آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۴ آذر ۱۳۹۲

مانا پهلوان

اجتماع


فیسبوک، فشن و باقی قضایا


کانژ 1
حتی اگر فیسبوک فیلتر باشد و حتی اگر برای سرک کشیدن به آن باید از ده مدل “وی پی ان” و “سایفون” و سایر امکانات فیلترشکن استفاده کرد، اما باز هم انتخاب لباس در فیسبوک خیلی راحت‌تر است از راه افتادن در خیابانهای آلودۀ شهر و گیر افتادن در ترافیکهای نفسگیر. کافی است چند صفحۀ مشهور طراحان لباس را لایک کنید تا هر بار که صفحۀ فیسبوکتان را باز می کنید با جدید‌ ترین مدلهای لباس آشنا شوید و حتی همان جا قیمت بگیرید و سفارش بدهید.
گلاره مرندی و سمیرا شریفی اصل در شهریور ماه سال ۹۱ ” کانژوک” را تاًسیس کردند. آنها در پاسخ به این سؤال که چرا چنین نام غریبی را برای خود برگزیده اند می گویند: ” می خواستیم نام منحصر به فردی باشد، ضمن اینکه از لحاظ تلفظ ، القای مدرن بودن، ریشۀ فارسی داشتن و نوعی ارتباط معنایی با لباس و پوشش داشتن هم ارضا کننده باشد. بنابراین بعد از جستجوی بسیار به کانژوک رسیدیم که واژه‌ ای سانسکریت – از ریشۀ کانچوکین – است و از فرهنگ دهخدا گرفته ایم.”
کانژ 2

