آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ آبان ۱۳۹۲

امید کشتکار

اجتماع


مشهور شدن چه آسان…


9917220284_1521a1f025_k

پس از چند سال فعالیت در فیس‌بوک این شبکه اجتماعی همه چیزتان می‌شود. تمام ارتباطاتتان، دوستانتان، خوشحالی‌ها و دلتنگی‌هایتان و هر چیزی که فکرش را بکنید. به همین دلیل دور ماندن طولانی از آن حسابی سخت خواهد بود. من هم وقتی یک‌سال پیش اکانت فیس‌بوکم را دی‌اکتیو کردم حال معتادی را داشتم که مواد مخدر به او نرسیده.

شاید بد نباشد بگویم مهم‌ترین دلیلی که از فیس‌بوک بریدم این بود که آنجا «خودم» نبودم. نه اشتباه نکنید. فیس‌بوک من به اسم خودم و با عکس‌های خودم بود. اما آدمی که آنجا ساخته شده بود «من» نبود. در طول سال‌ها توانسته بودم تصویری از «امید کشتکار» در فیس‌بوک بازنمایی کنم که شباهت چندانی به من نداشت. من در فیس‌بوک آدمی هنرمند و روشنفکر بودم. آدمی که چندان توجهی به جزئیات نداشت و به دنبال خوشی‌های زود گذر نبود. نه عکس‌های مهمانی‌هایش را می‌گذاشت و نه از اتفاقات روزمره‌اش می‌گفت. آن آدم فقط وقتی لب به صحبت باز می‌کرد که احساس می‌کرد اتفاق مهمی افتاده است و باید اظهار نظر کند. آن آدم متخصص همه چیز هم بود. از سیاست و هنر و ادبیات گرفته تا همه چیزهایی که «لایک» خور خوب داشتند. آن آدم در فیس‌بوک چند هزار دوست و رفیق داشت اما در دنیای واقعی تنهایی آزارش می‌داد. آن آدم وقتی در خیابان می‌خواست عکس بگیرد به فیس‌بوک فکر می‌کرد، وقتی شعر یا داستان می‌خواند به فکر پیدا کردن جملات فیس‌بوکی از میانشان بود، آن آدم یادش رفته بود که دنیای واقعی جای دیگری جریان دارد. آن آدم ساعت‌ها پای دنیای سفید و آبی فیس‌بوک وقت می‌گذاشت، همیشه اولین کاری که می‌کرد باز کردن و چک کردن فیس‌بوکش بود. آن آدم تصویری از خودش را در فضای مجازی بازنمایی کرده بود که دوست داشت باشد، نه چیزی که واقعا بود. حالا‌‌‌ همان آدم تلاش می‌کند خودش باشد بدون آن عشق‌ها و دوستی‌های مجازی. آن آدم حالا وقت بیشتری دارد برای کارهایی که دوست دارد انجام دهد، برای زندگی واقعی در دنیای آدم‌های واقعی و برای اینکه «خودش» باشد. خودش بدون آن نقاب مجازی.
***
از وقتی در سه چهار سال اخیر فیس‌بوک به جامعه ایران رخنه کرد، پدیده جدیدی پا گرفت که شاید نام آن را بتوان «شهرت فیس‌بوکی» گذاشت. شهرتی که در حوزه فضای مجازی و فیس‌بوک خلاصه می‌شود. برای اینکه بدانید چه آدم‌هایی به فهرست «مشاهیر فیس‌بوکی» پیوسته‌اند می‌توانید آن‌ها را از تعداد دوستان و هوادارانشان و تعداد لایک‌های پای پست‌هایشان شناسایی کنید. در میان این مشاهیر مجازی از هر دسته و گروهی یافت می‌شوند. هنرمند، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، سیاستمدار، مدیر و حتی شغل‌هایی که در ذات خود و در دنیای بیرونی امکان به شهرت رسیدن در آن‌ها بسیار کم است. مثلا خلبانی و یا کشاورزی. فیس‌بوک به عنوان مهم‌ترین و محبوب‌ترین شبکه اجتماعی برای ایرانیان فضایی را فراهم کرده است تا به شهرت رسیدن تبدیل به امری ساده شود. کافی است در هر حرفه‌ای که هستید قواعد این شبکه مجازی را بدانید. قواعدی که به شما کمک می‌کند به مرور در این دنیای مجازی به شهرت برسید، تعداد دوستان و هوادارانتان بالا برود و کمی که بگذرد تبدیل شوید به یک «سلبریتی»، البته از نوع مجازی‌اش.
