آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۵ آبان ۱۳۹۲

نیما دهقانی

اجتماع


پسر نوح با بدان چت کرد…


چت
پسر نوح با بدان چت کرد… خاندان نبوتش هک شد
یا خودآموز استفاده از فیس‌بوک. سطح: مبتدی

*سیاستمداران:

ابتدا وارد شده. یک شعر از فردوسی آماده می‌کنید. با فتوشاپ هم که پیش از این آشنا شده‌اید. می‌گذارید کاور فوتویتان. بعد روزی دوبار (صبح قبل از جلسات) عصر (بعد از جلسات) یک استتوس می‌نویسید.
تعریف:
وارد شدن: فرقی ندارد با کدام پا وارد شوید و با کدام دست کلیک کنید، به معنای ثبت نام کردن در سایت است. دلیلی ندارد با همراهانتان بیاید. پسوردتان را به کسی ندهید. از عزیزان تقاضا می‌شود توی صف ناایستند. پیرو سوال‌های پرسیده شده هیچ نیازی به دو قطعه عکس و کپی شناسنامه نیست. تبریک گفتن ندارد اکانت فیس‌بوک. نامه ننویسید؛ حالا اسم نمی‌برم. گوسفند کشتن هم ندارد اسفند هم در این مورد کار نمی‌کند، ولیمه هم لازم نیست به آن صورت. این یک جور دیگر است کلاً.
پیشنهاد ۱: ترجیحاً چیز مهمی ننویسید. چون هر لحظه ممکن است بر علیه‌تان استفاده شود.
پیشنهاد۲: ساعت ۱۱ شب به وقت ایران بهترین وقت برای گذاشتن استتوس است؛ آن ساعت لایک خورش بالاست.
صبح‌ها ترجیحاً صرفا عکس بگذارید چون همه از محل کارشان آنلاین می‌شوند و هر لحظه ممکن است رئیسشان برسد، فلذا استتوس‌های می‌نیمال بگذارید یا عکس که سریع ببینند، لایک کنند بروند.
پیشنهاد ۳: هیچ وقت مسئولیت صفحه‌تان را به عهده نگیرید. اگر تعداد لایک‌ها رفت بالای ۵۰ هزار تا خب آن موقع یک چیزی، قبلش نه.
پیشنهاد ۴: باز هم نگویید خودم می‌نویسم. بگویید پسرم می‌نویسد. پسر ندارید؟ خب دختر و پسر ندارد که، بگویید دخترم… غیرتتان؟ آقا شما دیگر روشنفکر محسوب می‌شوید… از شما بعیده… آهان کلاً بچه ندارید؟ آخی… خب حالا چیزه، عیبی نداره که… بچه می‌خواید چیکار تو این دوره و زمون… آقا چیز کنید بگویید طرفدارانم. بله. بگویید عده‌ای از طرفدارانم.
پیشنهاد۵ : حواستان باشد همیشه گاردتان بسته باشد… یک هو سوتی دادید سریع باید تکذیب کنید، سریع بگویید به ما ربطی ندارد.
تذکر جدی: پوک بک، جواب کامنت، لایک صفحات دیگران، اکسپت زود‌تر از یک ماه، این‌ها در فیس‌بوک خز بازی محسوب می‌شود. نکنید. ضمناً آن دوستانی که سمت راست فیس‌بوک پیشنهاد می‌دهد واقعا گزینه مناسب شما نیستند آن‌ها تبلیغ و چیزهای ضایعی هستند. اددشان نکنید. یا سلطنت طلبند با اسم مستعار یا ویروس‌اند در لباس داف، یا از برادرانند در لباس خواهر. علی‌ایحال اددشان نکنید عقدهٔ فرند زیادی ندارید که، سنگین باشید.
بیت: این بغل دوستان که می‌بینی؛ مگسانند گرد شیرینی
(بغل دوستان: دوستانی که این بغل فیس‌بوک، این سمت راست پیشنهاد می‌دهد)
قالب پیشنهادی:
دوستان عزیز الان… هستم. ساعت… هست. جلسه مهمی داشتم. برایمان دعا کنید. هر لایک… دعا. (جای خالی را با توجه به نوع جلسه و… پر کنید)