آنها همچنین، معتقدند که هم تحصیلاتشان مرتبط با شغلشان است، هم علاقه و استعداد برای خلاقیت و متفاوت بودن را دارند و هم، از همه مهم تر، به دنبال یافتن شغلی بودند که بتواند هزینه های زندگیشان را تاًمین کند. در عین حال تاًکید می کنند که نیاز بخشی از جامعه که گرایشهای خوشپوشی با حفظ هنجارهای حداقلی جامعه را دارند و بازار رسمی نیازشان را برآورده نمی کند، نمی توانند نادیده بگیرند.
درادامه توضیحاتشان می گویند:” قبلاً در مقیاس شخصی و خانوادگی هم توانایی خودمان را سنجیده بودیم. البته این کار نوعی چالش شیرین هم بود و هست برای ما که شیطنت جوانی و دخترانه را به عرصه های بخت آزمایی ببریم؛ یا بقول معروف هم فال باشد و هم تماشا.”
مریم معینی که گالری ماه را اداره می کند، در مورد آغاز به کارش در طراحی لباس می گوید: ” از زمانی که یادم می‌آید همیشه لباسهای ما در خانه به دست مادر و خواهر‌هایم دوخته می‌شد. در دورۀ دانشجویی نیز لباسهایی که می‌پوشیدم چون دست‌ دوز و محصول خانه بود، طبیعتا متفاوت بود و به همین دلیل مورد توجه دوستانم قرار می‌گرفت. تئاتر می خواندم و می دانید که از این رشته نمی توان پول در آورد. به همین دلیل وقتی به مشکل مالی برخوردم، تصمیم گرفتم با توجه به تجارب گذشته و پشتوانۀ خانواده به سمت این رشته بیایم و خودم را محک بزنم. اول کارهایی برای خودم انجام دادم و سپس با علاقه‌مندی اطرافیانم آن را گسترش دادم و الان حدود سه سال است که این کار را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهم.”
در کانژوک همه چیز پیدا می شود؛ از لباس برای مهمانی شب تا بلوز و شلوار و مانتو و آنچه می شود به عنوان مانتو پوشید. همۀ این لباسها اما طراحی، برش و چاپ بر روی پارچۀ متفاوتی دارند. از نقش‌بستن اندام زنی بر روی مانتو گرفته تا برشهایی چند رنگ بر روی بلوزها. گلاره و سمیرا می‌گویند برای رسیدن به این تفاوت تلاش کرده اند: “ما با اﻳﺠﺎﺩ ﻫﺎﺭﻣﻮﻧﯽ ﺑﻴﻦ ﺭﻧگها ، ﮔﺎﻩ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻧﻮﺍﺯ ﻭ ﮔﺎﻩ ﻧﺎﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ، ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﭘﻮﺷﺸﯽ ﺧﺎﺹ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﺎﺳﺐ و نزدیک ﺑﺎ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﯼ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻴﻢ. ﻣﺎ ﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻳﻢ و هستیم ﮐﻪ ﻳﮏ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺍﻳﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ رﻋﺎﻳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﺎﺭﭼﻮبهای ﻣﻘﺮﺭ ﺷﺪﻩ، ﺧﻮشپوش، ﺧﻮشرﻧﮓ، ﺭﺍﺣﺖ، جسور وﺍﻳﻤﻦ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﻴﺎﺯﺑﻪ ﺧﻮشپوش ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﮑﺮ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﭙﻮﺷﻴﻢ ﻭ ﺑﺘﺮﺳﻴﻢ؟ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺁﻧﭽﻪ را ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﮐﻨﻴﻢ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮای ﺁنها ﻫﻢ غلبه ای خوش آیند داشته باشد. ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺟﻨﮕﻴﻢ. ﻣﺼﺎﻟﺤﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ.”
کانژ3
کانژوکی ها می گویند که لباسها را برای قشر خاصی – متوسط و فرهنگی – از جامعه طراحی می کنند:” اما نه برای بازۀ سنی خاص. زیرا هنوز بیشتر لباسهایمان برای پوشش در عرصۀ عمومی جامعه است و در این عرصه، تفکیک مشخصی بین سنین مختلف وجود ندارد. بدیهی است که در صورت گسترش بازارمان (که با تولید لباس برای عرصه های شخصی تر و خصوصی تر – مثل پیراهن یا تاپ و از این قبیل – همزمان خواهد بود) به سمت تولیدهای متنوع با توجه به سن مشتریان هم برویم. در حال حاضر هم بیشترین مشتریان ما دختران جوان و خانمهای زیر پنجاه سال هستند و خانمهای مسن‌تر را کمتر پوشش می دهیم.”
لباسهای رنگارنگ و مانتوهایی گاه متفاوت از سلیقۀ ماموران گشت ارشاد؛ با این مقوله چطور کنار می آیند؟
گلاره و سمیرا:” جامعۀ امروز ایران یک جامعۀ کاملاً سیال است و پر از شکافهای بین سنت و مدرنیته. ما هم مثل همه تلاش می کنیم که در بین این شکافها وول بخوریم و گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم. به قول یکی از استادانمان جامعۀ ایران مثل لباسهای اجدادمان – که بی شباهت به لباسهای طراحی شده توسط ما هم نبوده است – چهل‌تکه است و هر کسی بخواهد می تواند رنگ خودش را در این چهل‌تکه بجوید و پیدا کند. البته گشت ارشاد و محدودیتها هم وجود دارند و گاهی هم خیلی عبوس و جدی می شوند ولی این طورکه زندگی و ابتکار و ارادۀ جوانان را تحت تأثیر مطلق خودشان داشته باشند هم نیست. با این توضیح اضافه که ما در حال حاضر به صورت نیمه علنی- نیمه مخفی و برای محدوده های جمعیتی شناخته شده کار می کنیم. و هنوز به گسترشی نرسیده ایم که مجبوربه مراقبت دائمی باشیم. تا کنون مشکلی نداشته ایم و امیدواریم که روزهای بهتری را هم تجربه کنیم.”
