آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ دی ۱۳۹۲

محمد آقازاده

اجتماع


تابلو، بت عیار رنگ رنگ


photo

” تابلو” فوریت چشم را می‌طلبد. دالی است که می‌خواهد صراحت دال را تاًکید کند. امری گذراست که می‌خواهد بخشی از طرح‌وارۀ ذهن شود. نمادی است که زمانه را افشا می‌کند. با حضور مدام خود نشان می‌دهد هیچ چیز جدی نیست. امر گذارست، ولی خود ” تابلو” بدون ارجاعی است که می‌دهد. ماندگاراست. این ماندگاری از جنس ابدیت نیست. بت عیاری است که هر لحظه به شکلی در می‌آید. “تابلو” مؤید این نکته است که هیچ چیز جدی نیست. پیامی است که باید خود را به اتمام برساند تا جا را برای پیام‌های دیگر باز کند. بازی مدلول‌ها با هم است. بر خلاف بازی دال‌ها که به اندیشه، میدان می‌دهد. در بازی مدلول‌ها فرمان‌ها مؤدبانه است. شما باید کاری را انجام دهید، مفاد بخشنامه‌یی را اطاعت کنید و از طریق بدن زیبای یک زن و خوش پوشی یک مرد یک کالا را بخرید
جهان مجازی، یک تابلوی پیشرفته است. یک تابلو در سطح جهانی. توییت کردن و استتوس گذاشتن همان کارکرد تابلو را دارد. در یک لحظه توجه مخاطب را می‌طلبد و بعد آن را به ناچار وامی‌گذارد. جهان، نمایشگاهی شده است با بی‌شمار تابلو، که بدون تاًمل، بدون درنگ، باید سریع واکنش نشان داد، در بازی موج‌ها و ضد موج‌ها قطرۀ آبی شد که احساس همگونی با دریا را در تو برمی‌انگیزد
فرمی است که در سرریز محتوا از خود بیرون می‌ریزد و مدام اشکال نو به خود می‌گیرد. صبری برای دیده شدن که حاصل ناصبوری است، چرا که تابلو می‌تواند بی‌اعتنایی را هم تجربه کند. در جنگ تابلو‌ها شکست حتمی است، در حالی که پیروزی بندرت رخ می‌دهد
اما کتاب ، حاصل تاًمل و تعمق است. باید وقتی هگل را می‌خوانی، با مارکس، استاندال، بالزاک، داستایوسکی و… روبه رو می‌شوی باید جمله به جمله بخوانی، جملۀ بعدی گزارۀ قبلی را باردار می‌کند و از نو خواندن را می‌طلبد. تابلو نقطۀ مخالف کتاب و زبان را به اندیشیدن وا داشتن است. تابلو می‌خواهد کتاب را پس بزند، اندیشه را در اقناع لحظه ای منجمد کند. این جنگ ناگزیر زمانۀ ماست. این می‌تواند در بازی تز و آنتی تز به سنتز تازه راه کشد. این دغدغۀ انسان معاصر است که نه می‌خواهد از آن صرفنظر کند، نه از این.
مجله اینترنتی ” تابلو” لااقل در تاًویل من و در تاثیری که در من می‌گذارد شورمندی این تمنا را به تماشا می‌نهد، همان‌گونه که بکت، یونسکو و… که قهرمانان خود را وامی‌داشتند که با وراجی مدام، غیاب گفتگو و تنهایی انسان را به تماشا بگذارند، این مجله از طریق نمایشی از تابلو و وادار کردن مخاطب برای ورق زدن، حس نوستالژیک کتاب را در ما بیدارمی کند. در هر مطلب و صفحه‌اش عادت‌های قدیمی را زنده می‌کند تا ما به تاًمل وادار شویم. فرم این مجله برای من بیدار کننده است. می‌توان بر آن خرده گرفت، بخصوص برای ما که هر دانلودی در داخل کشور تجربه‌ای زجرآور است، این فرم لااقل در میان ما تازه است.
اما محتوا چیزی است بین جدیت اندیشیدن و تاثیرگذاری ژورنالیستی. در این میانه ایستادن آسان نیست. هم این است و هم نیست،‌‌ هم آن هست و‌‌ هم نیست؛ اما در میانه ایستادن همیشه سخت است. ازهر دو طرف طرد می‌شوی. اما این تقدیر ماست. جهان در پی دی اف‌ها جای کتاب را می‌گیرد. “‌تابلو” تلاشی است تا انقطاع را پس بزند و تداوم دیروز باشد. تا هم بیندیشیم و هم هویت ناگزیر جهان مجازی را پس نزنیم. همین است که ” تابلو”، احترام مرا بر می‌انگیزد و آرزو می‌کنم به نفع انسان ایرانی موفق شود.