آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۸ دی ۱۳۹۲

مهدی طاهباز

اجتماع


روزی که زن شدم


گذر از تابوهای زنانه در سینمای ایران – زنان و سینما

هیس.. دخترها فریاد نمی‌زنند تابوهای زنانه
هیس.. دخترها فریاد نمی‌زنند
عکس از بابک برزویه

در سینمای گلخانه‌ای و مطلقاً دولتی دهه‌ی شصت، که فیلم‌ها با نظارت تمام کمال وزارت ارشاد ساخته و اکران می‌شد، فرصتی برای تابوشکنی و ورود به حوزه‌های ممنوع عرفی و اجتماعی وجود نداشت. در دورانی که فیلم‌سازی مانند رسول صدرعاملی مجبور بود برای به تصویر کشیدن رابطه‌ای عاشقانه میان یک دختر و پسر، (بنا به توصیه‌ی مدیران دولتی) آن‌ها را در قصه‌اش تبدیل به دو شخصیت نابینا کند تا فیلم مشهور و تحسین‌شده‌ی «گل‌های داوودی» ساخته شود، فیلم‌سازان یا به خود اجازه‌ی پرداختن به حیطه‌های تابوشده را نمی‌دادند و یا اجازه‌ی این کار به آن‌ها داده نمی‌شد.

 

در سال‌های پایانی دهه‌ی شصت و سال‌های آغازین دهه‌ی هفتاد، خط قرمزها تا حدودی کم‌رنگ‌تر شدند و فیلم‌سازان اجازه‌ی ورود به برخی حوزه‌ها را پیدا کردند. اما مهم‌ترین تابوشکنی‌ها در سینمای ایران در دوران اصلاحات و بعد از روی کار آمدن دولت محمد خاتمی انجام گرفت؛ اگرچه این دوران هم محدودیت‌های خاص خود را به همراه داشت و در همان سال‌ها، به طور مثال، جعفر پناهی نتوانست فیلم‌هایش را اکران کند و به فیلم‌سازی ممنوع تبدیل شد.

 

در این نوشته سعی شده به ده فیلم سینمای بعد از انقلاب ایران که برای اولین بار در آن‌ها به برخی ممنوعیت‌ها و یا تابوهای زنانه پرداخته شده اشاره شود. این لیست می‌توانست گسترده‌تر باشد و فیلم‌های دیگری را نیز مانند «همسر» (ساخته‌ی مهدی فخیم‌زاده، با موضوع حضور زن در جایگاهی مدیریتی و بالاتر از همسرش)، «آب و آتش» (ساخته‌ی فریدون جیرانی، با محوریت یک زن تن‌فروش) و یا «دعوت» (ساخته‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا، با موضوع سقط جنین) شامل شود، فیلم‌هایی که در آن‌ها به برخی تابوها اشاره شده، اما این ممنوعیت‌ها لزوماً برای اولین بار در آن‌ها مطرح نشده است.

 

نوبت عاشقی تابوهای زنانه

نوبت عاشقی

یک – نوبت عاشقی (۱۳۶۹ – محسن مخملباف)


یکی از جسورترین و تابوشکنانه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را کسی در دوران ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها ساخت که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد: محسن مخملباف، مبارزِ زمان شاه و فیلم‌ساز انقلابی اوایل دهه‌ی‌ شصت با شعارهای سیاسی و انقلابی مشهورش در باب همه‌چیز و همه‌کس، در یک چرخش و تحول ناگهانی در زمینه‌ی فکری و هنری، دو فیلم متفاوت «نوبت عاشقی» و «شب‌های زاینده‌رود» را در سال ۱۳۶۹ روانه‌ی جشنواره‌ی فجر کرد. در سینمای آن سال‌ها حتا تصویر کردن عشق میان زن و مرد (اگرچه زن و شوهر هم بودند) تابو بود، اما مخملباف به ‌یک‌باره پا را فراتر گذاشت و عشق و رابطه‌ی یک زن متأهل خارج از چارچوب ازدواج را موضوع فیلم خود کرد. شخصیت گزل، زن داستان «نوبت عاشقی» در سه اپیزود مختلف فیلم، با این که ازدواج کرده، عاشق مرد دیگری می‌شود و فیلم با نادیده گرفتنِ همه‌ی تابوهای سنگین موجود در اطراف زن شوهردار،‌ حالات مختلف یک رابطه‌ی سه‌ضلعی را به تصویر می‌کشد. مخملباف در «نوبت عاشقی» قراردادی به نام ازدواج را به چالش می‌کشد و این فیلم هیچ‌گاه اجازه‌ی نمایش در ایران را پیدا نمی‌کند.

