آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱ آذر ۱۳۹۲

پروانه وحید منش

سیاست


آن آذر سیاه


به یاد داریوش و پروانه فروهر

روزنامه اطلاعات دوم آذر ماه ۱۳۷۷ :
«داریوش فروهر و همسرش در منزل مسکونی خود در خیابان هدایت تهران به وسیله افراد نا‌شناسی با ضربات کارد به قتل رسیدند. به گزارش رسیده، بهمنش قاضی کشیک جنایی و ماموران انتظامی کشف جرم در خانه داریوش فروهر در حال بررسی و تحقیق درباره علت این جنایت هستند. این گزارش حاکیست شاهدان عینی معتقدند قاتل یا قاتلان آشنا بوده‌اند چرا که با جعبه شیرینی و دسته گل وارد خانه شده‌اند.»
آن شب هولناک، وقتی قاتلین درب خانه داریوش و پروانه فروهر را زدند و وارد خانه شدند چه بر سر ساکنین خانه شماره ۲۲ خیابان هدایت رفت ؟ چه مکالماتی بین آنها رد و بدل شد ؟ آیا دشنه ناگهان بر پیکرشان فرود آمد یا در میانه گفتگو ؟ چه کسی می داند اول پروانه جان باخت یا داریوش ؟ کدام یک به یاری دیگری شتافت ؟ آخرین جمله را کدامشان گفت ؟ آخرین فریاد ؟ آخرین پروانه ، آخرین داریوش …
یکی از شاهدان عینی همان روز به خبرنگاران گفت :« راز قتل هنگامی فاش شد که عصر روز گذشته با تعدادی از میهمانان زنگ در خانه فروهر را به صدا درمی‌آوردیم و چون در را باز نشد شک کردیم و یکی از میهمانان از دیوار خانه وارد حیاط خانه فروهر ها شد و در را باز کرد. در آستانه خانه میهمانان شاهد صحنه فاجعه بودند. قاتل یا قاتلان داریوش فروهر را در دفتر کارش در طبقه بالای ساختمان با ۳ ضربه کارد و پروانه را در طبقه پایین با ۲ ضربه کارد بر سینه‌اش کشته‌ بودند .»
بعدها اما پزشک قانونی اعلام کرد پروانه بر اثر ۲۴ ضربه چاقو و داریوش بر اثر ۱۵ ضربه چاقو از پا در آمدند.
یکی از دوستان فروهرها بعدها گفت که قتل باید بعد از ساعت هفت و نیم شب اتفاق افتاده باشد چون همان حوالی به فروهر زنگ زده بود و تا آن ساعت آن دو زنده بودند.
با انتشار خبر قتل این دو مبارز ، پرستو و آرش که هر دو در خارج از کشور بودند خود را به ایران رساندند. بر خلاف باور تشییع پیکر این دو از مقابل منزلشان در خیابان هدایت به سمت میدان بهارستان با حضور هزاران ایرانی برگزار شد و این یک اتفاق نادر در تاریخ جمهوری اسلامی بود که رهبران جبهه ملی و حزب ملت ایران و گروه های مخالف نظام بتوانند با چنین وسعتی در خیابان های شهر حاضر شوند. عکس های آن روز شاید بزرگترین خاطره مبارزات ملی در سال های پس از انقلاب است. حضور یدالله سحابی ، عزت الله سحابی ، پرویز ورجاوند، معین فر و دیگر اعضای جبهه ملی ، نهضت آزادی و حزب ملت ایران روبروی جایگاه مجلس ملی سابق یادآور مصدقی بود که روبروی مجلس روی شانه های ملت بالا رفت . امروز اما جمعیت برای مرگ دو تن از نزدیک ترین یاران مصدق روبروی مجلس ملی جمع شده بودند.
حسن سربخشیان عکاس خبری که به طور مفصل مراسم آن روز را عکاسی کرده است می گوید:« پانزده سال پیش در برابرم سیلی از جمعیت بود از پل چوبی تا میدان بهارستان اما لنز دوربینم امکان ثبت انبوه جمعیت حاضر در مراسم را نمی داد.
بالای اتوبوسی رفتم تا بلکه بتوانم تصویری از جمعیت حاضر را ثبت کنم اما ممکن نبود همه در یک فریم جا شوند.من در آغاز کار عکاسی مطبوعاتی ام برای روزنامه صبح امروز عکاسی می کردم. با هر بار عکاسی از جمعیتی که عکس داریوش و پروانه فروهر را با خود حمل می کردند با خود می اندیشیدم چرا یک ماه قبل وقتی  داریوش فروهر را با لبخند دوست داشتنی اش برای اولین و آخرین بار دیدم عکسی از او به یادگار نگرفتم؟! در همین فکر ها بودم که زنده یاد کاوه گلستان که کنارم مشغول تصویربرداری بود رو به من کرد و گفت: حسن خوب عکس بگیر ، تو در این لحظات تاریخ را ثبت می کنی.»

اکنون که بعد از پانزده سال به این عکسها می نگرم معنی حرف کاوه را بیشتر درک می کنم.

با گذشت زمان و با پرده برداری از هویت عاملان قتل های زنجیره ای و دست داشتن سیستم اطلاعاتی نظام در این فجایع همیشه این سوال مطرح بود که چرا فروهرها؟ سعید امامی آمر این قتل ها در نامه ای به فلاحیان وزیر اطلاعات این سوال را پاسخ می دهد :« داریوش فروهر به احتمال زیاد طى پنج سال آینده و به طور قاطع در ده سال آینده، مهمترین خطر براى کل حاکمیت خواهد بود. او بر خلاف گروه هاى قائل به بر اندازى راه حل هاى مبتنى بر خشونت، جنگ مسلحانه و چریکى، و هر نوع عمل کودتا مانند و انقلابى را نفى مى کند و همین امر عامل قوت اوست. تصویرى که اخیرا از او به عنوان گاندى در ایران ارائه شده در داخل کشور انعکاس گسترده اى داشته است. او بر خلاف منافقین و برخى از گروه هاى چپ و چهره هاى به ظاهر ملى، به هیچ وجه حاضر به کمک گرفتن از خارجى ها و تکیه بر حمایت آن ها نیست.»
با این حال رهبری نظام در اولین نماز جمعه بعد از قتل فروهرها از آن دو با عنوان دشمن بی خطر یاد کرد تا نشان دهد قتل آنها از روی ترس نظام نبوده و کلا حکومت به آنها به چشم خطری جدی نگاه نمی کرده است.
اینک پانزده سال از آن شب تلخ اول آذر می گذرد. شبی که برای حاکمیت چون یک غده سرطانی منحوس شده که نه می تواند انکارش کند نه تصدیقش. با این وجود در ۱۵ سال گذشته خانواده فروهرها هر سال برای برگزاری مراسم پروانه و داریوش فروهر با ممانعت های اطلاعاتی و پلیسی جدی روبرو شده اند. پرستو فروهر اما می گوید هر سال برای سالگرد مرگ پدر و مادرش به ایران سفر خواهد کرد !


عکس ها: حسن سربخشیان