مریم معینی هم مثل کانژوکی‌ها دوست ندارد مورد مواخذه کسی قرار بگیرد و با آگاهی کامل از این موضوع کار می‌کند. او می گوید:” طیف سنی مشتریان من بین بیست تا پنجاه ساله‌اند. البته گاهی پیش آمده که فردی با هفتاد سال سن هم کارهای مرا دوست داشته و خریده است. من معمولاً یک سری نمونۀ لباس دارم که بر اساس آن سفارش می‌دهند. اما مقداری پارچه نیز در کنار اینها می‌گذارم که با تعامل با مشتری، بر اساس سلیقه و سن و سال، می‌توانیم به رنگهای جدید نیز برسیم؛ یا مثلا روی پارچه، با کاموا و دیگر مواد طرحهایی کار شده که با تنوع رنگ آن یا پس زمینه اش به سلیقۀ مشتری نزدیک می‌شوم. مثلاً با تغییر رنگ از تند به ملایم، شرایطی را بوجود می‌آورم تا بر اساس خواستۀ مشتری، بتواند آن مانتو را در محل کار نیز استفاده کند.”
در حالی که کانژوکی‌ها می گویند که نگاهی به مد جهان دارند و مشتریهایشان هم چشمی به خارج از ایران اما مریم معینی معتقد است:” من دوست دارم کارم امضای خودم را داشته باشد. چون فکر می‌کنم پوشش هر فرد شخصیت و هویت وی را نشان می‌دهد. لباس، یا درون من را نشان می‌دهد و یا آن چیزی که هستم ولی نمی‌خواهم نشانش بدهم. به نظر من مد اتفاقی گذاراست. البته این بدان معنا نیست که به هیچ وجه تاثیر نگیرم. مثلا وقتی برای خرید به بازار می‌روم و می‌بینم که بازار را رنگ سبز فرا گرفته است چون رنگ سال است و مد است، طبیعتا ترغیب می‌شوم که از رنگی که مد است بیشتر در کار‌هایم استفاده کنم.”
کانژ4
با همه اینها، فیسبوک و صفحات مخصوص لباس را اگر زیرورو کنید، هیچ اثری از قیمت لباسها نمی‌بینید. گلاره و سمیرا می‌گویند:” قیمتها را اعلام نمی‌کنیم چون ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﻢ، ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﮑﺎﺗﺒﻪ ﮐﻨﻴﻢ، ﺁﺩمها ﺑﻪ ﻣﺎ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ ﮐﻨﻴﻢ، و ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ ﺍﮔﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻧﺪ ﻭﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺩﻟﻴلش ﭼﻪ ﺑﻮﺩﻩ.
ﮐﺎﻧﮋﻭﮎ – که ما باشیم – ﺍﺯ طبقۀ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ، ﺗﻼﺵمان ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﻴﻤتها ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻳﺎ ﺣﺘﯽ ﭘﺎﻳﻴن‌تر ﻫﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻮﺳﺎﻧﺎﺕ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﺭﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻬﻢ اذیت کرده و ﻳﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ خیلی هم ﺩﺭ ﺧﺮﻳﺪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﻭ ﻣﻠﺤﻘﺎﺕ ﮐﺎﺭﻳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﺨﺖ ﻣﯽ‌ﮔﻴﺮﺩ . وضعیتی ﮐﻪ باعث می‌شود ﻣﺎ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻓﺸﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻭ ﮐﻤﺘﺮﻳﻦ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻧﻤﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻴﻢ. با این حال امیدواریم که شرایط بهتر بشود.”
آنها در پاسخ به این سؤال که آیا چرخ زندگیشان را کانژوک می‌چرخاند یا نه؟ می‌گویند:” ما امیدواریم و مصممیم که چرخ زندگیمان را بچرخانیم. الان هم چرخ زندگی می‌چرخد اما نه به سرعت سانتریفیوژها. اما رئیس جمهور جدیدمان قول داده که سرعت‌مان را زیاد کند و فعلاً که خبرها همه خوب است و ما امیدواریم و قبراق. مامنتظر سفارشات خانمهای خوش سلیقه و سخت‌ پسند، خانواده و همکار و فامیل – چه در داخل و چه در خارج ایران – هم هستیم.”
کانژوک 5
مریم معینی هم می‌گوید که حواسش هست که شرایط مالی بازدید کننده‌ها چگونه است، اما او هم چرخ زندگی‌ای دارد که باید بچرخد:” چرخ زندگی می‌چرخد ولی اینکه چگونه می‌چرخد هم مهم است. شاید اگر من انرژیم را مستقلاً روی این کار می‌گذاشتم ، شرایط خیلی بهتر بود. البته میزان سرمایه گذاری و حوزۀ تحت پوشش بسیار مهم است که من هنوز نتوانسته‌ام روی آن تمرکز لازم را داشته باشم. ولی به آینده بسیار خوشبین هستم.”