*کاریکاتوریست‌ها:
اگر در ایرانید؛ که خب کارهای توی روزنامه‌تان را شِر می‌کنید، خبر نمایشگاه، کارت پستال، تبریک عید و این‌ها؛ خیلی معقول و منطقی. اگر تازه رفته‌اید خارج، هول نشوید. خواهش می‌کنم هول نشوید.‌‌ همان رویه داخل را پیش بگیرید! نکشید؛ حالا خیلی از آستینش شروع می‌کنند کم کم لنز را باز‌تر می‌کنند. ولی شما نکنید. باور کنید تهش هیچی نیست! نمونه‌اش را دیده‌اید که. کف گیرتان که به ته دیگ خورد، اول دست می‌آید تو بعد بدن، بعد صورت؛ بعد دیگر قبحش می‌ریزد و شما تکراری می‌شوید. حالا چه لباسش را در بیاورید چه آویزانش کنید، دیگر مردم برایتان تره هم خُرد نمی‌کنند. بعد افسرده می‌شوید، سایت می‌زنید، خودتان تنها بازدیدکننده‌اش هستید، خودتان تنها شیر کننده‌اش، خودکشی می‌کنید؛ ما عذاب وجدان می‌گیریم. حیف می‌شوید.
بیت: چرا می‌کشی می‌کشی می‌کشی می‌کشی یار؛ تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را؟ وا بده دو دقیقه.
*بازیگران:
شعر بگذارید و داستان، کارهایی که یک نویسنده می‌کند معمولا، بازیگری که شاعر نباشد مثل روباه بی‌دم است.
پیشنهاد۱: یک سری متن تکذیبیه آماده کنید، سر موقعیت‌های مختلف بدهید بیرون؛ راحت.
پیشنهاد۲: فراموش نکنید در مسائل سیاسی داخلی و حتی خاور میانه نقش شما پررنگ‌تر از جواد لاریجانی، جواد ظریف و حتی جواد خیابانی است. این اثبات شده است. پس حواستان باشد. داشتیم کسی که از صفحه فیس‌بوک رفته شورای شهر. کم کم آماده شوید. سازمان ملل منتظر شماست.
پیشنهاد ۳: اگر کارگردان هم هستید فراموش نکنید شما خیلی «کول»‌اید که توی فیس‌بوکید. به همه ایراد بگیرید. همه را مسخره کنید. کول و کول‌تر شوید، با فیس‌بوک.
بیت: هی بازیگر گریه نکن. ما همه مون مثل همیم. صبحا که از خواب پا می‌شیم سری به فیس‌بوک می‌زنیم.
مثل: روباهی را گفتند شاهدت؟ گفت: دمبم؛ گفتند بار ببر، گفت شترم.
*نویسنده‌ها:
عکس از جزئیات صورتتان بگذارید؛ کارهایی که یک بازیگر باید بکند. طرفدارانتان شما را خواهند پرستید. دندان لقشان نوشته‌هایتان را می‌روند می‌خرند می‌خوانند. (نهایتاً یک جمله زیر عکس با ذکر نام و قیمت کتاب، تبلیغ طور)
بیت: هی نویسنده گریه نکن، اونا همه شون عین همه ن. صبحا که از خواب پا می‌شن…‌‌ همان قبلی.

*عکاسان و گرافیستان /عموم ملت:
از آنجا که همه این روز‌ها عکاس یا گرافیست هستند شما چطور؟ هی عکس بگیرید از خودتان توی آینه و آپلود کنید. چه عکاس باشید چه نباشید فحش می‌خورید. پس سریع دست پیش را بگیرید شما باید از عکاسان و گرافیستان دیگر ایراد بگیرید. شما بهترینید. از همین الان شروع کنید، نفس عمیق، من از بقیه بهترم. حالا سه تا عکسی- پوستری، چیزی آپلود کنید، یک نفس عمیق دیگر، حالا…
بیت: ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم (کمپین فتوگرافیک؛ تمرین امروز شما)