اصولا این سلبریتی‌ها در فیس‌بوک دو دسته هستند. یک دسته کسانی که خارج از این شبکه اجتماعی و پیش از آن محبوب و یا معروف بودند. اما دسته دوم که موضوع این یادداشت هستند افرادی هستند که خارج از فیس‌بوک شناخته شده نیستند. نه در کار خود و نه در نسبت با جهان واقعی. از این دسته دوم می‌توان مثال‌های زیادی آورد. مثلا نویسنده‌ای که بیست هزار هوادار دارد اما کتابش بیست نسخه فروش نمی‌کند. کارگردان تئاتری که ایونت نمایشش را پنج هزار نفر دنبال می‌کنند اما مجموعا دویست نفر تماشاگر ندارد. هنرمندان همه‌کاره‌ای که در همه امور از نقاشی و گرافیک و موسیقی و سینما گرفته تا ادبیات و خوشنویسی در کارنامه فیس‌بوکی اشان به چشم می‌خورد اما هنوز که هنوز است نمی‌توانند بدون حقوق پناهندگی زندگی کنند. مترجمان مشهوری که دم به دم در فیس‌بوک ترجمه جملات مشهور را منتشر می‌کنند اما در عالم واقع دو کلمه نمی‌توانند جز به فارسی صحبت کنند. وبلاگ نویسان مشهوری که وبلاگشان کپی از نوشته‌های دیگران است و مثال‌های فراوان دیگر.
Facebook-Wallpaper-Images-1600x1537
قواعد سلبریتی شدن چندان هم مشکل نیستند. اگر شاعر هستید به جای گفتن شعرهای طولانی و سرشار از ایهام و فنون شاعرانه، شعرهای کوتاه سرراست بگویید و یادتان باشد حتما عنصر غافلگیری را در شعرتان رعایت کنید. این سبک گرچه شعر شما را یک بار مصرف می‌کند اما لایک خور خوبی دارد.
اگر روزنامه نگار هستید و داخل ایران هستید حتما تلاش کنید که با خاتمی و اخیرا روحانی عکس بیاندازید. اصلا هم نگران این نباشید که روزنامه نگار قرار است بی‌طرف باشد و هر سال در جشن تولد یک چهره سیاسی شرکت نکند. شما قرار است سلبریتی شوید و یک روزنامه نگار غیر اصلاح طلب شانسی برای معروف شدن ندارد. اگر هم خارج از ایران هستید تلاش کنید که همیشه نشان دهید دغدغه وطن دارید و ضمنا فراموش نکنید که تاریخ سیاسی ایران برای اهالی فیس‌بوک از سال ۸۸ شروع می‌شود، به قبل از این تاریخ کاری نداشته باشید. نهایتا هم اگر ناچار شدید به گذشته برگردید فقط ملی شدن نفت و حمایت از مصدق لایک خور خواهد داشت.
اگر هنرمند هستید حتما به این نکته توجه کنید که باید در بیشتر مواقع خسته باشید و از دنیا ناراضی. باید عکس‌های خاص غمگین بگیرید و مدام از اینکه از دست هنرنا‌شناسان حرص می‌خورید، بنویسید.
اگر سیاستمدار هستید دائما دروغ بگویید و مظلوم نمایی کنید. ترجیحا کمردرد داشته باشید و لزوما از کیهان بد بگویید.
اگر هیچ کدام از این‌ها نیستید سعی کنید به طور متناوب از کلمات مثبت ۱۸ استفاده کنید و به هر مناسبتی فحش رکیک بدهید. دقت کنید که استفاده از غلظت فحاشی را جوری تنظیم کنید که بر یک محور سینوسی استوار باشد تا موجب دلزدگی مخاطبان نشود. این روز‌ها دادن فحش‌های رکیک یعنی شما روشنفکر هستید و فقط آدم‌های خاص فحش می‌دهند. یادتان باشد بهمن محصص و احمد شاملو هم دست به فحش دادنشان خوب بود.
