آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب

۶ آبان ۱۳۹۲

محسن فرشیدی

اجتماع


فیس‌بوک و کلیشه‌های جنسیتی


man-icon

جنس و جنسیت
بر خلاف آنچه تصور می‌شود تفاوت مهم و بنیادی‌ای میان واژه‌های جنس و جنسیت وجود دارد. این اختلاف از آن جهت دارای اهمیت است که با درک دقیق‌تر آن می‌توان ریشه‌یابی درست‌تری در موضوع تبعیض‌های جنسیتی داشت. اما تفاوت مفهوم جنس و جنسیت چیست؟ جنس به لاتین sex نامیده می‌شود و به خصوصیات بیولوژیک فرد اشاره دارد و جنسیت در معنای لاتین خود gender نام دارد و به نقش‌هایی که توسط اجتماع برای زنان و مردان مطرح شده می‌پردازد. در واقع جنس مجموعه‌ای از صفات بیولوژیک است و جنسیت مجموعه‌ای از صفات اکتسابی و اجتماعی را شامل می‌شود. جنس افراد با گذشت زمان به صورت طبیعی تغییر نمی‌کند، در حالی که نقش‌های جنسیتی با گذشت زمان تحت تأثیر تغییرات اجتماعی قرار می‌گیرند و قابل تغییر هستند.

کلیشه‌های جنسیتی
کلیشه‌های جنسیتی را باید در شاخه جنسیت جستجو کرد. کلیشه‌های جنسیتی مجموعه‌ای از باورهای فرهنگی و اجتماعی مشترک هستند که قابلیت‌ها و ویژگی‌های خاصی را به افراد، یعنی زن و مرد نسبت می‌دهند و خانواده، نهادهای آموزشی، گروههای همسالان، رسانه‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی در بازتولید این کلیشه‌ها مؤثر هستند. آنچه در شناخت بیشتر این موضوع کمک می‌کند، یافتن پاسخ این سوال است که کلیشه‌ها از چه زمانی آغاز می‌شوند؟ آیا آن‌ها به صورت فطری با زایش انسان‌ها ظاهر می‌شوند یا به مرور زمان در انسان‌ها نهادینه می‌شوند؟
واقعیت این است که کودکان از ابتدای زندگی، با انواع کلیشه‌های جنسیتی بمباران می‌شوند، تا آنجا که یک کودک دو- سه ساله بسیاری از کلیشه‌های جنسیتی را آموخته است. این آموزش از راه انتظارات وابسته به جنس والدین، آشنایان و کودکان دیگر صورت می‌گیرد. به این ترتیب، دانشی که کودک از جنسیت خود به دست می‌آورد بر درک او از جنسیت در سراسر زندگی‌اش اثر می‌گذارد. تعالیم و تربیت کودکان می‌تواند مهم‌ترین موضوع برای پیشگیری از ایجاد کلیشه‌های جنسیتی باشند. با بررسی کوتاهی که در مورد کتاب‌های کودکان در ایران صورت گرفته می‌توان به این نتیجه رسید که اولین قدم در جهت ثبت و کاشت این کلیشه‌ها از سوی مراکز دولتی و کتابهای آموزشی صورت می‌پذیرد. مردانه یا زنانه بودن رفتار‌ها در زیرمجموعه‌ای با عنوان کلیشه‌های جنسیتی جای می‌گیرند که عموماً تعاریفی فرهنگی دارد و بیش از آنکه محصول امور زیستی باشد، مقوله‌ای اجتماعی و فرهنگی است. در این کتاب‌ها و بر طبق کلیشه‌ها مردان در بیشتر موارد منطقی، باهوش، فعال، خطر پذیر، دارای اعتماد به نفس و مستقل ترسیم می‌شوند و در مقابل زنان طیف احساساتی، غیر منطقی، منفعل و نیازمند کمک توصیف می‌شوند. این تفکیک در جای جای کتاب‌های کودکان و نوجوانان قرار دارد، از مشاغل گرفته تا شخصیت اول داستان‌ها. این روش تا دوران مدرسه و دانشگاه ادامه پیدا می‌کند و به شکل‌های مختلف در سرتاسر اجتماع بازتولید می‌شوند. با توجه به اهمیت موضوع کلیشه‌های جنسیتی باید تاکید کرد تفاوت‌های بیولوژیکی میان زن و مرد نباید عاملی برای تفاوت‌ها در نقش‌های زنان و مردان تعریف شوند. کلیشه‌های جنسیتی عموما زمینه‌ای برای ستم به زنان هستند و آنچه می‌تواند مانع این موضوع شود بهره‌مندی زنان و مردان از فرصت‌های برابر و در نتیجه نقش‌های برابر در خانه و اجتماع است.