*مادر‌ها، خانم‌های خانه دار:
اولش: باور کنید تمام چشم‌های دنیا به عکس سونوگرافی کودک درون شماست، لحظه به لحظه دنیا را در جریان حرکاتش بگذارید. این حرکت را تا سن بلوغ فرزند دلبندتان ادامه دهید.
وسطش: باور کنید همه مشتاقند لطیفه‌ها و عکس‌های خنده دار تکراری را دوباره روی وال شما ببینند؛ بعله خود شما.
آخرهاش: باور کنید فرزندان شما خوشحال می‌شوند زیر «ایز این ریلیشن شیپشان» کامنت بگذارید «بالاخره کارخودتو کردی؟ این دخترهٔ (…) وصلهٔ خونواده ما نیست.» باور کنید هیچ کسی جز فرزند دلبندتان آن را نمی‌بیند.
بیت: مااادر؛ بی‌تو غریبم.
*روزنامه نگاران:
آخ آخ! خوب جایی پیدا کردید، خوب جولان بدهید که فرمان دست شماست. اگر فکر کرده‌اید در مورد شما می‌نویسم، کور خوانده‌اید؛ جماعت شمارا من می‌شناسم! یک اینجا می‌توانید دنیایی را علیه هم بشورانید که آن هم من آتو بده دستتان نیستم!
بیت:…
توانا بود هر که دانا بود!
*طراحان مانتو و زیور آلات:
شما و روزنامه نگاران خوب با فیس‌بوک حال می‌کنید؛ خودتان بلدید دیگر، دو تا داف رسمی و بته جقه و حروف الفبا و… بله دیگه.
بیت۱: ساپورت پوشان غبار غم چو بنشینند؛ برخیزد!
*فعالان سیاسی:
پیشنهاد: بنده هیچ پیشنهادی برای شما ندارم و از همین تریبون هر گونه همکاری با شما، چه داخل چه خارج از کشور را تکذیب کرده و از کلیه گروه‌ها، احزاب و دسته‌ها تبری می‌جویم.
بیت: یکی روبهی دید بی‌دست پای؛ فروماند در لطف و صنع خدای
*دانشجویان خانم:
عکس توی کتابخانه و آزمایشگاه و رستوران با سایر همکلاسی‌ها؛ مقعنه‌ها پشت گوش، دو نفر سمت راست و چپ به زور وارد عکس شده باشند یکی از پا‌ها بالا باشد. یک عینک بزرگ‌تر روی صورت یکیتان باشد.
بیت: مقنعهٔ پشت گوش، حلقهٔ دام بلاست/هر که در این حلقه نیست، فارغ از آن ماجراست (چشمک روی «آن»)
تعریف «آن ماجرا»: زمان ما جزوه‌ای بود، راهروی دانشکده‌ای بود؛ می‌خوردیم به هم، کاغذ‌ها می‌ریخت روی زمین. لانگ شات اسلوموشن می‌شد…. هی روزگار…
*دانشجویان آقا:
شما قطعا یکی از موارد دیگر هستید، یا فعال سیاسی شده‌اید یا گرافیست یا بازیگر؛ آنهایی هم که دانشجو‌اند واقعاً یا زندانند یا فیس‌بوک نمی‌آیند اصلا.
*طنز نویس‌ها:
شما لازم نیست کاری کنید؛ هرکاری کنید خودتان را سبک کرده‌اید. بهتر است تیریپ غم بگذارید، باور کنید بهتر است. ماشاالله انقدر سوژه هست و همه می‌توانند بی‌سانسور راجع بهش بنویسند شما سنگ روی یخ می‌شوید، آفرین بی‌خیال!
بیت: بی‌خیال اصلا خودمم حسشو ندارم بریم بعدی.

