آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۸ دی ۱۳۹۲

لیلا موری

سیاست


ده زن خط‌شکن در جوامع اسلامى


 

سمیرا ابراهیم تابو شکن مسلمان

سمیرا ابراهیم

انتخاب کردن «ده زن تابوشکن در جهان اسلام» کار آسانی نیست. اولین مشکل تعریف کردن «جهان اسلام» است و این که در چنین «جهانی»‌ تابو‌شکنی به چه معنا است. جواب دادن به این سؤالات خودش می‌تواند موضوع یک مقاله‌ی مستقل باشد ولی سعی من در این نوشته این است که تعریفی ارائه کنم که هم ساده باشد و هم بتواند هدف این نوشته را برآورده کند. جهان اسلام را شاید بتوان عبارتی دانست برای دسته‌بندی راحت‌تر مجموعه‌ای از انسان‌ها که مهم‌ترین وجه مشترک‌شان زندگی در جغرافیایی است که دینی به نام اسلام نقش بزرگی در شکل‌گیری هویت فرهنگی آن داشته است. از آن‌جایی که بیشتر این کشورها در منطقه‌ی خاورمیانه واقع شده‌اند، در مواردی جهان اسلام با خاورمیانه مترادف شده‌ است.

همچنین، منظور از زنان تابوشکن زنانی است که موفق شده‌‌اند چارچوب‌های محدود‌کننده‌‌ای را که فقط به دلیل زن بودن‌شان و به اسم فرهنگ و دین بر آن‌ها تحمیل شده بشکنند، زنانی که عمل‌شان، نگاه‌شان، و یا کلام‌شان خطوط قرمز فرهنگی، دینی، و یا اجتماعی را به چالش کشیده‌ است و جامعه را آماده‌ی پذیرفتن نگاه جدیدی به مسائل مرتبط با زنان کرده ‌‌است.

 

افراد این لیست همگی شهروندان کشورهای عربی هستند که در دوران معاصر زندگی می‌کنند. این نوشته هدفش ارزش‌گذاری عمل این زنان نیست بلکه بیشتر تأثیرگذاری اقدامات آنان (چه مثبت چه منفی) مد نظر بوده ‌است. مطمئناً نام‌های بسیار دیگری می‌توانست در این لیست قرار بگیرد ولی به دلیل محدود بودن فضا و زمان به این نام‌ها بسنده شد.

 

آن‌چه که در رسانه‌ها به «بهار عربی» معروف شد تصویر متفاوتی از زنان عرب را به مخاطبان غربی نشان داد. در این تصاویر، بسیاری از کلیشه‌های رایج از زنانی منفعل که قربانی مطلق نظام دینی پدرسالار هستند به چالش کشیده شد و دنیا زنان راسخی را دید که همت گمارده‌ بودند به تغییر. یکی از این زنان سمیرا ابراهیم بود زنی‌ که مجله‌ی «تایمز» نام او را در سال ۲۰۱۱ به عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد جهان ثبت کرد. برای سمیرا ابراهیم – فعال اسلام‌گرای مصری – عبارت «شخصی سیاسی است» در اوج حرکت آزادی‌طلبانه‌‌ی مصریان معنا پیدا کرد. در روزی از روزهای مارس ۲۰۱۱، وقتی در میدان تحریر به تحصن نشسته بود، به همراه چند زن دیگر مورد ضرب و شتم سربازان ارتش مصر قرار گرفت و دستگیر شد، و در زندان او را مجبور به دادن «تست بکارت» کردند: روالی متداول در زندان‌های مصر که بسیاری دیگر از زنان نیز پیش از سمیرا تجربه کرده‌ بودند. بهانه‌ی دولت مصر این بود که این زنان «نتوانند ادعا کنند که توسط سربازان مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.» در اصل، به خصوصی‌ترین حریم این زنان تجاوز شد برای حفظ نام سربازان مصری. تفاوت سمیرا آن بود که ساکت ننشست و به اعتراض برخاست. تست بکارت به یک بحث ملی و بین‌المللی تبدیل شد که در نتیجه‌ی آن ارتش مصر مجبور شد که انجام این تست را متوقف کند و سمیرا ابراهیم توانست «شخصی» را سیاسی کند در اوج روزهای انقلاب.

