آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۳ آذر ۱۳۹۲

امید باقی

اجتماع


لنگه کشف‌ها


لنگهٔ اول: تسبیح خوانی شبانان بر مسیح نوزاد – هوگو فان در گوس Hugo van der Goes
تسبیح خوانی شبانان بر مسیح نوزاد – هوگو فان در گوس Hugo van der Goes
حسن تصادف باعث شده، یکی از لنگه کفش‌های مورد نظر ما، در اطراف مسیح تازه‌زاد پیدا بشود. این نقاشی را هوگو فان در گوس، نقاش هلندی، در نیمهٔ دوم قرن پانزدهم، برای مهراب سه‌لتیِ پورتی‌ناری کشیده است.
یکی از نقش‌مایه‌های پربسامد تصویرگری مسیحی، “تسبیح شبانان بر مسیح نوزاد” است. داستان این رویداد با اینکه به اندازهٔ لنگهٔ دیگرش، یعنی “هدیه آوردن سه پادشاه مجوس برای مسیح” جنجالی و معروف نیست، به خصوص برای هنرمندان پروتستانیست و رفورمیست، به خاطر جنبه‌ ایدئولوژیکش، از آن مهمتر است.
ماجرا به روایت انجیل لوقا از این قرار است که: “در آن نواحی شبانان در صحرا به سر می‌بردند و در شب پاسبانی گله‌های خویش می‌کردند… ناگاه فرشتهٔ خداوند بر ایشان نازل شد… ایشان‌را گفت مترسید زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما می‌دهم… امروز برای شما در شهر داوود نجات دهنده که مسیح خداوند باشد متولد شد… چون فرشتگان از نزد ایشان به آسمان رفتند شبانان به یکدیگر گفتند الان به بیت لحم رویم و این چیزی را که واقع شده و خداوند آن را اعلام نموده است ببینیم.” (لوقا باب دوم آیه شانزدهم)
پیام ایدئولوژیک این داستان، طبق تفسیر چپهای‌‌ همان روزگار، به طور خلاصه، این بود که زحمتکشان پیش از فرمانروایان پیغام رستگاری را شنیدند. این ملاحظه قرار گرفتن تصویر این رویداد در لتهٔ وسط محراب را توجیه می‌کند. اما وجود لنگه کفش درگوشهٔ تصویر را نه.
———————————————–
لنگهٔ دوم: ازدواج آرنولفینی- یان فان آیک Jan van Eyck
ازدواج آرنولفینی- یان فان آیک Jan van Eyck
شهرت این نقاشی فان آیک از جمله مرهون آینهٔ محدبی است که پشت سر زوج آرنولفینی نقاشی شده و تصویر حاضران در اتاق را از زاویهٔ مخالف بازتاب داده است. فان آیک هم هلندی است و در نیمهٔ قرن پانزدهم زیسته. او چنان در بازنمایی بی‌کم‌وکاست جزئیات دقت می‌کند، که بینندهٔ غیر متخصص گمان هم نمی‌کند، جای‌جایِ این تصویر ظاهرا ناتورالیستی شبکهٔ پیچیده‌ای از سمبلها چیده شده باشد.
در گوشه‌ سمت راست جلوی تصویر یک جفت کفش جفت نشده افتاده که شلختگی طبیعی و سرزنده‌ای به اتاق داده (ضمن اینکه اگر نقاشی را از نزدیک ببینید، یک جفت دمپایی قرمز هم بین عروس و داماد در انتهای صحنه کشف خواهید ‌کرد.)
گره گشایی از این رمز دشوار نیست. در تمام نقاشیها و موزائیکهایی که تجلی خدا بر موسی در قالب بوتهٔ آتش را نشان می‌دهند، موسی را پابرهنه، یا درحال درآوردن کفشهایش می‌بینیم. بنیاد این سنت تصویری بازمی‌گردد به فرمان خدا به موسی (کتاب دوم خروج باب سوم آیهٔ پنجم) که از او خواست کفشهایش در از پا دربیاورد، چرا که در سرزمین مقدس ایستاده است. همین مضمون در قرآن (سوره طه، آیه دوازده) بیان می‌شود: فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى.