 

دو – نرگس ( ۱۳۷۰ – رخشان بنی اعتماد)
رخشان بنی‌اعتماد، در آغاز دهه‌ی هفتاد و با ساختنِ فیلم «نرگس»، تصویر کلیشه‌ای را که از رابطه‌ی زن و مرد در سینمای دهه‌ی شصت وجود دارد می‌شکند و رابطه‌ای غیرمتعارف را میان زنی میان‌سال و پسری جوان به تماشاگر نشان می‌دهد. در این فیلم برای اولین بار زن بزهکار، با شمایلی که از نرگس یه یاد داریم، در سینمای بعد از انقلاب حضور می‌یابد و حتا قهرمان داستان می‌شود. «نرگس» آغازگر شکلی از سینمای اجتماعی در ایران است که بعدتر توسط سینماگران دیگری ادامه پیدا می‌کند. در‌باره‌ی رابطه‌ی زن میان‌سال و پسر جوان، در آغاز دهه‌ی هشتاد، فریدون جیرانی هم با فیلم «شام آخر» شکل دیگری را به تصویر می‌کشد که البته بار تجاری آن بیشتر از نگاه موشکافانه‌ی اجتماعی‌اش ارزیابی می‌شود.

 

سه – دایره (۱۳۷۸– جعفر پناهی)
جعفر پناهی در فیلم توقیف‌شده‌ی «دایره» برای اولین بار به زنان بزهکار و زندانی می‌پردازد و تصویری تلخ و گزنده از شرایط زنان در جامعه‌ی ایران ارائه می‌کند. زن زندانی، در بیرون از زندان نیز، همچنان در بند است و جامعه او را تحمل نمی‌کند. زنان فیلم پناهی در تسلسلی دایره‌وار گرفتار آمده‌اند و، اگرچه از زندان آزاد شده‌اند، در زندانی بزرگ‌تر در جامعه‌ی بیرون همچنان در بند اند. پناهی در فیلمش از فحشا هم سخن می‌گوید و به نقد رفتار مردسالارانه در جامعه‌ی ایران می‌پردازد. چند سال بعد از این فیلم، منیژه حکمت هم در فیلم «زندان زنان» به موضوع زنان زندانی می‌پردازد و ابعاد گسترده‌تری از این مسئله را به تصویر می‌کشد.

 

زندان زنان - منیژه حکمت - تابوهای زنانه

زندان زنان – منیژه حکمت

 

چهار – نیمه‌ی پنهان ( ۱۳۷۹ – تهمینه میلانی)
تهمینه میلانی در فیلم «دو زن» هم اشاره‌ای به فعالیت‌های سیاسی دختران دانشجو داشت، اما در فیلم بعدی‌اش «نیمه‌ی پنهان» این مسئله به سوژه‌ی اصلی تبدیل شد و کل ماجرا را در بر گرفت. «نیمه‌ی پنهان» داستان زنی محکوم به اعدام است که در گذشته و در سال‌های اوایل انقلاب جذب گروه‌های سیاسی می‌شود و به فعالیت می‌پردازد. در «نیمه‌ی پنهان» برای اولین بار زنی که فعالیت سیاسی می‌کند به عنوان کاراکتر اصلی قصه در سینمای ایران حضور می‌یابد و دوره‌ی خاصی از تاریخ ایران پیرامون کاراکتر او به تصویر کشیده می‌شود. اگرچه هرچه فیلم جلوتر می‌ر‌ود، بستر سیاسی داستان جای خود را به ملودرامی عاشقانه می‌دهد، صرف نشان دادن زنی در قامت یک فعال جدی و هوادار سیاست باعث مطرح شدن مباحثی می‌شود که حتا بعدتر هم در سینمای ایران نمونه‌ای از آن به چشم نمی‌خورد.

