آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱ دی ۱۳۹۲

محسن فرشیدی

اجتماع


حق انتخاب لباس و گشت ارشاد


اگر در سالهای اخیر در خیابانهای شهرهای بزرگ ایران در حال پیاده روی، خرید و یا حتی سوار بر اتومبیل بوده اید حتما گذرتان به ” ون”های سفید و سبز رنگی خورده که روی پنجره های آنان با رنگ زرد نوشته شده گشت ارشاد. اگر با دوستی از جنس مخالف خود در سالهای گذشته برای یک پیاده‌روی دو نفره و خارج از هیاهوی شهر به پارکی در تهران یا دیگر شهرهای بزرگ رفته باشید حتما به فکرتان آمده که هر لحظه امکان دارد زنانی چادری در کنار مردانی چکمه پوش جلو شما را بگیرند و از شما در مورد نسبتتان سؤال کنند یا اینکه به پوشش شما تذکر دهند.

از ابتدای انقلاب تا به امروز که بیش از سه دهه از آن میگذرد موضوع پوشش زنان همواره یکی از مهمترین دغدغه های دولتمردان، قانونگذاران و نهادهای تندرو بوده است. در سالهای پایانی دهۀ شصت و نیمۀ اول دهۀ هفتاد عده ای با نام انصار حزبالله و در قالب کمیته هایی در خیابانها به دخترانِ از دید آنها بدحجاب حمله میکردند و این افراد و گشتها هرگونه رابطه میان پسران و دختران را نامشروع میدانستند. زنان همواره در تمامی این سالها به شکلهای مختلف نسبت به این خصوصی‌ترین و طبیعی‌ترین حق خود که همانا حق انتخاب پوشش خود باشد اعتراض کردهاند.
این روند گرچه در سالهای ابتدایی دولت محمد خاتمی تا حدودی متوقف شد، اما پس از گذشت چند سال نیروی انتظامی، هرسال در تابستان شروع به برخورد با بدحجابی میکرد. در دولت محمود احمدی نژاد این موضوع شکلی رسمی‌تر به خود گرفت و با ابلاغیه هایی روند قانونی خود در نهادهای مختلف را طی کرد و اینگونه بود که کمکم گشت ارشاد به وجود آمد و تابستانها، ونهای نیروی انتظامی، جای دختران و پسرانی بود که به زعم گشت ارشاد بدحجاب بودند و یا چون با هم دیده شده اند پس رابطۀ نامشروع داشته اند.
اما گشت ارشاد چگونه به شکل امروزیش شکل گرفت و گشت ارشاد شد؟ در زمان دولت اصلاحات طرحی در مورد حجاب و عفاف در شورای عالی امنیت ملی تصویب شد، اما گفته شد سیدمحمد خاتمی رئیس شورای عالی امنیت ملی از امضای آن جلوگیری کرده است. در دولت بعدی و با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، اوضاع به گونه ای دیگر شد. سردار کارگر که سمت معاونت اجتماعی ناجا را داشت، تاریخچۀ طرح حجاب و عفاف را اینگونه توضیح میدهد: ” بنا بر ابلاغ رئیس جمهور، این طرح در سال ۱۳۸۴ توسط رئیس جمهور وقت ابلاغ و نیروی انتظامی دو سال بعد طرح را پس از مطالبۀ رهبری شروع کرد. راهکارهای حجاب و عفاف در شورای انقلاب فرهنگی زمان آقای خاتمی به تصویب رسیده است. دولت اصلاحات راهکارهای حجاب و عفاف را تنظیم کرده، نه افراد حزب اللهی و رادیکال. در اواخر سال ۱۳۸۸ به دلیل ورود به انتخابات و درگیری های خیابانی و فتنه ، در این طرح وقفه ایجاد شد و در این مدت تمام نیرو و وقت نیروهای ما درگیر ایجاد امنیت در شهر بود”