فان آیک با نشان دادن کفشهای از پا درآورده، می‌خواهد بر فضای روحانی و تقدس رویداد عقد پیمان زناشویی تاکید کند. این کشف لنگه کفش گوشهٔ نقاشی «تسبیح خوانی شبانان در مسیح نوزاد» را تفسیر می‌کند.
—————————————————–
لنگهٔ سوم: یک جفت کفش- ونسان ون گوگVincent van Gogh
یک جفت کفش- ونسان ون گوگVincent van Gogh
در فاصله سالهای ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۸ ون‌گوگ، نقاش هلندی، در پاریس اقامت داشت. او طی این مدت یک بغل نقاشی در قالب طبیعت بی‌جان کشید. یک مجموعه از این طبیعت بی‌جانها کفشهای خراب و کهنه بودند؛ این “یک جفت کفش” یکی از آنهاست.
ون‌گوگ این کفشها را در یک دست دوم فروشی خرید (بعضی‌ها نوشته‌اند که خودش هم یکبار آنها را پوشید، بعضی نوشته‌اند فقط نگاهشان کرد). ون‌گوگ قطعا نمی‌دانست که این کفشها چه ارزش فلسفی‌ای دارند. این را بعدا هایدگر فهمید. هایدگر Martin Heideger در سال ۱۹۳۵ این کفشها را موضوع درسی دربارهٔ فلسفهٔ هنر در دانشگاه فرایبورگ قرار داد. این درسها در سال ۱۹۵۰ در کتابی با عنوان “آغازگاه کار هنری” چاپ شدند. آتشی که با چاپ این کتاب روشن شد، هنوز در دانشکده‌های فلسفه و موزه‌های هنر می‌سوزد.
هایدگر توضیح نمی‌دهد از کجا فهمیده این کفشها زنانه هستند، در عوض توضیح می‌دهد: “کفش در کار به نور وجودش قیام می‌یابد. وجودِ این موجود به پایندگی نمایش خود می‌رسد. لذا ذاتِ هنر عبارت است از: خود-را-در-کار-نشاندنِ حقیقت.” (سرآغاز کار هنر، مارتین هایدگر، ترجمه پرویز ضیاء شهابی، نشر هرمس ۱۳۸۲).
مایر شاپیرو Meyer Schapiro منتقد هنر اهل لیتوانی، که به آمریکا مهاجرت کرده بود، درسال ۱۹۶۸ نوشت که هایدگر اصلا چیزی از این کفشها نفهمیده؛ چون این کفشها اولا مردانه‌اند، ثانیا متعلق به یک آدم شهرنشین هستند. شاپیرو معتقد است که این کفشها به چشم ون‌گوگ تصویر خودش در غربت‌نشینی پاریس هستند.
ژاک دریدا Jacques Derrida فیلسوف ساختارشکن فرانسوی می‌گوید که هایدگر و شاپیرو هر کدام خود را در آینهٔ نقاشی ون‌گوگ دیده‌اند. هایدگر تاملات رمانیتک دربارهٔ طبیعت و شاپیرو دل‌آزردگیهای مهاجرت را در اثر ون گوگ فرافکنی کرده‌است. جالبتر اینکه دریدا کشف می‌کند که “یک جفت کفش” اصلا جفت نیستند. هر دولنگه متعلق به پای چپ هستند.
حالا حق داریم روش دریدا را علیه خودش به‌کار ببندیم و با شیوهٔ فرویدی فکر کنیم اگر ریگی به کفش خود دریدا نبود، هر دو لنگه را چپ نمی‌دید.
لابد می‌دانید ادیپوس یعنی کج پا!
—————————————-
لنگهٔ چهارم: سوغاتی هلند
کفش های هلندی
توریستها اگر می‌شد آسیابهای بادی را از جا می‌کندند؛ چون نمی‌شود کفشهای چوبی از هلند یادگار می‌آورند. کفشهای چوبی در مناطق مختلف آلمان، سوئیس، دانمارک، هلند و فرانسه اسامی متفاوتی دارد. در هلند نامشان کلومپن است. کلومپن یکی از نمادهای کشور هلند است. جالب این‌که در فرانسه به کفشهای چوبی می‌گویند سابوت Sabot این کلمه ریشهٔ لغت سابوتاژ Sabotage یعنی خرابکاری است. این کفشها در فرانسه نماد خرابکاری هستند.
آیا این فقط یک تصادف است که نقاشان همهٔ لنگه کشفهای ما هلندی بودند؟