آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ دی ۱۳۹۲

مجله تابلو

بدون دسته بندی


جای پای لایک‌ها در دنیای واقعی


نقش رسانه‌های آنلاین بر زندگی جوانان

129136-3Vo3of1385892063
ظهر‌ها اخبار شبکه یک، شب‌ها بی‌بی‌سی. این برنامهٔ ثابت کودکی‌هایش بود. برنامه کودک را می‌شدگاهی به زورِ بزرگتر‌ها نبیند به بهانهٔ سر درس و مشق نشستن، یا میهمانی خانهٔ فامیلی، دوستی، اما اخبار همیشه بود. یا خودش بود یا بحثش نقلِ محفلِ بزرگتر‌ها. روزنامه و مجله و کتاب هم همه جای خانه پر بود. آن قدر که کتاب‌های کودکانه‌اش میان کاغذهای اغلب سیاسیِ پدر گم بود. پدر که مجلس را دستش می‌گرفت شیرین دو ساعتی همه محوش بودند. اغلب فامیل و دوست و آشنا‌ها تازه‌ترین و ناب‌ترین تحلیل‌های خبری را از زبان او می‌شنیدند. این جور وقت‌ها ته دلش به او افتخارمی‌کرد، اما راستش بیشتر وقت‌ها حوصله‌اش از این همه جدیت و تکرار سر می‌رفت. سرش را گرمِ آتاری و سگا می‌کرد و مشغول تنهایی‌اش می‌شد تا اینکه کامپیو‌تر آمد.

کامپیو‌تر آمد و پشت‌بندش اینترنت. اینترنت دایل آپ با آن سرعت فکسنی شب و روزش شد.نوجوانی بود و شور وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی. دوستی‌های مانیتوری، خلاقیت‌های مانیتوری، فکرهای جمعیِ مانیتوری، زندگیِ مانیتوری. خانواده کم کم نگرانش شدند. از گوشه‌گیری وتنهایی‌اش می‌ترسیدند، از افسردگی و جمع‌گریزی‌اش. اما او غرق دنیای پرهیاهو و سرعت خود بود.
همزمانیِ پیدایش شبکه‌های اجتماعی با آغاز جوانی‌اش به تعبیر خودش از بهترین اتفاق‌های زندگیِ اوست. اینکه به واسطهٔ اینترنت و شبکه‌های اجتماعی علاقه‌هایش را پیدا می‌کند؛ دوست‌های دلخواهش را دارد؛ بهترین موزیک‌ها و فیلم‌های دنیا را در اختیار دارد؛ علاوه بر همه، اخبارِ پدرکه حالا آنها را از تلویزیون بی‌بی‌سی در ماهواره می‌بیند دیگر حتی برای خودش نیز تازه نیست.اینکه او دیگر متهم به گوشه‌گیری و تن دادن به تنهایی نیست. پیش از مورد اعتماد‌ترین رسانه‌های پدر، اخبار توییت شده را برای او می‌خواند یا تحلیل‌های خود را کوتاه و سریع توییت می‌کند خوب است. اینکه پدر، در این سن و سال مشتاق است به دنیای او بپیوندد، فیسبوک داشته باشد و ازاو می‌خواهد آموزشش بدهد خوب است.
پریناز در این احساس تنها نیست. او می‌گوید: “بسیاری از هم سن و سال‌هایم تجربه‌های مشابه من دارند. رسانه‌های آنلاین زندگی همگی ما را تحت تاثیر قرار داده است.”
مژگان دوستِ اصفهانیِ پریناز است. به گفتهٔ خودش در “گودر خدابیامرز”همدیگر را پیدا کرده‌اندو حالا هم فیس بوک و گوپلاس. چند سالی است که دوست هستند و دو بار در قرارهای گروهی با هم ملاقات کرده‌اند. شب‌ها و روزهای زیادی را با هم گذرانده‌اند و بُعد مسافت برایشان معنی ندارد.مژگان علاوه بر دایرهٔ دوستانش در شبکه‌های اجتماعی، صفحه‌های فیسبوکی را از موثر‌ترین رسانه‌ها بر زندگی جوانان می‌داند. او تقریبا روزنامه‌ و مجلهٔ کاغذی نمی‌خواند و به جایش عضوچندین صفحهٔ فیسبوکیِ مرتبط با رسانه‌هاست. او که می‌گوید “مهم‌ترین آدم‌های زندگی‌ام را ازهمین دنیای مجازی پیدا کرده‌ام”، معتقد است “نسل ما بدون رسانه‌های اینترنتی نمی‌تواند زندگی کند.”