 

پنج – قطعه‌ی ناتمام (۱۳۷۹ – مازیار میری)
مازیار میری در اولین فیلم بلند سینمایی اش به سراغ موضوعی ممنوع در جامعه‌ی ایران می‌رود و، برای اولین بار در سینمای بعد از انقلاب، ماجرای خوانندگی و آوازخوانی زنان را به تصویر می‌کشد. «قطعه‌ی ناتمام» داستان جوانی است که برای جمع‌آوری موسیقی محلی زنان خراسانی راهی زادگاهش می‌شود و به دنبال زنی می‌گردد که به جرم خواندن و خوانندگی در زندان است. میری در فیلمش علاوه بر این که گوشه‌ی چشمی به موسیقی فراموش‌شده‌ی نواحی ایران دارد، ممنوعیت آوازخوانی زنان را نیز به چالش می‌کشد و در لایه‌های زیرینش به نقد جامعه و نیز حکومتی می‌پردازد که آواز خواندن زنان را قبیح و تابو می‌داند و ممنوع می‌کند.

 

شش – من ترانه ۱۵ سال دارم (۱۳۸۰ – رسول صدرعاملی)


رسول صدرعاملی که با فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» مسائل و مشکلات دختران نوجوان را روایت کرده بود و، با محور قرار دادن داستان دختری فراری، به آسیب‌شناسی عشق و ارتباط با جنس مخالف در سنین نوجوانی پرداخته بود، در فیلم بعدی‌اش «من ترانه …» چند قدم جلوتر رفت و ممنوع‌های دیگری را به تصویر کشید. در این فیلم ترانه‌ی ۱۵ ساله علاوه بر این که با خواندن صیغه‌ی محرمیت به عقد پسری جوان در می‌آید و از او حامله می‌شود، پس از امتناع پسر از ازدواج دائم، با اصرار و ایستادگی فرزندش را در نوجوانی به دنیا می‌آورد. در ادامه، او می‌‌خواهد با وجود سرزنش‌های اطرافیان، فرزند بدون شناسنامه‌اش را که پدرش حاضر به پذیرفتن و قبول مسئولیتش نیست، به تنهایی بزرگ کند. «من ترانه …»، با فیلم‌نامه‌ی درخشان و تابوستیز کامبوزیا پرتوی، داستان دختران نوجوانی است که به یک‌باره تبدیل به زنانی کوچک می‌شوند و در معرض قضاوت و محاکمه‌ی جامعه قرار می‌گیرند.

 

هفت – روزی که زن شدم (۱۳۸۰– مرضیه مشکینی)

«روزی که زن شدم» اولین ساخته‌ی مرضیه مشکینی با فیلم‌نامه‌ای از محسن مخملباف در سال ۱۳۸۰ ساخته شد. این فیلم در سه اپیزود به مسائل و مشکلات زنان در سنین مختلف، از هنگام بلوغ تا سالخوردگی، می‌پرداخت و تقابل جامعه‌ی سنتی با هویت مستقل زنانه را به چالش می‌کشید. مرضیه مشکینی در فیلم «روزی …» برای اولین بار بحث بلوغ دخترانه و رسیدن به سن تکلیف در جامعه‌ی ایران را به تصویر کشید و در اپیزود اول فیلمش، «حوا»، به ماجرای کودکی پرداخت که در روز تولد ۹ سالگی‌اش باید پا به دنیایی بسیار متفاوت با آن‌چه تا دیروز تجربه کرده بگذارد: او باید از ظهر این روز حجاب بر سر کند و دیگر حق بازی با پسران همسن و سالش را ندارد.

