آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۴ آذر ۱۳۹۲

مهدخت شیرازی

اجتماع


جنس ایرانی به تن ایرانی برازنده است


بازار کت و شلوار تهران
عکس ها: اختصاصی مجله تابلو
“خانم چه کاریه؟ چرا کت و شلوار آماده نمی‌خرید؟ به صرفه تره ها!.” مرد جوانی که پشت چرخ ژانومۀ صنعتی راسته دوزی نشسته، در پاسخ به سؤالم این را می‌گوید. مرد جوانی که دارد درز پاچۀ یک شلوار مردانه را می‌دوزد؛ در تنها خیاطی بازمانده از دوران طلایی خیابان باب همایون.
خیاطی‌ای درست پشت یک پاساژ مدرن پر از کت و شلوارهای رنگ و وارنگِ آماده با نام میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل که خودش از اولین فکل کراواتیهای تهران بوده. روزنامه نگار بی‌پروایی که آن روز که روزنامۀ صوراسرافیل را منتشر می‌کرد حتی فکرش را هم نمی‌کرد که روزی نامش را روی پاساژی بگذارند که از این لباسهای فرنگی‌دوز در آن فروخته می‌شود. اما دست تقدیر است که از نام و خاطره میرزا جهانگیر خان، تنها همین خیابان و این پاساژ به یادگار بماند. پاساژی که حالا چند سالی است به جای کت و شلواردوزیهای قدیمی باب همایون، رو به روی اداره دارایی کل قد علم کرده است و از یک سو به خیابان پیاده روی ” داور” راه دارد. خیابانی به اسم وکیلِ مکلای دیگری که به جای عبا و عمامه، با کت و شلوار، پایه گذار محکمۀ جدید شد.
***
از مردان خانواده شنیده بودم که باب همایون بورس خیاطیهای مردانه است. برای همین در میانۀ یک روز بارانیِ پاییزی راهی خیابان باب همایون شدم. اما به جای آن خیاطیها با این پاساژ رو به رو شدم. پاساژی پر از لباسهای مردانه که بیشترشان مارکهای خارجی داشتند. کت و شلوارهای رنگارنگ از قهوه‌ای سیر تا مشکی. و البته کت شلوارهای رنگی. در یکی از فروشگاهها یک کت و شلوار نارنجی، سر جالباسی بود به قیمت ششصد هزار تومان . وقتی فروشنده قیمتش را گفت بی‌اختیار پرسیدم:” کسی هم این کت و شلوارها را می‌خرد؟” و پاسخ فروشنده این بود که جزو پرفروش ترین کارهای این مغازه است. به دنبال پیدا کردن خیاطی، چرخی در پاساژ زدم. قیمتها و مدلها تنوع زیادی داشت. کت و شلوارهای چینی و ترک از صد هزار تومان تا چند میلیون فی خورده بودند. قیمت یک کت اسپرت ترک قهوه‌ای را در یکی از فروشگاهها می‌پرسم، کت تک هشتصد هزار تومان. از فروشنده می‌پرسم:” دوخت ایران هم دارید؟” چند مغازه آن طرف‌تر را نشان می‌دهد. تنها آنجا کت و شلوار دوخت ایران فروخته می‌شود. دلیلش ساده است. کارهای ترک خریدار بیشتری دارد. چینی هم ارزان قیمت است. با راهنمایی همین فروشنده به آن مغازۀ خیاطی، در کوچه ای بن‌بست و قدیمی پشت پاساژ، می رسم.
***
مرد جوان از اینکه دنبال سفارش دوخت کت و شلوار هستم متعجب است و می‌گوید که :”مگر قد و سایز آقایی که برایش سفارش می‌دهید استاندارد نیست؟ هر اندازه ای که بگیرید ما می‌توانیم در کمترین زمان اندازه اش کنیم.” قرار نیست بفهمد اینها را برای گزارش می‌خواهم. می‌گویم:” کمی ایراد گیر است.” اما قانع نمی‌شود. می‌گویم:” مگر شما خیاط نیستید؟ برایتان چه فرقی می‌کند. قیمت بدهید و سفارش بگیرید.” می‌گوید:” خانم آقای ما ۵۰ سال خیاطی کرد. کت و شلوار آدمهای معروف را دوخت. اما این لباسهای آمادۀ خارجی رونق کارش را گرفت. حالا کار ما شده کوتاه کردن و قد زدن کت شلوارهای آماده. صرفش بیشتر از وقتی است که برای دوخت یک دست کت و شلوار می‌گذاریم.” درباره پدرش می‌پرسم؛ می‌گوید :”دیگر کار نمی‌کند. کار کردن روزی ده ساعت و شاید هم بیشتر پشت چرخ خیاطی برای سی سال و اتو کردن درزهای کت و شلوارها، برای آدم کمر و چشم نمی‌گذارد.”
وقتی اشتیاقم را برای سفارش کت و شلوار می‌بیند می‌گوید:” پارچه تان چیست؟ اگر فاستونی انگلیسی باشد پانصد هزار تومان دستمزد برای یک کت چهار پیله و شلوار ساده می‌گیرم. اما اگر فاستونی مطهری باشد سیصد هزار تومان.” وقتی می‌خواهم آنجا را ترک کنم باز هم توصیه اش خرید کت شلوار آماده است.
***
بازار کت و شلوار در تهران
