آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۴ آذر ۱۳۹۲

نسیم سرابندی

اجتماع


رفتگانی که ما بودیم


هشدار: این یادداشت لبریز خاطره‌هاست
16 آذر


تصویر اعتراض گروهی از دانشجویان به حکم اعدام هاشم آغاجری در دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۸۱ ، عکس: حسن سربخشیان
شانزده آذر ماه ۱۳۸۳، دختر جوانی پر شر و شور که حفاظهای بسته خانه را شکافته و پا به دنیای جدیدی گذاشته با آرزویی دیرینه از سال ۷۶ که خاتمی پیروز انتخابات ریاست جمهوری شد، وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران می‌شود. آخرین حضور خاتمی در دانشگاه تهران که مصادف با اعتراضات و درگیریها بین دانشجویان سرخورده از عقب نشینی‌های دولت خاتمی و نیروهای اصلاح‌طلب بود. حتما فیلم‌اش را دیده‌اید؛ همانجا که خاتمی در پاسخ اعتراض دانشجویان می‌گوید:«می‌دهم بیرونتان کنند» و خشم دانشجویان برانگیخته می‌شود.

سالهای پس از آن تا ۱۶ آذر۸۸ را که ورق می‌زنی می‌بینی دیگر هیچ شانزده آذری نبوده که تو در خانه نشسته باشی یا راهیِ جایی غیر از دانشگاه بوده باشی. از روزهایی که با سر کارآمدن دولت احمدی‌نژاد دیگر مجوزی برای برگزاری برنامه‌ها در سالنهای دانشجویی صادر نمی‌شد و گا‌هی به بهانه آلودگی هوا دانشگاه تعطیل می‌شد تا تجمعات سالهای آخر دوره احمدی‌نژاد که همراه با دوستانت در دفتر تحکیم وحدت، هر سال با شعاری نو برگزار می‌کردید. یادآوری و مرور آن همه خاطره و تلاش که با شوق جوانی درآمیخته بود تو را می‌برد به دنیایی دیگر. مهاجرت اجباری از پس تهدید‌ها و بازداشت ۸۸ تو را هم بخشی از رفتگان اجباری کرد. اما انگار ردپای همه آن روز‌ها بر دلت نشسته. همه آن تکاپو‌ها که با ترس، تهدید، بازداشت و برخورد همراه بود اما هنوز ادامه می‌دادی.
حال می‌اندیشی که آیا راهی که رفتید درست بود؟ آیا نسل ما که دوران سرکوب سخت احمدی‌نژاد را سپری کرد، راهی غیر از آنچه برگزید، داشت؟ نسل امروز از فعالیت دانشجویی چه می‌طلبد؟ آیا مانند نسل ما سری پر ز آرمان دارد؟ آیا می‌خواهد که آزادی را برای خود و نسل دیگر به دست آورد؟ حال که بسیاری از دوستانت اسیر می‌له‌های زندان بودند و هستند و گروهی دیگر همراه تو مهاجرت تبعیدی را تجربه کرده‌اند و بر تنشان زخم سرکوب و ضربه‌های استبداد باقی مانده، می‌اندیشی که راه چه بود؟
از پس سالهای سیاه سرکوب احمدی‌نژاد و وقایع کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ حال دولتی برآمده که شعار «تدبیر و امید» می‌دهد، در حالی که هنوز کاندیداهای انتخابات پیشین در بند هستند. اما این دانشجویان متفاوت از نسلی‌اند که تو بودی. دانشجویانی که دغدغه زندگی آزاد و خوش را بیش از هم‌قطاران تو و خودت در سر می‌پرورانند و چه کسی است که بگوید حقشان نیست. آنان که اگر وارد سیاست هم شوند نه در پی آرمانی بزرگ یا تاریخی که دنبال برآوردن آرزویی زمینی هستند؛ آرزوی زندگی آسوده و با آرامش از پس سالهای دانشگاه. تفاوت را با چشمانت می‌بینی اما می‌پذیری که تغییر همین است و دوست داری که این تغییرات مثبت باشد. شاید تجربه نسل ما آنقدر موفق نبود و یا شاید دیگر نمی‌شود مانند گذشتگان قدم برداشت.
در حالی که نشسته‌ای و داری به جوابهای مصاحبه‌ای در مورد حضور دختران دانشجو و مشارکت آنان در فعالیتهای دانشجویی پاسخ می‌دهی، حس می‌کنی راهی که رفتی انگار «خودت» را می‌بردی. انگار می‌خواستی آن فضاهای مردانه و تک‌جنسیتی را تغییر دهی. انگار می‌خواستی به تبعیضهایی که به خاطر زن بودنت به تو و دیگری این بار در دانشگاه می‌شود، اعتراض کنی. می‌خواستی صدایی باشی در میان آن همه هیاهوی سرکوبگران و ظالمان که حضور دانشجویانی را که متفاوت می‌اندیشیدند، برنمی تابیدند. خواستی ادامه نسل آزادی خواه شانزده آذری‌هایی باشی که با خون خود در صحن‌‌ همان دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ راهی بی‌بازگشت را برگزیدند.

خواسته‌ای که تاریخ را ادامه دهی اما نمی‌دانی که نسل امروز هم آیا دغدغه‌ای با نام ادامه‌‌ همان «آرمان تاریخی» دارد؟ نسل کنونی به عملکرد تو و یارانت چگونه می‌نگرد؟ آیا می‌داند آرمان تاریخی ما رسیدن به زندگی برابر و آزاد برای همگان است؟ نگرانی که اگر این بار هم دولت تدبیر و امید نتواند به خواسته‌های این نسل پاسخ دهد، سرخوردگی تکرار شود. می‌اندیشی که آیا این نسل هنوز هم آرمانی با نام ساختن «جامعه مدنی» در سر می‌پروراند؟ آیا دانشجویان کنونی پس از چهار سال حضور در دانشگاه باز هم به سیاست و آنچه که بر سرشان می‌رود حساس باقی خواهند ماند؟ آیا هنوز هم دخترانی هستند که فکر کنند باید فعالیت کرد و حضور داشت تا نابرابریها را کاهش داد؟ مطمئنا هنوز هم هستند. عکسهایشان را می‌بینی اما با خود می‌گویی کاش از گذشته درس بگیرند و بگیریم. اگر همچون نسل ما چنان رادیکال نیستند و دنبال حفظ تعادلند، کاش اما امیدهای واهی نیز نداشته باشند. به خاطر بسپارند که این روزهای پر شر و شور می‌گذرد و چیزی که برجا می‌ماند «تغییری» هر چند کوچک از پس رنجها و کارهایی است که ایجاد کرده‌اند.