 

در همان سال، مانا الشریف، زن عربستانی، به گونه‌ای دیگری تبعیض جنسیتی را به چالش کشید. او با شعار «حق من،‌ کرامت من» فراخوانی برای حق رانندگی زنان در کشورش به راه انداخت. مانا پشت فرمان اتومبیل نشست و، با به اشتراک گذاشتن ویدیویی بر روی وبسایت یوتیوب، کارزارش را جهانی کرد. این جسارت، برای مانا الشریف، حکم نه روز زندان را به دنبال داشت. او تنبیه شد ولی جرأت کرده بود تابویی را بشکند که خیلی از هموطنانش نتوانسته بودند به آن حتا بیندیشند.

 

گاهی البته زنان، به اقدامات بسیار هنجارشکنانه‌تر برای رساندن صدایشان روی می‌آورند، اقداماتی که می‌تواند جامعه‌شان را در شوک عظیمی فرو ببرد. علیاء المهدی یکی از این زنان بود. این زن جوان مصری، در سال ۲۰۱۱، در وبلاگش مجموعه‌ عکسی از خود به صورت عریان منتشر کرد. او که دانشجوی دانشگاه آمریکایی قاهره بود خود را «سکولار، لیبرال، و فمینیست»‌ نامید. او این واژه‌ها در اوج جنبش مدنی و اعتراضات سیاسی در مصر ادا می‌کرد، زمانی که اخوان ‌المسلمین در حال پیروزی بود و این واژگان را در ادبیات سیاسیش چندان نمی‌پسندید. علیاء توانست بحثی را به فضای عمومی کشورهای اسلامی وارد کند که تا قبل از آن با این صراحت بیان نشده بود: حق کنترل زنان بر بدن‌شان. شیوه‌ای که برگزید بسیاری را خوش نیامد ولی او مصرانه از اقدامش دفاع کرد، با وجود همه‌ی تهدیدها. او ترجیح می‌دهد آزاد زندگی کند تا با ترس.

 

البته هبه قطب، هموطن علیاء، به شیوه‌ی بسیار متفاوت از تابوها سخن می‌گوید. به باور او باید در چارچوب قوانین اسلامی از حقوق جنسی سخن گفت. هبه قطب، سکسولوژیست محجبه‌ی مصری، از حقوق جنسی زنان در اسلام سخن می‌گوید و در برنامه‌ی تلویزیونیش به سؤالات زوج‌ها در خصوص روابط جنسی‌شان پاسخ می‌دهد: اولین برنامه از نوع خود در تلویزیون مصر. او می‌گوید سعی می‌کند مشکلات جنسی زن و شوهر‌ها را در چارچوب آموزه‌های دینی حل کند. به عقیده‌ی هبه، اسلام دینی است که حق لذت جنسی را برای زنان به رسمیت شناخته و زنان و همسران‌شان باید از این حقوق آگاه باشند. وی سعی دارد که این آگاهی را در جامعه‌ی مصر که، صحبت کردن از سکس در آن تابو است، گسترش دهد.