Social networking LIKE
آرش دانشجوی روان‌شناسی اهل تهران است. می‌گوید: “دم دست‌ترین تاثیر رسانه‌های آنلاین برزندگی من این است که هم سوژهٔ پایان‌نامه‌ام را از این رسانه‌ها پیدا کردم و هم بخش قابل توجهی از پرسشنامه‌های مربوط به آن را کاربران شبکه‌های اجتماعی پاسخ دادند.” به عقیدهٔ او شاید اگرجامعهٔ ما تا این حد سرکوب شده و تحت کنترل نبود، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین چنین اقبالی در میان جوانان نداشتند و یا نوع کارکرد آنها متفاوت بود.
آرش اما معتقد است “با وجودفیلترینگ شدید، برای بخش قابل توجهی از هم‌نسل‌های من اینترنت یعنی همه‌چیز! شما می‌توانیدجای پای دوستی‌ها، لایک‌ها و کامنتها را همه جا ببینید. جوانان زندگیِ واقعی خود و همدیگر را ازطریق رسانه‌های آنلاین فالو می‌کنند.”
سهیلا چند سالی است که در تهران زندگی می‌کند. او از معایب و مزایای اینترنت می‌گوید: “پیش آمده که تصمیم قطعی گرفته‌ام به کلی دوراینترنت را خط بکشم، اما بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده‌ام. نمی‌دانم بگویم این هم نوعی اعتیاداست، یا اینترنت واقعا بخشی از زندگیِ ما شده است.” او نقش رسانه‌های آنلاین بر زندگی جوانان را بسیار اساسی و موثر می‌داند و توضیح می‌دهد: “الان حتی روزنامه‌ها هم آنلاین منتشر می‌شوند. این یک روند جهانی است و نمی‌توان با آن مقابله کرد. آن چیزی که به نظر من می‌توان از عیب‌های اینترنت به حساب آورد شبکه‌های اجتماعی است. موج غم و افسردگی‌ای که گاهی اپیدمی می‌شود، یا فضولی‌های پنهان و آشکاری که همواره مثلا در فیس بوک وجود دارد، یا چشم و هم چشمی و ازاین جور چیز‌ها.”
اما به اعتقاد فرشاد که اهل ارومیه است، اگر بشود آب و نان را از زندگی حذف کرد، می‌توان ازاینترنت هم صرف‌نظر کرد. او بیشترین وقتش را در وی‌چت، فیس‌بوک و اینستاگرام سپری می‌کند: “من دو شیفت مدرسه می‌روم، اما همزمان دست کم هفت یا هشت ساعت در شبکه‌های اجتماعی پرسه می‌زنم. آنچه از اینترنت یاد می‌گیرم خیلی کارآمد‌تر است. شبکه‌های اجتماعی فقط برای دوست‌یابی نیست؛ هرچند در آن‌جا دوست‌های خوبی هم پیدا می‌کنم، اما اینترنت دنیایی ست که من از آن ایده می‌گیرم، آدم‌های مهم و موثری را از این طریق شناخته‌ام، با کتاب‌های زیادی آشناشده‌ام و دوستانی از جاهای مختلف دنیا پیدا کرده‌ام که از طریق ارتباط با آن‌ها هم دو زبان دیگررا یاد گرفته‌ام و هم با نحوهٔ زندگی مردم در جاهای دیگر دنیا هم آشنا شده‌ام.”
