آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۱۹ آبان ۱۳۹۲

مهدی سحرخیز

وبلاگ


شبکه‌های اجتماعی که خبری شد


گذشت زمان و پیدایش شبکه‌های اجتماعی زمین بازی تغییر کرده است امروزه تقریبا همهٔ شهروندان یک جامعه حداقل‌ امکانات خبررسانی را در اختیار دارند. با پیشرفت تکنولوژی تلفن همراه و روش‌های ارتباطی هر فرد در لحظه‌ای حساس پتانسیل تبدیل شدن به یک شهروند-خبرنگار را با تلفن همراه خود داراست. همه گیر شدن شبکه‌هایی مثل تویی‌تر و فیسبوک در میان مردم باعث شده مهم‌ترین خبر‌ها از طریق یک فرد عادی که به هیچ گروه و یا سازمانی متصل نیست به صورت لحظه‌ای و بدون ممیزی‌های رایج در عرصهٔ خبر به دست مخاطبان برسد.
اگرچه هنوز نیاز به رسانه‌های بزرگ و پوشش خبری آن‌ها حس می‌شود اما نباید این نکته را فراموش کرد که روش‌هایی که قبل‌ها در پوشش یک واقعه استفاده می‌شد جای خود را به گزارش لحظه به لحظه و اظهار نظرهای مردمی پیرامون آن داده است.
کاربرد استفاده از این شبکه‌ها آن زمان مشخص می‌شود که خود خبرگزاری‌ها و یا حتی نیروهای حفاظتی و امنیتی از این شبکه‌ها برای دریافت اطلاعات و یا اعلام پیام‌های مربوط به حیطهٔ کاری خود به کاربران استفاده می‌کنند
من در سال ۸۸ با توجه به فضای رسانه‌ای آن زمان تصمیم به استفاده از این شبکه‌ها گرفتم. در آن زمان هیچگاه فکر نمی‌کردم که روزی در موردش خطی خواهم نوشت اما امروز قصد دارم تجربهٔ خودم را از قدرت رسانه‌های مردمی در آن سال با شما به اشتراک بگذارم.
سال ۸۸ بود و انتخابات. پنج سال بود که از ایران خارج شده بودم سال‌ها بود که اخبار ایران و فضای سیاسی ایران رو دنبال نمی‌کردم به تشویق اطرافیان و از جمله پدرم به همراه همسرم به پای صندوق‌های رای رفتیم تا همسرم رای خودش رو به صندوق بندازه. اون زمان رای دادن برای منِ دور از وطن تقریبا معنی خودش رو از دست داده بود نه اینکه رای دادن رو بد می‌دونستم نه اما اعتقاد داشتم باید در ایران می‌بودم و با آشنایی با جریان‌های سیاسی ایران و لمس شرایط کشورم از نزدیک، انتخاب درستی می‌کردم که در اون زمان برای من مقدر نبود.
اینکه چرا رای ندادم شاید اونقدر مهم نباشه اما همه چیز از ویدئویی شروع شد که بعد از اعلام نتایج و شوکی که جامعه رو فرا گرفته بود به ایمیل من ارسال شد. اولین فکری که به نظرم رسید فرستادنش به ایوان واتسون خبرنگار سی ان ان بود. بعد یک ساعت صحبت تلفنی من با ایوان و قرار گیری ویدئو روی سی ان ان متاسفانه به دلیل نداشتن کپی رایت از روی خط اصلی سی ان ان برداشته شد.