 

امینه ودود

امینه ودود

ولی در آن ‌سوی کره‌ی زمین، زنان مسلمانی‌ دیگری هستند که برابری زن و مرد را در حیطه‌های متفاوت و به روش‌های دیگری دنبال می‌کنند. امینه ودود، که با نام مری تیزلی در یک خانواده‌ی مسیحی به دنیا آمد، در سال ۱۹۷۲ به اسلام گروید. او در دانشگاه میشیگان و بعدتر در دانشگاه آمریکایی قاهره علوم قرآنی خوانده و بر این اعتقاد است که روح اسلام به برابری زن و مرد باور دارد و این تفسیرهای مردانه از قرآن و حدیث و سنت است که به ایجاد قوانین تبعیض‌آمیز علیه‌ زنان انجامیده است. او را یکی از نظریه‌پردازان فمینیسم اسلامی می‌دانند که معتقد است می‌توان از منابع اصلی دین، مانند قرآن، تفسیر فمینیستی و برابری‌خواهانه‌تری داشت. امینه اولین زن مسلمانی بود که در مسجدی در آفریقای جنوبی خطبه‌ی نماز جمعه را قرائت کرد و امامت نمازی را به عهده گرفت که زنان و مردان نمازگزارش شانه به شانه‌ی یک‌دیگر به اقامه‌ی آن برخاستند، اقدامی که تا پیش از آن جهان اسلام شاهدش نبود.

امینه، در راه برابری جنسیتی، یکی از سنتی‌ترین مراسم مذهبی مسلمانان را با تفسیری فمینیستی از اسلام به چالش کشید.

 

برخی از برابری‌خواهان مسلمان البته کمی از امینه ودود فراتر رفتند و حقوق مدنی گرایش‌های مختلف جنسی را در بین مسلمانان خواستار شدند. ارشاد مانجی را شاید بتوان یک چهره‌ی جنجالی و البته پیشرو در دفاع از حقوق اقلیت‌های جنسی دانست. او که در اوگاندا به دنیا آمد و در کانادا بزرگ شد به خاطر انتقاداتش از آن‌چه اسلام سنتی می‌نامد معروف است. او که علناً درباره‌ی گرایش جنسیش سخن می‌گوید، در کتابش به نام الله، آزادی، و عشق (که در مالزی سروصدای بسیاری به راه انداخت و سرانجام ممنوع شد) از مسلمانان، به خصوص جوانان، می‌خواهد باورهای سنتی اسلامی را به چالش بکشند و راهی برای از بین بردن رسومی مانند قتل‌های ناموسی و تبعیض‌های جنسی و جنسیتی باز کنند. مانجی را بسیاری زنی شجاع که به مبارزه با سنت برخاسته است به تصویر می‌کشند و برخی به دلیل هدف قرار دادن مسلمانان و جوامع مسلمان او را «اسلام‌هراس»‌ خطاب می‌کنند، صفتی که این روزها بسیاری از زنان منتقد پدرسالاری دینی در جوامع مسلمان توسط مخالفان‌شان به آن ملقب می‌شوند.

 

زنان سکولار اگر نقش بیشتری از زنان مسلمان در به چالش کشیدن فرهنگ پدرسالار جوامع اسلامی نداشته باشند، بی‌شک نقش کمتری ندارند. از جمله‌ی آنان است نوال السعداوی، فمینیست مشهور سکولار و چپ‌گرای مصری. شاید بسیاری از ایرانیان او را به واسطه‌ی کتابش که به فارسی تحت عنوان چهره‌ی عریان زن عرب (نوشته‌شده در سال ۱۹۷۲) منتشر شده بشناسند. السعداوی، در مقدمه‌‌‌ی این ترجمه، زنان انقلابی ایران را به دلیل شجاعت‌شان می‌ستاید. کتاب بازگویی خاطرات نوال است از سال‌ها طبابتش در روستاهای مصر، و حقایق هولناکی را بیان می‌کند از خشونت خانوادگی، زندگی جنسی، و تبعیضات فرهنگی. نوال السعداوی از اولین فعالان زن مصری است که روایت‌های ناقص‌سازی جنسی دختران و زنان در مصر را به رشته‌ی تحریر در ‌می‌آورد (عملی که در جریان آن عضو جنسی دختران برداشته می‌شود). مجموعه فعالیت‌های او در این زمینه توانست در غیرقانونی شدن این عمل در مصر نقش مهمی بازی کند. نوال می‌گوید: «آن‌ها می‌گویند تو زن خطرناکی هستی. من حقیقت را می‌گویم و حقیقت خطرناک است.»

