آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ آبان ۱۳۹۲

سپهر عاطفی

اجتماع


وقتی از لایک حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟


Santa_Casa_Like_ibelieveinadv

فیس‌بوک امروز نزدیک به ۵۰ درصد از کاربران اینترنت را به خود جلب کرده است و شاید بتوان گفت تحولی که دنیا با اینترنت به خود دید، دنیای اینترنت با فیس‌بوک تجربه کرد. اما این ابرشهر مجازی که روز به روز به تعداد ساکنینش اضافه می‌شود و شکل روابط و زندگی ما را تغییر داده است کجای زندگی ما قرار دارد؟

این شبکهٔ اجتماعی که ما هر روز در آن وقت می‌گذرانیم واین طرف و آن طرفش سرک می‌کشیم ما را به چه موجوداتی تبدیل می‌کند؟ و در ‌‌نهایت از جان ما چه می‌خواهد؟
عامه پسند سازی
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که چیزی را به اشتراک گذاشته باشید ولی بعد از چند دقیقه آن را پاک کرده‌اید. شاید چون احتمالا فکر کرده‌اید الآن وقت مناسبی برای چنین چیزی نیست یا ترسیده‌اید با بی‌توجهی دوستانتان مواجه شوید.
چطور بیشتر لایک بگیرم؟ قرار نیست این سوال را این‌قدر مستقیم از خود بپرسیم اما بدون شک ناخود‌آگاه‌مان همواره برای جواب دادن به این سوال در تلاش است.
چه عکسی بزارم؟ به کدام خبر اهمیت بدهم؟ چه استاتوسی بگذارم که لایک‌های بیشتری داشته باشم؟ و در این پروسه کم‌کم سلایقمان تغییر می‌کند. به سمتی می‌رویم که دوستانمان (فرند لیستمان) می‌خواهند. عکس‌هایی می‌گذاریم که می‌دانیم سلیقه آن‌هاست. کاری می‌کنیم که آن‌ها می‌خواهند. این تغییر هیچ‌وقت آن طوری اتفاق نمی‌افتد که از آن آگاه باشیم اما یک دفعه چشممان را که باز کنیم می‌بینیم شده‌ایم مخلوطی از‌‌ همان چیزی که دیگران می‌خواهند. فیس‌بوک بیشتر از همیشه «عامه‌پسندمان» می‌کند، کمک می‌کند خودمان نباشیم. کلیشه‌هایمان را قوی‌تر می‌کند و خلاقیتمان را می‌خشکاند. اگر نمی‌خواهید در چنین پروسه‌ای شرکت کنید، باید پیه بی‌ لایکی را به تن خود بمالید.

نارسیسیسم فیس‌بوکی
فیس‌بوک دائما از ما سوال می‌کند. به چی فکر می‌کنی؟ کجایی؟ چه می‌خوری؟ چه احساسی داری؟ عقیده سیاسی و مذهبی‌ات چیست؟ تیم فوتبال مورد علاقه‌ات؟ انگار که فیس‌بوک در حال انجام یک مصاحبه اختصاصی بی‌پایان با ما است. پیش از این انگار تنها برای مجلات زرد مهم بود که فلان سوپر استار چه کتاب‌هایی می‌خواند و چه فیلم‌هایی دوست دارد، صبحانه چه خورده است و مدل جدید مو‌هایش چطور است. اما همه این‌ها برای صفحه فیس‌بوک ما هم مهم است. علاوه بر این، این‌جا تنها جایی است که می‌توان بدون خجالت عاشق خود بود. دائما خود را به نمایش گذاشت. ما عکس‌های خودمان را به در و دیوار این خانهٔ مجازی می‌زنیم. فکر‌هایمان را می‌نویسیم و هرکس خواست حرف زیادی بزند به این بهانه که «اینجا صفحهٔ من است» آن‌فرندش می‌کنیم. همهٔ این‌ها ما را خودشیفته می‌کند. یک اعتماد به نفس عجیب که البته کمتر اثرش به خارج از دنیای مجازی می‌رسد اما نمی‌توان انکارش کرد.