برای روشنتر شدن این موضوع و روند دخالت گشت ارشاد در نوع لباس جوانان به سراغ چند نفر رفته ام که در سالهای گذشته هر کدام به شکلهای مختلف، یا از این گشتها تذکر گرفته یا دستگیر شده اند. از آنها پرسیده ام که طریقۀ دستگیری و یا تذکر گرفتنشان به چه شکل بوده است، فکر میکنند چرا موضوع لباس زنان تا به این اندازه برای نهادهای قدرت دارای اهمیت است و از مشاهدۀ این گشتها چه احساسی پیدا میکنند و آیا شکل پوشش خود را به واسطۀ این گشتها تغییر داده یا خواهند داد.
0,,16025769_303,00
یکی از پاسخ دهندگان توضیح میدهد:” در بیشتر مواقع نزدیک خروجی مترو تذکرها اتفاق می افتاد. در خیابان سعی می کردم مسیرم را عوض کنم که به گشت ارشاد برنخورم و بارها پیش آمده که رهگذران زن و مرد درباره مکان گشت ارشاد به من اطلاع رسانی کرده اند و کمکم کرده اند که با گشت مواجه نشوم. گشت ارشاد معمولا توسط زنان چادری خسته و عصبانی تذکر می داد، اما برخلاف لحن بی ادبانه و آمرانه، جمله بندی مودبانه ای داشتند. قبل از گشت ارشاد مانتو زنها بسیار کوتاه شده بود ولی به نظرم زنها کمتر از امروز آرایش می کردند. گشت ارشاد، به من احساس ناامنی می داد، مخصوصاً اگر برای رسیدن به جایی عجله داشتم. بنابراین تصمیم گرفتم مانتوهای بلندتری بخرم اما سعی کردم همچنان رنگهای روشن بپوشم. فکر می کنم به طور کلی مد لباس بارها به دلیل گشت ارشاد تغییر کرده باشد. وقتی پوشش خاصی از سوی گشت ارشاد مجرمانه تلقی می‌شود پوشش دیگری به جای آن مد می شود. مثلاً مانتو بلند تنگ به جای مانتو کوتاه و بعد از مدتی مد جدید هم جرم تلقی شده وباز این چرخه، مدام تکرار می شود.”
او تاکید میکند که حجاب، پرچم ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است چرا که پوشش زنان همواره پرچم هویت ملی کشورهای مختلف بوده است.

chart1 ok

پاسخ دهندۀ دیگری شکل دستگیری خود را این طور روایت میکند:” داخل یکی از مغازه های پاساژ بودم که اول یک پلیس مرد که در حال گشت زدن بود من را دید و بی سیم زد و چند لحظه بعد دو خانم با لباس نیروی انتظامی آمدند. به من گفتند از مغازه بیایم بیرون. خانم مسن تر سعی میکرد کلمات خوبی به کار ببرد، ولی کاملا لحنش آمرانه بود. گفت دخترم کارت شناساییت را تحویل بده. فرد دیگر جوان بود . مرتب به حالت تحقیر، سر تا پایم را نگاه میکرد و میگفت موهایت را بکن تو روسریت. مدام تذکر میداد. چند بار پرسید ازدواج کرده ای و من سعی میکردم به سؤالهای بی ربطشان جواب ندهم. سپس فرمی به من دادند و گفتند از کلانتری‌یی که شماره اش را داده اند بروم و کارت شناساییم را تحویل بگیرم وبرگۀ تعهدی را هم امضا کنم. دو سه روز بعد که به آن کلانتری رفتم، رفتار ناشایستی را مشاهده کردم. تازه متوجه شده بودم آن لحن تاحدی مؤدبانه تنها در خیابانهاست و نه بیشتر. در آنجا به پدرم توهین میکردند. مدام از الفاظ بی غیرت و بی ناموس و … برای تحریک او استفاده میکردند. بعد از آن هم به اجبار در سه جلسۀ مشاورۀ آنها شرکت کردم تا بالاخره توانستم کارت شناسایی ام را تحویل بگیرم.” او میگوید:” نوع نگاهم به لباسم فرقی نکرده، اما اگر حدس بزنم جایی که می خواهم بروم گشت ارشاد وجود دارد لباس پوشیده تری انتخاب میکنم. قبلا اصلا مهم نبود برایم و احساس می کردم کسی حق ندارد من را به خاطر پوششم بازخواست کند. اما بعد از دستگیری و آن همه مشکلات، نظرم عوض شد.”
او فکر می کند که نهادهای قدرت با آزاد گذاشتن نوع لباس مردم یقین دارند که جوانان به سمت غرب گرایش بیشتری پیدا میکنند و معتقد است بسیاری از افراطیها از عقب ماندگی کشور به مقامهای بالایی رسیده و نمی خواهند شرایط به سود آزادی های به حق جوانان و زنان تغییر کند.