 

طرح از توکا نیستانی

طرح از توکا نیستانی

«این جامعه‌ی ما است. ما نمی‌توانیم پنهان شویم. ما باید از تاریک‌ترین دالان‌ها رد شویم تا به روشنایی برسیم. اگر از دالان‌های تابوها و سرکوب‌ها رد نشویم و درباره‌ی آن‌ها سخن نگوییم، هیچ‌وقت روشنایی خود را به ما نمی‌نمایاند … من می‌خواهم با آن‌ها به جدال برخیزم.» این نوشته‌ی حنان الشیخ است، نویسنده و روزنامه‌نگار لبنانی و از پیشروان فمینیسم در جهان عرب. او در نوشته‌هایش به صورت علنی نقش سنتی زنان در جوامع مسلمان و عرب را به زیر سؤال می‌برد و از شکستن تابوها می‌گوید. او که در یک خانواده‌ی شیعه مذهب در بیروت به دنیا آمده است، مفاهیمی مثل عفت، فرمانبری، و روابط خانوادگی پذیرفته‌شده در جامعه را به چالش می‌کشد. حنان در نوشته‌هایش از معیارهای رایج اخلاق جنسی و روابط جنسی که جامعه از زنان توقع دارد صراحتاً و یا تلویحاً انتقاد می‌کند. به همین دلیل بسیاری از کتاب‌هایش در کشورهای حوزه‌ی خلیج ‌فارس ممنوع شده است. او نوشتن و گفتن از تابوها را راهی به سوی رهایی می‌داند و به قول خودش سر سازش با آن‌ها ندارد.

 

امل باشا فعال حقوق بشر و حقوق زنان در یمن است که او نیز به سازش با تبعیض‌ها و سرکوب‌ها اعتقاد ندارد. او از معدود زنان یمنی است که در جامعه‌ای‌ به شدت مذهبی و سنتی در انظار عمومی بدون حجاب حاضر می‌شود. در کشوری با کارنامه‌‌ای نگران‌کننده در مورد وضعیت زنان و همراه با رشد سریع اسلام‌گرایی، فعالیت‌های امل علیه نقض گسترده‌ی حقوق بشر و در جهت روشن کردن افکار عمومی (با وجود حملاتی که به محیط کارش شده‌ است) همچنان ادامه دارد و بسیار پیشروانه است. امل به شیوه‌ای دیگر در انتظار روشنایی در پایان دالان است.

 

و اما آخرین فرد این لیست غاده السمّان است که به نظرم پربی‌راه نمی‌رسد اگر او را با فروغ فرخزاد مقایسه‌ کنیم، شاعری که آن‌چه را که جامعه برای زنان تابو می‌شمرد با کلمات در قالب شعر می‌شکند و ویران می‌کند. غاده السلمان، که در ۱۹۴۲ در سوریه زاده شد، از این که از آزادی و یا عشق و یا احساس و نیازهای جنسی زنان بگوید و بسراید ابایی نداشت. شعرش توسط بسیاری از همعصرانش ستایش شد و در زمره‌ی شاعران معروف عرب قرار گرفت، اگرچه عجیب نیست جامعه چنین زنی را با لغات «نجیب» و یا «متین» به یاد نیاورد: صفاتی که زنان در همه‌ی اعصار سعی در حفظ آن داشتند و همواره ترسیده‌اند که غیر از آن خطاب شوند. شاید به همین دلیل است امثال غاده و فروغ بسیار تعدادشان کم است و وقتی که می‌آیند و می‌سرایند چنان تابوشکنی می‌کنند که شاید تا چندین نسل بعد از آن‌ها آثارش را بتوان حس کرد و درباره‌اش سخن گفت.