آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۵ آذر ۱۳۹۲

حسین قاضیان

اجتماع


توافق ژنو، استقلال، پرسپولیس، و‌‌ همان چیزهای همیشگی…


1766

همان طور که استقلالی‌ها (تاجی‌های اون موقع) به خاطر «شیش تایی» شدن از استقلالی بودن دست نکشیدند، و‌‌ همان طور که پرسپولیسی‌ها با وجود «سوبله و چوبله» شدن از پرسپولیسی بودنشان دست برنمی دارند، مخالفان و موافقان توافق هسته‌ای هم قرار نیست جبهه‌هاشان را تغییر دهند. آن‌ها نیز سعی می‌کنند پیروزی طرف مقابل راناچیز جلوه دهند، باخت خودشان و ناکامی تحلیل‌ها و موضع گیری‌هاشان را درز بگیرند و کری خوانی را در هر حال دامه دهند. اگر بازی برد- برد معنایی داشته باشد، برد – برد مخالفان و موافقان توافق ژنو حتما یکی از آن هاست. فعلا همه دارند از برد خوشان و پیش بینی‌هاشان و مهم‌تر از آن، از باخت حریفشان، حرف می‌زنند. هر چه باشد برای ما انگار باخت دیگری مزه‌ی بیشتری دارد تا برد خودمان.

آن‌ها که با توافق ژنو مخالف بوده‌اند سعی می‌کنند بچسبند به اینکه در متن توافق از «حق غنی سازی» حرفی نیست، پس ایران (یعنی حکومت) بازی را باخته است. حتی به این هم دیگر کاری ندارند که ممکن است قبلا با داشتن این حق از اساس مخالف بوده باشند.
آن‌ها که موافق توافق ژنو هستند، می‌گردند در هر سند و گفته‌ای که شده چیزی از «حق غنی سازی» پیدا کنند، ولو این سند یا گفته نامعتبر باشد. بسیاری از آن‌ها هم شاید یادشان رفته باشد که این «حق مسلم» را مدت‌ها دست انداخته بودند یا در قبال سایر حق‌های مسلم ناچیز می‌شمردند.

IMG23475197

استقبال مردمی از دکتر ظریف در فرودگاه مهرآباد چهارم آذر ماه

همان طور که از درون رقابت‌ها و دربی‌های آبی و قرمز سرطلایی و پا طلایی و سلطان و ژنرال‌هایی سربرآورده‌اند که در مقیاسی جهانی و زمانی وسیع‌تر ممکن است گروهبان و گماشته باشند، مذاکرات ژنو هم قهرمانان و ضدقهرمانان خودش را تولید کرده است، ظریف شده است مصدق برای خوشحالان و توافق ژنو شده است ترکمانچای برای بدحالان. برای عده‌ای که برای استقبالش تا فرودگاه رفته‌اند «ظریف» شش کشور را حریف است و برای عده‌ای که می‌خواستند پایش قلم شود و به فرودگاه نرسد، دروغگویی است ماله کش.
دعوا بر سر برد و باخت، درست مثل مسابقه فوتبال، فقط به نتیجه ختم نشده، حتی گریبان گزارشگران تلویزیونی توافق را هم گرفته است.‌‌ همان طور که بسته به اینکه شما طرفدار قرمز باشید یا آبی، گزارشگر دربی را در هر صحنه از بازی به طرفداری از آن یکی متهم می‌کنید، مجری بی. بی‌. سی را هم در همین هچل انداخته‌اند. آن‌ها که موافق توافق بوده‌اند او را متهم به زیادی مته به خشخاش گذاشتن و منفی بافی و روی اعصاب رفتن می‌کنند و مخالفان توافق که از نکته سنجی‌ها و رضایت ندادن‌هایش خوشنودند، و پیش خود آن را حال گیری از خوشحالانِ توافق می‌دانند، کار او را می‌ستایند.
هر چه هست، باز هم حب و بغض همیشگی ما را به‌‌ همان دو گروه «ده بالایی»‌ها و «ده پایینی»‌ها تقسیم کرده و جنگ حیدری و نعمتیمان ادامه دارد. باز هم موضوعی دیگری به میان آمده برای قاچ دادن ما به دو گروه که هیچ گونه اشتراکی با دیگری ندارند، یا نمی‌بینند که دارند یا اساساً نمی‌خواهند که داشته باشند. به زبان بی‌زبانی می‌گویند عیسی به دین خود موسی به دین خود. حرف زیادی داری «وایسا بیرون»!
چنان که پیداست فرقی ندارد که دربی پایتخت باشد یا مذاکرات ژنو، آکادمی گوگوش باشد یا جنبش سبز، ما باید بلافاصله تعلق خود را به یکی از دو جبهه مشخص و ضمناً و حتما اعلام کنیم. کماکان یا باید حسینی باشیم یا یزیدی حتی اگر با حسین و یزید هم کاری نداشته باشیم یا حسین و یزید به موضوع ما کاری نداشته باشند. وسطی در کار نیست. یک طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. و تنها چیزی که این دو جبهه‌ی مطلق را می‌تواند به هم وصل کند نزاع و جنگ است، کلامی باشد یا با تنفگ. اگر در یکی از این دو جبهه نباشی جزء کسانی به حساب می‌آیی که یا داخل باغ نیستی و بی‌خبری، یا می‌ترسی یا مذبذبی یا ازقافله عقبی یا خیلی چیزهای دیگری. مثل این است که شما به جای طرفداری از پرسپولیس یا استقلال طرفدار «یزد لوله» باشی یا «آنژی ماخاچ قلعه». به همین اندازه از مرحله پرتی.
ما هر چه هستیم و هر چه فکر می‌کنیم انگار نمی‌توانیم فکر کنیم که این توافق ممکن است نتیجه بازی را مثلا مساوی کرده باشد، و حتی اگر یک طرف برده و یک طرف باخته باشد، این فقط نتیجه یک بازی از بازی‌های متعددی است که در پیش خواهد بود. به عبارت دیگر،‌‌ همان طور که نگفته‌اند، اما می‌شود گفت، جوجه را آخر لیگ می‌شمارند!