از طرف دیگر جوانانی هستند که جای خالی رسانه‌های مد را در این فضای مجازی پر می‌کنند. بسیاری از دختران ایرانی که در فیس‌بوک به جمع سلبریتی‌ها پیوسته‌اند صرفا به خاطر عکس‌هایی است که به اشتراک می‌گذارند. عکس‌هایی با لباس‌هایی که در این روزهای ایران امکان پوشیدنشان در ملا عام نیست. پسرهای فراوانی هم هستند که به خاطر شکم‌های چند تکه و سینه‌های فراخشان به جمع سلبریتی‌ها پیوسته‌اند. اگر به نظرتان این روش جمع کردن هوادار تنها مختص ایرانی‌ها نیست و در دیگر ملیت‌ها هم وجود دارد، یک نوع دیگر شهرت را به شما نشان می‌دهم که تنها مختص ما ایرانی هاست. مشاهیری از جنس «فعالان حقوق بشر». در فیس‌بوک ایرانی از این دسته مشاهیر زیاد هستند.
در چند ساله اخیر یکی از راه‌های جلب مخاطب، فعالیت‌های بشر دوستانه بوده است. در فضای مجازی کم نیستند افرادی که لقب پر طمطراق «فعال حقوق بشر» را به دوش می‌کشند. کافی است در چند رسانه خبری ترجیحا رادیو فردا و یا بی‌بی‌سی دوست و آشنا داشته باشید تا مصاحبه‌ای یا خبری از شما کار بکنند و چون هیچ شغل خاصی ندارید و تنها در فیس‌بوک و وبلاگتان دم از آزادی و برابری و حقوق زنان و حقوق همجنس گرایان می‌زنید، بنویسند: فلانی، فعال حقوق بشر. تضمین می‌دهم اگر کمی باهوش باشید به سرعت مشهور می‌شوید. تلاش کنید که خودتان را به هیچ وجه رو نکنید، پست‌هایتان را با دقت انتخاب کنید و جواب کامنتها را ندهید. به دیگران هم کاری نداشته باشید، نه لایکی بزنید و نه کامنتی بگذارید. حواستان به اخبار روز باشد تا به محض اینکه جایی خبری درباره نقض حقوق بشر خواندید سریع واکنش نشان دهید. مهم هم نیست این خبر کجا باشد. تهران، ترکیه، کردستان و یا حتی میانمار. مهم هم نیست درباره چه کسی است، از نسرین ستوده گرفته تا جوانفکر. شما باید آدمی باشید که با همه چیزهای بد مخالفید. خشونت، تحریم، جنگ و…. یادتان باشد که باید هوادار حقوق زنان و اقلیت‌ها به خصوص اقلیت‌های جنسی باشید. حتی اگر هنوز هم وقتی در خیابان‌های پاریس دو نفر مرد را در حال بوسیدن عاشقانه می‌بینید اخم می‌کنید، در فیس‌بوک باید از آزادی ازدواج همجنسگرایان حمایت کنید. حقوق زنان را هم فراموش نکنید. دوستی دارم که از مشهور‌ترین فعالان حقوق بشر در فیس‌بوک است اما در عالم واقع، لحظه‌ای از گفتن جُک‌های قومیتی و جنسیتی و کلمات ضد زن باز نمی‌ماند. بسیاری از این فعالان، تاکنون هیچ کار مثبتی در دفاع از حقوق بشر انجام نداده‌اند، به جز نوشتن پست‌های فیس‌بوکی. البته اهمیت چندانی هم ندارد چون برای این دسته از افراد فعالیت حقوق بشر یک سکوی پرتاب است. به کجا؟ خب معلوم است به قله معروفیت فیس‌بوکی.
***
شاید بتوان این مشاهیر فیس‌بوکی را لازمه زندگی مدرن و مجازی دانست و حضور آنان را بی‌خطر فرض کرد. اما نباید از یاد برد که هرچقدر حضور مجازی کاربران بالا‌تر می‌رود تاثیرگذاری این افراد در مخاطبان بیشتر می‌شود. مخاطبانی که ممکن است هرگز با سلبریتی مورد علاقه اشان برخورد نکنند و در عالم واقع از بی‌مایه گی این مشاهیر مطلع نشوند. از آنجا که این افراد به طور معمول نه هنرمندان واقعی هستند و نه شاعران خوب، نه از حقوق بشر چیزی می‌دانند و نه قواعد مبارزه سیاسی را می‌دانند به مرور زمان نقش مخربی در مخاطبان خود خواهند داشت و چون هیچ فضای واقعی برای نقد این اندیشه‌ها وجود ندارد شاید هرگز مخاطب متوجه ضعف این افراد نشود.