بازار تهران، شنبه- یکشنبه نمی‌شناسد. حتی پنجشنبه ها هم پر از ازدحام مردم است. از یکی از راسته‌های نرسیده به تیمچه حاجب الدوله می‌پیچم تا به بازار پارچه‌فروشها برسم که ردیف مغازه‌های کت شلواردوزی را می‌بینیم. قیمتها متغییر است. از پنجاه هزار تومان برای یکدست کت و شلوار شروع می‌شود، پارچه براق دارد و دوخت چین است. کت و شلوار چینی هم راه بازار تهران را پیش گرفته است. کت و شلوار دوخت ایران تمیزتر است. حتی بوی بد جنسهای چینی را نمی‌دهد. اینها قیمتشان از صد هزار تومان شروع می‌شود. بسته به پارچه و مدل قیمتها تفاوت می‌کند. پارچه‌ها از متری پنجاه هزار تومان شروع می‌شوند. پارچۀ فاستونی انگلیسی اصل اگر پیدا شود متری پانصد هزار تومان به بالا است. این را یکی از پارچه فروشیهای بازار می‌گوید و آدرسی را در خیابان میرداماد می‌دهد. از مشتریهایش می‌پرسم؛ می‌گوید:” حالا مدتهاست که کمتر کسی کت و شلوار می‌دوزد. برای همین خیلی رونق ندارد. ما هم زدیم توی کار پارچه های ملحفه‌ای و تترون. صرفش بیشتر است.”
***
پیرمرد، پشت میزی چوبی نشسته است. صدای چرخهای راسته دوز و بوی نخ پولیستر و پارچۀ برش خورده در فضای مغازه پیچیده است. این یکی هم فکر می‌کند بیشتراز پنجاه سال خیاطی کرده است. آدرسش را اتحادیه خیاطان تهران داده است. خودش کار نمی‌کند. دستهایش را نشان می‌دهد. ورم دارد. می‌گوید:” از قند و چربی است”. نمی‌تواند سوزن دست بگیرد. سالها پیش، خیاطی را از یکی از معروفترین کت و شلواردوزهای تهران یاد گرفته است. اما حالا سالهاست که جز مشتریهای خاص، کمتر کسی کت و شلوار برای دوختن می‌آورد. می‌گوید یک زمانی برای سفیرها کت و شلوار می‌دوخته. بعد از انقلاب چند سالی مدل کت و شلوارها تغییر کرد. می‌گوید در گذشته جوانها پشت لبشان که سبز می‌شد کت و شلواری می‌شدند اما حالا جوانها اهل کت و شلوار پوشیدن نیستند بجز برای مهمانیهای خاص و احیانا شب دامادی. خودش سه نوۀ پسر دارد که هیچ کدام اهل کت و شلوار پوشیدن نیستند. جین می پوشند. از لباس پوشیدن بعضی از پسرهای جوان ایراد می‌گیرد و می‌گوید:” کت و شلوار به مرد وقار می‌دهد. این شلوارهای گشاد و بلوزهای بی‌یقه، مردانگی را از مردها گرفته است.” کمی بی‌رودربایستی است. از قیمتها می‌پرسم. دستی به ریش ماشین خورده اش می‌کشد :” والله چی بگم؟ مدتهاست که کسی قیمت یک دست کت و شلوار کامل را نپرسیده است. ” و بعد انگار حساب و کتاب می‌کند و می‌گوید:” سیصد هزار تومان”.
****
بازار کت و شلوار در ایران
از اتحادیۀ خیاطان ، آدرس خیاطی معروفی را در خیابان میرداماد گرفته‌ام. قبل از رسیدن به آن خیاطی سری به فروشگاههای این خیابان می‌زنم. این جا قیمتها مقطوع نیست. با قیمت دلار بالا و پایین می‌شود. این نخستین چیزی است که در این خیابان متوجه می‌شوم. برندهای معروف، اینجا شعبه دارند. اینجا قیمت کت و شلوارها از یک میلیون تومان شروع می‌شود. کت تک پیرکاردین چهارمیلیون تومان. فروشنده می‌گوید:” این آخرین مدل کت پاییزه است.” از نوع مشتریهایش می‌پرسم؛ می‌گوید: “بیشترشان مهندس و وکیل هستند. ” در مدل کت و شلوار متخصص است. می‌گوید:” وکیلها خوش‌سلیقه ترند اما پزشکها بیشتر کت و شلوار می‌خرند. مهندسها هم که قیمت برایشان اهمیت ندارد.” در یک فروشگاه دیگر، عکس چند بازیگر مشهور با کت و شلوارهای مارک‌دار روی دیوار است. فروشنده می‌گوید:” از مشتریهایمان هستند. اینها کت و شلوارهای سفارشی می‌خرند.” اینجا کت و شلوارهای ترک، بیشترِ بازار را پر کرده است. برندهای اروپایی هم پیدا می شود اما کمتر از ده میلیون تومان نیستند. به خیاطی مورد نظرم می‌رسم. تعطیل است. اگر قرار باشد بمانم باید چند ساعتی معطل شوم. برای همین به سمت میدان محسنی می‌روم و از جلوی مغازه هایی با تصویر مانکنهای ایرانی که با کت و شلوارهای خارجی ژست گرفته اند رد می‌شوم. به یاد صاحب یکی از برندهای معروف کت و شلوار ایرانی می‌افتم. یکی از برندهایی که قیمت کت و شلوارهایش ارزانتر از نمونه های خارجی نیست و حرفش در گوشم می‌پیچد:” کالای ایرانی به تن ایرانی برازنده است.”