آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۸ دی ۱۳۹۲

عصمت صوفیه

اجتماع


تجاوز در رابطه‌ی زناشویی


الین کی. مارتین، کیسی تی. تافت، پاتریشیا ای. رسیک

تجاوز جنسی خانگی

ترجمه‌ی عصمت صوفیه

آیا تا به حال به شما تجاوز شده است؟ نه این که غریبه‌ها به شما حمله کرده باشند، نه این که در محلی ناامن تنها مانده باشید، همین‌جا، در خانه‌تان، اتاق خواب و حتا روی تخت‌خواب‌تان، شب‌هنگام، زمانی که فکر می‌کردید با آرامش در کنار همسرتان به خواب خواهید رفت، با خواسته‌های شاید نامتعارف همسرتان روبه‌رو شده‌اید و شاید مقاومتی کوچک، حوصله‌ی شوهرتان را سر برده و … . واقعیت این است که شما مورد تجاوز واقع شده‌اید. «برقراری هرگونه رابطه‌ی جنسی با زن که بدون رضایت او صورت گیرد تجاوز جنسی نامیده می‌شود.» در مقاله‌ی پیش رو، نویسندگان به بررسی تجاوز در رابطه‌ی زناشویی به عنوان خشونت خانگی پرداخته‌اند.

 

تجاوز در رابطه‌ی زناشویی، که امروزه یک مسئله‌ی جدی اجتماعی و مشکلی در حوزه‌ی بهداشت عمومی و روانی است، تا چند سال پیش تنها در برخی از کشورها، و به شکل بسیار محدود، مورد بحث بود و نه تنها جرم شناخته نمی‌شد بلکه کسی عنوان تجاوز نیز به آن نمی‌داد.

 

در طول تاریخ، مردانی که به همسران خود تجاوز می‌کرده‌اند از مجازات قانونی معاف بوده‌اند. بر اساس نظر قاضی ارشد انگلیسی در قرن هفدهم میلادی، آقای ویلیام هیل، شوهر را نمی‌توان به دلیل تجاوز به همسر قانونی خود مجرم شناخت؛ چرا که بر اساس قرارداد ازدواج و رضایت شخصی، زن تماماً خود را تسلیم شوهر می‌کند. این نظر ویلیام هیل که به عنوان «دکترین هیل» شناخته شده است به صورت رسمی در نظام قضایی انگلیس و کشورهای مستعمره‌ی آن و همچنین در شمال آمریکا به اجرا گذاشته می‌شد. پیشتر شخصی به نام بلاک استون نظریه‌ای ارائه داده بود که بر اساس آن، زن جزئی از اموال شوهر در طول دوره‌ی قرارداد ازدواج به شمار می‌رفت. بر اساس این نظریه، شوهر مجرم نیست و می‌تواند هرگونه دخل و تصرفی در اموال شخصی خود داشته باشد. اشخاص به دلیل تصرف و تجاوز و یا آسیب رساندن به مال خود مجرم شناخته نمی‌شوند.

 

مفهوم تجاوز در رابطه‌ی زناشویی حدوداً تا زمان «جنبش زنان برای تغییر در نظام قضایی» درسال ۱۹۷۰ به صورت جدی مطرح نشده بود. به همت فعالان جنبش زنان در آمریکا و به خصوص به کوشش خانمی به نام لارا ایکس، برای اولین ‌بار در سال ۱۹۷۹ در ایالت کالیفرنیا مردی به جرم تجاوز به همسرش مجرم شناخته شد. در حال حاضر، قانون «منع تجاوز در رابطه‌ی زناشویی» در آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی به رسمیت شناخته می‌شود. به رسمیت شناختن این قانون توسط دولت و نظام قضایی در این کشورها سبب شده است که دولت‌ها به صورت جدی‌تر مشکلات و مسائل مربوط به این حوزه را در نظر بگیرند و بودجه‌هایی به تحقیقات علمی و آکادمیک در این زمینه اختصاص داده شود.

 

نظریه‌های معطوف به فمینیسم، ساختارگرایی، و نقش جنسی در اجتماعی شدن افراد، سه نظریه‌ی پیشرویی هستند که در بسیاری از تحقیقات علمی و آکادمیک در مورد بررسی تجاوز در رابطه‌ی زناشویی به کار گرفته می‌شوند. محققان و دانشوران فمینیسم معتقد اند که تجاوز در رابطه‌ی زناشویی به عنوان شکلی از کنترل و سلطه‌جویی از سوی مردان علیه زنان به کار گرفته می‌شود. ساختارگرایان اجتماعی تأکید می‌کنند که تجاوز در رابطه‌ی زناشویی بازتابی از تمایل مردان به سلطه بر زنان و حفظ قدرت سنتی‌شان برای محافظت از خود است و نیز محافظت از آن‌چه که مالکش هستند.

نظریه‌پردازان نقش جنسی در اجتماعی شدن افراد بر این باور اند که، تجاوز در رابطه‌ی زناشویی از اتخاذ و قبول کردن اعتقادات سنتی اغراق‌آمیز نسبت به نقش جنسی نشأت می‌گیرد. بر اساس این نظریه، نقش‌های سنتی جنسی به مردان می‌آموزد که نقش جنسی قدرتمند، غالب و تهاجمی داشته باشند و برعکس به زنان نقش منفعل و مطیع آموزش داده می‌شود.

