آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۴ آذر ۱۳۹۲

پروانه وحیدمنش

اجتماع


تاج السلطنه اولین بانوی مد در ایران


تاج

“زندگی زن ایرانی از دو چیز ترکیب شده؛ یکی سیاه، یکی سفید. در موقع بیرون آمدن و گردش کردن، هیاکل موحشِ سیاهِ عزا؛ در موقع مرگ، کفنهای سفید. من یکی از همین زنان بدبخت هستم. آن کفن سفید را ترجیح به آن هیکل موحش عزا داده و همیشه پوشش آن ملبوس را انکار دارم. خرابی مملکت و بد اخلاقی و بی‌عصمتی و عدم پیشرفتِ تمام کار‌ها،از حجاب زن است در ایران.”

تاج السلطنه دوازدهمین فرزند دختر ناصرالدین شاه و همسر شجاع السطنه در ۱۳۰۱ هجری قمری متولد شد. او در دربار به مکتب رفت و از‌‌ همان ابتدا علاقۀ وافری به علم آموزی و کتابخوانی پیدا کرد. با این وجود و در حالی که هشت ساله بود به اجبار پدر و با نارضایتی به عقد شجاع السطنه در آمد. او بعد‌ها و پس از جدا شدن از این مرد به نگارش خاطرات خود پرداخت. در تمام صفحات کتاب می‌توان علاقۀ او را به فرهنگ اروپایی و بیزاری‌اش از پوشش زنان ایرانی را به وضوح دید. خودش می‌گوید که پدرش ناصرالدین شاه بار‌ها از او خواسته بود به سبک اروپایی‌ها لباسهای کوتاه سفید و صورتی بپوشد. او دربارۀ شب زفافش می‌نویسد: “لباس زری گلی‌رنگی را که به طرازهای گلابتون و تزئینات دیگر آراسته و مزین شده بود، نیم تنه کوتاهی با یک دسته که به واسطۀ فنر‌ها، چترزده، خیلی بلند ایستاده بود، تقریبا مضحک و خنده دار شده بودم. وقتی که آینه را به من دادند که خودم راببینم از خودم وحشت کردم. چهرۀ من به این طبیعی و مطلوبی را با اقسام سرخاب سفیدابهای زیاد، نقاشی کرده، ابروی مرا نصف کرده و تمام را با یک زحمتی با مقاش کنده بودند. یک خط صاف قوس شکل داده بودند و با وسمه، اقسام سیاهی‌ها را کشیده، صاف گیری کرده بودند. به قدری سفیداب به صورت من مالیده بودند که تمام سایه روشنهای طبیعی را محو و چهرۀ مرا… نموده بودند. به اضافۀ سرخاب فراوانی که به لبهای من مالیده بودند. مجلس عقد افتتاح شد و ما را در حضور پدر آسمانی و معبود حقیقی در سر سجاده حاضر کردند مانند قربانیهای قدیم که در راه خدایان قربانی می‌کردند، لباسی از اطلس سفید با انواع جواهرات زینت داده شده. خطبه تمام و منتظر جواب از من؛ لیکن اشک، فرصت جواب به من نداده و یکسر می‌لرزیدم.»
او بعد‌ها تلاش کرد تا مروج آرایش به سبک غربی‌ در بین زنان دربار باشد و خود نیز به صورت جدی از آرایشهای غلیظ مرسوم خودداری می‌کرد.
29
تاج السطنه در جایی از خاطراتش از تور سفیدی که بر صورت داشته سخن می‌گوید. استفاده از این تور نشان می‌دهد در دربار ناصرالدین شاهی بعضی از عناصر لباس غربی وارد شده بوده. زیرا تور را تنها عروسهای اروپایی استفاده می‌کردند:”از روز عقد کنان خودم به یاد می‌آورم که لباس اطلس سفیدی پوشیده بودم و سر و صورتم را آرایش کرده بودم در حالی که یک تور سفید جلوی چشمانم بود. توری که در زیر آن اشک می‌ریختم و به زور نیشگونهای دردناک، با بغض، جواب بله را شنیدند.”
تاج السطنه که هیچ گاه از ازدواج با شجاع السطنه راضی نبود، بالاخره از او جدا شد. او سالها بعد با فروش طلا و جواهرات خود مقدمات سفر اروپای خود را چید و به تحصیل و یادگیری زبانهای غربی پرداخت. برخی معتقدند او از پیشگامان بی‌حجابی در ایران است. او تحت تأثیر معلمان متجدد خود، حجاب را کنار گذاشت، لباسهای فرنگی پوشید و مذهب و شعائر آن را ترک کرد . تاج السطنه استفاده از پوشش جدید را نشانۀ رهایی می دانست و معتقد بود رابطۀ مستقیمی بین آزادی و نوع پوشش هر انسانی وجود دارد.
شاید بتوان او را نخستین طراح مد در تاریخ ایران نیز نام نهاد. او در خاطراتش از لباسهای روشن و تنگ اروپایی صحبت می‌کند و به شرح آنها می‌پردازد. بعد‌ها و با بازگشت به ایران او یکی از مروجین این لباسها شد و در ۱۹۰۰ میلادی پذیرفت تا با لباس چسبان و موهای بی‌حجاب برای اولین بار مدل نقاشی شود.