فرد دیگری که چندین بار مورد تذکر و دستگیری قرار گرفته میگوید:”در نوبت اول من را بعد از دستگیری به مرکز وزرا بردند. بعد از عکسبرداری و گرفتن تعهد، با خانواده ام تماس گرفتد که آنها باید مانتو بلندی با خود می آوردند و بعد از تغییر لباس اجازه دادند که از آنجا بروم. در نوبت دوم و بعد از دستگیری به ماشینهای ون منتقل شدم و بعد از پرسش و پاسخ و اینکه متوجه شده بودند من خبرنگارم، گذاشتند بروم. یکبار هم پیش آمد که بعد از تذکر، از آنها عذر خواهی کردم وآنها هم به همان تذکر قانع شدند و موضوع به دستگیری نرسید. یادم می آید بار اول برخوردی بی ادبانه داشتند. آنچنان به من دستبند زدند که فکر کردم قاچاقچی اسلحه ام یا قاتل زنجیره ای . ”
پاسخ دهندۀ دیگری که در تابستان سال گذشته به دلیل پوشش خود تذکر گرفته می گوید؛ ممکن است در مکانهایی که احتمال بدهم این گشتها وجود دارند پوشش خود را تغییر دهم، ولی این تغییر بدون شک از نوع ترس است نه تغییر نگرشی که به این موضوع دارم.

با توجه به روایتهای زیاد زنان از گشتهای ارشاد و موضوع حق انتخاب پوشش و با توجه به اینکه انتشار تمامی آنها در این مقاله امکانپذیر نیست، به همین چند مورد بسنده میکنم و بقیه را در قالب آمار زیر و به تفکیک اعداد و نشانه ها قرار میدهم. از زنان چند سوال مشترک پرسیده شده است. اول اینکه آیا تاکنون به آنها به علت پوشش، تذکر داده شده است؟
در سوال دوم از آنها پرسیده ام که به نظر آنها آیا تا به امروز حداقل نیمی از زنان در شهرهای بزرگ ایران تذکر دریافت کرده یا دستگیر شده اند؟
در سوال سوم به این موضوع پرداخته شده که آیا وجود این گونه محدودیتها در نگرش آنان به نوع پوشش خود تغییر بنیادینی به وجود آورده است؟
در سوال چهارم آنها به این سوال که آیا موافق حق آزادی پوشش در ایران هستند پاسخ داده شده و سوال پنجم و نهایی به این موضوع اختصاص داشته که به نظر آنها آیا گشتهای ارشاد به شکل وضعیت امروزی ادامه خواهد داشت یا خیر؟

در انتها باید یادآور شد پوشش انسان امروزی کمتر از دویست هزار سال قدمت دارد. در آن زمان انسانها تنها برای مقاومت در مقابل شرایط جوی و امکان سفر راحت تر به مناطق دور افتاده به این فکر افتادند که برای خود فارغ از زن یا مرد بودنشان از پوست حیوانات لباس تهیه کنند. شکل امروزی لباس انسانها قدمت چندانی ندارد و زنانه مردانه کردن بسیاری از موارد از جمله نوع لباس، بیشتر در دوران معاصر و در جوامع و دوره های مردسالارانه ایجاد شده است. برای برون رفت از محدودیتهای امروزی و گذر از این تبعیض ها باید بسیاری از تابوها شکسته شوند و تا آن روز به نظر میرسد زمان زیادی باقی مانده است.