نمونه‌های فیس‌بوکی

Mohsen Sazegara MS2222

اگر گذرتان به شبکه‌های اجتماعی خورده باشد، به احتمال زیاد ویدئوهایی دیده‌اید که به صورت روزانه یا هفتگی توسط افراد به اشتراک گذاشته می‌شوند. این گونه کلیپ‌ها را که چندسالی می‌شود در فضای مجازی زیاد شده در چند حوزه جداگانه می‌توان مورد بررسی قرار داد. در حوزهٔ سیاست شاید مورد جالب توجه ویدئوهای محسن سازگارا باشد. او که فعال سیاسی، روزنامه نگار است بعد از وقایع بحث برانگیز انتخابات سال ۸۸ در ایران به صورتی روزانه ویدئوهایی در وب‌سایت شخصی خود منتشر می‌کند و تا به امروز این روند ادامه دارد و با انتشار هر ویدئو نقد‌ها و دفاعیه‌های زیادی در پی آن دریافت می‌کند. نکته دارای اهمیت و قابل توجه، جنس نقد‌ها یا دفاعیه‌هایی است که او دریافت می‌کند، کمتر پیش می‌آید او به خاطر جنسیت خود مورد نقد یا حمله شخصی قرار بگیرد.

Dr2222

شخصیت دیگری که در سال‌های اخیر از او نیز ویدئوهای زیادی منتشر شده است حسن عباسی نام دارد. او که رئیس اندیشکده «یقین» در ایران است با اظهار نظرهایی جنجالی، همراه با چاشنی طنز، مخاطبانی به دست آورده است. وی در دیدگاه‌های خود به بسط نوعی تئوری دفاعی با نام «دفاع نامتقارن» مشهور است که بر مبنای «شهادت‌طلبی در مسیر رضایت خداوند» است. دکتر عباسی معتقد است مجله نیویورک تایمز هر هفته در مورد او مطلب می‌نویسد و خود را کسینجر اسلام می‌نامد. چندی پیش وی در یکی از اظهار نظرهای خود گفت دشمنان با ساختن انیمیشن یوگی و دوستان به نوح پیامبر اهانت کرده‌اند. او نیز با توجه به سخنان غیرمتعارفش به دلیل جنسیت خود مورد حمله‌های جنسیتی قرار نمی‌گیرد.
اما در کنار این ویدئو‌ها افراد دیگری نیز هستند که هر از گاهی در شبکه‌های اجتماعی بواسطه تصاویر یا نوشته‌های خود سر و صدا به پا می‌کنند. موضوع مورد توجه این مطلب، انتقادهای وارده و تمسخر‌ها از منظر جنسیتی به اینگونه مطالب است و طرح این سوال که چرا این حمله‌های جنسیتی بیشتر دامن زنان را گرفته است. یکی از این افراد مهناز هدایتی است.
246683_10150652006875158_5820282_n
او خودش را شاعر و روزنامه نگار مقیم لندن معرفی می‌کند و در صفحه فیس‌بوک خود بیش از سی و پنج هزار دنبال کننده دارد. به دلایل زیادی بیشتر نوشته‌های او مورد حمله و یا در برخی موارد و فارغ از چرایی و یا درستی و غلطی آن مورد نقد و یا بهتر بگوییم تمسخر افراد قرار می‌گیرد. نقد به هر نوشته‌ای از طبیعی‌ترین رفتار‌ها و واکنش‌ها در دنیای مجازی است، اما وقتی تمسخر و توهین جنسیتی جای نقد منصفانه را می‌گیرد باید ریشه یابی آن را در‌‌ همان نوع نگاه متفاوت جامعه به زنان و مردان دید.‌‌ همان نگاهی که دلیل عمده آن را باید در‌‌ همان کلیشه‌های جنسیتی ذکر شده و بازتولید آن‌ها جستجو کرد.