حس می‌کردم باید کاری بکنم. من مونده بودم و اون ویدئو و هزاران اشک و بغض.
تصمیم گرفته بودم که خودم دست به کار بشم و بدون استفاده از خبرگزاری‌ها شروع به اطلاع رسانی کنم. توی سایتای مختلف حساب باز می‌کردم. یوتیوب، فیسبوک و تویی‌تر ابزار کار من شده بودن و از اونا برای رسوندن صدای هموطنانم به سایرین استفاده می‌کردم. ویدئو‌ها رو توی یوتیوب آپلود می‌کردم و توی فیسبوک با دوستام به اشتراک می‌گذاشتم. با چندتا فالوئر و هشتگ #Iranelection مشغول توییت کردن شدم.
با گذشت چند روز و پخش ویدئو‌ها تقریبا اکانت شخصی من تبدیل به یک رسانه شده بود افراد زیادی به اضافهٔ خبرگزاری‌هایی مثل نیویورک تایمز، هافینگتون پست و سی ان ان ویدئو‌ها و خبرهای منو که سعی داشتم از لحاظ مکانی و زمانی اونا رو دسته بندی کنم دنبال می‌کردن. جالب بود سی ان ان که ویدئوهای ارسالی من رو از سایتش حذف کرده بود حالا با پیغام‌های فیسبوک و منشن‌های تویی‌تر اونارو تایید و توی سایت و شبکه تلویزیونیش پخش می‌کرد.
یکی از ویدئوهایی که به خاطر دارم ویدئوی زیرگرفتن شخصی بوسیلهٔ ماشین نیروهای امنیتی بود که بعد از اینکه در شبکه‌های اجتماعی از زوایای مختلف بار‌ها بازنشر و دیده شد توسط نیروهای امنیتی که قبلن سعی در انکار این قضیه داشتن به صورت تلویحی مورد پذیرش قرار گرفت
چهار سال از آن زمان گذشته است. شبکه‌های اجتماعی روزبه روز در حال وسیع‌تر شدن هستند و مخاطبان بیشتری برای دسترسی به خبرهای دسته اول اقدام به ایجاد حساب در این شبکه‌ها می‌کنند. پس از اتفاقات ۸۸ و با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید که همین شبکه‌های اجتماعی نقش پررنگی در تبلیغات قبل از آن داشتند استفاده از این شبکه‌ها رونق گرفت و جان تازه‌ای به شبکه‌هایی مانند تویی‌تر داد. جامعهٔ تویی‌تر فارسی امروز یکی از شریان‌های اصلی خبری در ایران محسوب می‌شود و حتی سیاست مداران نیز وارد این شبکه شده‌اند. دکتر روحانی و دکتر ظریف پیام‌های خود را چه به مردم ایران و چه جهانیان از طریق این شبکه منتشر می‌کنند. استقبال مردم ایران نیز از این اقدامات بسیار خوب بوده است. به عنوان مثال صفحهٔ شخصی محمد جواد ظریف که به گفتهٔ خود او در اول صبح هر روز آن را شخصا به روز می‌کند نزدیک به ۵۰۰ هزار بار توسط ایرانیان لایک شده و صفحهٔ وزیرِ همیشه آنلاین ایرانی به یکی از صفحات فارسی مطرح در فیسبوک بدل شده است.
تفاوت عمدهٔ این نوع خبررسانی با آنچه توسط خبرگزاری‌ها صورت می‌پذیرد در این است که دیگر خبری از ممیزی، تایید گروه، انتظار برای مجوز چاپ، فشار سردبیر و هر آنچه موجب اصلاح یک خبر داغ می‌شود نیست. شهروندان امروزه خود بدل به یک رسانه شده‌اند و هر آنچه که به نظرشان ارزش خبری دارد را با تلفن همراه خود ثبت کرده و با دیگران به اشتراک می‌گذارند.
به عنوان مثال وقتی من عکس سی ان ان از اوباما که تماس با روحانی رو تایید می‌کرد به اشتراک گذاشتم بار‌ها و بار‌ها بازنشر شد و به صورت آنی بسیاری از افراد از اون خبر مطلع شدند.
در سال ۲۰۱۳ کمتر کسی ست که یک تلفن همراه با امکان عکسبرداری و گرفتن فیلم را نداشته باشد. هر کسی می‌تواند لحظه‌ای را ثبت کند، خبری را اطلاع رسانی کند و جمعی را از واقعه‌ای آگاه سازد که شاید یک خبرگزاری بزرگ با آن سرعت و دقت قادر به آن کار نباشد.
اوباما
این عکس هم برای مثال بیش از ۳۵۰۰ بار بازنشر شده. در شبکه‌های اجتماعی یک عکس می تواند به همه دنیا برسد و مهم نیست شخصی که عکس را آپلود می کند چی کسی است
دندان پزشک