نیما راشدان، کار‌شناس رسانه‌های دیجیتال، کارکرد اینترنت در دههٔ ۹۰ ایران را با کارکرد آن دردهه‌های هفتاد و هشتاد متفاوت می‌داند. او می‌گوید:” در اواخر دههٔ هفتاد و در طول دههٔ هشتاد، مصرف کنندهٔ اینترنت طبقات متوسط به بالا و روشنفکر شهری بودند؛ اما اکنون اینترنت یک رسانهٔ عمومی ست و همه به آن دسترسی دارند. ضمن اینکه تعداد کاربران چندین برابر شده، مصرف کنندهٔ محتوای اینترنتی نیز فرق کرده و بسیار عمومی شده است.”
او معتقد است در دههٔ هشتاد اینترنت در ایران جایگزین رسانه‌های چاپی سانسور شده بود و ماشاهد انفجار وبلاگ‌ها و سایتهای اطلاع‌رسانی بودیم؛ اما در دههٔ نود اینترنت در ایران به اینترنت جهانی نزدیک شده و تفاوت کاربران ما با کاربران جهانی کم شده است. بحث‌های امروز اینترنتی در ایران مختص اطلاع‌رسانی یا بحث‌های روشنفکری نیست، بلکه به سبک زندگی، آرایش و مد هم می‌پردازد که بسیار هم پرطرفدار است و ما شاهدیم بحث‌های پیرامون این مسائل کامنت‌های بالای ۲۰ هزارتا می‌گیرد.”
او با تاکید بر اینکه متولدین دههٔ شصت در نوجوانی با نت آشنا شدند، اما دههٔ هفتادی‌ها با اینترنت بزرگ شده‌اند، توضیح می‌دهد:” اینترنت وسیلهٔ زندگی دهه هفتادی‌هاست و نمی‌توان از زندگی آنها حذفش کرد. به همین دلیل است که مثلا فیلترینگ وی‌چت را تحمل نمی‌کنند. آنها باوی‌چت زندگی می‌کنند، به وسیلهٔ آن محدودیت‌های قانونی و عرفی را دور می‌زنند و افراد موردعلاقه‌شان را در اطراف خودشان، در آپارتمان و محلهٔ خودشان پیدا می‌کنند و وارد زندگی واقعیشان می‌کنند؛ در حالی که دهه شصتی‌ها بعضا نمی‌دانند وی‌چت چیست و یا استفادهٔ عمومی از آن درزندگیشان ندارند. این سطح از استفاده از اینترنت در زندگی واقعی که اکنون شاهد آن هستیم بی‌سابقه است.”
نیما راشدان با بیان اینکه دیوار فرهنگی‌ای که حاکمیت در این سالها برای ایجاد آن هزینه کرده،اکنون ترک برداشته است، می‌افزاید:” در دههٔ هشتاد کنشگران دنبال استفاده از اینترنت بودند اماکاربران اکنون عامهٔ جوانان هستند و به دنبال این هستند که مثل مردم جاهای دیگر دنیا زندگی کنند.”
او با اشاره به صفحات اینترنتی تلویزیون‌ها، با طرح مثال‌هایی می‌گوید:” آکادمی گوگوش بخش قابل توجهی از مخاطبان خود را در طول هفته از طریق اینترنت جذب می‌کرد. مثلا در یک روز ۱۴هزار کامنت برای صفحهٔ آن گذاشته شد. یا مثلا بی‌بی‌سی فارسی با وجود اینکه در ایران دفتر وحتی اجازهٔ فعالیت ندارد، اما از پرمخاطب‌ترین شبکه‌های تلویزیونی است که از طریق اینترنت نیز بامخاطبانش ارتباط می‌گیرد؛ تصور کنید اگر این رسانه‌ها امکان فعالیت در داخل ایران را داشته باشند چه تحولی به وجود می‌آید.”