نمودار و نمونه‌های نقد جنسیتی
هر کدام از افراد نامبرده در فیس‌بوک مخاطبان زیادی دارند، ‌گاه برای پیگیری مطالب منتشر شده از سوی افراد و‌گاه به دلیل نقد و اعلام مخالفت در بخش نظرات.
chart1
صفحه محسن سازگارا را بیش از صدهزار نفر در فیس‌بوک لایک کرده‌اند، او موافقین و مخالفان خود را دارد. برخی او را جدا شده از جنبش اعتراضی مردم ایران به نام جنبش سبز می‌دانند و برخی دیگر از او به خاطر همراهی با معترضین تا به امروز مورد سپاس قرار داده‌اند. عده‌ای نیز او را همچنان وابسته به نهادهای حکومتی ایران می‌دانند و از این منظر وی را مورد نقد قرار می‌دهند. بیشتر حمایت و مخالفت‌های با او در موردهای ذکر شده خلاصه می‌شوند.
chart2
صفحه حسن عباسی که توسط برخی دانشجویان هوادار او مدیریت می‌شود نیز هزاران دنبال کننده دارد و در‌‌ همان زمینه‌ها مورد نقد و حمایت قرار گرفته است. وب‌سایت او نیز چنین وضعیتی دارد.
اما با تغییر جنسیت فرد، نقد‌ها نیز شکلی دیگر به خود می‌گیرند. مهناز هدایتی نیز همانطور که ذکر شد بیش از سی و پنج هزار دنبال کننده دارد. مقدار قابل توجهی از نظرات دنبال کننده‌های او تمسخر و نقد جنسیتی است. پوریا در بخش نظرات صفحه او نوشته است: «با وجود تو جمعیت زمین باید سه برابر می‌شد، چون به همه سکس می‌دهی.» امیر در زیر یکی از عکس‌های او نوشته: «رابطه‌ جنسی و خدمات دادن به دیگران هم از همینجا شروع کرده بودی؟» بهنام نیز که خود را دانشجویی در آمریکا معرفی می‌کند نوشته است: «برای رابطه جنسی چه مقدار پول دریافت می‌کنی؟» … بیشتر نقد‌ها در صفحه او جنسیتی است و در مقایسه‌ای که صورت گرفته، و در نمودارهای شماره یک و دو قابل مشاهده است این موضوع به روشنی قابل مشاهده است. در صورتی که مخالفان مردان مورد بررسی قرار گرفته در بیشتر موارد به نقد دیدگاه و تفکرات افراد مورد نظر ختم می‌شود. این موضوع تنها به این افراد و فیس‌بوک خلاصه نمی‌شوند. در بیشتر سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی، قبل از آنکه زنان به دلیل توانایی‌ها و یا عدم توانایی خود مورد مخالفت قرار بگیرند، به دلیل زنانگی خود مورد حمله و نقد قرار گرفته‌اند.

ریشه این‌گونه ناهنجاری‌ها می‌تواند ناشی از‌‌ همان کلیشه‌های جنسیتی اشاره شده باشند. کلیشه‌هایی که تا عمق وجود اکثریت جامعه ریشه دوانده‌اند. هر زمان که شخص مورد نقد قرار گرفته زن باشد، فارغ از اینکه در چه دسته بندی سیاسی و اجتماعی یا هنری، فرهنگی و … قرار می‌گیرد، شکل نوشته‌ها متفاوت می‌شود. جنس نوشته‌ها از حالت نقد جدا شده و رنگ بوی جنسیتی به خود می‌گیرند. از این دست موارد بسیار است و باید تاکید کرد تا زمانی‌که تغییرات اساسی و ریشه‌ای از سنین کودکی آغاز نشوند، نمی‌توان به تغییرات شگرفی در این زمینه امیدوار بود.