آدم‌ها از آنچه که در فیس‌بوک به نظر می‌رسند، متفاوت‌ترند
صفحهٔ فیس‌بوک اش پر از جدیت و عصبیت، هر که با او نیست، بر اوست. آن‌قدر که حتی می‌ترسی لایکش کنی. در دنیای واقعی-! – اما خیلی هم بذله‌گو و شوخ و بامزه است. هر چند بهتر است از خود واقعی با احتیاط حرف بزنیم اما به نظر می‌رسد نباید چنین اشتباهی کنیم و کسی را از صفحه فیس‌بوک اش بشناسیم. البته این ویژگی مخصوص به فیس‌بوک نیست. هر جا قرار به اشتراک گذاری باشد همین ماجرا برقرار است. خیلی از نویسنده‌های داستان‌های ناامید کننده اتفاقا شوخ‌طبع بوده‌اند و عاشق زندگی، بر عکس خیلی بازیگران فیلم‌های کمدی در زندگی عادی جدی و عبوسند. اما مشکل آن‌جایی آغاز می‌شود که فیس‌بوک تنها راه شناخت ما از آدم‌های اطرافمان می‌شود. سو‌تفاهم‌هایی که در ارتباط‌ها به وجود می‌آیند، خود به بحث جداگانه‌ای نیاز دارد. هیچ کس در زندگی عادی و روزانه‌اش با همهٔ گروه‌های ارتباطی‌ش با یک روش برخورد نمی‌کند. ما معمولا با خانواده و فامیل صمیمی‌، با دوست‌هایمان راحتیم، در روابط کاری‌مان جدی‌ و با غریبه‌ها محتاطیم و… اما در فیس بوک باید با همه این‌ها که در فرند لیستت جمع شده‌اند به یک زبان سخن بگویی. هر چند می‌توان دوستان مختلف را در گروه‌های مختلفی جا داد و چیز‌های مختلف را با آدم‌های مختلف به اشتراک گذاشت اما معمولا به جز موارد خاص از این قابلیت کمتر استفاده می‌شود. در فیس‌بوک باید یک زبان رسمی داشته باشی و همه را با‌‌ همان چوب برانی. شاید این یکی از دلایلی باشد که شناخت فیس‌بوکی از آدم‌ها با شناخت واقعیشان خیلی فرق داشته باشد
لایک
وقتی از لایک حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

لایک نداره، دیسلایک. من نمی‌دونم واقعا ملت برای چی به این لینک لایک دادن؟
و این معمولا شروع یک بحث مکرر فیس‌بوکی است، میان کسانی که معتقدند لایک یعنی پسندیدن و فقط باید چیزهایی را که واقعا به نظرمان دوست‌داشتنی هستند لایک کنیم؛ با کسانی که معتقدند لایک را همیشه نه به مطلب، که به نویسنده یا به اطلاع رسانی یا هزار چیز دیگر می‌دهند. واقعیت هم این است که مهم نیست حتی منظور خود فیس‌بوک از گذاشتن دکمهٔ لایک چه بوده است. معنی و مفهوم چیزی مثل لایک نه توسط خالقش که توسط کسانی که از آن استفاده می‌کنند می‌تواند دستخوش تغییر و تبدیل شوند. لایک گاهی به معنای خوانده شدن، گاهی به معنی دیدن مطلبی، گاهی به معنای اعلام دوستی به طرف مقابل، گاهی به معنای ابراز ارادت به کسی (بخوانید تیک زدن) و به هزار معنای دیگر به کار می‌رود که زاکربرگ بی‌نوا حتی فکرش را هم نمی‌کرده است.

unknown-2
دوستی‌های فیس‌بوکی
همین یک ماه پیش بود که گونتر گراس برندهٔ نوبل ادبیات گفت:« فیس‌بوک گه و کثافت است.» او در ادامه گفت کسی که ۵۰۰ دوست دارد، یعنی هیچ دوستی ندارد. واقعیت هم این است که دوستی‌های فیس‌بوکی مرز مشخصی با دوستی‌های واقعی دارند. فیس‌بوک اعضای خانواده، همکاران، همکلاسی‌ها و هر کس دیگری را که می‌خواهد با شما در ارتباط مستقیم فیس‌بوکی باشد تحت عنوان دوست طبقه‌بندی می‌کند. طبیعی است که چنین نامی با هر آن‌چه ما از دوستی می‌دانستیم فرق می‌کند. فیس‌بوک هم البته گویا این انتقاد را قبول کرده است که گزینه فالو را به فیس‌بوک اضافه کرده است. با این حال به نظر می‌رسد مثل خیلی چیزهای دیگر، فیس‌بوک معنای دوستی را نیز تغییر داده است.