آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ دی ۱۳۹۲

مجله تابلو

اجتماع


شما کیستید در چشم ما؟


در باره‌ مخاطبان تابلو
و
جهان وزبان ایشان

مخاطب
هر نشریه‌ای با در نظر گرفتن مخاطبانی کم و بیش مشخص شروع به کار می‌کند. “تابلو” هم همین طور کارش را شروع کرد. مخاطبِ مورد نظر تابلو جوان امروزی بود و البته هست. اما این کافی نبود و نیست.

جوان امروزی کیست و چگونه است؟ چه در سر دارد و چه در دل؟ چه بر زبان می‌آورد و چه چیز را به دستان عمل می‌سپرد؟ آیا سنش هم به اندازهٔ خصوصیاتی که از سنش برمی آید مهم است؟
اینها سوالاتی بود که پشت صحنه ذهن “تابلو”داران می‌چرخید. برایش جواب‌هایی هم داشتند. حالا که داریم شماره دوازدهم را منتشر می‌کنیم، فکر کردیم شاید بد نباشد شما هم بدانید که در چشم ما چگونه ظاهر شدید، یعنی ما چه تصوری از جوانان امروزی داشتیم و داریم.
ما در باره جوانان امروزی این‌طور فکر می‌کنیم:
جوانان امروزی را پیش از آنکه بخواهیم در یک محدوده‌ٔ سنی معین جا بدهیم، بهتر است با برخی ویژگی‎هاشان مشخص کنیم که بر کار یک رسانه در ارتباط با مخاطبش اثر می‌گذارد.
جوان مفروضِ مخاطب تابلو، کسی است که ریتم و آهنگ زندگیش کمی تند‌تر از میانگین جامعه است و تند‌تر از آن‌چه در یکی – دو دهه پیش می‌گذشت. این ریتم تند در نحوهٔ مصرف فرهنگیش، از جمله خواندنش‌، هم اثر گذاشته است. او کمتر رغبت دارد مطالب طولانی یا دنباله دار بخواند. کتاب هم که بخواند عمراً به سراغ “جنگ و صلح” و “آناکارنینا” یا “جنگ آخرالزمان” و “کلیدر” برود.
تکه – تکه می‌خواند و یک جا بند نمی‌شود. بیشتر روی ابزارهای الکترونیک می‌خواند تا کتاب و مجله. وقتی با این ابزار‌ها می‌خواند این خصلت تکه – تکه خوانی تشدید می‌شود. پس مطالب تکه – تکه در یک متن واحد را هم بیشتر راغب است به خواندن.
زبانش هم پرشتاب است. حوصلهٔ جملات طولانی ندارد. کلمات امروزی و شفاهی را بیشتر می‌پسندد. لحن شوخ را بهتر قبول می‌کند تا لحن عبوس، با تعبیرات ورزشی و هنری بیشتر حال می‌کند تا عبارات قلمبه و سلمبه.
جهانش بصری است ولی امروزی.‌‌ همان طور که “بوی نافه” به مشامش ناآشناست، تصویری از “جعد مشکین” یار هم در سر ندارد اما از باسن جنیفر لوپز تصوری در ذهن دارد حتی اگر تصویری از آن ندیده باشد یا اهل دیدنش نباشد.
جوانی که ما با او سرو کار داریم شاید روزی خواننده نشریه‌ای چون چلچراغ بوده یا هنوز هم هست، اما با گذشت روز‌ها و دگر شدن روزگار، انتظار چراغ‌های بیشتر و روشن تری دارد. روی جنجال‌ها توقف می‌کند تا ببیند چه خبر است، اما می خواهد چیزی بیش از‌های و هوی بشنود.
از نسل‌های پیشتر، بیشتر بین‌المللی است. با امواج تلویزیون‌های ماهواره‌ای و شبکه اینترنت، پایش حتی به صورت مجازی هم که شده، به خارج از ایران باز شده است. خارج آن قدر‌ها خارج از جهانش نیست که برای نسل‌های پیشین بود.
با موضوعات جهانی بیشتر سروکار دارد، اما نه لزوماً با جهان سیاسی و جهان سیاست مداران. ورود به جهان سیاسی یا مذهبی، این جوانان را به دو پاره تقسیم می‌کند، خواه سیاست از مسابقه آکادمی گوگوش سردر بیاورد خواه از مذاکرات ژنو در باره مساله هسته‌ای ایران.
حتی جهان غیرسیاسیِ این جوانان هم‌گاه به سرعت قاچ می‌خورد و دو پاره می‌شود: پاره‌ای از این جوانان به جهانی سنتی‌تر، مذهبی‌تر، از نظر اخلاقی محافظه‌کار‌تر و از نظر سیاسی نزدیک‌تر به حکومت تعلق دارند و پاره‌ای به جهانی که کمتر سنتی و مذهبی است و از نظر اخلاقی باز‌تر و از نظر سیاسی دور‌تر از حکومت.
اما این دو گروه از جوانان، تنها بیانگر دو سر یک طیف یا‌‌ همان دو سوی آن قاچ‌اند. میان دو سر این طیف جوانان بسیاری هستند که زندگیشان در عمل آمیزه‌ای از این سر و آن سر این طیف است. این جوانان را نمی‌شود به راحتی در یک قالب مشخص جا داد.
این‌ها ویژگی‌هایی بود که ما در شما می‌دیدیم و می‌بینیم؛ ویژگی‌هایی که به ما می‌گوید با چه کسانی و با چه جهانی، سرو کار داریم. می‌دانیم که تولید نشریه و نوشتن برای جوانانی با این ویژگی‌ها، نگاه و قلمی ویژه می‌خواهد که بتواند ملاحظهٔ جنبه‌ها و جناح‌های مختلف این جهان را در سر قلم یا کی‌بوردش محفوظ داشته باشد تا ارتباطش را با او به عنوان مخاطب از دست ندهد.
این راهی است که ما کوشیده‌ایم – و هنوز می‌کوشیم – طی کنیم. به یاری شما!

برای دیدن ویدئو کلیک کنید: