیون هستند.
این گروه تا کنون کار خود را با آزمون و خطا با موادی پیش برده‌اند که هر لحظه امکان انفجار دارد به مثابه بمب ساعتی که زمان رسیدن به عدد صفر در آن معلوم نباشد.
از سوی دیگر تجربه کارگاهی و علمی کارگردان، فیلمبرداران و بازیگران درگیر با صحنه‌های انفجار هم بسیار مهم است. چرا که رعایت جوانب حرفه‌ای و شناخت لازم از قدرت تخریب، شدت موج انفجار و دیگر مسائل مربوطه، در کاهش خطرات احتمالی و تکرار نشدن صحنه‌ها بسیار موثر است.
و در ‌‌نهایت اینکه بدلکاران مرتبط با جلوه‌های ویژه جنگی تخصصی در این زمینه ندارند. بدلکاران ایرانی، انجمنی بنام “انجمن بازیگران و بدلکاران” دارند که به طور معمول افراد قدیمی، اعضای جدیدتری را که عموما از قدرت بدنی خوبی برخوردارند، انتخاب کرده و تجربیات خود را به آنها منتقل می‌کنند. این کارآموزان اولین تجارب خود را در صحنه‌های واقعی فیلمبرداری و کسب می‌کنند. عده‌ای از آنها نیز در حقیقت هنرورانی هستند که تنها به دلیل دستمزد بالاتر بدلکاری، ریسک این کار را به جان می‌خرند.