*علاقه مندان به هنر:
«ورک‌ات تیا‌تر» اولین چیز است. به قول شاعر: زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی شماست. پس هر یک از شما، یک بازیگر تئا‌تر بالقوه‌اید.
پیشنهاد ۱: همهٔ آدم معروف‌ها را ادد کنید. ببین می‌گم همه یعنی همه، از زیباکلام و داش آکل گرفته تا داریوش اقبالی و کا‌ترین زتا جونز؛ ادد نکرده نمونده باشه‌ها.
قالب پیشنهادی:
زیر پست‌های آقایان (بازیگر، نویسنده، سیاستمدار، هرچه): «جانِ دلی شما. عالی بود مثل همیشه. با اجازه شیر می‌کنم.»
زیر پست‌های خانم‌ها: «بانــــــــــــــــــــــــــــــو چه غریبانه زیبا بود. دلتنگتانیم. بوس.»
نکته: کشیدن حروف توصیه می‌شود برای عزیزانی که نمی‌دانند شیفت و ت را بگیرید درست می‌شود. هر چه بیشتر بکشید یعنی بیشتر دارید موس موس می‌کنید.
نکته مهم: طرز تهیه شعر می‌نیمال:
هر جمله‌ای که نوشتید کلمه‌هایش را با همین شیفت و ت بکشید وسطش یک هو اینتر می‌زنید. آخرش سه نقط فراموش نشود.
بیت: زندگی صفحهٔ یکتای هنرمندی ماست. حتی شما دوست عزیز. بله حتی شما. چرا عقب نشستید؟ لطفاً تعارف نفرمایید. هر کسی نغمهٔ خود خواند و از صفحه رود، صفحه پیوسته بجاست. جاست، جاست فرند فقط، حواستون باشه.

*آقازادگان:
پیشنهاد به شما این است ترجیحا نیایید توی فیس‌بوک. آمدید خیلی فعالیت نکنید. کردید خیلی توی چشم نزنید. زدید خاطره نگویید، خاطره می‌خواهید بگویید آنهایی را بگویید که پس فردا دردسر نشود. دردسر شد تکذیب کنید.
پیشنهاد ۲: اگر وارد فیس‌بوک شدید همزمان سه چهار تا صفحه یکسان، عین هم، دقیقا بسازید. برای روز مبادا لازم می‌شود.
پیشنهاد۳: کاسه صبرتان را مراقبت کنید.
جدی: ببینید، هر چقدر هم حرفتان منطقی باشد، هر چقدر هم قسمتان راست باشد، آدم بی‌جنبه زیاد است. نه شما می‌توانید تکذیبتان را ثابت کنید نه آنهایی که کمین کرده‌اند از شما آتو بگیرند. پس بی‌خیال شوید بنشینید نان و ماستتان را بخورید دیگر. همیشه شعبون یه بارم رمضون.
پیشنهاد ۴: خیلی به مصداقیت این مثل بذل توجه نکنید. همین جوری یک چیزی گفتم.
پیشنهاد ۵:… همین جوری گفتم؛ چه منظوری داشتم؟… چرا گیر می‌دهید؟
پیشنهاد۶: عزیز من، من فقط یک مثل به ذهنم رسید گفتم، چرا کشش می‌دهید؟
پیشنهاد ۷: این‌ها اصلا پیشنهاد نیست، کی داره اینا رو می‌نویسه؟ فکر کنم وُردم هک شده… از این بعد پیشنهادا مال من نیست.
پیشنهاد ۶: باور نکنید، من هکش نکردم. اینا همه شون اینجوری ان. گندش که در می‌آد می‌زنن زیرش.
پیشنهاد ۷: باور کنید اینارو من نمی‌نویسم.
پیشنهاد ۶: سگ زرد برادر شغاله. حتی به خودش زحمت عذرخواهی هم نمی‌ده! مارو مسخره می‌کنی؟
پیشنهاد ۷: باور کنید این هکم کرده، بخدا من منظوری نداشتم من خودم ارادت زیادی هم به شعبون وهم به رمضون دارم.
پیشنهاد ۶: نه راست می‌گه ما هکش کردیم! ایشالا همین جمع چارشنبه سوری ایرون، خودمون تخت جمشید!
…این داستان ادامه دارد.
بیت:
دختر نوح با بدان بنشست؛ صفحه فیس‌بوک او فِیک است.
سوال: است؟