 

هشت – آفساید (۱۳۸۴ – جعفر پناهی)

«آفساید» یکی دیگر از فیلم‌های توقیف‌شده‌ی جعفر پناهی است که به موضوع حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی می‌پردازد. فیلم ساختاری مستند – داستانی دارد و بخش عمده‌ی آن در روز بازی انتخابی جام جهانی ۲۰۰۶ میان تیم‌های ایران و بحرین فیلم‌برداری شده است. فیلم داستان چند دختر است که با ظاهری پسرپوش قصد رفتن به استادیوم آزادی و تماشای فوتبال را دارند، اما نیروی انتظامی مانع حضور آن‌ها می‌شود. این فیلم قرار بود در زمان برگزاری جام جهانی در سال ۱۳۸۵ در سینماهای ایران اکران شود، اما همزمانی تاریخ اکران فیلم با اظهار نظر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری وقت، درباره‌ی‌ آزادی حضور زنان در استادیوم‌ها و مخالفت برخی مراجع در پی آن، باعث شد تا پرونده‌ی این فیلم که تابوی حضور زنان در استادیوم‌ها را پشت سر گذاشته بود برای همیشه بسته شود.

سینما و تابوهای زنانه

آیینه‌های روبه‌رو

نه – آیینه‌های روبه‌رو (۱۳۹۰ – نگار آذربایجانی)

در فیلم «آیینه‌های روبه‌رو» برای اولین بار در سینمای ایران به موضوع تغییر جنسیت پرداخته می‌شود و فیلم‌ساز در نخستین ساخته‌اش پا به حیطه‌ای ممنوع در جامعه‌ی ایرانی می‌گذارد. فیلم داستان دختری را روایت می‌کند که با جنسیت خود در تعارض است و خود را به دنیای مردانه متعلق می‌داند. این دختر می‌خواهد برای انجام عمل تغییر جنسیت به خارج از ایران سفر کند، اما خانواده و اطرافیانش مخالف این کار هستند و پدر او معتقد است که باید با پسرعمه‌اش ازدواج کند. فیلم‌ساز در فیلم «آیینه‌های روبه‌رو» سعی می‌کند که تا حدودی مشکلات و مصائب دگرباشان جنسی در ایران را نشان دهد، چالش‌های آن‌ها با عرف و شرع را به تصویر بکشد، و مخاطب را با زوایای پنهان هویت دوگانه‌ی جنسی و جنسیتی در جامعه‌ی امروزی ایران آشنا کند.

 

ده – هیس دخترها فریاد نمی‌زنند (۱۳۹۱ – پوران درخشنده)

پوران درخشنده در آخرین فیلمش برای اولین بار یکی از مهم‌ترین تابوهای جامعه‌ی ایرانی (و حتا غیرایرانی) را در یک فیلم سینمایی به تصویر کشید و مسئله‌ی تجاوز به کودکان و دختران خردسال را محور قصه‌اش قرار داد. درخشنده که در فیلم‌های قبلی‌اش هم به دیگر آسیب‌های اجتماعی پرداخته بود، این بار موضوعی ناگفته و حساسیت‌برانگیز در سینمای ایران را با یک درام دادگاهی در هم آمیخت و فیلمی تماشاگرپسند و البته تابوشکن را روانه‌ی سینما کرد. اگرچه بخش دراماتیک فیلم درخشنده در مقایسه با بخش جامعه‌شناختی و آسیب‌شناسانه‌ی آن پررنگ‌تر بود، صرف مطرح شدن چنین موضوعی برای اولین بار در سینمای ایران جسارت و تابوشکنی‌ای قابل ستایش به نظر می‌رسد.