آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۵ آذر ۱۳۹۲

بهرام میلانی

اجتماع


چهار طراح مشهور ایرانی که باید بشناسیدشان


دنیای مد دنیای بی‌رحمی است. اگر کسی بخواهد در این دنیا برای خود جایی باز کند باید با شهامت و اعتماد به نفس از هزاران سد مختلف بگذرد. حالا تصور کنید فردی بخواهد در ایران کار خود را به عنوان یک طراح شروع کند؛ جایی که حکومتِ آن لباس را نماد تجملگرایی و فساد می‌داند و برای آن هزاران نوع خط قرمز تعیین می‌کند. با تمام این اوصاف و شرایط هراز چندی افرادی در این شرایط بازهم به دنبال علایق خود می‌روند. این افراد یا خطهای قرمز را می‌شکنند و به آفرینش آثار هنری خود در فضایی آزاد می‌پردازند یا تحت همین خطوط قرمز می‌مانند و شاهکار خلق می‌کنند. در این مقاله به شما چهار نفر از افرادی را که توانستند با شرایط سخت فرهنگی ایران به آنچه که می‌خواستند برسند معرفی می‌کنیم.
—————————–
بیژن پاکزاد
بیژن پاکزاد
می‌دانیم. همۀ شما بیژن پاکزاد را می‌شناسید و مطمئناً تا به حال خبر مرگ و سرگذشتش را خوانده‌اید. شاید هم برنامۀ او را در یکی از تلویزیونهای علیرضا امیرقاسمی دنبال کرده باشید اما با همه این احوال نمی‌شود از طراحان مشهور ایرانی حرف زد و از طراح لباس تام کروز و باراک اوباما نگفت.
تخصص اصلی بیژن پاکزاد در طراحی لباس مردانه و عطر بود. البته او در کنار این دو، دست به ساخت یک کلت طلایی و طراحی ماشینهای رولز رویس و بنتلی نیز زد.
آقای پاکزاد اولین قدم خود در صنعت مد را با افتتاح فروشگاه پلنگ صورتی و واردات برندهای معروف به ایران برداشت. پس از موفقیت مغازۀ پلنگ صورتی و به شهرت رسیدن آن، پاکزاد دست به بازگشایی بوتیک دیگری در ایران زد که نسبت به پلنگ صورتی در جایگاه بسیار بالاتری قرار داشت و محل رفت‌وآمد افراد مشهور ایرانی همچون اعضای خانوادۀ پهلوی و سفرای کشورهای مختلف بود.
از آنجایی که ایران از نظر مد برای بیژن مکان کوچکی بود، ابتدا به اروپا مهاجرت کرد و پس از مدت کوتاهی به آمریکا رفت. او در آمریکا با کمک سرمایه گذار معروف ایرانی داریوش محبوبی دست به تاًسیس مغازۀ خود در بورلی هیلز زد. بیژن برای اینکه سطح کار خود را به دیگران اثبات کند، از اولین روز افتتاح بوتیکش هیچ کس را بدون وقت قبلی درفروشگاهش نمی‌پذیرفت. فروشگاهی که در مدت کمی به گران‌ترین بوتیک جهان معروف شد و حتی شایعه شد که برای ورود به آن متقاضیان باید حداقل درآمدی معادل یک میلیون دلار در سال داشته باشند. پس از مرگ بیژن پاکزاد فرزندان و شریک او آقای محبوبی به گرداندن شرکت بیژن ادامه دادند و تا به امروز‌‌ همان کیفیت قبلی را در محصولات او نگه داشته‌اند.
————————————
مهلا زمانی
اگر کسی باشد که واقعا به پوشش زنان ایرانی اهمیت بدهد و با تمام مشکلات موجود باز هم در ایران مانده باشد مهلا زمانی است. خانم زمانی ابتدا به واسطه رشتۀ خود یعنی مدیریت بانکی، مسئول تجارتی بانک ایران و هلند بود تا اینکه در سال ۱۳۶۲ به شکل جدی به تحقیق در زمینۀ هنر ایرانی روی آورد و مدیریت گالری گلواره را به عهده گرفت. مهلا زمانی حتی قبل از اینکه طراحی را به شکل یک حرفه دنبال کند، موفق به برگزاری نمایشگاههای متعددی در ایران و خارج از آن شده بود که می‌توان در این میان از نمایشگاه لباس سال ۱۳۵۶ ایشان در دهلی نام برد که به کمک شرکت کوکاکولا برگزار شده بود.