 

دسته‌بندی تجاوزهای جنسی

 

آزار جنسی غیرفیزیکی

این نوع آزار جنسی اغلب از نوع پرخاشگری زبانی و روانی است که در دو شکل اساسی «اجبار اجتماعی و هنجاری» و «اجبار بر اساس رابطه‌ی بین افراد / ارباب و بنده» تحمیل می‌شود. اجبار اجتماعی و هنجاری رایج‌ترین شیوه است. در این نوع از آزار جنسی، وظیفه‌ی زن بر اساس شوهرداری و تکالیف زناشویی استوار است. وظیفه و مسئولیت اصلی زن ارضای میل جنسی شوهر است، حتا اگر عمل جنسی بر خلاف میل و تمنای درونی زن باشد.

در نوع دوم، شوهر با استفاده از منابع و امکانات مادی یا قدرت خود، همسر را به پیروی و اجابت خواسته‌های جنسی خود وادار می‌کند؛ مثلاً در ازای پرداخت پول، زن را وادار به عمل جنسی ناخواسته می‌کند، حتا اگر عمل جنسی بر خلاف میل زن و نیز همراه با آزار و تحقیر او باشد.

 

تهدید یا اجبار جنسی

بسیاری از زنان، از ترس پیامدهای مقاومت در مقابل آزار جنسی همسر یا شریک جنسی‌شان، به رابطه‌ی جنسی ناخواسته و اجباری تن می‌دهند. آن‌ها از واکنش منفی شریک جنسی یا همسر می‌ترسند. این واکنش‌های منفی اغلب با پرخاشگری کلامی و روانی یا درگیری و خشونت فیزیکی همراه است. این مقوله خود به سه بخش تقسیم می‌شود:

ضرب و جرح  تجاوز همراه با ضرب و جرح که با خشونت‌های کلامی و فیزیکی همراه است

تجاوز فیزیکی با زور این نوع تجاوز ناشی از اختلاف مستمر بر سر نوع و شیوه‌ی عمل جنسی است. در این نوع تجاوز، متجاوز از نیروی فیزیکی خود تا حدی استفاده می‌کند که بتواند عمل جنسی مورد نظر خود را انجام دهد.

 

تجاوز سادیستی و عقده‌ای

این نوع تجاوز اغلب با فعالیت‌های جنسی غیرمعمول همراه است؛ اقدامات منحرفانه که با وارد کردن درد به قربانی همراه است. این نوع از تجاوز اغلب نه به خاطر کنترل همسر یا شریک جنسی که بیشتر به منظور تحریک شدن و برانگیختگی جنسی صورت می‌گیرد.

تحقیقات متعددی برای بررسی عوارض ناشی از خشونت‌های جسمی و جنسی که زنان از طرف شریک زندگی‌شان متحمل می‌شوند انجام شده است. نتایج حاصل‌شده در اغلب موارد حاکی از آن است که خشونت جسمی و نیز خشونت و آزار جنسی عوارض جسمی و روحی بی‌شماری به بار می‌آورد. اما زنانی که خشونت و آزار جنسی را تجربه کرده‌اند بیشتر از زنانی که فقط خشونت جسمی را تجربه کرده‌اند در معرض ناراحتی‌های روانی و فیزیکی قرار دارند.

 

اثرات روانی

افسردگی یکی از عوارض روانی تجاوز در رابطه‌ی زناشویی است. قربانیان دچار مشکلات متعدد از جمله افسردگی حاد، اختلالات عصبی پس از حادثه، ترس از اجتماع، و اختلال در عملکرد جنسی می‌شوند. همچنین قربانیان از مشکلاتی مانند سرزنش کردن و مقصر دانستن خود، اعتماد بسیار پایین به خود و بدن خود، عزت نفس پایین، احساسات منفی نسبت به مردان و رابطه‌ی جنسی رنج می‌برند. موارد متعدد در تحقیقات نشان می‌دهد که، زنانی که خشونت جنسی از سوی شریک جنسی‌شان را تجربه کرده‌اند اعتماد به نفس کمتری نسبت به زنانی دارند که تنها خشونت فیزیکی را تجربه کرده‌اند. مطالعات دیگری نشان می‌دهد که، تجاوز در رابطه‌ی زناشویی به میزان قابل توجهی با افزایش ترس و هراس در قربانیان همراه است.

اثرات فیزیکی

زنانی که قربانی تجاوز جنسی از سوی همسر یا دوست‌پسر خود شده‌اند خشونت جنسی حادتری را نسبت به زنانی تجربه کرده‌اند که مورد تجاوز افراد بیگانه یا ناآشنا قرار گرفته‌اند. تفاوت در میزان خشونت فیزیکی و نوع آسیب است. قربانیان نوع اول خشونت در معرض آسیب‌های فیزیکی بیشتری هستند و نیز آسیب نسبتاً بیشتری به بافت‌های حساس جنسی‌شان وارد می‌شود. نشانه‌های بیشتری از دریدگی، پارگی، ساییدگی، خراش، لطمه و آزردگی‌های پوستی در این افراد دیده می‌شود.

طیف وسیعی از مشکلات جسمی مانند درد شکمی، دردهای شایع مربوط به بیماری‌های زنانه، درد لگن، خون‌ریزی واژن و ترشحات مربوطه، مقاربت دردناک، سقط جنین، عفونت مثانه، دفع دردناک ادرار، خون‌ریزی مقعدی و بیماری‌های شایع روده در این افراد گزارش شده است. آن‌ها در معرض بیماری‌های مزمن مانند سرطان دهانه‌ی رحم و امراض مقاربتی نیز هستند. خطر خودکشی و قربانی قتل شدن نیز در این افراد بیشتر است.

 

منبع