خانم زمانی یکی از اولین افرادی بود که پس از انقلاب در ایران نمایشگاه لباس راه انداخت. او در تمام آثارش بر اصالت سنتی لباسهایشان پافشاری می‌کرد و همیشه سعی داشت تا لباسهایی مدرن با طرحی سنتی به بازار عرضه کند. مهلا زمانی یکی از ایده پردازان لباس ملی است و همکاری نزدیکی نیز با دولت و مجلس برای طراحی لباسهای مخصوص ایرانی دارد. البته این طراحیها با باور عموم مردم یعنی چادرهای سیاه و تک شکل، تفاوتی اساسی دارند. در اکثر طراحیهای خانم زمانی از رنگهای شاد و متنوع استفاده می‌شود و شمایلشان یادآور لباسهای محلی اقوام مختلف ایرانی است.
البته نزدیکی خانم زمانی با دولت در زمینۀ لباس ملی او را از گزند گروه‌های تندرو دور نگه نداشته است. شاید معروفترین حملۀ رسانه‌ای این افراد به خانم زمانی متهم کردن ایشان به تجملگرایی به خاطر دوختن لباسی هجده میلیون تومانی باشد. لباسی که با پارچه‌های عتیقه ایرانی دوخته و به یکی از همسران اشراف عرب فروخته شد. مهلا زمانی علاوه بر طراحی، دست به نشر مجلۀ لوتوس نیز زده است که اولین مجلۀ حرفه‌ای مد ایرانی است. خانم زمانی در سال ۲۰۰۴ موفق شد جایزۀ طراح لباسهای پوشیده را از لوسیو برلوسکونی نخست وزیر وقت ایتالیا دریافت کند.
———————————
نیما بهنود
نیما بهنود متولد سال ۱۳۵۵، فرزند مسعود بهنود خبرنگار پرآوازۀ ایرانی است. او از‌‌ همان سالهای نوجوانی علاقۀ بسیار زیادی به طراحی لباس نشان می‌داد و همراه با گروهی از دوستانش همواره دست به تغییر لباسهایی می‌زد که خریداری کرده بود. نیما بهنود عادت داشت تا به مهمانیهای مختلف در تهران برود و لباسهای دست‌ساخت خود را به نمایش بگذارد. طراحی این لباسها آن چنان چشمگیر بود که او بلافاصله برای آنها سفارشهای مختلفی ‌گرفت.
آقای بهنود در سال ۱۳۷۳ به آمریکا مهاجرت کرد و کار خود را به عنوان یک طراح گرافیک ادامه داد. موفقیتهای نیما بهنود باعث شد که او در سال ۱۳۷۶ با شرکت اپل شروع به همکاری کند.
اما هیچ یک این دست آورد‌ها مانع از این نشد که او از علاقۀ اصلی خود یعنی مد و فشن دست بردارد. به همین سبب او از کالیفرنیا به نیویورک، مرکز هنری آمریکا، تغییر مکان داد و پس از گذراندن دوره‌های طراحی در انستیتو فشن تکنولوژی نیویورک موفق به راه اندازی خط لباس خود به نام نیمانیNIMANY شد.
آقای بهنود برای طراحیهای خود از اندی وارهول الهام گرفته است و بیشتر سعی کرده تا هنر عامۀ ایران را در طراحیهایش به کار ببرد. همین استفاده از طراحیهای ایرانی باعث شده است تا لباسهای نیما بهنود در میان بازار رقابتی لباس، منحصر به فرد شود و توجه افرادی چون کوین اسپیسی را به خود جلب کند.
———————————-
زهرا یاراحمدی
زهرا یاراحمدی
از گالری پر زرق و برق بیژن و لباسهای چندمیلیون تومانی مهلا زمانی که بگذریم، طراحانی را پیدا می‌کنیم که هدف اصلیشان طراحی لباس برای نسل جوان ایرانی است. یکی از این طراحان زهرا یاراحمدی است.
زهرا یاراحمدی در سالهای ابتدای جوانی در رشتۀ اقتصاد تحصیل و مدتی نیز برای شرکتهای بیمه کار کرد تا اینکه به سبب مهاجرتش به ایتالیا تصمیم به ورود به رشتۀ طراحی فشن گرفت. خانم یاراحمدی پس از پایان تحصیلاتش در انستیتو تخصصی فشن ایتالیا- پلی مد-ا به ایران بازگشت و برند خود به نام دژاوو را راه اندازی کرد.
گروه دژاوو در ابتدا به دلیل سختگیری‌های فراوان به صورت زیرزمینی کار می‌کرد اما به سبب گشایشهای فرهنگی و نرمش مسئولان در برابر صنعت مد، تبدیل به یک خط تولید لباس رسمی در ایران شد و با شرکت در جشنوارۀ مد فجر از سوی مردم به عنوان “برندِ بر‌تر” انتخاب شد.
خانم یاراحمدی سعی کرده‌ همگام با استفاده از رنگهای شاد و طرحهای ایرانی ، کارهای خود را مدرن و ارزان نگه دارد. همین نوآوری و دسترسی آسان به لباسهای برند دژاوو باعث شده است که این خط تولید لباس به یکی از نامهای معروف در صنعت لباس ایران تبدیل شود و حتی آوازۀ آن به خارج از مرزهای کشور برسد.